پرش به محتوای اصلی

افزون امدن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: چربیدن — به معنی فزونی یافتن و برتری داشتن.

برای سرنخ «افزون آمدن» در جدول، دقیق‌ترین پاسخ چربیدن است. این واژه در فارسی فقط به «چرب و روغنی شدن» مربوط نیست؛ در کاربرد کهن و ادبی، معنای برتری، سنگین‌تر بودن، فزونی داشتن و غلبه کردن نیز می‌دهد. همین معنای کمتر رایج است که طراح جدول از آن استفاده کرده است.

چرا این پاسخ درست است؟ وقتی می‌گوییم چیزی «بر چیز دیگری می‌چربد»، مقصود این است که وزن، مقدار، اهمیت، اثر یا ارزش آن بیشتر است و کفه را به سود خود سنگین می‌کند. بنابراین «چربیدن» از نظر معنایی با «افزون آمدن» پیوندی مستقیم دارد.

این کاربرد هنوز هم در عبارت‌هایی مانند «مزایای این انتخاب بر معایبش می‌چربد» زنده است؛ یعنی مزایا بیشتر یا اثرگذارترند.

پاسخ اصلیچربیدن
نوع واژهمصدر و فعل ناگذر
تعداد حروف۶ حرف

املای درست و شمارش خانه‌های جدول

املای معیار پاسخ «چربیدن» است؛ با «چ» آغاز می‌شود و پس از «ب»، حرف «ی» می‌آید. در شمارش خانه‌های جدول باید هر نویسه اصلی را یک حرف در نظر گرفت:

چربیدن

پس پاسخ شش‌حرفی است، نه پنج‌حرفی. گاهی شکل ظاهری واژه یا پیوستگی حروف فارسی باعث خطای شمارش می‌شود، اما «چربیدن» دقیقاً از شش حرف تشکیل شده است.

نکته جدولی: اگر شش خانه در اختیار دارید و حروف تقاطعی با الگوی «چ ـ ب ی د ن» هماهنگ‌اند، احتمال درست بودن «چربیدن» بسیار بالاست. حرف دوم «ر» است.

معنای «چربیدن» در این سرنخ چیست؟

«چربیدن» چند معنای نزدیک به هم دارد که همه بر مفهوم سنگین‌تر شدن یک کفه استوارند. این سنگینی می‌تواند واقعی باشد، مانند وزن بیشتر، یا مجازی باشد، مانند اهمیت و ارزش بیشتر. برای حل جدول، سه معنای زیر از همه مهم‌ترند:

فزونی یافتن مقدار، وزن یا سهم چیزی بیشتر از چیز دیگر شود؛ این نزدیک‌ترین معنا به خود سرنخ «افزون آمدن» است.
برتری داشتن یک ویژگی، دلیل یا امتیاز از ویژگی یا دلیل رقیب قوی‌تر و تعیین‌کننده‌تر باشد.
غالب شدن شخص، نیرو، اندیشه یا عامل معینی بر عامل دیگر چیره شود.
سنگین‌تر بودن کفه واقعی یا فرضی ترازو به سبب وزن یا ارزش بیشتر پایین‌تر برود.

در نتیجه، طراح جدول با آوردن «افزون آمدن» به معنای «بیشتر شدنِ صرف» اشاره نمی‌کند، بلکه غالباً حالتی را در نظر دارد که یک طرف نسبت به طرف دیگر فزونی و رجحان پیدا می‌کند. «چربیدن» این نسبت میان دو طرف را بهتر از بسیاری از جواب‌های عمومی نشان می‌دهد.

تفاوت «چربیدن» با «افزودن»

یکی از خطاهای رایج این است که حل‌کننده «افزودن» را به جای «چربیدن» بنویسد. این دو واژه از نظر دستوری و معنایی یکسان نیستند. «افزودن» معمولاً عملی است که فاعل انجام می‌دهد تا چیزی را بیشتر کند؛ برای نمونه، کسی نمک را به غذا می‌افزاید. اما «چربیدن» حالتی است که در آن یک چیز خود بر چیز دیگر فزونی می‌گیرد یا برتری پیدا می‌کند.

