برای سرنخ «از مد افتاده در جدول»، دقیقترین و رایجترین پاسخ دمده است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ تطابق مستقیم دارد، هم چهارحرفی است و هم در زبان روزمره برای لباس، ظاهر، طراحی، سبک و هر چیزی که دیگر مطابق سلیقه رایج زمان نباشد به کار میرود.
چرا «دمده» پاسخ درست است؟
در حل جدول، بهترین پاسخ واژهای است که همزمان سه شرط را برآورده کند: معنای دقیق سرنخ را بدهد، تعداد خانهها با آن هماهنگ باشد و در کاربرد واقعی زبان جاافتاده باشد. «دمده» هر سه شرط را دارد. معنای آن چیزی است که زمانی رایج یا جذاب بوده، اما اکنون دیگر باب روز شمرده نمیشود.
معادل روشن سرنخ: دمده یعنی «از مد افتاده»، «دیگر باب روز نیست» یا «رواج و تازگی پیشین خود را از دست داده است».
الگوی حروف پاسخ: حرف «د» در خانه اول و سوم تکرار میشود؛ نکتهای مفید برای کنترل با واژههای متقاطع.
وجود دو «د» در ساختار چهارحرفی واژه، آن را در جدول به پاسخی قابل تشخیص تبدیل میکند. اگر از تقاطعها در خانه اول یا سوم حرف «د» به دست آمده باشد و معنی نیز به مد و ظاهر مربوط باشد، احتمال «دمده» بسیار بالا است.
معنی دقیق و محدوده کاربرد
«دمده» صفتی است برای چیزی که از جریان رایج زمان عقب مانده یا جذابیت مد روز را از دست داده است. هسته معنایی واژه فقط «قدیمی بودن» نیست؛ بلکه از رواج افتادن یا دیگر مطابق مد نبودن است. به همین دلیل یک شیء میتواند قدیمی باشد اما دمده نباشد؛ برای نمونه، یک کت کلاسیک ممکن است سالها قدمت داشته باشد و همچنان خوشپوش و پذیرفتنی تلقی شود.
لباس، مدل مو، آرایش، کفش یا اکسسوریای که دیگر با سلیقه رایج هماهنگ نیست، «دمده» توصیف میشود.
رنگبندی، فرم مبلمان، نمای ساختمان یا چیدمانی که حس متعلق بودن به مدی سپریشده را منتقل کند، میتواند دمده باشد.
گاهی واژه برای شیوه بیان، عادت اجتماعی یا رسمی به کار میرود که دیگر میان مردم رایج یا پسندیده نیست.
دمده بودن معمولاً نسبی است؛ چیزی که در یک دوره یا گروه اجتماعی از مد افتاده، ممکن است بعداً دوباره محبوب شود.
پس در یک جدول معمولی، هنگامی که طراح سرنخ را دقیقاً «از مد افتاده» نوشته است، واژهای که بدون افزودن معنای فرعی همان مفهوم را منتقل میکند «دمده» است.
املای درست: «دمده» یا «دموده»؟
صورت معیار و تثبیتشده در فارسی دمده است؛ پیوسته، بدون فاصله و با چهار حرف. شکل «دموده» گاهی در نوشتار غیررسمی دیده میشود، زیرا نویسنده میکوشد واکه میانی تلفظ را در خط فارسی نشان دهد، اما این صورت برای پاسخ جدول انتخاب مطمئنی نیست و یک حرف بیشتر دارد.
تلفظ را میتوان به صورت هجایی نزدیک به «دِ / مُ / دِ» در نظر گرفت. بااینحال در جدول نه حرکتهای کوتاه نوشته میشوند و نه برای آنها خانه جداگانه در نظر میگیرند؛ بنابراین چهار خانه با «د، م، د، ه» پر میشود.
نوشتن واژه به شکل جدا از هم، مانند «دم ده» یا «دِ مِده»، معنای واژه را از بین میبرد و از نظر املایی درست نیست. «دمده» یک صفت مستقل و یکپارچه است.
ریشه واژه و دلیل ارتباط آن با «مد»
«دمده» وامواژهای از زبان فرانسوی و برگرفته از démodé است؛ صفتی با معنای «از مد افتاده» یا «دیگر مُد نیست». این پیشینه توضیح میدهد که چرا واژه بیش از همه در حوزه پوشاک، ظاهر، سبک و طراحی شنیده میشود.
شباهت آوایی بخش میانی آن با واژه «مد» برای فارسیزبانان نیز به یادسپاری کمک میکند، اما نباید آن را ترکیبی فارسی از «مد» و پسوندی فارسی دانست. واژه به صورت یک واحد کامل وارد فارسی شده و در کاربرد امروز کاملاً جاافتاده است.
مقایسه با گزینههای نزدیک
چند واژه ممکن است در نگاه اول نزدیک به سرنخ به نظر برسند، اما از نظر دقت معنایی یا تعداد حروف تفاوت دارند. مقایسه زیر نشان میدهد چرا «دمده» گزینه نخست است.
