پرش به محتوای اصلی

رجل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول: مرد (۳ حرف)

برای سرنخ «رجل در جدول»، پاسخ سه‌حرفی مرد است. «رَجُل» واژه‌ای عربی به معنی مرد و انسان مذکر است و در فارسی نیز در برخی ترکیب‌های رسمی، سیاسی و مذهبی دیده می‌شود. حروف پاسخ فارسی «م»، «ر» و «د» هستند.

در گفت‌وگوی روزمره، «مرد» واژه‌ی طبیعی و رایج است. «رجل» بیشتر در متن‌های عربی، ادبی، حقوقی یا ترکیب‌هایی مانند «رجال سیاسی» دیده می‌شود. در جدول، این دو واژه به دلیل هم‌معنی بودن می‌توانند به جای یکدیگر تعریف شوند.

معنی مرد

مرد در فارسی به انسان مذکر، به‌ویژه انسان بالغ، گفته می‌شود و در برابر زن قرار می‌گیرد. این واژه در ترکیب‌های «مرد و زن»، «مرد جوان»، «مرد خانواده» و «مرد سالخورده» به کار می‌رود. مرد گاهی نیز به معنی انسان شجاع، دلیر یا صاحب همت است.

معنی دقیق مرد به بافت جمله وابسته است. در جمله‌ی «مردی وارد اتاق شد»، فقط به جنسیت و شخص اشاره می‌شود؛ در «او مرد میدان است»، واژه معنای مجازی شجاعت، توانایی و آمادگی دارد. «مردانه» نیز می‌تواند به شیوه‌ای شجاعانه یا منسوب به مردان اشاره کند.

شمارش پاسخ: مرد سه حرف دارد: م + ر + د. آن را با «مرده» که چهار حرف دارد یا «مردان» که پنج حرف دارد، اشتباه نکنید.

معنی رَجُل

رَجُل واژه‌ای عربی است و معنی اصلی آن مرد یا انسان مذکر است. این واژه در فارسیِ رسمی و دینی، و در ترکیب‌های عربی‌ریشه به کار می‌رود. شکل جمع آن «رجال» است که در فارسی نیز در عبارت‌هایی مانند «رجال سیاسی» و «رجال مذهبی» شناخته شده است.

در برخی متن‌های عربی، رجل فقط به جنسیت اشاره دارد و در برخی بافت‌ها مفهوم مرد بالغ یا فرد صاحب شأن را می‌رساند. هنگام ترجمه یا حل جدول، معنای پایه‌ی آن همان «مرد» است؛ بنابراین پاسخ فارسی سه‌حرفی مرد در این مدخل ثبت شده است.

مرد | ۳ حرفواژه‌ی رایج فارسی برای انسان مذکر یا گاهی فرد شجاع.
رَجُل | واژه‌ی عربیواژه‌ای عربی به معنی مرد؛ در فارسی بیشتر رسمی یا ترکیبی.

تفاوت کاربرد مرد و رجل

مرد در فارسی روزمره، ادبیات عمومی، رسانه و گفت‌وگو بسیار رایج است. رجل در فارسی امروز معمولاً به صورت واژه‌ای رسمی یا وام‌گرفته در ترکیب‌های خاص دیده می‌شود. برای نمونه، «مرد سیاسی» می‌تواند هر سیاستمدار مرد را توصیف کند، اما «رجل سیاسی» در برخی بافت‌ها به شخصیت سیاسی برجسته و صاحب صلاحیت اشاره دارد.

در عبارت «رجال سیاسی و مذهبی»، رجال بیشتر از معنای جمعِ ساده‌ی مردان فراتر می‌رود و شخصیت‌ها یا بزرگان یک حوزه را تداعی می‌کند. این بار معنایی سبب می‌شود رجل در متن حقوقی و سیاسی با «مرد» تفاوت کاربردی پیدا کند، هرچند ریشه‌ی معنایی مشترک آن‌ها جنس مذکر است.

  • مرد: واژه‌ی عادی و فارسی در گفتار و نوشتار عمومی.
  • رجل: واژه‌ای عربی با کاربرد رسمی، دینی، سیاسی یا ادبی.
  • رجال: جمع رجل و در فارسی گاهی به معنی بزرگان و شخصیت‌های برجسته.

مرد به معنی شجاع و دلیر

مرد در ادبیات و فرهنگ عامه گاهی به معنای شخص دلیر، باوفا، مسئول و استوار به کار می‌رود. «مرد میدان» کسی است که در موقعیت دشوار توان عمل دارد؛ «مرد عمل» کسی است که به جای حرف، اقدام می‌کند و «مرد راه» فردی آزموده و توانا در مسیر خود است.

