پرش به محتوای اصلی

از میان رفته در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ: منقرض، برطرفتعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی را بررسی کنید.

برای سرنخ «از میان رفته» یک جواب یگانه در همه جدول‌ها وجود ندارد، اما دو پاسخ مستقیم و معتبر آن منقرض و برطرف هستند. هر دو واژه پنج حرف دارند و انتخاب میان آن‌ها به موضوع سرنخ و حروفی که از خانه‌های عمودی یا افقی به دست آمده بستگی دارد. «منقرض» بیشتر نابودی نسل، گونه، دودمان یا یک پدیده تاریخی را می‌رساند؛ «برطرف» بیشتر درباره مانع، مشکل، اثر، ابهام یا حالتی است که دیگر باقی نمانده است.

انتخاب سریع میان دو جواب اصلی

اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای است، نخست حروف تقاطعی را با «منقرض» و «برطرف» تطبیق دهید. آغاز و پایان این دو واژه متفاوت است: «منقرض» با «م» آغاز و با «ض» تمام می‌شود، در حالی که «برطرف» با «ب» آغاز و با «ف» پایان می‌یابد. همین تفاوت معمولاً با یک یا دو حرف قطعی، جواب را روشن می‌کند.

منقرض؛ برای نسل، گونه و دودمان

هنگامی که موضوع درباره جانوران، گیاهان، اقوام، خاندان‌ها، سلسله‌ها، زبان‌های مرده یا پدیده‌هایی باشد که ادامه و بازمانده‌ای ندارند، «منقرض» دقیق‌ترین انتخاب است. ترکیب‌هایی مانند «گونه منقرض»، «دودمان منقرض» و «زبان منقرض» طبیعی‌اند.

برطرف؛ برای مانع، مشکل و اثر

اگر چیزی مانند مانع، ابهام، بیماری، نگرانی، اختلاف، خطر یا نقص دیگر وجود نداشته باشد، «برطرف» جواب مناسب‌تری است. این واژه به‌تنهایی صفت است و الزاماً ناقص به شمار نمی‌آید؛ «برطرف شده» فقط صورت کامل‌ترِ فعلی آن در جمله است.

جواب‌ها بر پایه تعداد حروف

در جدول کلمات، شمار خانه‌ها از شباهت کلی معنی مهم‌تر است. فاصله، نیم‌فاصله و حرکت‌های اعرابی خانه جداگانه نمی‌گیرند، اما هر حرف نوشته‌شده یک خانه را پر می‌کند. فهرست زیر فقط گزینه‌هایی را نگه می‌دارد که از نظر معنی واقعاً به «از میان رفته» نزدیک‌اند.

۳پاسخ‌های سه‌حرفی

محوفنا

«محو» می‌تواند حالت ناپدید یا زدوده‌شده را برساند. «فنا» در اصل اسمِ نابودی و نیستی است، نه صفت مفعولی؛ بااین‌حال طراحان جدول گاهی سرنخ را آزادتر می‌نویسند و «فنا» را در برابر مفهوم از میان رفتن می‌آورند.

۴پاسخ‌های چهارحرفی

تباهفائتفایتزایل

«تباه» بیشتر حس فاسد، خراب یا ضایع‌شده دارد. «فائت» واژه‌ای ادبی به معنی از دست رفته و از میان رفته است و صورت «فایت» نیز در برخی فرهنگ‌ها و جدول‌ها دیده می‌شود. «زایل» برای چیزی به کار می‌رود که برطرف، محو یا ناپدید شده باشد.

