اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «جسد» روبهرو شدهاید، پاسخ ثبتشدهٔ آن «جنازه» است. جنازه پنج حرف دارد: ج، ن، ا، ز، ه. این واژه در زبان عمومی به پیکر بیجان انسان گفته میشود و در بسیاری از سرنخهای جدول، هممعنی مستقیم جسد، نعش و پیکر است.
جسد واژهای عمومیتر برای بدن یا کالبد است و میتواند در بعضی بافتها برای بدن انسان یا حیوان، زنده یا مرده، به کار رود؛ جنازه معمولاً به بدن پس از مرگ اشاره دارد. «پیکر» نیز واژهای محترمانهتر و ادبیتر است و در خبرهای رسمی و یادبودها بسیار دیده میشود.
معنی جسد
جسد به جسم، تن یا کالبد انسان و گاهی حیوان گفته میشود، بهویژه هنگامی که بدن بیجان باشد. این واژه در متنهای پزشکی، خبری، جنایی، تاریخی و باستانشناسی کاربرد دارد. «کشف جسد در محل حادثه»، «بررسی جسد» و «جسد مومیاییشده» نمونههایی از کاربرد خنثی و توصیفی آن هستند.
جسد بیشتر روی خودِ بدن و وضعیت مادی آن تمرکز دارد. لحن آن میتواند رسمی یا علمی باشد و الزاماً بار توهینآمیز ندارد. در متن حساس، انتخاب واژه باید با توجه به احترام فرد و خانوادهاش انجام شود؛ گاهی «پیکر» یا «بدن» مناسبتر از «جسد» است.
جسد در کاربرد علمی و تاریخی
در پزشکی قانونی، جسد ممکن است برای بررسی علت مرگ و شناسایی به کار رود. در باستانشناسی، از جسد انسان تاریخی، مومیایی یا بقایای انسانی سخن گفته میشود. این کاربردها توصیفیاند و لزوماً قصد بیاحترامی ندارند.
معنی جنازه
جنازه به بدن بیجان انسان گفته میشود، بهخصوص بدنی که برای غسل، کفن، تشییع یا دفن آماده شده است. در گفتار عمومی «جنازه را تشییع کردند» و «جنازه در تابوت قرار گرفت» کاربردهای شناختهشدهاند. این واژه گاهی با خودِ مراسم و فرآیند تشییع نیز همراه میشود و به همین دلیل از جسد اجتماعیتر و آیینیتر است.
جنازه پنج حرف دارد و در جدول برای سرنخهایی مانند جسد، بدن مرده، پیکر بیجان و مرده به کار میرود. پاسخهای تقاطعی باید حروف ج، ن، ا، ز، ه را تأیید کنند. اگر سه خانه باشد، جنازه نمیگنجد و باید «جسد»، «میت» یا «نعش» را بررسی کرد.
جنازه و آیین تشییع
در فرهنگ فارسی، جنازه فقط یک مفهوم پزشکی نیست و با آیینهای سوگواری، نماز میت، تشییع و خاکسپاری پیوند دارد. به همین علت در گزارشهای اجتماعی و گفتوگو دربارهٔ مرگ، گاهی «پیکر» یا «میت» با توجه به بافت محترمانهتر انتخاب میشود.
شمارش حروف و پاسخهای نزدیک
۵ حرف؛ بدن مرده و پاسخ ثبتشدهٔ این سرنخ
۳ حرف؛ جسم یا بدن بیجان، واژهای خنثی و رسمی
۳ حرف؛ فرد درگذشته، کاربرد دینی و رسمی
۳ حرف؛ کالبد مرده، با لحن ادبی یا عینی
۴ حرف؛ بدن یا جسد، با لحن محترمانه و ادبی
۴ حرف؛ بیشتر برای بدن مردهٔ حیوان و در مورد انسان نامحترمانه
این واژهها از نظر معنی همپوشانی دارند، اما لحن و کاربردشان متفاوت است. در جدول، تعداد خانهها حرف اول را میزند. «جنازه» با ج آغاز میشود؛ «جسد» نیز با ج، اما کوتاهتر است. «میت» و «نعش» سه حرف دارند و حرفهای متفاوتی میسازند.
تفاوت جسد، جنازه و پیکر
جسد واژهای خنثیتر و توصیفی است و در خبر، پزشکی و پژوهش دیده میشود. جنازه بیشتر به بدن انسان پس از مرگ و گاهی به وضعیت آماده برای تشییع و دفن اشاره دارد. پیکر واژهای نرمتر، ادبیتر و محترمانهتر است و برای افراد شناختهشده، شهدا، هنرمندان و بزرگان کاربرد زیادی دارد.
این تفاوتها مطلق نیستند و در فرهنگها همهٔ این واژهها مترادف هم آمدهاند. اما در نگارش حساس، توجه به لحن اهمیت دارد. گفتن «پیکر استاد به زادگاهش منتقل شد» محترمانه و رسمی است؛ «جسد» در گزارش پزشکی قانونی لحن خنثی و تخصصی دارد؛ «جنازه» در زمینهٔ تشییع و مراسم طبیعیتر است.
تفاوت با میت و نعش
میت واژهای عربی و رایج در متون دینی، فقهی و رسمی برای فرد درگذشته است. عبارتهایی مانند «غسل میت»، «کفن میت» و «احکام میت» کاربردهای شناختهشدهاند. میت سه حرف دارد و در جدول برای سرنخهایی با فضای مذهبی یا شرعی مناسب است.
