پرش به محتوای اصلی

بستن در جدول

۱۱ دقیقه مطالعه
پاسخ‌های جدول برای «بستن در جدول»رتق، تخته‌کردنپاسخ‌ها با توجه به معنی و طول خانه‌ها: رتق سه حرف، تخته‌کردن هشت حرف

سرنخ «بستن» در جدول کلمات متقاطع می‌تواند دو پاسخ «رتق» و «تخته‌کردن» داشته باشد. رتق واژه‌ای سه‌حرفی به معنی بستن، دوختن، پیوستن و مسدود کردن است. تخته‌کردن فعلی هشت‌حرفی و اصطلاحی است که علاوه بر بستن با تخته، در زبان عامیانه به تعطیل کردن دکان یا محل کسب اشاره می‌کند.

در دادهٔ جدول، پاسخ دوم به شکل «تختهکردن» ثبت شده است؛ اما در نوشتار معیار بهتر است آن را با نیم‌فاصله، یعنی «تخته‌کردن»، بنویسیم. نیم‌فاصله در شمارش حروف جای جداگانه‌ای ندارد و حروف اصلی این عبارت هشت تاست: ت، خ، ت، ه، ک، ر، د و ن. اگر جدول خانه‌های جداگانه برای عبارت داشته باشد، ممکن است فاصله یا نیم‌فاصله را نادیده بگیرد.

راهنمای سریع: بستنِ عمومی و سه‌حرفی = رتق؛ بستن یا تعطیل کردن دکان و هشت‌حرفی = تخته‌کردن. معنی سرنخ و تعداد خانه‌ها پاسخ نهایی را مشخص می‌کند.

رتق به چه معناست؟

رتق در اصل به معنی بستن، دوختن، به هم پیوستن و مسدود کردن است. این واژه بیشتر در زبان رسمی، ادبی و فرهنگ‌نامه‌ای دیده می‌شود و در گفتار روزمره کمتر از فعل سادهٔ بستن به کار می‌رود. اگر دو بخش از هم جدا باشند و آن‌ها را به هم بدوزند یا پیوند دهند، مفهوم رتق به این عمل نزدیک است.

رتق در برابر فتق قرار می‌گیرد. فتق به معنی شکافتن، گشودن یا از هم باز کردن است و رتق به معنی بستن و پیوستن. ترکیب معروف «رتق و فتق» از همین تقابل ساخته شده است. در کاربرد مجازی، «رتق و فتق امور» یعنی سامان دادن، حل‌وفصل کردن و ادارهٔ کارها.

در جدول، سرنخ کوتاه «بستن» با پاسخ رتق معمولاً به همین معنی لغت‌نامه‌ای اشاره دارد. رتق سه حرف دارد: ر، ت و ق. اگر خانهٔ اول ر و خانهٔ سوم ق باشد، پاسخ بسیار روشن است. این واژه گزینه‌ای مناسب برای جدول‌های کلاسیک و سرنخ‌های رسمی‌تر است.

رتق
۳ حرف؛ بستن و به هم پیوستن
فتق
۳ حرف؛ شکافتن و گشودن
تخته‌کردن
۸ حرف؛ بستن یا تعطیل کردن محل
بستن
۵ حرف؛ فعل اصلی سرنخ

تخته‌کردن یعنی چه؟

تخته‌کردن در معنای مستقیم یعنی چیزی را با تخته یا چوب پوشاندن و بستنش؛ برای نمونه، پنجره یا دری را تخته کردن. اما کاربرد مشهورتر آن در گفتار عامیانه و اصطلاحات بازار، بستن و تعطیل کردن مغازه، دکان یا محل کار است. وقتی می‌گوییم «دکانش را تخته کرد»، معمولاً منظور این است که کسب‌وکارش را تعطیل کرد.

این تعطیلی ممکن است موقتی یا دائمی باشد و از خود جمله و موقعیت فهمیده می‌شود. گاهی تخته کردن کنایه از پایان دادن به فعالیت یک محل است و گاهی واقعاً با گذاشتن تخته بر در و پنجره همراه بوده است. در هر دو حالت، واژه به مفهوم بستن ارتباط دارد، اما از بستن عمومی خاص‌تر است.

