پرش به محتوای اصلی

جبران کننده گناه در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ: کفارهاملای درست: «کفاره» • ۵ حرف

برای سرنخ «جبران کننده گناه»، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ «کفاره» است. این واژه هم از نظر معنای مستقیم و هم از نظر کاربرد متداول در جدول‌های فارسی با صورت سؤال هماهنگی دارد: کفاره عملی یا چیزی است که برای جبران گناه، خطا یا برخی تخلف‌های شرعی انجام یا پرداخت می‌شود.

نکته مهم درباره تعداد خانه‌ها: واژه «کفاره» در خط فارسی از پنج حرفِ ک، ف، ا، ر و ه تشکیل شده است. تشدید در صورت اعراب‌گذاریِ «کَفّاره» علامت آوایی است و خانه جداگانه‌ای در جدول نمی‌گیرد؛ اما حذف تشدید باعث نمی‌شود تعداد حروف واژه چهار شود. بنابراین اگر جدول شما دقیقاً پنج خانه دارد، «کفاره» از نظر طول نیز کاملاً می‌نشیند.

چرا «کفاره» پاسخ مستقیم این سرنخ است؟

ساخت سرنخ بسیار روشن است: طراح دنبال نامِ چیزی می‌گردد که نقش جبران گناه را داشته باشد. «کفاره» دقیقاً همین حوزه معنایی را پوشش می‌دهد. در کاربرد دینی و فقهی، این واژه برای عملی جبرانی به کار می‌رود که در پی بعضی تخلف‌ها، ترک تکلیف‌ها یا شکستن تعهدهای مشخص انجام می‌شود؛ نمونه‌های شناخته‌شده آن می‌تواند روزه گرفتن، اطعام نیازمند یا شکل دیگری از جبران مقرر باشد.

از سوی دیگر، «کفاره» فقط یک مترادف دور یا تداعی معنایی نیست. خودِ تعریف واژه بر مفهوم پوشاندن و جبران اثر گناه یا تخلف تکیه دارد. به همین دلیل، وقتی سرنخ به صورت کوتاه و اسمیِ «جبران کننده گناه» مطرح می‌شود، این پاسخ از گزینه‌هایی مثل «توبه»، «تاوان» و «فدیه» دقیق‌تر است.

کفارهبا اعراب: کَفّاره

معنای اصلی در این کاربرد: آنچه برای جبران گناه یا تخلفی معین انجام داده یا ادا می‌شود. در فارسی عمومی نیز «کفاره دادن» تعبیری آشنا برای انجام دادن عمل جبرانی است.

کفاره
پاسخ اصلیکفاره
تعداد حروف۵
نوع واژهاسم
حوزه معناجبران گناه و تخلف
درجه تطابقبسیار بالا

املای «کفاره» را چطور بنویسیم؟

شکل معمول و معیار واژه در نوشتار فارسی «کفاره» است. در متن‌های اعراب‌گذاری‌شده ممکن است آن را به صورت «کَفّاره» ببینید. تشدید روی «ف» نشان می‌دهد که در تلفظ، این صامت مشدد است؛ با این حال در جدول‌های فارسی علامت تشدید داخل خانه مستقل نوشته نمی‌شود.

گاهی صورت «کفارت» نیز در متون قدیمی‌تر یا برخی ترکیب‌های ادبی دیده می‌شود و از نظر تاریخی و واژگانی با «کفاره» ارتباط دارد، اما برای سرنخ امروزی «جبران کننده گناه» انتخاب طبیعی و استاندارد همان «کفاره» است. اگر تقاطع‌های جدول حرف پایانی «ه» را تأیید می‌کنند، تردیدی میان این دو صورت باقی نمی‌ماند.

برای وارد کردن در جدول: بدون اعراب و بدون تشدید بنویسید «کفاره». یعنی خانه‌ها به ترتیب با «ک، ف، ا، ر، ه» پر می‌شوند.

