پرش به محتوای اصلی

محدود بودن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی: انحصار — واژه‌ای ۶ حرفی برای «محدود بودن» در جدول.

برای سرنخ «محدود بودن»، پاسخ انحصار نه‌تنها با پاسخ ثبت‌شده سازگار است، بلکه از نظر فرهنگ لغت نیز انتخابی معتبر و مستقیم به شمار می‌آید. این واژه در یکی از معانی قدیمی و عمومی خود دقیقاً حالتِ در حد و چارچوب قرار گرفتن، در تنگنا بودن یا مخصوص شدن به فرد، گروه یا حوزه‌ای معین را می‌رساند. بنابراین اگر ردیف جدول شش خانه دارد، «انحصار» از گزینه‌هایی مانند «حصر» یا «محدودیت» مناسب‌تر است؛ چون هم تعداد حروف درست است و هم رابطه معنایی آن با خود سرنخ روشن و قابل دفاع است.

چرا «انحصار» پاسخ دقیق این سرنخ است؟

در فارسی امروز، شنیدن «انحصار» اغلب ذهن را به بازار، امتیاز اختصاصی، مالکیت یا کنترل یک کالا و خدمت می‌برد؛ مانند انحصار فروش یا انحصار یک فعالیت. با این حال دامنه معنایی واژه از مفهوم اقتصادی گسترده‌تر است. «انحصار» می‌تواند به معنی محدود بودن، در چیزی گنجیدن، مخصوص بودن و منحصر شدن نیز به کار رود. همین معنی عمومی‌تر است که آن را به پاسخ مناسب جدول تبدیل می‌کند.

سرنخ جدول معمولاً کوتاه است و همه ظرافت‌های معنایی را نشان نمی‌دهد. طراح با عبارت «محدود بودن» ممکن است به اسمِ حالت اشاره کند؛ یعنی حالتی که چیزی از دایره‌ای معین بیرون نمی‌رود یا فقط به شخص، گروه، موضوع یا قلمروی خاص تعلق دارد. «انحصار» دقیقاً چنین حالتی را بیان می‌کند.

انحصار
۶ حرف، بدون فاصله
انحصار
نکته تعیین‌کننده: اگر پاسخ جدول شش‌حرفی باشد، «انحصار» برتری آشکاری دارد. «حصر» سه حرف و «محدودیت» هفت حرف دارد و فقط در جدول‌هایی با تعداد خانه متفاوت می‌توانند جایگزین شوند.

معنی «انحصار» در این کاربرد

در این سؤال، «انحصار» را نباید فقط معادل «مونوپولی» یا سلطه کامل اقتصادی دانست. هسته معنایی آن محصور و منحصر شدن است: چیزی در یک محدوده باقی می‌ماند، دامنه آن بسته‌تر می‌شود یا بهره‌مندی از آن به اشخاص و شرایط مشخص اختصاص پیدا می‌کند. از این رو میان «محدود بودن» و «انحصار» پیوند معنایی طبیعی وجود دارد.

محدود به یک گروهوقتی دسترسی یا اختیار فقط برای گروهی معین باشد، حالت انحصاری شکل می‌گیرد.
محدود به یک حوزهوقتی موضوع از قلمروی خاص بیرون نرود، می‌توان از منحصر یا محصور بودن آن سخن گفت.
محدود در اختیاروقتی حق، کالا یا امکان در دست یک فرد یا نهاد قرار گیرد، «انحصار» معنای رایج‌تر خود را پیدا می‌کند.

پس پاسخ جدول بر یک رابطه صرفاً دور یا تداعی‌شده تکیه ندارد؛ «محدود بودن» یکی از معناهای شناخته‌شده خود واژه است. تفاوت فقط در این است که در زبان روزمره، معنای اقتصادی و اختصاصیِ «انحصار» پررنگ‌تر شده و معنای لغویِ عام آن کمتر به گوش می‌رسد.

