پرش به محتوای اصلی

قالب طلا در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق: شمش«قالب طلا» در جدول معمولاً به شمش اشاره دارد؛ این واژه ۳ حرفی است.

جواب «قالب طلا» در جدول چیست؟

برای سرنخ «قالب طلا»، پاسخ استاندارد و از نظر معنایی روشن شمش است. شمش به قطعه‌ای از فلز گفته می‌شود که فلزِ گداخته را در محفظه یا قالب مناسب ریخته‌اند تا پس از سرد شدن به یک قطعه قابل حمل، نگهداری یا فرآوری تبدیل شود. وقتی فلز مورد نظر طلا باشد، ترکیب «شمش طلا» همان تصویری را می‌سازد که این سرنخ کوتاه جدول به آن اشاره می‌کند.

شمش
نکته مهم برای شمارش خانه‌ها: «شمش» از سه حرفِ «ش، م، ش» ساخته شده است. اگر در جدول سه خانه دارید، این تطابق یکی از قوی‌ترین قرائن برای انتخاب پاسخ است.

چرا «شمش» دقیق‌ترین پاسخ است؟

در زبان فارسی، «شمش» فقط نام یک شکل هندسی نیست؛ واژه به قطعه فلزی‌ای اشاره دارد که هنوز به کالای نهایی مانند زیور، سکه، قطعه صنعتی یا ابزار تبدیل نشده است. در تعریف‌های فرهنگ‌نامه‌ای نیز کاربرد قدیمی و شناخته‌شده آن به زر و سیمِ گداخته‌ای برمی‌گردد که در ناوچه یا قالب ریخته شده و به صورت شوشه، میله یا قطعه در آمده باشد. بنابراین رابطه معنایی سرنخ بسیار مستقیم است: طلا ذوب می‌شود، در قالب شکل می‌گیرد و محصول حاصل می‌تواند «شمش» باشد.

طراح جدول معمولاً برای کوتاه کردن شرح، به جای عبارت کامل «قطعه طلای قالب‌ریزی‌شده» از سرنخ فشرده «قالب طلا» استفاده می‌کند. در این شیوه، «قالب» بیشتر حالت و شکلِ محصول را می‌رساند، نه لزوماً نام ابزار ریخته‌گری. همین تفاوت ظریف سبب می‌شود «شمش» از واژه‌هایی مانند «ریژه» مناسب‌تر باشد.

پاسخ اصلی

شمش

قطعه فلزیِ حاصل از ذوب و ریختن فلز در قالب؛ در مورد طلا، همان «شمش طلا» است. برای سرنخ کوتاه و رایج «قالب طلا»، این گزینه طبیعی‌ترین جواب است.

دام معنایی

ریژه

ریژه در کاربرد فلزکاری و زرگری به قالب یا قالب فلزیِ ریخته‌گری گفته می‌شود. پس اگر سرنخ صریحاً درباره «قالب ریخته‌گری طلا» یا خودِ ابزار باشد، ریژه می‌تواند جواب باشد؛ نه وقتی منظور محصول قالب‌خورده است.

شمش چند حرف دارد و املای درست آن چیست؟

املا
شمش؛ بدون فاصله، نیم‌فاصله یا حرف اضافه.
تعداد حروف
۳ حرف: ش + م + ش.
تلفظ
در تلفظ معیارِ ثبت‌شده در فرهنگ فارسی عمید، «شِمش» و به صورت آوایی /šemš/ آمده است. در بعضی فرهنگ‌های قدیمی صورت‌های آوایی نزدیک دیگری نیز دیده می‌شود، اما برای حل جدول، املا تغییری نمی‌کند.
نوع واژه
اسم؛ نامِ قطعه یا توده فلزی که برای نگهداری یا مراحل بعدی تولید شکل داده شده است.

اگر جایی «شمش» را چهارحرفی دیدید، شمارش درستِ حروف فارسی را ملاک قرار دهید: این واژه سه نویسه حرفی دارد. «شمش طلا» البته یک ترکیب دوواژه‌ای و بلندتر است، اما پاسخ مستقل جدول همان «شمش» است.

تفاوت «شمش» و «ریژه»؛ مهم‌ترین نکته برای حل این سرنخ

ابهام اصلی از اینجا می‌آید که در گفتار روزمره ممکن است «قالب طلا» هم به چیزی که طلا در آن ریخته می‌شود و هم به طلای قالب‌خورده اشاره کند. در واژگان فنی، این دو یکی نیستند. «شمش» محصول است؛ «ریژه» قالب یا شیوه قالب‌ریزیِ فلزی را توصیف می‌کند.

