پرش به محتوای اصلی

گذرگاه باریک در جدول

۱۱ دقیقه مطالعه
پاسخ: تنگهچهار حرف؛ دقیق‌ترین جواب برای «گذرگاه باریک»

در این سرنخ، واژه‌ای لازم است که هم مفهوم راه یا مجرای کم‌عرض را برساند و هم به‌صورت یک اسم مستقل در جدول بنشیند. «تنگه» دقیقاً این دو ویژگی را دارد: از صفت «تنگ» ساخته شده، نام یک گذرگاه باریک طبیعی است و در کاربرد جغرافیایی می‌تواند هم به آبراه میان دو خشکی و هم به گذر باریک میان ارتفاعات اشاره کند.

جواب اصلیتنگه
تعداد حروف۴ حرف
نقش واژهاسم مکان
درجه اطمینانبسیار بالا

پاسخ دقیق سرنخ چیست؟

پاسخ مناسب برای «گذرگاه باریک در جدول» تنگه است. این واژه چهار حرف دارد و ترکیب حروف آن به شکل زیر است:

تنگه

واژه «گذرگاه» در سرنخ، ما را به دنبال یک اسم می‌فرستد، نه یک صفت. به همین دلیل «تنگ» با اینکه معنی «باریک و کم‌عرض» می‌دهد، از نظر دستوری پاسخ ضعیف‌تری است؛ اما «تنگه» خودِ مکان یا مسیر باریک را نام‌گذاری می‌کند. همین تفاوت کوچک، علت اصلی برتری آن در جدول است.

نکته حل: وقتی سرنخ بدون توضیح اضافه فقط «گذرگاه باریک» باشد و خانه‌ها چهار حرف بخواهند، ابتدا «تنگه» را امتحان کنید. تنها رقیب چهارحرفی جدی «مضیق» است که رسمی‌تر و عربی‌تر است و در جدول‌های امروزی کمتر از «تنگه» دیده می‌شود.

«تنگه» دقیقاً چه معنایی دارد؟

هسته معنایی «تنگه» از کم‌عرض بودن و محدود شدن فضای عبور می‌آید. این محدودیت ممکن است در آب، در خشکی یا در زبان مجازی دیده شود. بنابراین واژه فقط نام یک پدیده دریایی نیست، هرچند کاربرد دریایی آن بسیار شناخته‌شده است.

کاربرد دریایی

آبراهی طبیعی و باریک میان دو خشکی که دو پهنه آبی بزرگ‌تر را به هم پیوند می‌دهد؛ مانند تنگه هرمز.

کاربرد خشکی و کوهستان

گذر یا دره‌ای کم‌عرض میان کوه‌ها، صخره‌ها یا دیواره‌های طبیعی که عبور از آن محدود و فشرده است.

کاربرد مجازی

در ترکیب‌هایی مانند «تنگه دشوار» یا توصیف موقعیت محدود، مفهوم گلوگاه، فشار و کمبود راه عبور را القا می‌کند.

پس اگر طراح جدول عمداً واژه «گذرگاه» را به کار برده باشد، «تنگه» انتخاب طبیعی است؛ چون هم «راه عبور» را می‌رساند و هم ویژگی «باریک بودن» را در خود واژه دارد. در مقابل، کلماتی مانند «راه»، «معبر» یا «مجرای عبور» فقط بخش نخست سرنخ را پوشش می‌دهند و لزوماً باریکی را بیان نمی‌کنند.

چرا «تنگه» از گزینه‌های دیگر بهتر است؟

تطابق مستقیم با معنی: تنگه نام خودِ گذرگاه کم‌عرض است، نه صرفاً صفتی برای توصیف آن.
هماهنگی با تعداد خانه‌ها: پاسخ از چهار نویسه «ت، ن، گ، ه» تشکیل شده و برای الگوی چهارخانه کاملاً مناسب است.
کاربرد آشنا در فارسی: ترکیب‌هایی مانند «تنگه هرمز» باعث شده‌اند این واژه برای بیشتر حل‌کنندگان فوری و روشن باشد.
پوشش دو فضای معنایی: هم گذرگاه باریک آبی و هم گذر باریک طبیعی در خشکی را می‌تواند نام ببرد.
سادگی املایی: حروف واژه رایج‌اند و برخلاف «مضیق» در نوشتن «ض» یا «ی» ابهام ایجاد نمی‌شود.

