پرش به محتوای اصلی

مذکر در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: نر
معادل دوحرفی و رایجِ «مذکر» در جدول است.

وقتی سرنخ فقط واژهٔ «مذکر» است و جای پاسخ دو خانه دارد، «نر» دقیق‌ترین انتخاب محسوب می‌شود. این واژه در فارسی در برابر «ماده» قرار می‌گیرد و جنس مذکرِ جاندار را مشخص می‌کند. کوتاهی، صراحت معنایی و تقابل شناخته‌شدهٔ «نر و ماده» سبب شده است که این پاسخ در جدول‌های واژگان بسیار رایج باشد.

نَر

واژه‌ای یک‌هجایی با دو حرف «ن» و «ر» که هم می‌تواند صفت باشد، مانند «پرندهٔ نر»، و هم در بعضی جمله‌ها به‌جای اسم بنشیند، مانند «نر و ماده را جدا کردند».

۲ حرف۱ هجامقابل: مادهنقش رایج: صفت
رابطه معنایی نر با مذکر و مادهنموداری که نر را پاسخ کوتاه مذکر و ماده را واژه مقابل آن نشان می‌دهدنرمذکرمادهپاسخ کوتاه سرنخواژهٔ مقابل

چرا «نر» کاملاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

«مذکر» واژه‌ای عربی و به معنای وابسته به جنس مردانه یا نرینه است. در فارسی روزمره، هنگامی که از جانوران و بسیاری از گیاهان سخن می‌گوییم، طبیعی‌ترین برابر آن «نر» است: شیر نر، کبوتر نر، درخت نر یا گل نر. فرهنگ‌های فارسی نیز «نر» را با واژه‌هایی مانند مذکر، نرینه و مقابلِ ماده توضیح می‌دهند. بنابراین رابطه میان سرنخ و پاسخ، رابطه‌ای مستقیم است و به بازی با حروف یا معنی دور نیاز ندارد.

ویژگی مهم دیگر، اندازهٔ پاسخ است. «نر» تنها دو نویسه دارد و برخلاف بعضی واژه‌های هم‌معنی، هیچ نیم‌فاصله، پسوند یا شکل املایی دوگانه‌ای در آن وجود ندارد. اگر الگوی خانه‌ها به صورت «ن ـ ر» درآمده باشد، پاسخ قطعی‌تر می‌شود. حرکت کوتاهِ «ـَـ» در نوشتار معمول فارسی ثبت نمی‌شود؛ پس باید همان «نر» را نوشت، نه شکلی با علامت آوایی.

نکتهٔ معنایی: «نر» در این پاسخ صرفاً نشان‌دهندهٔ جنس است. معنی‌های مجازی مانند قوی، دلیر یا درشت‌جثه، هرچند در برخی ترکیب‌ها و متن‌های قدیمی دیده می‌شوند، برای این سرنخ لازم نیستند.

مرز میان نر، مرد و نرینه

این سه واژه به یک حوزهٔ معنایی تعلق دارند، اما در همهٔ جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند. دانستن این تفاوت روشن می‌کند که چرا جواب ذخیره‌شدهٔ دوحرفی بر گزینه‌های بلندتر برتری دارد.

نر

واژهٔ عام و کوتاه برای جنس مقابل ماده، به‌ویژه دربارهٔ جانور و گیاه. دقیق‌ترین پاسخِ دوخانه‌ای است.

مرد

معمولاً انسان بالغِ مذکر را می‌رساند. سه حرف دارد و وقتی سرنخ بر انسان بودن تأکید کند مناسب‌تر است.

نرینه

صورت توضیحی‌تر و ادبی‌ترِ جنس مذکر است. پنج حرف دارد و می‌تواند برای انسان، جانور یا مفهوم دستوری به کار رود.

برای نمونه، «اسب نر» و «درخت نر» ترکیب‌هایی طبیعی‌اند، اما «اسب مرد» یا «درخت مرد» درست نیستند. از سوی دیگر، دربارهٔ یک انسان معمولاً «مرد» می‌گوییم، نه اینکه بدون بافت خاص او را «نر» بنامیم. «نرینه» دامنه‌ای گسترده‌تر دارد، ولی در گفت‌وگوی روزانه رسمی‌تر و کم‌کاربردتر از «نر» است.

کاربرد واقعی واژه در جمله

• باغبان برای گرده‌افشانی، پایهٔ نر را در کنار پایه‌های ماده نگه داشت.

• پرهای پرندهٔ نر در فصل جفت‌گیری رنگ روشن‌تری پیدا می‌کند.

• تشخیص ماهی نر از ماده در بعضی گونه‌ها به اندازه، رنگ یا شکل باله وابسته است.

• در عبارت «شیر نر»، واژهٔ نر صفتی است که جنس جانور را مشخص می‌کند.

این مثال‌ها یک نکتهٔ دستوری را نیز نشان می‌دهند: صفت «نر» معمولاً پس از اسم می‌آید. در فارسی صفت با اسم از نظر جنس تغییر نمی‌کند؛ یعنی ساخت جمله و شکل فعل صرفاً به سبب نر یا ماده بودن اسم عوض نمی‌شود. این وضعیت با زبان‌هایی که اسم و صفتِ مذکر و مؤنث دارند تفاوت دارد. فارسی نو به طور عمومی جنس دستوری فعال ندارد، اما جنس طبیعیِ انسان، جانور یا گیاه را با واژه‌هایی مستقل مانند زن و مرد، ماده و نر، مرغ و خروس بیان می‌کند.