شمش = محصول طلای مذاب بعد از ریخته‌شدن و سردشدن به شکل یک قطعه مشخص درمی‌آید. این قطعه، در کاربرد عمومی و جدول، «شمش» نامیده می‌شود.
ریژه = قالب یا فرایند قالب فلزی اگر پرسش درباره ظرف یا قالب مقاومی باشد که مذاب در آن ریخته می‌شود، یا مستقیماً از «قالب ریخته‌گری» نام ببرد، «ریژه» احتمال جدی‌تری است.
قاعده سریع: اگر سرنخ فقط «قالب طلا» است و سه خانه دارید، «شمش» را بنویسید. اگر سرنخ بر «قالبِ ریخته‌گری طلا» یا ابزارِ ریختن مذاب تأکید دارد و چهار خانه می‌خواهد، «ریژه» را بررسی کنید.

آیا پاسخ‌های دیگری هم ممکن است؟

برای خودِ سرنخ «قالب طلا»، پاسخ‌های دیگر معمولاً از «شمش» ضعیف‌ترند؛ با این حال شناخت آن‌ها کمک می‌کند در جدول‌هایی با شرح متفاوت گرفتار شباهت معنایی نشوید.

شوشه

«شوشه» در فرهنگ‌های فارسی برای طلای یا نقره گداخته‌ای که در ناوچه ریخته شده نیز به کار رفته و از نظر معنی به شمش نزدیک است. اما پنج حرف دارد و در جدول‌های امروز از «شمش» کم‌کاربردتر است. اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد و حروف تقاطعی سازگار باشند، می‌توان آن را بررسی کرد.

سبیکه

واژه‌ای عربی‌تبار و فرهنگ‌نامه‌ای برای قطعه زر یا سیمِ گداخته و قالب‌ریخته است. این واژه نیز پنج حرف دارد و در فارسی روزمره، برای چنین سرنخی بسیار کمتر از «شمش» انتظار می‌رود.

شوکه

در برخی فرهنگ‌ها «شوکه» به ناوچه آهنی‌ای گفته شده که زر و سیم گداخته را در آن می‌ریزند تا شمش شود. از نظر معنایی به «خودِ قالب» نزدیک است، ولی واژه‌ای کم‌کاربرد و چهارحرفی است و نباید بدون قرینه آن را جایگزین «شمش» کرد.

شمش طلا

این ترکیب، صورت کامل و توضیحیِ پاسخ است. در جدول کلاسیک، وقتی شرح کوتاه «قالب طلا» آمده، معمولاً فقط «شمش» در خانه‌ها نوشته می‌شود؛ مگر اینکه ساختار معما صریحاً یک عبارت چندواژه‌ای بخواهد.

چطور از تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مطمئن شویم؟

در جدول کلمات، معنی سرنخ تنها معیار نیست؛ طول پاسخ و حروفی که از جواب‌های عمودی یا افقی دیگر به دست آمده‌اند، نقش تعیین‌کننده دارند. برای این سرنخ، چند الگوی ساده می‌تواند انتخاب را سریع کند:

۳ خانه → شمش ۴ خانه + منظور ابزار → ریژه ۵ خانه + واژه قدیمی → شوشه ۵ خانه + واژه ادبی/عربی → سبیکه

اگر پاسخ سه‌خانه‌ای دارید و حرف وسط «م» است، الگوی «ش ـ م ـ ش» تقریباً بدون ابهام با «شمش» جور درمی‌آید. اگر چهار خانه دارید، نباید برای جا دادن «شمش» حرفی به آن اضافه کنید؛ در آن حالت احتمالاً یا سرنخ طراح معنای فنیِ قالب را هدف گرفته، یا یکی از جواب‌های تقاطعی هنوز نادرست وارد شده است.

«قالب طلا» دقیقاً چه تصویری را در زبان می‌سازد؟

طلا در حالت مذاب شکل ثابتی ندارد. برای تبدیل آن به قطعه‌ای قابل جابه‌جایی و کار، مذاب در قالب یا ناوچه ریخته می‌شود و پس از سرد شدن شکل مشخص می‌گیرد. در کاربرد سنتی، شمش می‌توانست به شکل میله یا شوشه باشد؛ در کاربرد امروزی نیز شمش‌های طلا اغلب به شکل قطعات منظم و قابل اندازه‌گیری عرضه می‌شوند. بنابراین کلمه «قالب» در سرنخ، به فرایند شکل‌گرفتنِ فلز و صورت نهایی آن اشاره دارد.