مقایسه با پاسخ‌های واقعاً محتمل

در جدول کلمات متقاطع، تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع ممکن است گزینه‌های دیگری را مطرح کند. بااین‌حال همه آن‌ها هم‌ارز کامل «تنگه» نیستند. مقایسه زیر نشان می‌دهد هر گزینه در چه وضعیتی قابل قبول است.

تنگه ۴ حرف بهترین انتخاب. اسم مشخص برای گذرگاه باریک طبیعی، به‌ویژه آبراه میان دو خشکی یا مسیر کم‌عرض میان ارتفاعات.
مضیق ۴ حرف معادل عربی و رسمی «جای تنگ» یا «تنگه». از نظر تعداد حروف رقیب جدی است، اما در فارسی امروز کمتر طبیعی و کمتر رایج است.
معبر ۴ حرف به معنی محل عبور است، ولی باریک بودن را در خود ندارد. فقط زمانی مناسب می‌شود که حروف متقاطع «تنگه» را رد کنند یا سرنخ صرفاً «گذرگاه» باشد.
بغاز ۴ حرف واژه‌ای قدیمی‌تر برای تنگه یا آبراه باریک است. در جدول‌های واژگانی کلاسیک ممکن است دیده شود، اما برای سرنخ عمومی، «تنگه» روشن‌تر است.
تنگ ۳ حرف هم صفت «باریک» است و هم در کاربرد ادبی می‌تواند به دره اشاره کند؛ بااین‌حال برای سرنخی که «گذرگاه» می‌خواهد، معمولاً یک حرف کم دارد.
تنگنا ۵ حرف بیشتر به معنی جای دشوار، وضعیت محدود یا مضیقه است. با وجود نزدیکی ریشه، نام دقیق یک گذرگاه جغرافیایی نیست.
گردنه ۵ حرف راه عبور از میان یا فراز کوه است. عنصر کوهستانی در آن پررنگ‌تر از عنصر باریکی است؛ بنابراین با سرنخ «گذرگاه کوهستانی» سازگارتر است.
گلوگاه ۶ حرف محل باریک و حساس در مسیر عبور، با کاربرد جغرافیایی و مجازی. پاسخ مفهومی خوبی است، ولی طول آن با جواب چهارحرفی هماهنگ نیست.

املا و خوانش درست

املای درست پاسخ «تنگه» است: ت + ن + گ + ه. حرف پایانی «ه» بخشی از ساختمان واژه است و نباید حذف یا با «ا» جایگزین شود. شکل «تنگا» برای این معنی در فارسی معیار پاسخ درست جدول محسوب نمی‌شود.

درست: تنگه نادرست برای این سرنخ: تنگا متفاوت: تنگنا معادل رسمی‌تر: مضیق

در خوانش رایج، واژه تقریباً «تَنگه» تلفظ می‌شود. در نوشتار معمول نیازی به حرکت‌گذاری نیست. همچنین باید آن را از «تَنگه» در برخی کاربردهای تاریخی مربوط به پول یا قطعه فلز تشخیص داد؛ در این سرنخ، بافت «گذرگاه باریک» روشن می‌کند که معنای جغرافیایی مورد نظر است، نه معنای قدیمی یا منطقه‌ای دیگر.

دام املایی مهم: «تنگنا» فقط یک «ه» اضافه‌شده به «تنگ» نیست؛ واژه‌ای مستقل با معنای گرفتاری، مضیقه یا جای محدود است. بنابراین نباید صرفاً به دلیل شباهت ظاهری، آن را جایگزین «تنگه» کرد.

تفاوت تنگه با کانال، آبراه و گردنه

تنگه و کانال

«تنگه» معمولاً پدیده‌ای طبیعی است، درحالی‌که «کانال» می‌تواند دست‌ساز باشد. هر دو مسیر عبور آب هستند، اما سرنخ «گذرگاه باریک» بدون اشاره به ساخت بشر، بیشتر به تنگه اشاره دارد. اگر در سرنخ واژه‌هایی مانند «مصنوعی»، «حفرشده» یا نام یک پروژه مهندسی آمده باشد، کانال محتمل‌تر می‌شود.