تقابل‌هایی که معنی را روشن‌تر می‌کنند

نر ↔ ماده
تقابل عمومی برای بیان جنس زیستی در جانداران.
مذکر ↔ مؤنث
زوج رسمی‌تر و رایج در زبان‌شناسی، دستور و نوشته‌های اداری.
مرد ↔ زن
تقابل متداول برای انسان بالغ.
نرینه ↔ مادینه
زوج فارسی و توضیحی که در متن علمی یا ادبی هم دیده می‌شود.

در سرنخ حاضر، تبدیلِ «مذکر» به عضو متناظرِ زوج «نر و ماده» انجام شده است. طراح به‌جای آنکه «مقابل ماده» بنویسد، برابر رسمی‌تر یعنی «مذکر» را آورده و پاسخ کوتاه فارسی را می‌خواهد. همین جابه‌جایی میان دو زوج مترادف، ساخت رایج و فشرده‌ای در جدول است.

چه وقت پاسخ دیگری محتمل می‌شود؟

اگر تعداد خانه‌ها دو باشد، «نر» انتخاب اصلی است. با تغییر تعداد خانه‌ها یا اضافه شدن قید به سرنخ، گزینهٔ درست ممکن است عوض شود. پاسخ سه‌حرفی «مرد» تنها زمانی قوت می‌گیرد که بافت به انسان اشاره داشته باشد. «رجل» نیز واژه‌ای عربی به معنای مرد است و ممکن است در جدولی با سرنخ‌هایی مانند «مرد عرب» یا «مرد به عربی» دیده شود؛ اما برای سرنخ سادهٔ حاضر، از «نر» دورتر است. پاسخ پنج‌حرفی «نرینه» در خانه‌های بیشتر و برای عبارت‌هایی مانند «جنس مذکر» یا «مقابل مادینه» قابل بررسی است.

واژه‌هایی مانند «پسر» و «پور» هم صرفاً هر انسان مذکری را نشان نمی‌دهند: پسر به سن یا نسبت خانوادگی اشاره می‌کند و پور بیشتر معنی فرزند پسر دارد. «ذَکَر» در فارسی و عربی می‌تواند مفهوم مذکر را برساند، ولی چهار حرفی، رسمی و وابسته به بافت است. پس وجود پیوند معنایی کافی نیست؛ پاسخ باید هم معنای دقیق سرنخ و هم طول خانه‌ها را پوشش دهد.

جمع‌بندی گزینه‌ها بر پایهٔ طول: دو خانه: «نر»؛ سه خانه و بافت انسانی: «مرد»؛ چهار خانه و بافت عربی یا رسمی: «ذکر» یا «رجل»؛ پنج خانه: «نرینه». در عنوان فعلی، پاسخ ثبت‌شده و بی‌ابهام همان «نر» است.

خانوادهٔ معنایی «نر» در فارسی

این پایه در واژه‌ها و ترکیب‌های متعددی دیده می‌شود. «نری» به حالت یا ویژگی نر اشاره دارد؛ «نرینه» شکل گسترده‌تر و رسمی‌تر آن است؛ «نریان» به‌طور ویژه برای اسب نر، به‌خصوص اسب آمادهٔ تولیدمثل، به کار می‌رود. در ترکیب‌هایی مانند «گاو نر»، «شتر نر»، «زنبور نر» و «گل نر» نیز خود واژه بدون تغییر باقی می‌ماند. این ثبات شکلی یکی از ویژگی‌های ساده و مفید آن است.

البته هر گونهٔ جانوری ممکن است برای جنس نر نام اختصاصی داشته باشد؛ برای مثال «خروس» در برابر مرغ و «قوچ» در برابر میش قرار می‌گیرد. آن نام‌های اختصاصی مترادف عمومی «نر» نیستند، بلکه فقط در همان گونه کاربرد دارند. اگر سرنخ نام جانور خاصی را ذکر کند، پاسخ اختصاصی ممکن است درست باشد؛ اما «مذکر» بدون محدودیت گونه، واژهٔ عام «نر» را طلب می‌کند.

دو خوانش متفاوت از «مذکر»

مذکر گاهی دربارهٔ جنس طبیعی است و گاهی اصطلاحی دستوری. در عبارت «جانور مذکر»، منظور نر بودن جاندار است و پاسخ «نر» کاملاً هم‌ارز می‌شود. در دستور زبان عربی یا زبان‌های دارای جنس دستوری، «اسم مذکر» لزوماً به موجودی نر اشاره ندارد؛ بلکه آن اسم در یک ردهٔ دستوری قرار گرفته است. به همین دلیل، در مقاله‌های زبان‌شناسی نمی‌توان همیشه «مذکر» را بی‌هیچ توضیحی با «نر» جایگزین کرد.

اما سرنخ کوتاه جدول معمولاً تعریف لغوی می‌خواهد، نه تحلیل تخصصی دستور زبان. نبودِ عباراتی مانند «اسم»، «ضمیر»، «عربی» یا «دستور» نشان می‌دهد که خوانش عمومی واژه مد نظر است. در این خوانش، «نر» هم کوتاه‌ترین پاسخ و هم روشن‌ترین برابر فارسی است.

نتیجهٔ دقیق: پاسخ «مذکر» در جدول، با الگوی دوحرفی، نر است. املای آن از «ن» و «ر» ساخته می‌شود، در برابر «ماده» قرار دارد و بیشتر برای بیان جنس جانوران و گیاهان به کار می‌رود. گزینه‌های بلندتر فقط با تعداد خانه یا قید معنایی متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.