برای سرنخ «فرمانروایی مالکین بزرگ» دقیقترین پاسخ ملوکالطوایفی است. در جدول کلمات، چون فاصله و نیمفاصله معمولاً خانهای اشغال نمیکنند، پاسخ اغلب به صورت پیوسته یعنی ملوکالطوایفی وارد میشود. این انتخاب فقط یک مترادف تقریبی نیست؛ خودِ تعریف این اصطلاح به فرمانروایی مالکان بزرگ، خانها و سران محلی بر رعایا و مردم ناحیه اشاره دارد.
چرا «ملوکالطوایفی» پاسخ دقیق این سرنخ است؟
ترکیب ملوکالطوایفی نام یا صفتِ وضعیتی حکومتی است که در آن قدرت سیاسی به جای تمرکز کامل در یک مرکز، میان چند مالک بزرگ، خان، امیر، رئیس طایفه یا فرمانروای محلی تقسیم میشود. هر کدام از این صاحبان قدرت در محدوده خود اختیار قابلتوجهی دارند و بر رعایا، طایفه یا مردم همان منطقه فرمان میرانند. به همین دلیل، وقتی صورت سؤال بر «فرمانروایی مالکین بزرگ» تأکید میکند، این واژه تقریباً مستقیماً به تعریف مورد نظر میرسد.
واژههای نزدیک دیگری مانند خانخانی، خانسالاری، اربابسالاری یا در برخی بافتها فئودالی نیز ممکن است از نظر مفهومی به این حوزه نزدیک باشند؛ اما برای همین عبارتِ رایج در جدول، «ملوکالطوایفی» هم از نظر معنایی و هم از نظر سابقه کاربرد، گزینه روشنتر و دقیقتر است.
املای درست: «ملوکالطوایفی» یا «ملوکالطوایفی»؟
هر دو شکل را ممکن است ببینید، اما کاربردشان یکسان نیست. در متن عادی فارسی، جدا کردن دو جزء با نیمفاصله یا فاصله، خوانایی ترکیب را بیشتر میکند. در مقابل، در جدول کلمات معمولاً همه حروف باید پشت سر هم وارد خانهها شوند؛ بنابراین شکل پیوسته کاملاً طبیعی است.
پیشنهادی برای متن
رایج
مناسب جدول
تعداد حروف «ملوکالطوایفی» در جدول چند تاست؟
اگر پاسخ را مطابق شیوه معمول جدول، بدون فاصله و نیمفاصله بنویسیم، ۱۲ حرف دارد. حروف آن به ترتیب چنیناند:
پس اگر سرنخ شما ۱۲ خانه دارد، «ملوکالطوایفی» از نظر طول نیز کاملاً جور درمیآید. فاصله و نیمفاصله در شمارش خانههای جدول محسوب نمیشوند.
معنی ساده «ملوکالطوایفی» چیست؟
به زبان ساده، ملوکالطوایفی یعنی پراکنده بودن قدرت میان چند فرمانروای محلی. در چنین وضعی، هر ناحیه ممکن است زیر نفوذ یک خان، امیر، مالک بزرگ یا خاندان قدرتمند باشد و حکومت مرکزی، اگر وجود داشته باشد، بر همه مناطق تسلط یکسان و مستقیم نداشته باشد.
واژه «ملوک» جمع «مَلِک» و در معنی پادشاهان یا فرمانروایان است. «طوایف» نیز جمع «طایفه» است. از کنار هم قرار گرفتن این دو جزء، تصویری از چند قدرت محلی شکل میگیرد؛ اما ملوکالطوایفی در کاربرد فارسی فقط نام چند حاکم نیست، بلکه به شیوه یا وضع حکمرانیِ ناشی از تعدد این قدرتهای محلی اشاره میکند.
تفاوت «ملوکالطوایفی» و «ملوکالطوایف»
این دو عبارت بسیار شبیهاند و در حل جدول بهراحتی با هم اشتباه میشوند، اما نقش و کاربردشان یکی نیست. تفاوت اصلی در «ی» پایانی است.
ملوکالطوایفی
به وضع، شیوه یا ویژگی حکمرانی اشاره میکند؛ یعنی حالتی که چند مالک بزرگ یا فرمانروای محلی بر مناطق مختلف مسلطاند. برای سرنخ «فرمانروایی مالکین بزرگ» همین صورت مناسب است.