۵پاسخ‌های پنج‌حرفی

منقرضبرطرفنابودمعدوممنتفیمضمحلمنسوخ

  • منقرض برای نسل، گونه، دودمان، قوم یا پدیده‌ای مناسب است که تداوم آن پایان یافته باشد.
  • برطرف درباره مانع، مشکل، ابهام، خطر یا حالتی به کار می‌رود که دیگر باقی نیست.
  • نابود عمومی‌ترین گزینه است و برای شیء، اثر، موجود یا هر چیزی که دیگر وجود ندارد به کار می‌رود.
  • معدوم لحنی رسمی‌تر دارد و بر نیست و نابود شدن کامل تأکید می‌کند؛ درباره اشیا، موجودی کالا، اسناد یا موجودات نیز دیده می‌شود.
  • منتفی بیشتر برای موضوع، احتمال، درخواست، شرط، ادعا یا تصمیمی مناسب است که دیگر مطرح یا قابل اجرا نیست.
  • مضمحل علاوه بر نابودی، معنای فروپاشی و از هم گسیختگی دارد و برای سازمان، حکومت، قدرت، ساختار یا توان مناسب‌تر است.
  • منسوخ زمانی دقیق است که اعتبار، رواج یا کاربرد چیزی از میان رفته باشد؛ مانند قانون، رسم، روش یا اصطلاح منسوخ.

۶پاسخ‌های شش‌حرفی

ناپدیدمتلاشی

«ناپدید» بر دیده نشدن یا گم شدن تأکید دارد و الزاماً نابودی قطعی را نمی‌رساند. «متلاشی» نیز وقتی مناسب است که ازهم‌پاشیدگی جسم، گروه یا ساختار در مفهوم سرنخ وجود داشته باشد.

۸ تا ۱۰صورت‌های ترکیبی رایج

نابودشده؛ ۸ حرفبرافتاده؛ ۸ حرفبرطرف‌شده؛ ۸ حرفازبین‌رفته؛ ۹ حرفازمیان‌رفته؛ ۱۰ حرف

در شمارش شبکه، فاصله یا نیم‌فاصله خانه نمی‌گیرد؛ بنابراین «برطرف شده» از پنج حرف «برطرف» و سه حرف «شده» ساخته می‌شود و مجموعاً هشت خانه لازم دارد. «از بین رفته» نه حرف و خودِ عبارت «از میان رفته» ده حرف دارد. این نکته جلوی بسیاری از انتخاب‌های ظاهراً درست اما ناسازگار با شبکه را می‌گیرد.

معنای موضوع، جواب را تعیین می‌کند

عبارت «از میان رفته» گسترده است و می‌تواند نابودی واقعی، رفع شدن یک حالت، پایان اعتبار، ناپدید شدن یا فروپاشی را توصیف کند. برای یافتن جواب دقیق، اسم یا موضوعی را که در ذهن طراح بوده تشخیص دهید.

گونه، نسل، قوم، سلسله
منقرض؛ چون بر قطع شدن تداوم نسل یا بقای تاریخی دلالت دارد.
مانع، ابهام، درد، خطر
برطرف؛ چون چیزی که مزاحم یا عارضی بوده دیگر باقی نیست.
شیء، بنا، اثر، موجود
نابود یا معدوم؛ اولی عمومی‌تر و دومی رسمی‌تر است.
احتمال، شرط، بحث، درخواست
منتفی؛ یعنی موضوع دیگر مطرح، لازم یا شدنی نیست.
حکومت، سازمان، قدرت
مضمحل یا متلاشی؛ وقتی فروپاشی و ازهم‌گسیختگی مورد نظر است.
قانون، رسم، روش، واژه
منسوخ؛ یعنی اعتبار یا کاربرد پیشین خود را از دست داده است.
تصویر، نشانه، لکه، اثر
محو یا زایل؛ وقتی زدوده شدن و ناپدیدی مهم‌تر از نابودی مادی است.
چیز خراب یا ضایع‌شده
تباه؛ زیرا این واژه علاوه بر نابودی، مفهوم فساد و خرابی را نیز دارد.

چرا «برطرف» جواب کامل و درست است؟

گاهی تصور می‌شود «برطرف» باید حتماً همراه «شده» بیاید؛ اما در فارسی، «برطرف» خود یک صفت مستقل به معنی از میان رفته یا ناپدید شده است. در جمله می‌گوییم «مانع برطرف شد» یا «نگرانی برطرف است». بنابراین در یک شبکه پنج‌خانه‌ای، نوشتن «برطرف» نه کوتاه‌سازی نادرست است و نه حذف اجباری بخشی از جواب.