نعش نیز به کالبد بیجان انسان یا حیوان گفته میشود و در شعر، نثر قدیمی و توصیف صحنهها دیده میشود. «نعش بر دوش» و «نعش را حمل کردند» نمونههایی از کاربرد ادبی یا عینی است. نعش سه حرف دارد، اما لحن آن میتواند از «پیکر» خشنتر یا مستقیمتر به نظر برسد.
تفاوت با لاشه
لاشه معمولاً برای بدن مردهٔ حیوان به کار میرود؛ لاشهٔ گوسفند، لاشهٔ ماهی یا لاشهٔ حیوان در جاده. استفاده از این واژه برای انسان در زبان محترمانه بسیار نامناسب و تحقیرآمیز است، مگر در متنی تخصصی یا جنایی که قصد توصیف وضعیت متلاشیشده و هولناک را داشته باشد.
در جدول، لاشه و جنازه ممکن است بهعنوان واژههای نزدیک دیده شوند، اما سرنخ و لحن را بررسی کنید. «مردهٔ حیوان» معمولاً لاشه میخواهد؛ «جسد انسان» جنازه یا پیکر؛ و «بدن بیجان» میتواند جسد، میت یا نعش باشد.
کاربرد محترمانه در خبر و گفتوگو
هنگام صحبت از مرگ، بهتر است واژه را بر اساس موقعیت انتخاب کنیم. در گزارش رسمی و پزشکی، جسد واژهای دقیق و خنثی است. در خبرهای اجتماعی، جنازه و پیکر هر دو ممکناند، اما پیکر برای حفظ حرمت و جنازه برای تمرکز بر تشییع یا مراسم رایجتر است. در پیام تسلیت، «درگذشت» و «پیکر» معمولاً لحن مناسبتری دارند.
- پیکر: برای زبان محترمانه، ادبی و یادبود.
- جنازه: برای تشییع، تابوت و بدن آمادهٔ دفن.
- جسد: برای گزارش خنثی، پزشکی یا پژوهشی.
- میت: برای بافت دینی و فقهی.
- لاشه: بیشتر برای حیوان و نامناسب برای خطاب محترمانه به انسان.
جسد در ادبیات و فرهنگ
در ادبیات داستانی، جسد میتواند عنصر یک روایت جنایی، رازآلود یا تاریخی باشد. نویسنده ممکن است برای ایجاد فضای رسمی و عینی از جسد استفاده کند، برای لحظهٔ سوگواری از پیکر و برای صحنهٔ تشییع از جنازه. انتخاب واژه به زاویهٔ دید، لحن راوی و احساس مورد نظر بستگی دارد.
جنازه نیز در شعر و نثر با تصویر مرگ، رفتن و بدرقه همراه است. پیکر در ادبیات میتواند حتی برای بدن زنده، اندام، مجسمه یا شکل یک چیز به کار رود؛ پس همیشه به معنی مرده نیست. این نکته باعث میشود «پیکر» از نظر معنایی گستردهتر از «جنازه» باشد.
راهنمای حل سرنخ در جدول
- تعداد خانهها را بشمارید؛ جنازه پنج حرف دارد.
- اگر سه خانه بود، جسد، میت یا نعش را بررسی کنید.
- اگر چهار خانه بود، پیکر یا لاشه ممکن است مطرح باشد.
- اگر پنج خانه بود و حروف ج، ن، ا، ز، ه با تقاطعها سازگار بود، جنازه را وارد کنید.
- به فضای سرنخ توجه کنید؛ «مردهٔ حیوان» با «جسد انسان» تفاوت دارد.
در سرنخهای جدول، گاهی «جسد» بهعنوان تعریف و «جنازه» بهعنوان پاسخ میآید؛ گاهی نیز برعکس. معنیها در فرهنگ عمومی نزدیکاند و تنها تعداد خانهها و حروف تقاطعی پاسخ نهایی را مشخص میکند. اگر عنوان کوتاه و بدون قید است، همهٔ گزینههای هممعنی را تا زمان روشن شدن تقاطعها در نظر بگیرید.
پرسشهای متداول
پاسخ ثبتشده «جنازه» است.
جنازه پنج حرف دارد: ج، ن، ا، ز، ه.
جسد، میت و نعش هر سه سهحرفیاند و با توجه به حروف تقاطعی انتخاب میشوند.
پیکر واژهای محترمانهتر و گستردهتر برای بدن است؛ جنازه معمولاً به بدن انسان پس از مرگ و در زمینهٔ تشییع اشاره دارد.
معمولاً برای حیوانات است و استفاده از آن دربارهٔ انسان در گفتار محترمانه مناسب نیست.
جمعبندی
پاسخ «جسد در جدول» واژهٔ پنجحرفی «جنازه» است. جسد به جسم یا بدن بیجان اشاره دارد، جنازه بیشتر برای پیکر مردهٔ انسان و زمینهٔ تشییع به کار میرود و پیکر لحنی محترمانه و ادبی دارد. میت و نعش سهحرفیاند، پیکر و لاشه چهارحرفی و جنازه پنجحرفی. برای حل جدول تعداد خانهها و حروف تقاطعی را بررسی کنید و در کاربرد واقعی، واژهای متناسب با احترام و موقعیت انتخاب کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!