تخته‌کردن هشت حرف دارد: ت، خ، ت، ه، ک، ر، د و ن. نیم‌فاصله میان «تخته» و «کردن» نویسهٔ جداگانه‌ای برای خانهٔ جدول نیست. اگر سرنخ «بستن دکان»، «تعطیل کردن مغازه» یا «بستن محل کسب» باشد، تخته‌کردن پاسخ بسیار مناسبی است.

املای درست تخته‌کردن

در نوشتار معیار، «تخته‌کردن» یک فعل مرکب است و بهتر است با نیم‌فاصله نوشته شود. جزء نخست «تخته» و جزء دوم «کردن» است. شکل یک‌پارچهٔ «تختهکردن» ممکن است در پایگاه داده، عنوان جدول یا خانه‌های پشت سر هم دیده شود، اما از نظر نگارشی شکل نیم‌فاصله‌دار خواناتر و درست‌تر است.

گاهی این عبارت را با فاصلهٔ کامل، یعنی «تخته کردن»، نیز می‌نویسند. در متن‌های معمول، فاصلهٔ کامل ممکن است قابل قبول و رایج باشد، اما برای فعل مرکب و نمایش منسجم، نیم‌فاصله انتخاب مناسبی است. در جدول، چون خانه‌ها پیوسته‌اند و فاصله در شمارش حرف وارد نمی‌شود، هر سه نمایش فنی می‌توانند به همان هشت حرف اشاره کنند.

نکتهٔ نگارشی: شکل پیشنهادی در متن «تخته‌کردن» است؛ در بانک داده ممکن است «تختهکردن» و در توضیح عادی «تخته کردن» دیده شود. تعداد حروف اصلی در هر حالت هشت است.

تفاوت رتق و تخته‌کردن

رتق واژه‌ای کوتاه و رسمی برای بستن، دوختن یا پیوستن است و موضوع آن می‌تواند یک شکاف، دو قطعه یا هر چیز گشوده‌ای باشد. تخته‌کردن فعلی مرکب و کنایی است که در کاربرد مشهور خود به بستن و تعطیل کردن دکان یا محل کار اشاره دارد. بنابراین این دو از نظر معنی کلی نزدیک‌اند، اما زمینه و طولشان متفاوت است.

رتق سه حرف دارد و در سرنخ عمومی «بستن» پاسخ سریع و فرهنگ‌نامه‌ای است. تخته‌کردن هشت حرف دارد و معمولاً به سرنخ جزئی‌تر مانند «بستن دکان» یا «تعطیل کردن مغازه» نیاز دارد. اگر طراح فقط «بستن» را نوشته باشد، هر دو پاسخ با توجه به تعداد خانه‌ها ممکن‌اند؛ اگر تعداد خانه‌ها سه باشد رتق و اگر هشت باشد تخته‌کردن بررسی می‌شود.

از نظر سبک زبانی نیز رتق رسمی‌تر و عربی‌ریشه است، در حالی که تخته‌کردن فعلی فارسی و گفتاری‌تر و تصویری‌تر است. ترکیب «رتق و فتق» در نوشته‌های رسمی و ادبی رایج است؛ عبارت «دکان را تخته کردن» در گفت‌وگو و نثر عامیانه بیشتر شنیده می‌شود.

بستن در معنی‌های گوناگون

فعل بستن در فارسی کاربردهای بسیار دارد. بستن در، بستن پنجره، بستن بند کفش، بستن کمربند، بستن قرارداد، بستن راه، بستن دکان، بستن حساب و بستن دهان، هرکدام معنای خاصی دارند. به همین دلیل، سرنخ «بستن» به‌تنهایی می‌تواند پاسخ‌های متعددی داشته باشد و حروف متقاطع نقش مهمی پیدا می‌کنند.

برای بستن فیزیکی، واژه‌هایی مانند قفل کردن، مهر کردن، مسدود کردن و بستن مطرح‌اند. برای تعطیلی محل، بستن، تعطیل کردن و تخته‌کردن به کار می‌روند. برای پیوستن و دوختن، رتق مناسب است. برای اتصال دو چیز، چسباندن، جفت کردن و متصل کردن گزینه‌های دیگری هستند.

