پرش به محتوای اصلی

از دنیا رفتن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ‌های ثبت‌شده برای «از دنیا رفتن»:
مردنمرگارتحالفوتشدنفوت

سرنخ «از دنیا رفتن در جدول» چند پاسخ هم‌معنی دارد: مردن، مرگ، ارتحال، فوتشدن و فوت. طول خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کنند کدام گزینه باید نوشته شود. در شکل ذخیره‌شده‌ی جدول، مردن چهار حرف، مرگ سه حرف، ارتحال شش حرف، فوتشدن شش حرف و فوت سه حرف دارد.

این واژه‌ها از نظر معنا به پایان زندگی و درگذشتن مربوط‌اند، اما لحنشان یکسان نیست. «مردن» فعل و مستقیم‌تر است، «مرگ» نامِ پایان زندگی است، «فوت» محترمانه‌تر و رسمی‌تر به نظر می‌رسد و «ارتحال» لحنی ادبی، مذهبی یا بسیار رسمی دارد.

معنی از دنیا رفتن

عبارت از دنیا رفتن کنایه‌ای مؤدبانه برای مردن و پایان یافتن زندگی انسان است. این تعبیر به جای بیان مستقیم مرگ به کار می‌رود و در گفت‌وگو، خبر، نوشته‌های سوگوارانه و متن‌های رسمی کاربرد زیادی دارد. «درگذشتن»، «فوت کردن» و «رحلت کردن» نیز در همین حوزه قرار می‌گیرند.

در جدول‌های کلمات، چنین عبارت توضیحی معمولاً با یک اسم یا فعل کوتاه پاسخ داده می‌شود. بنابراین «از دنیا رفتن» می‌تواند مرگ، مردن، فوت، فوتشدن یا ارتحال را تداعی کند. تعداد خانه‌ها کمک می‌کند پاسخ درست از میان مترادف‌ها انتخاب شود.

راهنمای شمارش: در پاسخ‌های جدول فاصله و نیم‌فاصله معمولاً خانه‌ی جداگانه ندارند. «فوتشدن» شش حرف پیوسته دارد و شکل رایج نوشتاری آن در جمله «فوت شدن» یا «فوت‌شدن» است.

مردن؛ فعل مستقیم

مردن فعل مصدر و یکی از مستقیم‌ترین پاسخ‌ها برای «از دنیا رفتن» است. این واژه به پایان یافتن زندگی یا از دست رفتن حیات اشاره می‌کند و چهار حرف دارد: م، ر، د، ن. «مرد» و «مرده» شکل‌های دیگری از همین خانواده‌اند، اما با مصدر مردن یکی نیستند.

مردن در زبان روزمره کاملاً شناخته‌شده است، اما برای خبر رسمی درباره‌ی انسان‌ها ممکن است از «درگذشتن»، «فوت کردن» یا «از دنیا رفتن» استفاده شود. در نوشته‌های ادبی نیز گاهی برای جان‌باختن، خاموش شدن یا نابود شدن استعاری به کار می‌رود؛ مانند «مردن امید» یا «مردن یک رسم قدیمی».

  • چهار حرف: م، ر، د، ن.
  • نقش واژه: فعل مصدر.
  • لحن: مستقیم و عمومی؛ با توجه به بافت ممکن است صریح به نظر برسد.

مرگ؛ نام پایان زندگی

مرگ اسمِ پایان زندگی و از میان رفتن نشانه‌های حیات است. این واژه سه حرف دارد: م، ر، گ. در مقایسه با «مردن» که فعل است، مرگ اسم است؛ می‌گوییم «مرگ او فرا رسید» اما «او مرد» یا «او از دنیا رفت».

مرگ در فارسی هم معنای واقعی دارد و هم کاربرد استعاری. «مرگ یک اندیشه»، «مرگ امید» یا «مرگ یک سنت» به پایان یا از بین رفتن آن چیز اشاره می‌کند. در متن‌های علمی، پزشکی، فلسفی و ادبی نیز مرگ واژه‌ای رایج و چندلایه است.

مرگ | ۳ حرفاسمِ پایان زندگی یا از میان رفتن حیات.
مردن | ۴ حرففعلِ پایان یافتن زندگی یا جان دادن.

فوت و فوتشدن

فوت در این سرنخ به معنی درگذشتن و از دنیا رفتن است و سه حرف دارد: ف، و، ت. «فوت» در زبان رسمی، اداری و گفت‌وگوی محترمانه بسیار رایج است؛ برای نمونه، «خبر فوت او منتشر شد» یا «پس از فوت پدرش، مراسم برگزار شد».

فوتشدن شکل فعلی و پیوسته‌ی پاسخ ذخیره‌شده است و شش حرف دارد: ف، و، ت، ش، د، ن. در نوشتار معیار معمولاً آن را «فوت شدن» با فاصله یا «فوت‌شدن» با نیم‌فاصله می‌نویسند، اما در جدول‌ها برای پر کردن خانه‌ها فاصله حذف می‌شود و «فوتشدن» ثبت می‌گردد.

در فارسی «فوت» معانی دیگری هم دارد؛ مثلاً فوت کردن یعنی دمیدن یا از دهان هوا بیرون دادن. در سرنخ «از دنیا رفتن»، معنی مورد نظر همان درگذشتن است و با حروف تقاطعی از معنای‌های دیگر جدا می‌شود.

