به کار گرفتن در جدول؛ پاسخ اصلی و گزینههای وابسته به قرینه
سرنخ «به کار گرفتن» یک جواب کاملاً یگانه ندارد، زیرا ممکن است دربارهٔ ابزار، روش، فرصت، توانایی، قانون، سرمایه یا یک انسان باشد. بااینحال، وقتی تعداد خانهها و جملهٔ کمکی مشخص نیست، «استفاده» عمومیترین و محتملترین پاسخ است. این واژه وارد کردن چیزی به چرخهٔ عمل و بهره بردن از آن را میرساند و با بخش بزرگی از کاربردهای این سرنخ سازگار است.
انتخاب نخست برای سرنخ بدون توضیح
در زبان رایج، «به کار گرفتن ابزار، روش، فرصت یا امکان» غالباً همان «استفاده کردن از آن» است. بنابراین در جدولی که فقط همین عبارت کوتاه را آورده و اشارهای به شخص، قانون یا مادهٔ مصرفی ندارد، «استفاده» از گزینههای تخصصیتر منطقیتر است.
در شمارش جدول، فاصله، نیمفاصله و اعراب معمولاً خانهٔ جداگانه نمیگیرند.
گزینهها بر اساس تعداد حروف
برای به کار گرفتن مواد، سوخت، انرژی، پول یا منابع؛ یعنی چیزی که خرج یا استفاده میشود.
برای به اجرا گذاشتن فشار، نفوذ، قدرت، قانون، اختیار یا محدودیت.
برای وارد کردن نظریه، دانش، روش یا الگو به مرحلهٔ عمل؛ واژهای رسمی و دقیق.
بیشتر به مورد یا شیوهٔ استفاده اشاره دارد، ولی در جدول گاهی برابر «به کار گرفتن» میآید.
گستردهترین جواب برای ابزار، روش، فرصت، امکان و توانایی؛ انتخاب اصلی در نبود قرینه.
ویژهٔ به کار گرفتن انسان برای شغل، مأموریت یا همکاری.
برای به کار بردن واژه، اصطلاح، دارو، وسیله یا شیوه؛ رسمیتر و محدودتر از استفاده.
سپردن کار یا مأموریت به شخص؛ از نظر مصدری به شکل سرنخ نزدیک است.
استفادهٔ هدفمند از دانش، امکان یا ظرفیت؛ نیمفاصله در تعداد خانهها شمرده نمیشود.
مفعول جمله، معنای درست را آشکار میکند
مهمترین راه تشخیص، دیدن چیزی است که «به کار گرفته» میشود. خود فعل دامنهٔ وسیعی دارد، اما مفعول آن پاسخ را محدود میکند.
«استفاده»، «کاربرد» و «کاربست» محتملاند؛ در سرنخ عمومی، استفاده اولویت دارد.
«استخدام» روشنترین پاسخ اسمی است؛ «گماشتن» برای صورت فعلی یا مصدری مناسبتر است.
«اعمال» دقیقتر است، چون معنای اثر دادن یا به اجرا گذاشتن قدرت انتزاعی را دارد.
«مصرف» بر خرج شدن منبع و «استعمال» بر شیوهٔ به کار بردن تأکید میکند.
تفاوت واژههای نزدیک
استفاده خودِ عمل بهره بردن است؛ کاربرد میتواند مورد، فایده یا شیوهٔ استفاده باشد. برای مصدر «به کار گرفتن»، استفاده مستقیمتر است.
استخدام یعنی وارد کردن فرد به رابطهٔ کاری؛ انتصاب یعنی قرار دادن او در یک سمت. هر انتصابی استخدام تازه نیست.
قانون را میتوان اجرا کرد، اما فشار، نفوذ، قدرت و اختیار را بیشتر اعمال میکنند.
مصرف بر خرج شدن و کاهش منبع تأکید دارد؛ استعمال بر به کار بردن آن در عمل.
کاربست فرایند عملی کردن دانش و نظریه است؛ کاربرد میتواند قابلیت یا مورد استفاده باشد.
گماشتن بر سپردن کار تمرکز دارد؛ استخدام بر پذیرفتن فرد در جایگاه شغلی.
نمونههای تبدیل سرنخ به پاسخ
به کار گرفتن روش تازه برای حل مسئله
استفاده / کاربستبه کار گرفتن نیروی ماهر در کارگاه
استخدامبه کار گرفتن نفوذ برای تغییر تصمیم
اعمالبه کار گرفتن دارو طبق دستور
استعمال / مصرفبه کار گرفتن واژهای کهن در متن
استعمالبه کار گرفتن فرد برای مأموریت
گماشتن / استخداماملای عبارت و شیوهٔ شمارش
در نوشتار روشن و معیار، صورت «به کار گرفتن» با جدانویسی اجزا خواناتر است. شکل چسبیدهٔ «بکار گرفتن» در نوشتههای غیررسمی و برخی متنهای قدیمی دیده میشود، اما برای متن ویراسته انتخاب مناسبی نیست. در ترکیب اسمی «بهکارگیری» نیز نیمفاصله بسیار رایج است.
این تفاوت املایی در جدول تعداد خانهها را تغییر نمیدهد، چون فاصله و نیمفاصله حرف محسوب نمیشوند. بنابراین هنگام سنجش «بهرهگیری» یا «بهکارگیری»، فقط حروف را بشمارید.
دامهای رایج
«کاربرد» شش حرف، «اعمال» پنج حرف و «استخدام» هفت حرف دارد. تعداد بخشهای آوایی معیار نیست.
از ابزار استفاده میکنند، اما برای به کار گرفتن کارمند، استخدام دقیقتر است.
کاربست درست است، ولی در جدول عمومی و بدون قرینه، استفاده احتمال بیشتری دارد.
بعضی واژهها معنای کهنِ «به کار گرفتن» دارند، اما بدون پشتیبانی حروف متقاطع انتخاب امنی نیستند.
مسیر سریع انتخاب پاسخ
بدون قرینه، ابتدا «استفاده» را امتحان کنید؛ برای انسان «استخدام» یا «گماشتن» را بسنجید.
در کنار قانون، قدرت، فشار، زور، نفوذ یا اختیار، «اعمال» بسیار محتمل است.
برای نظریه و روش «کاربست»؛ برای مورد استفاده یا فایدهٔ عملی «کاربرد» را بررسی کنید.
برای ماده، سوخت، پول یا انرژی، «مصرف» گزینهٔ طبیعیتری است.
وقتی دو جواب همطولاند، حرف آغاز، میانی و پایان را با پاسخهای دیگر تطبیق دهید.
نتیجهٔ دقیق برای همین سرنخ
برای «به کار گرفتن در جدول»، پاسخ پایه و پیشنهادی استفاده است؛ چون هفت حرف دارد و در نبود قرینه، گستردهترین پوشش معنایی را ارائه میدهد. بااینحال، پاسخ نهایی باید با تعداد خانهها و موضوع سرنخ هماهنگ شود.
استفاده: ابزار، روش، فرصت، امکان و توانایی.
استخدام یا گماشتن: فرد و نیروی انسانی.
اعمال: قدرت، قانون، نفوذ، فشار و اختیار.
مصرف یا استعمال: مواد، دارو، منابع و وسایل.
کاربست یا کاربرد: نظریه، دانش، روش و مورد استفاده.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!