در جدول‌های واژگانی، طراح ممکن است از معنی فرعی یا ادبی بستن استفاده کند. وجود پاسخ «رتق» نشان می‌دهد که سرنخ می‌تواند به معنی بستن و پیوستن اشاره داشته باشد؛ وجود «تخته‌کردن» نشان می‌دهد که تعطیلی دکان نیز در دامنهٔ پاسخ قرار گرفته است.

رتق و فتق

رتق و فتق دو واژهٔ متقابل‌اند. رتق بستن و به هم آوردن است و فتق گشودن و از هم جدا کردن. در متون رسمی، «رتق و فتق امور» کنایه از رسیدگی به کارها، ادارهٔ امور و حل‌وفصل مسائل است. شناخت این ترکیب برای جدول مفید است، زیرا اگر سرنخ «بستن» یا «دوختن» باشد، رتق محتمل است و اگر «شکافتن» یا «گشودن» باشد، فتق را بررسی می‌کنیم.

هر دو واژه سه حرف دارند و ممکن است بدون حروف متقاطع با هم اشتباه شوند. حرف نخست و آخر کمک‌کننده است: رتق با ر شروع و با ق تمام می‌شود؛ فتق با ف شروع و با ق تمام می‌شود. معنی سرنخ نیز باید با یکی از دو مفهوم بستن یا گشودن سازگار باشد.

در کاربرد پزشکی، «فتق» معنی تخصصی دیگری هم دارد، اما در جدول واژگان ممکن است همان مفهوم گشودن یا بیرون‌زدگی را هدف بگیرد. برای پاسخ حاضر، رتق به معنی بستن است و با سرنخ مستقیم هماهنگی دارد.

تخته کردن دکان و محل کسب

یکی از رایج‌ترین کاربردهای تخته‌کردن، تعطیل کردن دکان است. در گذشته، بستن درِ مغازه با تخته نشانهٔ پایان کار روزانه یا تعطیلی محل بوده و این تصویر به صورت کنایه وارد زبان شده است. امروز نیز «دکان را تخته کرد» می‌تواند یعنی صاحب آن محل را بست، فعالیتش را تعطیل کرد یا دیگر به کسب‌وکار ادامه نداد.

این عبارت گاهی برای بی‌اعتبار کردن یا از میدان خارج کردن فعالیت شخص دیگری هم به کار می‌رود؛ مثلاً «رقیبش را تخته کرد» می‌تواند معنای کنایی داشته باشد. بافت جمله تعیین می‌کند که منظور بستن واقعی محل است یا شکست دادن و تعطیل کردن فعالیت.

در جدول، تخته‌کردن معمولاً با سرنخ‌هایی مانند بستن دکان، تعطیل کردن مغازه، تعطیلی محل کسب یا بستن محل همراه است. اگر سرنخ فقط «بستن» باشد، پاسخ طولانی‌تر به حروف متقاطع نیاز دارد. پاسخ کوتاه‌تر و عمومی‌تر در این job، رتق است.

نکتهٔ انتخاب: «بستن» با سه خانه و حروف ر...ق = رتق؛ «بستن دکان» با هشت خانه و الگوی تخته... = تخته‌کردن. یک سرنخ کوتاه می‌تواند هر دو پاسخ را داشته باشد.

روش حل سرنخ بستن

برای حل سرنخ «بستن» ابتدا ببینید آیا در جدول یک واژهٔ کوتاه لازم است یا عبارت فعلی. اگر سه خانه دارید، رتق گزینهٔ کلاسیک و مستقیم است. اگر هشت جایگاه دارید و پاسخ با «تخته» آغاز می‌شود، تخته‌کردن را بنویسید. سپس شکل نوشتاری عبارت را با نیم‌فاصله یا قالب مورد استفادهٔ جدول هماهنگ کنید.

