پرش به محتوای اصلی

بنیان نهادن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول: تاسیس (صورت معیار: تأسیس، ۵ حرف)

برای سرنخ «بنیان نهادن در جدول»، پاسخ ذخیره‌شده‌ی تاسیس مناسب است. شکل معیار و نگارشی این واژه معمولاً تأسیس نوشته می‌شود و به معنی بنیاد نهادن، پایه‌گذاری یا ایجاد کردن یک نهاد، کار یا بناست. پاسخ پنج حرف دارد: ت، ا، س، ی، س.

در جدول‌ها گاهی همزه‌ی روی الف نوشته نمی‌شود و «تاسیس» به صورت ساده ثبت می‌شود. از نظر شمارش، «تاسیس» و «تأسیس» هر دو پنج حرف دارند. اگر سرنخ بر ایجاد سازمان، شرکت، مدرسه یا اندیشه‌ای تازه اشاره کند، تأسیس پاسخ طبیعی آن است.

معنی تأسیس

تأسیس یعنی پایه‌گذاری و ایجاد کردن چیزی که پیش از آن وجود نداشته یا شکل سازمان‌یافته‌ای نداشته است. این واژه برای تأسیس شرکت، مؤسسه، مدرسه، دانشگاه، حزب، انجمن، شهر یا یک نظام فکری به کار می‌رود.

تأسیس تنها ساختن یک ساختمان نیست؛ ممکن است به آغاز رسمی یک سازمان، برقرار کردن یک نهاد یا شکل دادن به یک اندیشه و روش اشاره کند. «تأسیس کتابخانه» یعنی کتابخانه را ایجاد و راه‌اندازی کردن و «تأسیس یک مکتب فکری» یعنی بنیان‌گذاری یک جریان اندیشه.

شمارش پاسخ: تأسیس پنج حرف دارد: ت + أ + س + ی + س. در نگارش ساده‌ی جدول، همزه ممکن است به شکل «ا» ثبت شود و پاسخ «تاسیس» دیده شود.

بنیان نهادن و تأسیس

«بنیان نهادن» و «تأسیس کردن» هر دو به ایجاد و پایه‌گذاری چیزی اشاره می‌کنند. بنیان نهادن ترکیبی فارسی و تصویری‌تر است و می‌تواند برای بنا، نهاد، اندیشه، رسم یا رابطه به کار رود. تأسیس واژه‌ای رسمی‌تر و اسم‌مصدر است که در متن‌های اداری، حقوقی و سازمانی بسیار دیده می‌شود.

بنیان نهادنپایه‌گذاری و پی‌ریزی؛ با کاربرد ادبی، عمومی و گاهی معنوی.
تأسیس کردنایجاد رسمی یا سازمان‌یافته‌ی نهاد، شرکت، مرکز یا فعالیت.

در بسیاری از جمله‌ها می‌توان این دو را جایگزین هم کرد: «او مدرسه‌ای را بنیان نهاد» و «او مدرسه‌ای را تأسیس کرد» هر دو درست‌اند. تفاوت بیشتر در لحن، رسمیت و نوع چیزی است که ایجاد شده، نه در اصل مفهوم پایه‌گذاری.

تأسیس یا تأسیس کردن؟

تأسیس نامِ عمل یا فرایند پایه‌گذاری است و معمولاً مانند اسم در جمله می‌آید؛ برای نمونه «تاریخ تأسیس شرکت مشخص است». تأسیس کردن فعل مرکب است و انجام دادن این عمل را بیان می‌کند؛ مانند «گروهی از پژوهشگران شرکت را تأسیس کردند».

شکل‌های دیگری مانند «تأسیس شدن»، «تأسیس‌کننده» و «مؤسس» نیز از همین حوزه‌اند. «مؤسس» به شخص یا گروهی گفته می‌شود که چیزی را تأسیس کرده است و «تاریخ تأسیس» زمان آغاز رسمی نهاد یا فعالیت را نشان می‌دهد.

  • تاریخ تأسیس: زمان آغاز رسمی یک نهاد یا مجموعه.
  • مؤسس: بنیان‌گذار یا ایجادکننده‌ی نهاد.
  • تأسیس شدن: ایجاد و برپا شدن.
  • تأسیس‌کننده: کسی که پایه‌گذاری را انجام داده است.

املای تاسیس و تأسیس

در نگارش رسمی و معیار، شکل «تأسیس» با همزه روی الف رایج‌تر و دقیق‌تر است. بااین‌حال، در نوشته‌های عمومی و بسیاری از محیط‌های دیجیتال، «تاسیس» بدون همزه نیز بسیار دیده می‌شود. پاسخ ذخیره‌شده‌ی جدول به صورت «تاسیس» آمده است و باید همان واژه‌ی پنج‌حرفی را در ارتباط با پاسخ‌نامه شناخت.

همزه در این واژه تلفظ و ساخت نوشتاری را نشان می‌دهد، اما معمولاً خانه‌ی جداگانه‌ای در جدول ایجاد نمی‌کند. بنابراین چه «تاسیس» و چه «تأسیس» نوشته شود، شمارش پاسخ پنج حرف است. در مقاله و متن رسمی بهتر است شکل معیار «تأسیس» استفاده شود.