این توضیح همچنین روشن می‌کند چرا «اونس» یا «عیار» پاسخ مناسبی نیستند. اونس درباره وزن یا سنجش مقدار طلاست و عیار درباره میزان خلوص آن. هیچ‌کدام نامِ قطعه یا فرم قالب‌خورده طلا نیستند. «سکه» نیز محصولی ضرب‌شده با ماهیت متفاوت است و با مفهوم «شمش» یکی نیست.

چرا «شمش» با «طلای خام» یکی نیست؟

در گفتار عمومی گاهی شمش را «طلای خام» می‌نامند، اما این دو عبارت دقیقاً مترادف کامل نیستند. «خام» می‌تواند به وضعیت فرآوری‌نشده یا مرحله‌ای از تولید اشاره کند، در حالی که «شمش» نام یک صورت مشخص از فلز است که پس از ذوب و شکل‌دهی به صورت قطعه درآمده است. برای همین، وقتی سرنخ روی «قالب» تأکید دارد، «شمش» از «طلای خام» دقیق‌تر است.

همچنین «مسکوک» به چیزی گفته می‌شود که سکه زده یا ضرب شده است و از نظر مفهوم در جهت دیگری قرار دارد. شمش پیش از تبدیل شدن به مصنوعات، قطعه‌ای از فلز است؛ سکه محصولی با وزن، طرح و مشخصات ضرب است. پس آوردن «مسکوک» به عنوان هم‌معنی مستقیم «قالب طلا» انتخاب مناسبی نیست.

اگر سرنخ به شکل دیگری نوشته شده باشد

طراحان جدول برای یک مفهوم واحد از شرح‌های متنوع استفاده می‌کنند. اگر یکی از عبارت‌های زیر را دیدید، «شمش» می‌تواند همچنان پاسخ محتمل باشد، به‌خصوص وقتی سه خانه در اختیار دارید:

شرح مشابه
«قطعه طلا»، «طلای قالب‌ریزی‌شده»، «زرِ گداخته»، «قطعه فلز گران‌بها» یا «قالب زر».
قرینه قوی
سه خانه و قرار گرفتن «م» در خانه میانی.
قرینه تغییر پاسخ
اگر در شرح، کلماتی مثل «ابزار»، «محفظه»، «قالب ریخته‌گری» یا «ریختن مذاب در آن» آمده باشد، پاسخ ممکن است به «ریژه» یا واژه فنی دیگری تغییر کند.

چند پرسش کوتاه درباره این پاسخ

قالب طلا در جدول سه حرفی چیست؟

پاسخ «شمش» است: ش، م، ش.

آیا «ریژه» هم می‌تواند جواب باشد؟

فقط وقتی منظورِ سرنخ خودِ قالب ریخته‌گری یا ابزار ریختن طلای مذاب باشد. برای «قالب طلا» به معنای قطعه طلای قالب‌خورده، «شمش» دقیق‌تر است.

«شمش» چهار حرف است یا سه حرف؟

سه حرف است. شکل نوشتاری آن دقیقاً از «ش + م + ش» تشکیل می‌شود.

املای دیگری مثل «شَمش» باید در جدول نوشته شود؟

خیر. واکه کوتاه در خط فارسی معمولاً نوشته نمی‌شود و پاسخ همان «شمش» است. تلفظ فرهنگ‌نامه‌ای رایج «شِمش» است.

«شوشه» چه نسبتی با «شمش» دارد؟

واژه‌ای قدیمی و هم‌معنای نزدیک برای طلای یا نقره گداخته و قالب‌ریخته است، اما پنج حرف دارد و برای سرنخ مورد بحث، معمولاً پاسخ اول نیست.

انتخاب نهایی برای «قالب طلا در جدول»: شمش. اگر خانه‌های پاسخ سه‌تایی‌اند، همین گزینه را وارد کنید. تنها در صورتی سراغ «ریژه» بروید که سرنخ مشخصاً خودِ قالب یا ابزار ریخته‌گری طلا را خواسته باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.