پرش به محتوای اصلی

گونه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «لپ» برای صورت، «نوع» یا «جور» برای دسته و قسم، و «قبیل» برای «از این گونه».

سرنخ «گونه» یک پاسخ یگانه و همیشگی ندارد، چون خود واژه در فارسی چندمعناست. در یک جدول ممکن است به برجستگی دو سوی صورت اشاره کند و در جدولی دیگر معنای نوع، قسم، شیوه یا دسته را برساند. بنابراین پاسخ درست نه فقط از روی معنی، بلکه از ترکیبِ تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی و فضای جمله انتخاب می‌شود.

چهار پاسخ ذخیره‌شده چقدر معتبرند؟

معنای چهره

لپ۲ حرف

مستقیم‌ترین معادل محاوره‌ای برای گونهٔ صورت است. وقتی سرنخ‌های اطراف دربارهٔ چهره، صورت، سرخی، بوسه، خنده یا اندام بدن باشند، «لپ» معمولاً بهترین انتخاب است.

نکتهٔ مهم: «لپ» در شمارش خانه‌های جدول دو حرف دارد؛ ل + پ. سه‌حرفی دانستن آن خطای شمارشی است.

معنای دسته‌بندی

نوع۳ حرف

رایج‌ترین و خنثی‌ترین جانشین «گونه» در معنای قسم، دسته و رده است. اگر سرنخ بدون قرینهٔ ادبی یا محاوره‌ای آمده و سه خانه دارد، «نوع» معمولاً نخستین آزمون منطقی است.

نمونهٔ معنایی: «این گونه کالا» تقریباً همان «این نوع کالا» است.

معنای قسم یا شکل

جور۳ حرف

«جور» نیز در معنای نوع و قسم کاملاً معتبر است، اما لحن آن اندکی گفتاری‌تر از «نوع» است. در عبارت‌هایی مانند «چه جور؟»، «یک جور دیگر» یا «جورواجور»، پیوند معنایی آن با «گونه» روشن‌تر می‌شود.

احتیاط: «جور» معنی‌های دیگری مانند ستم، سازگاری و جفت‌بودن هم دارد؛ پس حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند.

معنای مانند و دسته

قبیل۴ حرف

«قبیل» به معنی نوع، دسته، مانند و نظیر می‌آید و به‌ویژه در ساخت «از این قبیل» طبیعی است. اگر پاسخ چهارخانه‌ای باشد و جمله حال‌وهوای «از این گونه»، «چنین» یا «مانند این» داشته باشد، این گزینه بسیار قوی است.

«قبیل» را با «قبیله» اشتباه نکنید؛ قبیله واژه‌ای جدا با معنای گروه قومی یا تبار است.

انتخاب پاسخ بر پایهٔ تعداد خانه‌ها

در جدول فارسی، تعداد خانه‌ها معمولاً با تعداد حروف نوشته‌شده سنجیده می‌شود، نه با تعداد هجاها یا صداها. برای همین، پیش از حدس معنایی باید شمارش دقیق انجام شود.

لپ۲ خانه
عضو صورت
نوع۳ خانه
دسته و قسم
جور۳ خانه
نوع یا شیوه
قبیل۴ خانه
مانند و دسته

پاسخ‌های دوحرفی

  • لپ: دقیق‌ترین پاسخ روزمره برای گونهٔ صورت.
  • خد: واژه‌ای ادبی و عربی‌تبار به معنی رخسار و گونه؛ در جدول‌های ادبی بسیار محتمل است.
  • رخ: بیشتر به معنی چهره و روی است تا خود برجستگی گونه؛ پاسخ دومرحله‌ای و وابسته به تقاطع.

پاسخ‌های سه‌حرفی

  • نوع: انتخاب اول برای معنای دسته‌بندی.
  • جور: مناسب برای «چه گونه / چه جور» یا «نوعی از».
  • سنخ: رسمی‌تر و مناسب معنای هم‌جنس، هم‌نوع یا دارای سرشت مشترک.
  • قسم: در معنای نوع و بخش معتبر است، هرچند ممکن است «سوگند» هم معنی بدهد.
  • صنف: وقتی قرینهٔ گروه، رسته یا طبقه دیده می‌شود.

پاسخ‌های چهارحرفی

  • قبیل: از معتبرترین گزینه‌ها، به‌خصوص در تعبیر «از این قبیل».
  • عارض: واژه‌ای ادبی برای گونه و کنارهٔ چهره.
  • تیره: در بعضی متن‌ها به گروه و رده اشاره دارد، اما در زیست‌شناسی دقیقاً هم‌رتبهٔ «گونه» نیست.
  • ژانر: تنها وقتی زمینهٔ ادبی، سینمایی یا هنری باشد؛ نه برای هر کاربردی از «گونه».

پاسخ‌های بلندتر

  • رخسار، ۵ حرف: در زبان ادبی گاه خود گونه و گاه تمام چهره را می‌رساند.
  • رخساره، ۶ حرف: هم‌خانواده و ادبی‌تر، با همان احتیاط معنایی.
  • واریته، ۶ حرف: اصطلاح تخصصی برای تنوع یا رقم در برخی زمینه‌های زیستی و کشاورزی؛ معادل عمومی «گونه» نیست.
قاعدهٔ عملی: اگر فقط عنوان «گونه» را می‌بینید و هیچ حرفی در اختیار ندارید، برای دو خانه «لپ»، برای سه خانه «نوع»، و برای چهار خانه «قبیل» را زودتر از بقیه امتحان کنید. «جور» رقیب جدی «نوع» در سه خانه است.