ملوکالطوایف
بیشتر به ملوک و فرمانروایان طوایف یا عنوان تاریخی دورهها و گروهی از حاکمان محلی اشاره دارد. اگر سؤال درباره خودِ فرمانروایان یا نام یک دوره باشد، این صورت میتواند مطرح شود.
بنابراین حذف «ی» پایانی صرفاً یک تغییر ظاهری نیست. سرنخ حاضر درباره نوع فرمانروایی سؤال میکند، نه فقط درباره اشخاصی که فرمان میرانند؛ پس «ملوکالطوایفی» دقیقتر است.
آیا «فئودالیسم» هم میتواند جواب باشد؟
از نظر تاریخی و اجتماعی، میان ملوکالطوایفی و فئودالیسم همپوشانیهایی وجود دارد؛ هر دو میتوانند با قدرت زمینداران یا حاکمان محلی، رابطه ارباب و رعیت و ضعف تمرکز سیاسی همراه باشند. با این حال، این دو اصطلاح همیشه هممعنای کامل و قابلجایگزینی نیستند.
فئودالیسم مفهومی گستردهتر در تاریخ اجتماعی و اقتصادی است و میتواند مجموعهای از روابط مالکیت زمین، تعهدات نظامی، سلسلهمراتب اربابی و مناسبات تولید را توضیح دهد. ملوکالطوایفی در فارسی معمولاً بر پراکندگی قدرت سیاسی و فرمانروایی چند قدرت محلی تأکید بیشتری دارد. به همین علت، برای سرنخی که دقیقاً «فرمانروایی مالکین بزرگ» را میخواهد، «ملوکالطوایفی» انتخاب امنتری است.
گزینههای نزدیک و دلیل کنار گذاشتن آنها
اگر چند حرف از پاسخ را از تقاطعهای جدول دارید، ممکن است واژههای نزدیک ذهن را منحرف کنند. مقایسه کوتاه زیر کمک میکند سریعتر پاسخ درست را تثبیت کنید:
- خانخانی: از نظر معنی نزدیک است و به حکمرانی خانها در بخشهای مختلف اشاره دارد، اما سرنخ مورد نظر با تعریف «ملوکالطوایفی» انطباق مستقیمتری دارد.
- خانسالاری: بیشتر بر سلطه خانها تأکید میکند و دامنهاش از عبارت سرنخ محدودتر است؛ «مالکین بزرگ» لزوماً فقط خانها نیستند.
- اربابسالاری: بر برتری اربابان و صاحبان قدرت اقتصادی یا زمین تمرکز دارد، ولی لزوماً ساختار چندپاره حکمرانی محلی را نمیرساند.
- فئودالیسم: اصطلاحی نزدیک در حوزه تاریخ اجتماعی است، اما برای این صورتِ سرنخ، پاسخ فارسی «ملوکالطوایفی» دقیقتر و رایجتر است.
- ملوکالطوایف: از نظر ظاهری بسیار نزدیک است، ولی بیشتر نام فرمانروایان یا عنوان یک وضعیت تاریخی است و برای تعریف «فرمانروایی» صورت صفتیِ «ملوکالطوایفی» مناسبتر است.
چطور از روی حروف تقاطعی جواب را مطمئن کنیم؟
اگر بخشی از خانههای جدول پر شده است، الگوی این واژه معمولاً سریع قابل تشخیص میشود. آغاز پاسخ با ملوک و بخش میانی آن با الطوایف شکل میگیرد و در پایان نیز حرف ی میآید. شکل فشرده نهایی این است:
اگر حروف تقاطعی شما با این توالی و ۱۲ خانه سازگارند، پاسخ را «ملوکالطوایفی» وارد کنید. اگر جدول فاصله یا نیمفاصله را نمایش نمیدهد، چیزی میان «ملوک» و «الطوایفی» قرار نمیگیرد.