البته کاربرد آن محدودیت معنایی دارد. درباره یک جانور که دیگر هیچ نمونه زنده‌ای از آن وجود ندارد، «برطرف» طبیعی نیست و «منقرض» درست‌تر است. برعکس، برای «مانع از میان رفته» پاسخ «منقرض» بی‌معناست و «برطرف» دقیقاً با بافت جور درمی‌آید.

قاعده کاربردی: اگر بتوانید پیش از جواب واژه‌های «نسلِ» یا «گونهٔ» را بگذارید، به «منقرض» فکر کنید؛ اگر بتوانید پیش از آن «مانعِ»، «مشکلِ» یا «ابهامِ» بگذارید، «برطرف» محتمل‌تر است.

تفاوت پاسخ‌های نزدیک اما غیرهمسان

منقرض و نابود

هر چیز منقرض‌شده را می‌توان به معنایی کلی نابود دانست، اما هر چیز نابودشده «منقرض» نیست. یک ساختمان نابود می‌شود، ولی معمولاً منقرض نمی‌شود. انقراض به تداوم یک نسل، نوع، دودمان یا پدیده وابسته است.

برطرف و منتفی

«برطرف» معمولاً از رفع یک مانع، مشکل یا حالت خبر می‌دهد؛ «منتفی» بیشتر نشان می‌دهد که یک احتمال، موضوع، شرط یا تصمیم دیگر موضوعیت ندارد. «خطر برطرف شد» طبیعی است، اما «پیشنهاد منتفی شد» دقیق‌تر از «پیشنهاد برطرف شد» است.

معدوم و مضمحل

«معدوم» بر نیستی و نبود کامل تمرکز دارد. «مضمحل» غالباً فرایند فروپاشی، ضعف و ازهم‌پاشیدگی را نیز تداعی می‌کند. برای موجودی کالایی که از بین رفته «معدوم» مناسب‌تر است؛ برای قدرت یا تشکیلاتی که فرو ریخته «مضمحل» رساتر است.

منسوخ و منقرض

«منسوخ» به از دست رفتن اعتبار یا کاربرد مربوط است، نه لزوماً از بین رفتن وجود خارجی. ممکن است نسخه‌ای از یک قانون منسوخ هنوز در آرشیو موجود باشد، اما دیگر اعتبار نداشته باشد. «منقرض» بیشتر نبود بازمانده یا پایان تداوم را می‌رساند.

ناپدید و نابود

«ناپدید» فقط می‌گوید چیزی دیده یا پیدا نمی‌شود؛ ممکن است هنوز وجود داشته باشد. «نابود» نبود یا تخریب را قطعی‌تر بیان می‌کند. اگر سرنخ درباره «از نظرها رفته» یا «گم شده» باشد، ناپدید مناسب است؛ اگر درباره نیستی کامل باشد، نابود قوی‌تر است.

شمارش درست حروف؛ اصلاح چند دام رایج

نکته مهم: بیشتر جواب‌های اصلی این سرنخ پنج‌حرفی‌اند. «منقرض»، «برطرف»، «نابود»، «معدوم»، «منتفی» و «مضمحل» همگی پنج خانه می‌گیرند. شمارش را بر پایه حروف نوشته‌شده انجام دهید، نه تعداد هجاها، نقطه‌ها یا شکل کشیده واژه.
  • منقرض: م + ن + ق + ر + ض = ۵ خانه
  • برطرف: ب + ر + ط + ر + ف = ۵ خانه
  • نابود: ن + ا + ب + و + د = ۵ خانه
  • معدوم: م + ع + د + و + م = ۵ خانه
  • منتفی: م + ن + ت + ف + ی = ۵ خانه
  • مضمحل: م + ض + م + ح + ل = ۵ خانه
  • ناپدید: ن + ا + پ + د + ی + د = ۶ خانه
  • متلاشی: م + ت + ل + ا + ش + ی = ۶ خانه

وجود حروف تکراری نیز چیزی از شمار خانه‌ها کم نمی‌کند؛ برای نمونه دو «ر» در «برطرف» هر کدام یک خانه مستقل می‌گیرند. در مقابل، فاصله و نیم‌فاصله در عبارت‌های ترکیبی معمولاً خانه جداگانه ندارند.