تنگه و آبراه

«آبراه» اصطلاحی عام‌تر است و هر مسیر عبور آب را شامل می‌شود؛ ممکن است رود، مجرا، کانال یا گذر طبیعی باشد. «تنگه» علاوه بر آبی بودن، بر باریکی و قرار گرفتن میان دو خشکی تأکید می‌کند. پس برای سرنخ دقیق «گذرگاه باریک آبی»، تنگه پاسخ تخصصی‌تر است.

تنگه و گردنه

«گردنه» مسیر عبور در ناحیه کوهستانی، معمولاً در ارتفاع یا میان دو دامنه است. تنگه بیشتر حس فشردگی میان دیواره‌ها یا خشکی‌ها را دارد. اگر سرنخ «راه کوهستانی» یا «راه میان دو قله» باشد، گردنه را بررسی کنید؛ اما اگر محور سرنخ «باریک بودن گذرگاه» باشد، تنگه جلوتر قرار می‌گیرد.

تنگه و دره

دره فرورفتگی کشیده میان ارتفاعات است و لزوماً باریک نیست. برخی دره‌ها بسیار باز و پهن‌اند، درحالی‌که تنگه ذاتاً با کم‌عرض بودن شناخته می‌شود. به همین دلیل «دره» تنها در صورت سه‌حرفی بودن پاسخ یا وجود قرینه کوهستانی می‌تواند جایگزین شود.

چطور با حروف متقاطع جواب را قطعی کنیم؟

اگر هنوز میان «تنگه» و «مضیق» تردید دارید، الگوی خانه‌ها سریع‌ترین راه تصمیم‌گیری است. برای «تنگه» الگو چنین است: ت ـ ن ـ گ ـ ه. وجود هر یک از این حروف در تقاطع‌ها احتمال جواب را بالا می‌برد.

حرف اول «ت» است؛ اگر خانه نخست «م» باشد، «مضیق» را بررسی کنید.
حرف دوم «ن» است؛ این حرف «تنگه» را از بیشتر مترادف‌های چهارحرفی جدا می‌کند.
حرف سوم «گ» است؛ وجود «گ» نشانه بسیار قوی برای پاسخ اصلی است.
حرف آخر «ه» است؛ در جدول فارسی، «ه» پایانی یک خانه مستقل به شمار می‌آید.
اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد، سراغ «تنگنا»، «گردنه»، «بوغاز» یا «آبراه» بروید و متن دقیق سرنخ را دوباره بسنجید.

نکته مهم این است که شمارش در جدول بر اساس حروف نوشته‌شده انجام می‌شود، نه تعداد بخش‌های آوایی. «تنگه» چهار خانه می‌گیرد و «گ» یک حرف مستقل است؛ ترکیب «نگ» نباید یک واحد شمرده شود.

نمونه‌های کاربردی برای تثبیت معنی

کاربرد دریایی: «کشتی‌ها برای عبور میان دو پهنه آبی از تنگه می‌گذرند.» در این جمله، تنگه یک مسیر آبی طبیعی و کم‌عرض است.
کاربرد کوهستانی: «راه باریک میان صخره‌ها به تنگه‌ای عمیق رسید.» اینجا واژه به گذر محدود در خشکی اشاره دارد.
سرنخ مستقیم جدول: «گذرگاه باریک ـ چهار حرف»؛ پاسخ پیشنهادی: تنگه.
سرنخ تخصصی‌تر: «آبراه میان دو خشکی»؛ باز هم تنگه بهترین پاسخ است، مگر آنکه تعداد خانه‌ها گزینه دیگری را تحمیل کند.