یک اصلاح مهم: «کفاره» چهار حرفی نیست

در برخی پاسخ‌های پراکنده ممکن است تعداد حروف «کفاره» به اشتباه چهار اعلام شود. شمارش مستقیم نوشتار فارسی نتیجه روشنی دارد: ک + ف + ا + ر + ه = ۵ حرف. تشدیدِ «ف» یک حرف تازه نیست، اما خود واژه همچنان پنج نویسه حرفی دارد.

این نکته هنگام حل جدول مهم است، چون چند واژه نزدیک از نظر معنی طول متفاوتی دارند. «فدیه» و «توبه» چهارحرفی‌اند، «کفاره» و «تاوان» پنج‌حرفی‌اند و «استغفار» هفت حرف دارد. بنابراین تعداد خانه‌ها می‌تواند میان گزینه‌های نزدیک، نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

کفاره: ۵ حرفتاوان: ۵ حرففدیه: ۴ حرفتوبه: ۴ حرفاستغفار: ۷ حرف

کفاره، تاوان، فدیه یا توبه؟

چند واژه ممکن است در نگاه اول با مفهوم جبران خطا نزدیک به نظر برسند، اما هرکدام محدوده معنایی خاص خود را دارند. برای همین نباید صرفاً بر اساس یک تداعی عمومی، آن‌ها را جایگزین یکدیگر کرد.

کفارهپاسخ دقیق

مستقیماً به جبران گناه یا تخلف، به‌ویژه در بافت دینی و فقهی، اشاره دارد. خود عبارت «جبران کننده گناه» تقریباً تعریف‌گونه به این واژه نزدیک است.

تاواننزدیک اما عام‌تر

بیشتر به غرامت، بهای خطا، خسارت یا پیامد یک عمل اشاره می‌کند. ممکن است در بعضی سرنخ‌ها مترادف تقریبی باشد، اما اختصاص «کفاره» به جبران گناه روشن‌تر است.

فدیهمفهوم متفاوت

معمولاً مالی یا بدلی برای رهایی، جبران یک تکلیف فوت‌شده یا موارد خاص دیگر است. در بعضی مسائل دینی با کفاره هم‌جواری معنایی دارد، اما این دو اصطلاح همیشه یکی نیستند.

توبهفرایند بازگشت

به پشیمانی و بازگشت از گناه اشاره می‌کند. توبه می‌تواند با جبران همراه باشد، ولی نامِ «جبران‌کننده» یا عمل جبرانیِ مشخص در این سرنخ نیست.

استغفارطلب آمرزش

یعنی آمرزش خواستن. از نظر موضوعی به گناه مربوط است، اما معنای آن «درخواست بخشش» است، نه اصطلاح مستقیم برای جبران مقررِ یک گناه.

کیفرپاسخ به سرنخ دیگر

کیفر به مجازات یا سزا اشاره دارد. اگر سؤال «سزای گناه» یا «مجازات» باشد، این واژه محتمل است؛ ولی «جبران» با «مجازات» یک مفهوم نیست.

تفاوت کلیدی «جبران» با «مجازات»

یکی از دام‌های این سرنخ، رفتن به سمت واژه‌هایی مانند «کیفر» و «عقاب» است. علت این اشتباه روشن است: همه این واژه‌ها ممکن است در جمله‌ای درباره گناه ظاهر شوند، اما رابطه معنایی آن‌ها با گناه یکسان نیست.

کفاره ← جبران

تمرکز بر عمل یا چیزی است که برای جبران یک تخلف یا گناه انجام می‌شود. بنابراین با واژه «جبران‌کننده» در متن سرنخ هماهنگی مستقیم دارد.

کیفر ← مجازات

تمرکز بر سزای عمل نادرست است. اگر طراح از «سزا»، «مجازات» یا «عقوبت» پرسیده باشد، آن‌گاه خانواده معنایی کیفر مطرح می‌شود.