این کاربردهای مجازی نباید به ویژگی‌های ثابت و یکسان برای همه‌ی مردان تعبیر شوند. در زبان، مرد می‌تواند نشانه‌ی شجاعت یا جوانمردی باشد، اما معنای اصلی آن همچنان انسان مذکر است و جمله‌ی پیرامون، معنی دوم را مشخص می‌کند.

ترکیب‌های رایج با مرد

  • مرد میدان: فرد شجاع و آماده‌ی رویارویی با دشواری.
  • مرد عمل: فرد اهل اقدام و کار، نه فقط سخن.
  • مرد خانواده: مردی که در خانواده نقش مسئول و پشتیبان دارد.
  • جوانمرد: انسان بزرگوار، بخشنده و بافتوت.

مرد در برابر زن

در معنای جنسیتی، مرد و زن دو واژه‌ی اصلی برای انسان مذکر و مؤنث هستند. ترکیب «مردان و زنان» برای اشاره به گروه‌های انسانی استفاده می‌شود و در متن‌های رسمی بهتر است از واژه‌هایی استفاده شود که با احترام و دقت، منظور را منتقل کنند.

واژه‌ی «نر» دامنه‌ی وسیع‌تری دارد و برای جانوران و گاهی در توصیف زیستی به کار می‌رود، در حالی که مرد معمولاً درباره‌ی انسان است. «پسر» نیز برای کودک یا نوجوان مذکر به کار می‌رود و پس از رسیدن به بزرگسالی، مرد واژه‌ی مناسب‌تری است.

پسرکودک یا نوجوان مذکر.
مردانسان مذکر بالغ یا در کاربرد مجازی فرد دلیر.
نراصطلاح زیستی برای جنس مذکر در انسان و جانور.
رجلصورت عربی و رسمی‌ترِ مفهوم مرد.

کاربرد رجال در فارسی

«رجال» جمع عربی رجل است و در فارسی در ترکیب‌هایی مانند «رجال سیاسی»، «رجال علمی» و «رجال دینی» دیده می‌شود. در این ترکیب‌ها، رجال معمولاً به افراد برجسته و صاحب‌نام اشاره دارد، نه فقط به همه‌ی مردان آن حوزه.

در متون دینی نیز رجل و رجال ممکن است در برابر زن و نساء یا برای اشاره به مردان و شخصیت‌ها بیاید. در متن ادبی، این واژه لحن رسمی و عربی‌تری نسبت به مرد دارد. این نکته برای فهم سرنخ‌های جدول و تشخیص پاسخ فارسی مفید است.

نمونه‌های کاربرد مرد

  • آن مرد در کنار خانواده‌اش زندگی می‌کرد.
  • او را به عنوان مردی شجاع و درستکار می‌شناختند.
  • مردان و زنان روستا در ساخت پل همکاری کردند.
  • این کار به مرد عمل نیاز دارد، نه وعده‌های زیاد.
  • رجل سیاسی در متن رسمی به شخصیت سیاسی برجسته اشاره می‌کند.

چهار نمونه‌ی نخست کاربردهای فارسی مرد را نشان می‌دهند و نمونه‌ی پایانی کاربرد رسمی‌تر رجل را. هر دو واژه در صورت مناسب بودن بافت، به یک حوزه‌ی معنایی مربوط‌اند.

راهنمای حل جدول

برای سرنخ «رجل» و سه خانه، مرد پاسخ مستقیم و ذخیره‌شده است. حروف م، ر، د را وارد کنید. اگر سرنخ به «رجال» اشاره کند، پاسخ جمعی و احتمالاً متفاوت خواهد بود؛ اما رجل مفرد در جدول اغلب با مرد ترجمه می‌شود.

«مرد» را با «مردن» اشتباه نکنید. مرد اسم انسان مذکر است و سه حرف دارد، اما مردن فعل به معنی از دنیا رفتن و چهار حرفی است. حروف تقاطعی و نقش دستوری سرنخ به تشخیص این دو کمک می‌کند.

یادآوری سریع: رجل = مرد. پاسخ فارسی «مرد» سه حرف دارد و در متن روزمره رایج‌تر از واژه‌ی عربی رجل است.

جمع‌بندی

سرنخ: رجل در جدول

پاسخ: مرد

شمارش: ۳ حرف؛ م، ر، د

معنی: انسان مذکر یا در کاربرد مجازی فرد شجاع و دلیر.

تفاوت کاربردی: رجل واژه‌ای عربی و رسمی‌تر است؛ مرد واژه‌ی رایج فارسی است و رجال در ترکیب‌های سیاسی و دینی به بزرگان یک حوزه اشاره می‌کند.

پس پاسخ سه‌حرفی «رجل در جدول»، «مرد» است. حروف م، ر، د را بنویسید و برای اطمینان، با حروف تقاطعی جدول تطبیق دهید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.