کاربرد تاریخی اصطلاح چه تصویری به ما میدهد؟
در نوشتههای تاریخی فارسی، «ملوکالطوایفی» معمولاً برای دورهها یا شرایطی به کار میرود که حکومت مرکزی قدرت کامل و یکپارچه ندارد و چند خاندان، امیرنشین، خاننشین یا حاکم محلی بر بخشهایی از سرزمین تسلط یافتهاند. این حاکمان ممکن است از نظر اسمی فرمان حاکم مرکزی را بپذیرند، خراج بدهند یا در مواقعی نیروی نظامی در اختیار او بگذارند، اما در اداره روزمره قلمرو خود استقلال زیادی داشته باشند.
به همین دلیل، «ملوکالطوایفی» را نباید فقط «وجود چند پادشاه» معنی کرد. عنصر مهم، تقسیم عملی قدرت و اداره محلی مستقل یا نیمهمستقل است. همین نکته ارتباط آن را با عبارت «فرمانروایی مالکین بزرگ» روشن میکند: مالک یا سرپرست قدرتمند یک ناحیه صرفاً صاحب زمین نیست، بلکه در ساختار مورد نظر نقش فرمانروا نیز پیدا میکند.
ریشه معنایی دو جزء واژه
ملوک
«ملوک» جمع «مَلِک» است و به شاهان، فرمانروایان یا صاحبان قدرت سیاسی گفته میشود. در این ترکیب، واژه الزاماً فقط پادشاه رسمی یک کشور را نمیرساند؛ حاکمان محلی و امیرانی که در قلمرو خود اقتدار مستقل دارند نیز در همین تصویر معنایی قرار میگیرند.
طوایف
«طوایف» جمع «طایفه» است. پیوند «ملوک» با «طوایف» یادآور ساختاری است که هر گروه، ناحیه یا بخش زیر نفوذ صاحب قدرتی جداگانه قرار میگیرد. پسوند «ی» در پایان «ملوکالطوایفی» این ترکیب را به صفت یا نامِ یک شیوه و وضعیت حکمرانی تبدیل میکند.
اشتباههای رایج هنگام وارد کردن پاسخ
- شمردن ۱۳ حرف: شکل پیوسته «ملوکالطوایفی» در خط فارسی ۱۲ حرف دارد. فاصله یا نیمفاصله حرف محسوب نمیشود.
- حذف «ی» آخر: «ملوکالطوایف» با پاسخ مورد نظر یکسان نیست؛ برای این سرنخ «ی» پایانی لازم است.
- نوشتن طوایف با ظ یا ض: املای صحیح «طوایف» با «ط» است.
- جایگزین کردن فوری با فئودالیسم: اگرچه مفاهیم نزدیکاند، پاسخ مستقیم سرنخ حاضر «ملوکالطوایفی» است.
- نگرانی درباره نیمفاصله: نیمفاصله برای خوانایی متن است؛ در خانههای جدول معمولاً فقط حروف ثبت میشوند.
پاسخ کوتاه برای ثبت در جدول
اگر فقط میخواهید خانهها را پر کنید، پاسخ را اینگونه بنویسید: ملوکالطوایفی. اگر در متن توضیحی یا نگارشی مینویسید، صورت ملوکالطوایفی خواناتر است. هر دو به یک اصطلاح اشاره دارند، اما شکل بدون فاصله برای جدول عملیتر است.
پرسشهای مرتبط با همین سرنخ
«ملوکالطوایفی» چند حرف دارد؟
۱۲ حرف: م، ل، و، ک، ا، ل، ط، و، ا، ی، ف، ی.
آیا «ملوک الطوایف» همان جواب است؟
نه دقیقاً. «ملوکالطوایف» بیشتر به ملوک یا حاکمان طوایف اشاره دارد؛ «ملوکالطوایفی» نام یا صفتِ نوعی وضعیت حکمرانی است و برای سرنخ «فرمانروایی مالکین بزرگ» مناسبتر است.
«خانخانی» میتواند جایگزین باشد؟
از نظر معنایی نزدیک است، اما وقتی سرنخ دقیقاً فرمانروایی مالکان بزرگ را توصیف میکند، «ملوکالطوایفی» تطابق مستقیمتری دارد.
در جدول نیمفاصله بگذاریم؟
خیر. در جدول معمولاً فقط حروف وارد میشوند؛ بنابراین «ملوکالطوایفی» بنویسید. نیمفاصله فقط در متن عادی برای خوانایی بهتر کاربرد دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!