چطور از روی قرینهٔ جمله معنی درست را تشخیص دهیم؟

  1. به همسایگی معنایی نگاه کنید. واژه‌هایی مانند صورت، رخ، سرخ، خنده، بوسه و چال، مسیر را به سوی «لپ»، «خد» یا «عارض» می‌برند.
  2. نشانه‌های دسته‌بندی را پیدا کنید. واژه‌هایی مانند دسته، رده، قسم، جنس، مدل، گروه و نمونه، «نوع»، «جور»، «سنخ»، «صنف» یا «قبیل» را تقویت می‌کنند.
  3. ساخت جمله را بازسازی کنید. «از این گونه» با «از این قبیل» سازگار است؛ «چه گونه» در بسیاری از بافت‌ها به «چه جور» نزدیک می‌شود؛ «یک گونه گیاه» معمولاً «یک نوع گیاه» است.
  4. حروف تقاطعی را داور نهایی بدانید. اگر پاسخ سه‌حرفی با ن آغاز شود، «نوع» جلو می‌افتد؛ با ج، «جور»؛ با س، ممکن است «سنخ»؛ و با ق، «قسم» بررسی شود.

تفاوت ظریف «نوع»، «جور»، «قبیل» و «سنخ»

  • خنثی و عمومی
    نوع برای بیشتر جمله‌های معیار مناسب است و کمترین بار سبکی را دارد. به همین دلیل در جدول‌های عمومی معمولاً از همه محتمل‌تر است.
  • گفتاری‌تر
    جور علاوه بر «نوع»، می‌تواند «شیوه» یا «طور» را هم برساند. در جمله‌های محاوره‌ای طبیعی‌تر است: «این چه جور وسیله‌ای است؟»
  • ساخت عبارتی
    قبیل بیشتر در ترکیب‌های تثبیت‌شده می‌درخشد: «از این قبیل»، «اموری از این قبیل». به تنهایی نیز معنی دسته و گروه می‌دهد.
  • رسمی و ماهوی
    سنخ زمانی مناسب‌تر است که شباهت در سرشت، جنس یا ماهیت مطرح باشد؛ مانند «از یک سنخ بودن». بنابراین همیشه جانشین بی‌قیدوشرط «گونه» نیست.
  • دام‌های املایی و معنایی

    دام اول

    «گونه» با «گون» یکی نیست

    «گون» بدون ه می‌تواند نام گیاهی شناخته‌شده باشد و در ترکیب‌ها نیز مفهوم رنگ یا حالت بدهد. اگر سرنخ دقیقاً «گونه» است، حذف ه تنها وقتی پذیرفتنی است که حروف تقاطعی و معنای رنگ یا ساخت واژه آن را توجیه کنند.

    دام دوم

    رده‌های زیستی را جابه‌جا نکنید

    در رده‌بندی جانداران، «گونه»، «سرده» و «تیره» رتبه‌های یکسان نیستند. در یک جدول عمومی ممکن است طراح مترادف‌سازی آزادانه‌تری داشته باشد، اما در سرنخ تخصصی باید از برابر گرفتن بی‌دقت این رتبه‌ها پرهیز کرد.

    دام سوم

    «ژانر» فقط در زمینهٔ هنر

    ژانر معادل گونهٔ ادبی، سینمایی، موسیقایی یا هنری است. اگر سرنخ فقط «گونه» باشد و هیچ قرینه‌ای از فیلم، داستان، هنر یا ادبیات نداشته باشد، ژانر گزینهٔ نخست نیست.

    دام چهارم

    رخسار همیشه دقیقاً گونه نیست

    «رخسار» در کاربرد ادبی می‌تواند خود گونه را برساند، اما در فارسی امروز اغلب به تمام چهره نزدیک است. بنابراین برای سرنخ آناتومیک دقیق، «لپ» یا «خد» معمولاً انتخاب روشن‌تری است.

    رتبه‌بندی نهایی گزینه‌ها برای این سرنخ

    با در نظر گرفتن معنی‌های رایج و پاسخ‌های ثبت‌شده، هر چهار گزینه معتبرند، اما کاربردشان یکسان نیست:

    • اول برای ۲ خانه
      لپ؛ وقتی منظور برجستگی دو سوی صورت باشد.
    • اول برای ۳ خانه
      نوع؛ وقتی منظور دسته، قسم یا رده باشد. «جور» رقیب نزدیک آن است و با حروف تقاطعی انتخاب می‌شود.
    • اول برای ۴ خانه
      قبیل؛ به‌ویژه در مفهوم «مانند این» یا «از این دسته».
    • گزینه‌های پشتیبان
      خد، سنخ، قسم، صنف، عارض، رخسار؛ همگی ممکن‌اند، اما به تعداد خانه و سبک سرنخ وابسته‌اند.
    جمع‌بندی کاربردی: پاسخ ثبت‌شدهٔ «لپ، قبیل، نوع، جور» مجموعه‌ای درست و مفید است. فقط باید شمارش را دقیق نگه داشت: «لپ» دوحرفی، «نوع» و «جور» سه‌حرفی، و «قبیل» چهارحرفی است. اگر قرینه‌ای ندارید، همین ترتیبِ معنی‌محور را دنبال کنید: صورت ← لپ؛ دسته‌بندی ← نوع یا جور؛ «از این گونه» ← قبیل.

    سوال دیگری دارید؟

    سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

    نظرات

    هنوز نظری ثبت نشده است

    اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

    تازه‌ترین مطالب

    همه مطالب

    پیشنهاد مطالعه

    چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.