همین تفاوت کوچک در فعل ضمنی سرنخ تعیین‌کننده است. «جبران کردن» به اصلاح یا تلافی اثر عمل اشاره دارد، در حالی که «کیفر دیدن» بر تحمل نتیجه یا مجازات آن عمل تأکید می‌کند.

معنای دقیق‌تر واژه در چند لایه

در لغتکفاره با مفهوم جبران، تلافی و پوشاندن اثر خطا ارتباط دارد.
در کاربرد دینیبه عمل یا تکلیف جبرانی‌ای گفته می‌شود که برای برخی گناهان، تخلف‌ها یا شکستن بعضی تعهدهای شرعی مقرر است.
در زبان روزمرهترکیب‌هایی مانند «کفاره دادن» یا «کفاره خطا» ممکن است به معنای پرداختن بهای جبرانیِ یک کار نیز به شکل گسترده‌تر استفاده شوند.
در جدولوقتی تعریف کوتاه «جبران کننده گناه» داده شده باشد، واژه‌ای فشرده و مستقیم لازم است و «کفاره» بهترین تطابق را دارد.

اگر تعداد خانه‌ها با «کفاره» جور نبود چه کنیم؟

پاسخ اصلی این سرنخ پنج‌حرفی است. اگر در جدول شما تعداد خانه‌ها متفاوت است، پیش از عوض کردن پاسخ بهتر است تقاطع‌ها و صورت دقیق سؤال را دوباره بررسی کنید. ممکن است عبارت سرنخ کمی متفاوت باشد یا منظور طراح واژه‌ای نزدیک اما نه کاملاً هم‌معنی باشد.

برای نمونه، اگر چهار خانه دارید و مفهوم سؤال مشخصاً درباره «مالی برای رهایی یا جبران یک تکلیف خاص» است، فدیه می‌تواند مطرح شود. اگر چهار خانه دارید و سؤال بر «بازگشت از گناه» یا «پشیمانی» تأکید دارد، توبه مناسب‌تر است. اما صرف چهارخانه بودن، دلیل کافی برای تبدیل «جبران کننده گناه» به یکی از این دو نیست.

اگر پنج خانه دارید، تاوان از نظر طول با «کفاره» برابر است؛ با این وجود نشانه معنایی «گناه» به‌طور مشخص کفه را به سود «کفاره» سنگین می‌کند. «تاوان» در سؤال‌هایی مانند «غرامت»، «بهای خطا»، «جبران خسارت» یا «سزای عمل» طبیعی‌تر ظاهر می‌شود.

قاعده کاربردی: در این سرنخ ابتدا به واژه «گناه» توجه کنید، نه فقط «جبران». پیوند مستقیم «جبران + گناه» مهم‌ترین قرینه‌ای است که «کفاره» را از «تاوان» جدا می‌کند.

چرا «فدیه» را نباید بی‌دلیل جای «کفاره» گذاشت؟

«فدیه» و «کفاره» در بعضی موضوعات دینی نزدیک به یکدیگر دیده می‌شوند و همین نزدیکی باعث اشتباه می‌شود. با این حال، «فدیه» اساساً با مفهوم بدل، عوض یا مالی برای رهایی و نیز برخی جبران‌های مشخص پیوند دارد. «کفاره» اصطلاح فراگیرتر و مستقیم‌تری برای جبرانِ برخی گناهان و تخلف‌های معین است.

در نتیجه، وقتی طراح هیچ اشاره‌ای به «مال»، «رهایی»، «بدل» یا وضعیت خاصی نکرده و فقط نوشته است «جبران کننده گناه»، انتخاب «کفاره» از نظر دقت واژگانی بسیار قوی‌تر است. «فدیه» بیشتر زمانی جدی می‌شود که خودِ متن سرنخ به معنای ویژه آن اشاره کند یا تعداد و تقاطع حروف آن را الزام‌آور سازد.

آیا «توبه» همان جبران گناه است؟

نه دقیقاً. «توبه» نامِ بازگشت از گناه و پشیمانی از رفتار نادرست است. ممکن است توبه در عمل با اصلاح رفتار، جبران حق دیگران یا انجام تکلیف‌های دیگری همراه شود، اما از نظر واژگانی «توبه» و «کفاره» دو مفهوم جدا هستند.