  1. معنی مورد نظر را مشخص کنید: بستن عمومی یا تعطیل کردن محل.
  2. تعداد خانه‌ها را بشمارید؛ رتق سه و تخته‌کردن هشت حرف دارد.
  3. حروف متقاطع را بررسی کنید؛ ر، ت، ق برای رتق و ت، خ، ت، ه برای آغاز تخته‌کردن.
  4. در صورت اشاره به دکان یا مغازه، پاسخ تخته‌کردن را جدی‌تر بگیرید.
  5. در صورت سرنخ ساده و رسمی «بستن»، پاسخ رتق گزینهٔ کوتاه و معتبر است.

گاهی حل‌کننده به دلیل آشنایی کم با رتق، بستن را با «قفل» یا «سد» پاسخ می‌دهد. این گزینه‌ها در بعضی سرنخ‌ها ممکن‌اند، اما اگر الگوی خانه‌ها ر...ق باشد، رتق پاسخ دقیق‌تری است. از سوی دیگر، تخته‌کردن را نباید برای هر نوع بستن به کار برد؛ این عبارت بیشتر با دکان و تعطیلی محل پیوند دارد.

واژه‌های نزدیک به بستن

قفل کردن، مهر کردن، مسدود کردن، بستن، پیوستن، دوختن، تعطیل کردن، برچیدن، جمع کردن و تخته‌کردن در حوزهٔ معنایی بستن قرار می‌گیرند. «رتق» به پیوستن و دوختن نزدیک است؛ «قفل کردن» امنیت و بسته ماندن را می‌رساند؛ «مهر کردن» پلمب یا تأیید رسمی را نشان می‌دهد؛ و «تخته‌کردن» تعطیلی محل را.

تعداد حروف این واژه‌ها متفاوت است و سرنخ جزئی‌تر می‌تواند پاسخ را مشخص کند. «بستن» پنج حرف، «قفل» سه حرف، «رتق» سه حرف، «مهر» سه حرف و «مسدود» پنج حرف دارند. اگر پاسخ مربوط به دکان باشد، «تعطیل» پنج حرف و «تخته‌کردن» هشت حرفی است.

شناخت این تفاوت‌ها کمک می‌کند تا از نوشتن نخستین مترادف به‌عنوان پاسخ قطعی پرهیز کنیم. جدول یک بازی تطبیق معنی و شکل است؛ پاسخ باید با تعریف سرنخ، طول خانه‌ها و حروف متقاطع هم‌زمان سازگار باشد.

پرسش‌های متداول

پاسخ بستن در جدول چیست؟

در این مجموعه دو پاسخ ثبت شده است: رتق و تخته‌کردن. رتق سه حرف و تخته‌کردن هشت حرف دارد.

رتق یعنی چه؟

رتق به معنی بستن، دوختن، به هم پیوستن و مسدود کردن است و در برابر فتق قرار می‌گیرد.

تخته‌کردن یعنی بستن؟

بله. تخته‌کردن می‌تواند بستن چیزی با تخته باشد و در کاربرد کنایی به تعطیل کردن دکان یا محل کسب گفته می‌شود.

املای درست تختهکردن چیست؟

در نوشتار پیشنهادی «تخته‌کردن» با نیم‌فاصله است؛ «تختهکردن» ممکن است شکل فنی و سرهمِ آن در بانک جدول باشد.

رتق چند حرف دارد؟

رتق سه حرف دارد: ر، ت و ق.

تخته‌کردن چند حرف دارد؟

تخته‌کردن هشت حرف اصلی دارد: ت، خ، ت، ه، ک، ر، د و ن. نیم‌فاصله حرف جداگانه نیست.

جمع‌بندی

سرنخ «بستن در جدول» دو پاسخ معتبر دارد: «رتق» و «تخته‌کردن». رتق سه‌حرفی و واژه‌ای رسمی برای بستن، دوختن و پیوستن است؛ تخته‌کردن هشت‌حرفی و اصطلاحی برای بستن با تخته یا تعطیل کردن دکان و محل کسب است. شکل نگارشی پیشنهادی پاسخ دوم «تخته‌کردن» با نیم‌فاصله است، هرچند در دادهٔ جدول ممکن است «تختهکردن» ثبت شود. تعداد خانه‌ها، معنی سرنخ و حروف متقاطع پاسخ نهایی را مشخص می‌کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.