افزودن بیشتر کردن یا اضافه کردن چیزی؛ غالباً متعدی است و مفعول می‌گیرد.
چربیدن بیشتر، سنگین‌تر یا برتر بودن نسبت به طرف دیگر؛ غالباً با «بر» می‌آید.

بنابراین در جمله «دلایل موافق بر دلایل مخالف می‌چربد»، سخن از برتری و رجحان است. ولی در جمله «او یک دلیل تازه به پرونده افزود»، عمل اضافه کردن انجام شده است. سرنخ «افزون آمدن» به ساخت نخست نزدیک‌تر است.

کاربرد امروزی واژه

هرچند «چربیدن» واژه‌ای ادبی و نسبتاً کهن به نظر می‌رسد، در فارسی امروز نیز کاربرد روشن و طبیعی دارد. بیشترین حضور آن در ساخت «چیزی بر چیزی می‌چربد» دیده می‌شود. در این ساخت، آنچه پیش از «بر» می‌آید، طرف قوی‌تر یا مهم‌تر است.

  • سود این تصمیم بر هزینه‌اش می‌چربد. یعنی سود آن بیشتر و تعیین‌کننده‌تر است.
  • شواهد مثبت بر تردیدها می‌چربد. یعنی قدرت شواهد مثبت بیشتر است.
  • کیفیت محصول بر ظاهر ساده‌اش می‌چربد. یعنی کیفیت اهمیت بیشتری دارد.
  • نگرانی‌های ایمنی بر سرعت اجرا می‌چربد. یعنی ایمنی اولویت و وزن بیشتری پیدا می‌کند.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «چربیدن» فقط برای وزن فیزیکی به کار نمی‌رود. هرجا بتوان دو کفه فرضی ساخت—مانند سود و زیان، قوت و ضعف، دلیل و تردید—این فعل می‌تواند بر برتری یکی از دو طرف دلالت کند.

گزینه‌های نزدیک و میزان احتمال آن‌ها

سرنخ‌های جدول بدون دانستن تعداد خانه‌ها گاهی بیش از یک پاسخ احتمالی دارند. با این حال، همه گزینه‌های نزدیک از نظر دقت در یک سطح نیستند. برای «افزون آمدن»، پاسخ ذخیره‌شده «چربیدن» هم از نظر معنا و هم از نظر کاربرد جدولی انتخاب اصلی است.

چربیدن — ۶ حرف دقیق‌ترین معادل فعلی؛ هم فزونی یافتن را می‌رساند، هم برتری و غلبه را.
فزونی — ۵ حرف اسم است، نه فعل. برای سرنخ‌هایی مانند «افزونی» یا «زیادتی» مناسب‌تر است.
رجحان — ۵ حرف مفهوم برتری و ترجیح را می‌رساند، اما ساخت دستوری آن با مصدر «افزون آمدن» کاملاً برابر نیست.
چرب — ۴ حرف ممکن است در بعضی جدول‌های فشرده به عنوان جزء اصلی تعبیر «چرب آمدن» دیده شود، اما پاسخ کامل و معیار این سرنخ نیست.
غلبه — ۴ حرف از نظر معنای چیره شدن نزدیک است، ولی بخش «فزونی در مقدار یا وزن» را به‌طور کامل پوشش نمی‌دهد.
زیادشدن — ۷ حرف معنایی عمومی دارد و معمولاً ظرافت «بر چیزی برتری یافتن» را از دست می‌دهد.

پس اگر تعداد خانه‌ها شش باشد، «چربیدن» بر گزینه‌های دیگر برتری آشکار دارد. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، باید حروف متقاطع و نقش دستوری سرنخ را بررسی کرد؛ مثلاً پنج خانه ممکن است طراح را به سمت اسمی چون «فزونی» یا «رجحان» برده باشد، اما این‌ها جایگزین کامل فعل «چربیدن» نیستند.