نکته‌ی املایی: اگر پاسخ خانه‌ای است، «فوتشدن» را پیوسته بشمارید؛ در متن معمول، «فوت شدن» یا «فوت‌شدن» خواناتر است. هر دو شکل به یک فعل اشاره دارند.

ارتحال؛ کوچ از جهان

ارتحال به معنی کوچ کردن، سفر کردن و در کاربرد رایج‌تر درگذشتن یا از دنیا رفتن است. این واژه شش حرف دارد: ا، ر، ت، ح، ا، ل. در مقایسه با مرگ و مردن، ارتحال لحن سنگین‌تر، رسمی‌تر و گاهی مذهبی دارد.

ارتحال بیشتر برای شخصیت‌های دینی، علمی یا سیاسی، و در متن‌های خبری و سوگ‌نامه‌ای رسمی استفاده می‌شود. «ارتحال عالم بزرگ» یا «ارتحال رهبر دینی» نمونه‌هایی از کاربرد آن است. در گفت‌وگوی روزمره، «فوت» و «درگذشت» معمولاً طبیعی‌تر هستند.

این واژه در اصل تصویر «کوچ کردن» از جهان را می‌سازد و به همین دلیل لحن آن غیرمستقیم و احترام‌آمیز است. بااین‌حال، در جدول فقط باید تعداد خانه‌ها و حروف را ملاک قرار داد.

تفاوت لحن پاسخ‌ها

  • مردن: مستقیم، عمومی و فعلی؛ مناسب تعریف ساده‌ی «از دنیا رفتن».
  • مرگ: اسمِ پایان زندگی؛ خنثی، علمی یا ادبی بسته به جمله.
  • فوت: کوتاه و محترمانه؛ رایج در خبرها و گفتار رسمی.
  • فوتشدن: شکل فعلیِ فوت؛ در جدول پیوسته نوشته می‌شود.
  • ارتحال: رسمی، ادبی و احترام‌آمیز؛ بیشتر در متن‌های سنگین یا مذهبی.

هیچ‌کدام از این تفاوت‌های لحنی باعث نمی‌شود پاسخ ذخیره‌شده نادرست باشد. همه‌ی آن‌ها در فرهنگ‌ها یا کاربردهای فارسی به مفهوم مردن و درگذشتن نزدیک‌اند. طراح جدول با طول واژه، گزینه‌ی مورد نظر را مشخص می‌کند.

واژه‌های نزدیک و محترمانه

«درگذشتن»، «وفات کردن»، «رحلت کردن»، «جان باختن»، «جان سپردن»، «به دیار باقی شتافتن» و «چشم از جهان فروبستن» از تعبیرهای نزدیک به از دنیا رفتن هستند. «جان باختن» معمولاً برای مرگ در حادثه، جنگ یا فداکاری به کار می‌رود؛ «رحلت» و «وفات» رنگ رسمی یا مذهبی دارند و «درگذشتن» در زبان امروز بسیار رایج است.

  • درگذشتن: تعبیر محترمانه و عمومی برای مردن.
  • وفات کردن: رسمی و بیشتر مذهبی یا اداری.
  • رحلت کردن: ادبی و احترام‌آمیز، به معنی کوچ کردن.
  • جان باختن: مردن در حادثه، جنگ یا راهی پرخطر.
  • جان سپردن: تعبیر ادبی برای مردن.

راهنمای حل جدول

برای پیدا کردن پاسخ، خانه‌ها را بشمارید. مرگ و فوت هر دو سه حرفی‌اند و حروف تقاطعی آن‌ها را جدا می‌کند. مردن چهار حرف دارد. ارتحال و فوتشدن هر دو شش حرفی‌اند، اما الگوی حروفشان کاملاً متفاوت است: ارتحال با ا آغاز می‌شود و فوتشدن با ف.

اگر سرنخ به فعل اشاره کند، «مردن» یا «فوتشدن» مناسب‌تر است؛ اگر اسم پایان زندگی خواسته شود، «مرگ» یا «فوت» گزینه‌های محتمل‌اند. اگر لحن سرنخ رسمی و ادبی باشد، ارتحال را بررسی کنید. در این مدخل همه‌ی پاسخ‌ها از پیش ثبت شده‌اند و با تقاطع‌ها انتخاب می‌شوند.

شمارش نهایی: مردن ۴، مرگ ۳، ارتحال ۶، فوتشدن ۶ و فوت ۳ حرف دارند.

جمع‌بندی

سرنخ: از دنیا رفتن در جدول

پاسخ‌ها: مردن، مرگ، ارتحال، فوتشدن، فوت

شمارش: مردن ۴؛ مرگ ۳؛ ارتحال ۶؛ فوتشدن ۶؛ فوت ۳ حرف.

نکته: فوتشدن شکل پیوسته‌ی جدولیِ «فوت شدن» است و ارتحال لحنی رسمی و احترام‌آمیز دارد.

پس برای سرنخ «از دنیا رفتن»، پاسخ را با تعداد خانه‌ها و لحن تعریف تطبیق دهید. فهرست کامل این مدخل مردن، مرگ، ارتحال، فوتشدن و فوت است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.