مقایسه گزینه‌های محتمل بر پایه تعداد حروف

تعداد خانه‌ها مهم‌ترین قرینه برای تشخیص پاسخ نهایی است. چند واژه از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها برای یک چینش واحد مناسب نیستند:

انحصار پاسخ اصلی
۶ حرف
هم به معنی محدود بودن و منحصر شدن آمده و هم دقیقاً با پاسخ شش‌خانه‌ای سازگار است. در کاربرد جدید، مفهوم اختصاص و کنترل انحصاری نیز به آن افزوده می‌شود.
حصر
۳ حرف
معنای نزدیک و فشرده‌ای دارد: دربر گرفتن، محصور کردن، در تنگنا قرار دادن یا تعیین محدوده. برای سه خانه گزینه‌ای جدی است، اما جای پاسخ شش‌حرفی را نمی‌گیرد.
قید
۳ حرف
به بند، شرط و عامل محدودکننده اشاره دارد. بیشتر نامِ چیزی است که محدود می‌کند، نه همیشه خودِ حالت «محدود بودن»؛ بنابراین وابستگی آن به قرینه‌های متقاطع بیشتر است.
تنگنا
۵ حرف
بیشتر فشار، دشواری، کمبود راه یا وضعیت دشوار را می‌رساند. در سرنخ‌های کنایی یا موقعیتی می‌تواند درست باشد، اما معادل دقیق همه کاربردهای «محدود بودن» نیست.
تحدید
۵ حرف
به معنی حد گذاشتن و محدود ساختن است. این واژه بیشتر بر عملِ تعیین حدود تأکید دارد، در حالی که سرنخ «محدود بودن» حالت یا نتیجه را برجسته می‌کند.
اقتصار
۶ حرف
املای درست این واژه با «ت» است و معنای اصلی آن بسنده کردن، اکتفا کردن و از چیزی فراتر نرفتن است. از نظر تعداد خانه ممکن است وسوسه‌کننده باشد، ولی برای این سرنخ از «انحصار» دورتر و کم‌کاربردتر است.
محدودیت
۷ حرف
مستقیم‌ترین اسم مصدرِ «محدود بودن» است. اگر جدول هفت خانه داشته باشد، معمولاً نخستین گزینه است؛ با این حال در ردیف شش‌خانه‌ای قابل استفاده نیست.

تفاوت ظریف «انحصار»، «حصر» و «محدودیت»

انحصار: محدود و مخصوص شدن

«انحصار» علاوه بر وجود حد، معمولاً نوعی اختصاص را نیز القا می‌کند. جمله «این اختیار در انحصار یک نهاد است» یعنی اختیار هم محدود شده و هم فقط در دست همان نهاد قرار دارد. در جدول، ممکن است بخش «مخصوص بودن» حذف شده و تنها هسته «محدود بودن» در سرنخ باقی مانده باشد.

حصر: در محدوده یا احاطه قرار گرفتن

«حصر» بیشتر تصویرِ احاطه، محصور شدن یا بسته شدن دامنه را می‌سازد. این واژه در ترکیب‌هایی مانند «در حصر بودن» بسیار طبیعی است. با این حال، چون تنها سه حرف دارد، پاسخ جایگزین آن وابسته به تعداد خانه‌هاست. همچنین «حصر» در بعضی بافت‌ها معنی شمارش و احصا را نیز دارد؛ بنابراین حروف متقاطع در تشخیص معنای مورد نظر نقش دارند.

محدودیت: نام روشن و امروزیِ حالت

«محدودیت» از نظر ساخت دستوری نزدیک‌ترین اسم به عبارت «محدود بودن» است و در متن‌های امروزی ابهام کمی دارد: محدودیت زمانی، محدودیت مالی یا محدودیت دسترسی. تنها مانع آن در این جدول، تعداد حروف است. اگر تعداد خانه‌ها مشخص نبود، «محدودیت» باید در کنار «انحصار» بررسی می‌شد؛ اما با شش خانه، پاسخ نهایی تغییر نمی‌کند.

املای درست پاسخ و خطاهای نزدیک

درست: انحصار
ترتیب حروف: ا + ن + ح + ص + ا + ر
نادرست: انحسار
نوشتن واژه با «س» خطای املایی است؛ بخش میانی آن با حرف «ص» نوشته می‌شود.
متفاوت: حصار
«حصار» به دیوار، دیواره یا محدوده محافظ اشاره دارد و با «انحصار» هم‌معنی کامل نیست.
متفاوت: اقتصار
واژه‌ای مستقل به معنی اکتفا و بسنده کردن است؛ نباید آن را شکل دیگرِ املایی «انحصار» پنداشت.