چرا «چرب» معنای برتری پیدا کرده است؟

رابطه معنایی این واژه را می‌توان با تصویر ترازو بهتر فهمید. هر کفه‌ای که سنگین‌تر باشد پایین می‌رود و بر کفه دیگر غلبه می‌کند. در زبان، همین تصویر از وزن واقعی به سنجش ارزش، نیرو و اهمیت منتقل شده است. بنابراین وقتی می‌گوییم «یک عامل می‌چربد»، در ذهن خود آن عامل را سنگین‌تر از رقیب می‌سنجیم.

این گسترش معنایی در فارسی بسیار طبیعی است. ما درباره «وزن یک استدلال»، «سنگینی یک تصمیم» و «کفه مزایا» نیز سخن می‌گوییم، بی‌آنکه الزاماً ترازو یا جرم فیزیکی در میان باشد. «چربیدن» نیز در همین شبکه تصویری قرار می‌گیرد و معنای «رجحان یافتن» را می‌سازد.

فزونی یافتن برتری داشتن سنگین‌تر بودن غالب شدن رجحان پیدا کردن

راهنمای تشخیص سریع در جدول

برای اینکه میان گزینه‌های نزدیک سردرگم نشوید، به سه نشانه توجه کنید. نخست، سرنخ به شکل مصدر آمده است؛ پس پاسخ فعلی مانند «چربیدن» از اسم‌هایی چون «فزونی» مناسب‌تر است. دوم، اگر شش خانه دارید، شمار حروف دقیقاً منطبق است. سوم، وجود حرف‌های تقاطعی «چ»، «ر» یا «ب» تقریباً پاسخ را قطعی می‌کند.

  • سرنخ مصدر است: «افزون آمدن».
  • پاسخ نیز مصدر است: «چربیدن».
  • تعداد خانه‌ها در حالت کامل: شش خانه.
  • معنای مرکزی: بیشتر یا برتر شدن نسبت به چیز دیگر.

وجود فعل «آمدن» در سرنخ ممکن است بعضی حل‌کنندگان را به دنبال پاسخی مرکب بفرستد، اما در جدول‌ها بسیار رایج است که یک مصدر مرکب با یک مصدر ساده پاسخ داده شود. در اینجا «افزون آمدن» عبارت راهنماست و «چربیدن» معادل یک‌واژه‌ای آن.

صورت‌های صرفی مرتبط

شناخت شکل‌های صرفی کمک می‌کند اگر طراح جدول به جای مصدر، فعل صرف‌شده یا بن فعل را خواست، پاسخ درست را تشخیص دهید. بن مضارع این فعل «چرب» است و شکل‌های رایج آن با همین پایه ساخته می‌شوند.

می‌چربد اکنون برتری دارد یا بیشتر است.
چربید برتری یافت یا غالب شد.
بچربد صورت التزامی؛ مانند «ممکن است سودش بر هزینه‌ها بچربد».
چربیده صفت مفعولی یا جزء فعل مرکب؛ در کاربرد امروزی کم‌بسامدتر است.

در نوشتار معیار، «می‌چربد» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. خود مصدر «چربیدن» پیوسته است و فاصله یا نیم‌فاصله درون آن نمی‌آید. شکل «چرب ایدن» یا «چربی‌دن» نادرست است.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

برای «افزون آمدن در جدول»، پاسخ اصلی و معتبر «چربیدن» است.

این واژه شش حرف دارد و در این کاربرد به معنای فزونی یافتن، برتری داشتن، سنگین‌تر بودن یا غالب شدن بر طرف دیگر است. گزینه‌هایی مانند «فزونی» و «رجحان» ممکن است با تعداد خانه‌های متفاوت مطرح شوند، اما از نظر تطابق دستوری و معنایی، جای پاسخ کامل «چربیدن» را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.