نکته‌ی املایی: «تأسیس» شکل معیار، و «تاسیس» شکل ساده‌شده‌ی رایج در پاسخ ذخیره‌شده است. هر دو به یک مفهوم اشاره دارند و شمارش جدول پنج حرف است.

کاربرد تأسیس برای نهادها

تأسیس بیشتر برای نهادها و ساختارهایی به کار می‌رود که آغاز رسمی دارند. شرکت‌ها پس از ثبت و آغاز فعالیت تأسیس می‌شوند، مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها با تصمیم رسمی بنیان گذاشته می‌شوند و انجمن‌ها با شکل‌گیری اعضا و اساس‌نامه تأسیس می‌گردند.

  • تأسیس یک شرکت دانش‌بنیان
  • تأسیس یک مدرسه در روستا
  • تأسیس انجمن علمی
  • تأسیس یک مرکز پژوهشی
  • تأسیس کتابخانه‌ی عمومی

در همه‌ی این موارد، تأسیس فقط یک ایده نیست؛ معمولاً فرایندی برای ایجاد، سازمان‌دهی و آغاز رسمی فعالیت وجود دارد. به همین علت این واژه در متن‌های اداری و حقوقی اهمیت ویژه‌ای دارد.

کاربرد بنیان نهادن در جمله

بنیان نهادن از نظر تصویری به گذاشتن پایه و شالوده شباهت دارد. این ترکیب هم برای چیزهای ملموس مانند بنا و شهر و هم برای چیزهای انتزاعی مانند فرهنگ، اندیشه، سنت و دوستی به کار می‌رود.

  • او بنیان یک مرکز آموزشی را در شهر نهاد.
  • این دانشمند بنیان روش تازه‌ای را در پژوهش گذاشت.
  • نیاکان ما بنیان این شهر را در کنار رودخانه نهادند.
  • اعتماد متقابل، بنیان رابطه‌ی پایدار است.
  • این قانون بنیان نظم تازه‌ای را در جامعه نهاد.

در این جمله‌ها، «بنیان نهادن» گاهی با «ایجاد کردن»، «پایه‌گذاری کردن» و «تأسیس کردن» جایگزین می‌شود، اما لحن آن معمولاً ادبی‌تر و تصویری‌تر باقی می‌ماند.

واژه‌های نزدیک به تأسیس

«بنیادگذاری»، «بنیان‌گذاری»، «پایه‌گذاری»، «ایجاد»، «برپا کردن»، «راه‌اندازی»، «تشکیل» و «پی‌ریزی» در حوزه‌ی معنایی تأسیس هستند. هر کدام بر بخشی از فرایند ایجاد تأکید می‌کنند.

  • بنیان‌گذاری: ایجاد و پایه‌گذاری با تأکید بر شالوده.
  • راه‌اندازی: شروع فعالیت یک دستگاه، کسب‌وکار یا مجموعه.
  • تشکیل: کنار هم قرار گرفتن اجزا برای ایجاد یک گروه یا ساختار.
  • پی‌ریزی: گذاشتن پایه، چه برای بنا و چه برای طرح و برنامه.
  • ایجاد: پدید آوردن چیزی تازه با کاربردی بسیار عمومی.

راهنمای حل جدول

برای سرنخ «بنیان نهادن»، پاسخ پنج‌حرفی «تاسیس» یا شکل معیار «تأسیس» را بررسی کنید. حروف آن ت، ا، س، ی، س است. تکرار س در جایگاه سوم و پنجم می‌تواند در تطبیق با خانه‌های تقاطعی کمک کند.

اگر سرنخ به «بنیان‌گذار» اشاره کند، ممکن است پاسخ «مؤسس» باشد؛ اگر به «پایه» اشاره کند، «اساس» یا «بنیاد» مطرح می‌شود. اما برای خودِ عمل بنیان نهادن، تأسیس پاسخ مستقیم این مدخل است.

یادآوری سریع: بنیان نهادن = تأسیس کردن = پایه‌گذاری. پاسخ ذخیره‌شده پنج‌حرفی «تاسیس» است و شکل معیار آن «تأسیس» نوشته می‌شود.

جمع‌بندی

سرنخ: بنیان نهادن در جدول

پاسخ: تاسیس؛ شکل معیار: تأسیس

شمارش: ۵ حرف؛ ت، ا/أ، س، ی، س

معنی: بنیاد نهادن، پایه‌گذاری، ایجاد و برپا کردن.

تفاوت کاربردی: بنیان نهادن ترکیبی فارسی و تصویری‌تر است؛ تأسیس در متن رسمی و برای نهادها و سازمان‌ها رایج‌تر است.

پس پاسخ پنج‌حرفی «بنیان نهادن در جدول»، «تاسیس» است. در متن رسمی آن را «تأسیس» بنویسید و در جدول، حروف را با تقاطع‌ها تطبیق دهید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.