در شمارش خانه‌های جدول، حرکات تلفظی نوشته نمی‌شوند و هر حرف یک خانه می‌گیرد. بنابراین «انحصار» دقیقاً شش خانه را پر می‌کند. وجود دو «ا» در ابتدا و نزدیک پایان واژه نیز می‌تواند با حروف متقاطع به تشخیص سریع‌تر کمک کند.

چه زمانی پاسخ دیگری را انتخاب کنیم؟

انتخاب پاسخ جایگزین فقط زمانی منطقی است که اطلاعات خود جدول با «انحصار» ناسازگار باشد. سه نشانه از همه مهم‌ترند:

  • تعداد خانه‌ها: سه خانه احتمال «حصر» یا «قید»، پنج خانه احتمال «تحدید» یا «تنگنا» و هفت خانه احتمال «محدودیت» را بالا می‌برد.
  • حروف تقاطعی: در پاسخ شش‌حرفی، الگوی «ا ن ح ص ا ر» باید با واژه‌های عمودی یا افقی هماهنگ شود. ناسازگاری قطعی یک حرف می‌تواند نشان دهد که سرنخ یا شمارش خانه‌ها متفاوت تفسیر شده است.
  • لحن سرنخ: اگر سرنخ بر اختصاصی بودن تأکید دارد، «انحصار» قوی‌تر است؛ اگر بر گرفتاری و دشواری تأکید دارد، «تنگنا»؛ و اگر بر عملِ حدگذاری تأکید دارد، «تحدید» مناسب‌تر می‌شود.
سرنخ: «اختصاصی و محدود بودن»
پاسخ محتمل‌تر: انحصار؛ زیرا هر دو مؤلفه اختصاص و محدودیت را یکجا پوشش می‌دهد.
سرنخ: «در تنگی و فشار بودن»
پاسخ محتمل‌تر: تنگنا؛ چون بار احساسی و موقعیتی آن از انحصار بیشتر است.
سرنخ: «حد گذاشتن»
پاسخ محتمل‌تر: تحدید؛ زیرا ساختن و تعیین حد را بیان می‌کند، نه صرفاً حالت حاصل را.
سرنخ: «محصور بودن»
پاسخ محتمل‌تر: حصر یا انحصار؛ انتخاب نهایی با تعداد خانه و حروف متقاطع انجام می‌شود.

آیا «انحصار» فقط معنای اقتصادی دارد؟

خیر. معنای اقتصادی یکی از کاربردهای برجسته و امروزی آن است، اما همه معنای واژه نیست. وقتی گفته می‌شود تولید یا فروش کالایی در انحصار یک مجموعه است، مفهوم اختصاص و کنترل کامل برجسته می‌شود. ولی در کاربرد لغوی گسترده‌تر، خودِ محدود شدن، در چیزی گنجیدن یا مخصوص شدن نیز مطرح است. همین گستره معنایی توضیح می‌دهد که چرا طراح جدول می‌تواند برای سرنخ کوتاه «محدود بودن» از «انحصار» استفاده کند.

این نکته در حل جدول اهمیت دارد: واژه‌ها همیشه با رایج‌ترین معنای روزمره‌شان مطرح نمی‌شوند. گاهی یک معنی قدیمی‌تر، رسمی‌تر یا کمتر شنیده‌شده ملاک طراحی است. با وجود این، پاسخ باید همچنان در زبان معتبر باشد؛ «انحصار» این شرط را دارد و انتخاب آن نیازمند حدس دور از ذهن نیست.

جمع‌بندی دقیق پاسخ

انتخاب نهایی برای عنوان «محدود بودن در جدول»: انحصار

این پاسخ شش حرف دارد، املای آن «ا‌ن‌ح‌ص‌ا‌ر» است و در معنای لغوی می‌تواند «محدود بودن، منحصر شدن یا مخصوص بودن» را برساند. «حصر» و «محدودیت» از نظر معنا نزدیک‌اند، اما به‌ترتیب سه و هفت حرف دارند. «اقتصار» نیز شش حرفی است، ولی معنی اصلی آن اکتفا و بسنده کردن است و برای این سرنخ اولویت پایین‌تری دارد.

در نتیجه، تا زمانی که حروف متقاطع خلاف آن را ثابت نکرده‌اند، برای یک پاسخ شش‌خانه‌ای باید «انحصار» را دقیق‌ترین و معتبرترین گزینه دانست.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.