سرنخ‌های نزدیک و پاسخ مناسب هرکدام

طراحان جدول گاهی با تغییر یک واژه، پاسخ مورد انتظار را عوض می‌کنند. توجه به همین جزئیات از ثبت جواب نادرست جلوگیری می‌کند:

«آبراه باریک میان دو خشکی» پاسخ اصلی «تنگه» است؛ «مضیق» یا «بغاز» می‌تواند گزینه ادبی یا قدیمی‌تر باشد.
«راه عبور» پاسخ «معبر» محتمل‌تر است، چون در این سرنخ هیچ تأکیدی بر باریکی وجود ندارد.
«جای تنگ و دشوار» «تنگنا» یا «مضیق» مناسب‌تر است، زیرا سرنخ از وضعیت یا مکان محدود حرف می‌زند، نه لزوماً گذرگاه.
«راه کوهستانی» «گردنه» را بررسی کنید؛ اگر سرنخ بر دره باریک میان صخره‌ها تأکید کند، «تنگه» دوباره محتمل می‌شود.
«محل حساس و باریک مسیر» «گلوگاه» پاسخ معنایی خوبی است، به‌ویژه وقتی کاربرد مجازی یا نظامی مدنظر باشد.

آیا «مضیق» می‌تواند جواب درست باشد؟

بله، اما نه به‌عنوان انتخاب نخست این سرنخ. «مضیق» چهار حرف دارد و در فارسی رسمی به معنی جای تنگ، تنگنا یا تنگه دریایی به کار رفته است. از نظر معنا با سرنخ ناسازگار نیست، ولی چند نشانه «تنگه» را برتر می‌کند: فارسی‌تر و رایج‌تر است، برای مخاطب عمومی سریع‌تر شناخته می‌شود و مستقیماً در نام‌های جغرافیایی امروز حضور دارد.

در عمل، زمانی «مضیق» را جایگزین کنید که حروف متقاطع به الگوی «م ـ ض ـ ی ـ ق» برسند، سبک جدول واژه‌های عربی و ادبی را ترجیح دهد، یا سرنخ صریحاً «تنگنا» و «جای تنگ» باشد. بدون این قرائن، «تنگه» انتخاب مطمئن‌تری است.

آیا «ابنا» یا واژه‌های شبیه آن مناسب‌اند؟

برای این سرنخ، «ابنا» پاسخ استاندارد و قابل اتکایی نیست. احتمالاً چنین گزینه‌ای از اشتباه در یادآوری واژه‌های قدیمی مربوط به آبراه، یا جابه‌جایی با کلماتی مانند «باب»، «بغاز» و «بوغاز» پدید می‌آید. «باب» در برخی نام‌ها و کاربردهای تاریخی می‌تواند مفهوم دروازه یا تنگه بدهد، و «بغاز» نیز برای آبراه باریک به کار رفته است؛ اما «ابنا» در فارسی معیارِ جدول، معادل روشن «گذرگاه باریک» نیست.

بنابراین در میان پاسخ‌های چهارحرفی، اولویت منطقی چنین است: تنگه، سپس در صورت ناسازگاری حروف مضیق یا در جدول‌های قدیمی‌تر بغاز. «معبر» تنها وقتی مناسب است که بخش «باریک» در سرنخ نقش تعیین‌کننده نداشته باشد.

راهنمای سریع برای طراحان جدول

اگر هدف طراحی یک سرنخ روشن، منصفانه و بدون ابهام برای پاسخ «تنگه» است، عبارت‌هایی مانند «گذرگاه باریک»، «آبراه میان دو خشکی»، «راه آبی کم‌عرض» یا «مانند هرمز و جبل‌الطارق» مناسب‌اند. سرنخ «گذرگاه» به‌تنهایی بیش از حد عام است و می‌تواند «معبر»، «راهرو» یا پاسخ‌های دیگر را نیز فعال کند.

برای دشوارتر کردن سرنخ بدون از بین بردن انصاف، می‌توان از تعریف غیرمستقیم «جایی که دو خشکی را از هم و دو آب را به هم می‌رساند» استفاده کرد. در مقابل، استفاده از «تنگنا» به‌عنوان تنها سرنخ ممکن است حل‌کننده را به «مضیق» ببرد و ابهام ناخواسته ایجاد کند.

جمع‌بندی پاسخ: برای عنوان «گذرگاه باریک در جدول»، جواب چهارحرفی و دقیق تنگه است. این واژه هم از نظر معنی و نقش دستوری با سرنخ تطابق دارد و هم در فارسی امروز رایج‌تر از مترادف‌هایی مانند «مضیق» و «بغاز» است. الگوی نهایی خانه‌ها: ت | ن | گ | ه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.