به زبان ساده، اگر سرنخ بپرسد «بازگشت از گناه»، «پشیمانی از گناه» یا عبارتی هم‌معنا، پاسخ «توبه» بسیار مناسب است. ولی اگر محور سؤال خودِ جبران‌کننده گناه باشد، «کفاره» انتخاب دقیق‌تری است.

«استغفار» کجا قرار می‌گیرد؟

استغفار یعنی طلب آمرزش. بنابراین این واژه از نظر موضوعی به گناه مربوط است، اما نقش معنایی آن متفاوت است: شخص با استغفار از خداوند آمرزش می‌خواهد، در حالی که «کفاره» به عمل یا تکلیف جبرانی اشاره دارد. افزون بر این، «استغفار» هفت حرف دارد و از نظر طول نیز با «کفاره» یکی نیست.

این تمایز در جدول‌ها مفید است؛ طراحان گاهی با تغییر یک جزء کوچک از تعریف، پاسخ کاملاً متفاوتی می‌خواهند. «طلب آمرزش» به سمت استغفار می‌رود، «بازگشت از گناه» به سمت توبه و «جبران کننده گناه» به سمت کفاره.

نشانه‌های زبانی که پاسخ را تأیید می‌کنند

در سرنخ‌های کوتاه، هر کلمه وزن دارد. اینجا «جبران کننده» می‌گوید دنبال یک مفهوم ترمیمی هستیم و «گناه» حوزه دینی و اخلاقیِ پاسخ را محدود می‌کند. کنار هم قرار گرفتن این دو، فضای معنایی واژه «کفاره» را بسیار دقیق می‌سازد.

اگر به جای «گناه» واژه «خسارت» آمده بود، «غرامت» یا «تاوان» احتمال بیشتری پیدا می‌کرد. اگر «سوگند شکسته» ذکر می‌شد، باز هم «کفاره» یکی از پاسخ‌های بسیار محتمل بود. اگر «طلب بخشش» آمده بود، باید به «استغفار» فکر می‌کردیم. بنابراین پاسخ صرفاً از شباهت کلی واژه‌ها به دست نمی‌آید؛ نوع رابطه‌ای که سرنخ میان آن‌ها می‌سازد مهم‌تر است.

پرسش‌های کوتاه درباره این جواب

جواب «جبران کننده گناه» در جدول چیست؟

پاسخ اصلی و مستقیم «کفاره» است.

کفاره چند حرف دارد؟

پنج حرف: ک، ف، ا، ر، ه. تشدیدِ ف در صورت اعراب‌گذاری خانه جداگانه محسوب نمی‌شود.

آیا «تاوان» هم می‌تواند جواب باشد؟

از نظر معنای عمومیِ جبران نزدیک است، اما برای عبارت دقیق «جبران کننده گناه»، «کفاره» اختصاصی‌تر و طبیعی‌تر است.

آیا «فدیه» مترادف کامل کفاره است؟

خیر. این دو در بعضی بافت‌های دینی به هم نزدیک می‌شوند، ولی تعریف و موارد کاربردشان کاملاً یکسان نیست.

«کفاره» با تشدید نوشته می‌شود؟

در نوشتار اعراب‌گذاری‌شده می‌توان «کَفّاره» نوشت؛ در متن معمول فارسی و خانه‌های جدول همان «کفاره» نوشته می‌شود.

برای سرنخ دقیق «جبران کننده گناه در جدول» پاسخ قابل اتکا «کفاره» است. این واژه ۵ حرف دارد و به صورت «ک، ف، ا، ر، ه» در خانه‌ها قرار می‌گیرد. گزینه‌هایی مثل «تاوان»، «فدیه»، «توبه» و «استغفار» فقط در سرنخ‌هایی با معنای متفاوت یا قرائن خاص مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.