املای درست گزینه‌های دشوار

منقرض

با «ق» و در پایان با «ض» نوشته می‌شود. شکل‌هایی مانند «منغرظ» یا «منقرز» غلط‌اند.

برطرف

در کاربرد امروزی یکپارچه نوشته می‌شود. حرف میانی آن «ط» و حرف پایانی «ف» است.

مضمحل

ترتیب درست حروف «م، ض، م، ح، ل» است. اشتباه گرفتن «ض» با «ز» یا «ح» با «ه» رایج است.

معدوم

پس از «م» حرف «ع» می‌آید و بخش پایانی آن «دوم» است: م + ع + د + و + م.

منتفی

با «ت» در میانه و «ف» پیش از «ی» نوشته می‌شود. این واژه با «منفی» یکی نیست.

فائت یا فایت

«فائت» صورت عربی و ادبی شناخته‌شده است و «فایت» نیز صورت فارسی‌شده‌ای است که در برخی فرهنگ‌ها ثبت شده؛ حرف تقاطعی سوم تعیین می‌کند «ئ» می‌خواهید یا «ی».

زایل یا زائل

در نوشتار معیار امروز «زایل» صورت ساده و پیشنهادی است، هرچند «زائل» نیز در متون قدیمی و برخی جدول‌ها دیده می‌شود.

استحاله

هفت حرف دارد، اما معمولاً جواب دقیقی برای «از میان رفته» نیست؛ معنای اصلی آن دگرگونی و تبدیل ماهیت است، نه لزوماً نابودی.

سرنخ را با فعل متعدی اشتباه نگیرید

«از میان رفته» حالت یا نتیجه را بیان می‌کند؛ یعنی چیزی دیگر وجود ندارد یا اثرش رفع شده است. اما «از میان بردن» عملِ نابود کردن را می‌رساند. این دو ساخت از نظر دستوری و معنایی یکسان نیستند.

از میان رفته
منقرض، برطرف، نابود، معدوم، منتفی، مضمحل، زایل
از میان بردن
امحا، انهدام، نابود کردن، حذف کردن، ریشه‌کن کردن

پس اگر سرنخ دقیقاً «از میان رفته» است، پاسخ‌هایی مانند «امحا» یا «انهدام» معمولاً از نظر نقش دستوری مناسب نیستند؛ این واژه‌ها بیشتر خودِ عمل نابودی را نام می‌برند.

روش نهایی حل در شبکه

  • ابتدا تعداد خانه‌ها را دقیق بشمارید و فاصله‌ها را کنار بگذارید.
  • موضوع سرنخ را مشخص کنید: نسل و گونه، مانع و مشکل، قانون و رسم، یا شیء و اثر.
  • حروف قطعیِ تقاطعی، به‌ویژه حرف اول و آخر، را با گزینه‌ها بسنجید.
  • میان مترادف‌های نزدیک، واژه‌ای را انتخاب کنید که از نظر کاربرد طبیعی‌تر باشد؛ صرف شباهت کلی معنی کافی نیست.
  • در واژه‌های عربی‌تبار مانند «منقرض»، «مضمحل»، «معدوم» و «منتفی» به حروف هم‌آوا دقت کنید.
جمع‌بندی کاربردی: پاسخ «منقرض، برطرف» از نظر معنی معتبر است و هر دو واژه پنج حرف دارند. اگر سرنخ درباره نسل، گونه یا دودمان است «منقرض» را انتخاب کنید؛ اگر درباره مانع، مشکل یا حالتی رفع‌شده است «برطرف» مناسب‌تر است. برای خانه‌های دیگر، «محو»، «تباه»، «فائت»، «نابود»، «معدوم»، «منتفی»، «مضمحل» و «منسوخ» را فقط با توجه به تعداد خانه و بافت سرنخ بررسی کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.