در نتیجه، «کهنه» تنها جایگزین چهارحرفی جدی است؛ با این تفاوت که اگر موضوع سرنخ آشکارا مد و باب روز باشد، «دمده» دقیقتر است. «کهنه» معمولاً زمانی برتری پیدا میکند که سرنخ به فرسودگی، قدمت یا نو نبودن اشاره کند.
تفاوت «دمده»، «قدیمی» و «کلاسیک»
این سه واژه در گفتوگوی روزمره گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما یکسان نیستند. قدیمی فقط زمان یا قدمت را نشان میدهد. دمده داوری میکند که آن سبک دیگر با سلیقه رایج هماهنگ نیست. کلاسیک معمولاً به سبکی اشاره دارد که با وجود قدمت، ارزش و جذابیت خود را حفظ کرده است.
یک ساعت مکانیکی با طراحی ماندگار ممکن است قدیمی باشد، ولی همچنان شیک و خواستنی به نظر برسد.
وسیلهای که چند سال پیش با موجی زودگذر تولید شده، ممکن است هنوز نو و سالم باشد اما سبک آن دیگر باب روز نباشد.
بنابراین «از مد افتاده» نه مترادف کامل «پیر»، نه هممعنای دقیق «فرسوده» و نه برابر با «بیارزش» است. چیزی ممکن است دمده باشد و همچنان کیفیت یا ارزش عاطفی بالایی داشته باشد.
کاربرد دستوری «دمده» در جمله
این واژه در فارسی نقش صفت دارد و معمولاً پس از اسم میآید. همچنین با فعل «شدن» ترکیب میشود و فرایند از مد افتادن را بیان میکند.
«این مدل کفش دمده شده است.» در این جمله، واژه وضعیت یک مدل را نسبت به مد روز توصیف میکند.
«دکور دمده خانه را با چند تغییر ساده تازه کردند.» در اینجا صفت پس از اسم آمده است.
«این رسم دیگر دمده به نظر میرسد.» کاربرد واژه از پوشاک فراتر رفته و درباره یک عادت اجتماعی است.
«هر طرح قدیمی الزاماً دمده نیست.» این مثال تفاوت قدمت با از مد افتادن را روشن میکند.
ترکیبهای رایج آن شامل «لباس دمده»، «طرح دمده»، «سبک دمده»، «ظاهر دمده»، «دکور دمده» و «دمده شدن» است. در همه این ترکیبها، محور اصلی از دست رفتن تازگی و مقبولیت مد روز است.
روش سریع اطمینان در جدول
اگر تعداد خانهها چهار است و یکی از تقاطعها حرف «م» را در خانه دوم نشان میدهد، پاسخ تقریباً قطعی میشود. اگر خانهها پنجتایی باشند، باید با توجه به حروف موجود گزینههایی مانند «قدیمی» یا «منسوخ» را بررسی کرد، هرچند معنای آنها دقیقاً یکسان نیست.
خطاهای رایج هنگام پاسخدادن
- یکی دانستن «قدیمی» و «دمده»: قدمت یک ویژگی زمانی است، اما دمده بودن به رواج و سلیقه دوره مربوط میشود.
- شمردن حرکتهای کوتاه به عنوان حرف: صداهای «ـِ» و «ـُ» در شمار خانههای جدول محاسبه نمیشوند.
- نوشتن «دموده»: این شکل ممکن است بازتاب تلفظ باشد، اما پاسخ معیار و چهارحرفی «دمده» است.
- انتخاب «منسوخ» برای هر موضوعی: منسوخ برای قوانین، روشها و فناوریها طبیعیتر است؛ دمده برای مد و سبک مستقیمتر عمل میکند.
- فرض منفی مطلق: دمده بودن لزوماً به معنی زشت، خراب یا بیکیفیت بودن نیست؛ فقط یعنی دیگر مطابق مد رایج نیست.
پرسشهای کوتاه مرتبط
«دمده» چند حرف دارد؟
چهار حرف: د، م، د، ه. نشانههای آوایی یا حرکتهای کوتاه، خانه جداگانه ندارند.
آیا «کهنه» هم میتواند جواب باشد؟
در جدول چهارحرفی ممکن است، اما «کهنه» معنایی عمومیتر دارد. وقتی سرنخ دقیقاً «از مد افتاده» باشد، «دمده» پاسخ مستقیمتر و رایجتر است.
آیا «منسوخ» شش حرف است؟
خیر. «منسوخ» در خط فارسی پنج حرف دارد: م، ن، س، و، خ. این واژه از نظر لحن نیز رسمیتر از «دمده» است.
آیا هر چیز قدیمی دمده است؟
خیر. اشیای قدیمی، کلاسیک یا سنتی ممکن است همچنان محبوب و زیبا باشند. دمده بودن به از دست رفتن جایگاه در مد روز اشاره میکند.
متضاد مناسب «دمده» چیست؟
بسته به جمله میتوان از «مد روز»، «بهروز»، «باب روز»، «رایج» یا «مدرن» استفاده کرد. دقیقترین متضاد در بافت پوشاک معمولاً «مد روز» است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!