پرش به محتوای اصلی

کنار در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: لبه، پهلو، نزد، لب، جنب، ور — پاسخ نهایی را تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع تعیین می‌کند.

سرنخ «کنار» در جدول فقط یک جواب ثابت ندارد، چون این واژه هم می‌تواند به معنی لبه و حاشیهٔ یک چیز باشد، هم پهلوی کسی یا چیزی، هم نزد و در مجاورت و هم سمت و طرف. میان پاسخ‌های ثبت‌شده، هر شش واژهٔ «لبه، پهلو، نزد، لب، جنب، ور» معتبرند؛ اما کاربردشان یکسان نیست و تعداد خانه‌ها نخستین معیار انتخاب است.

محتمل‌ترین پاسخ‌ها و معنی دقیق هرکدام

لبه۳ حرف

برای کنارهٔ فیزیکی اشیا: لبهٔ میز، لبهٔ پرتگاه، لبهٔ ظرف یا لبهٔ دیوار. وقتی سرنخ به مرز بیرونی و قابل لمس چیزی اشاره دارد، «لبه» از دقیق‌ترین جواب‌هاست.

پهلو۴ حرف

معادل روشن «کنار» در معنی جانب و کنار دست است؛ مانند «پهلوی او نشست». برای سرنخ‌هایی مثل «کنار دست»، «جانب» یا «بغل» بسیار محتمل است.

نزد۳ حرف

بیشتر مفهوم نزدیکی و حضور کنار کسی را می‌رساند: «نزد او»، «نزد خانواده». اگر «کنار» در جمله نقش حرف اضافه داشته باشد، این گزینه قوت می‌گیرد.

لب۲ حرف

شکل کوتاه و بسیار رایج برای کنارهٔ آب، بام، جوی، استخر یا ظرف است. «لب رود» و «لب بام» نشان می‌دهد که این پاسخ بیشتر برای مرز و حاشیه مناسب است.

جنب۳ حرف

واژه‌ای رسمی‌تر برای «کنار و مجاور»؛ مانند «جنب مسجد» یا «ساختمان جنب اداره». در نشانی‌ها و توصیف مکان، معمولاً از «بغل» دقیق‌تر و رسمی‌تر است.

ور۲ حرف

در معنی «جانب، سو و طرف» به کار می‌رود؛ مانند «این‌ور» و «آن‌ور». در جدول‌های کم‌خانه، یکی از پاسخ‌های مهم و استاندارد برای «کنار» است.

پاسخ «کنار» بر اساس تعداد حروف

شمارش باید بر پایهٔ حرف‌های نوشته‌شده در خانه‌ها باشد، نه تعداد بخش‌های آوایی. برای نمونه «پهلو» چهار حرف دارد: پ، ه، ل، و. «لبه» نیز سه حرف است: ل، ب، ه.

دو حرفی برای جدول‌های فشرده

لب ور بر سو دم

لب برای لبه و حاشیه، ور و سو برای طرف و جهت، و بر در زبان ادبی برای پهلو یا آغوش مناسب‌اند. «دم» بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «دم در» مفهوم کنار و نزدیک را می‌رساند؛ بنابراین بدون قرینه، از چهار گزینهٔ نخست ضعیف‌تر است.

سه حرفی بیشترین تنوع معنایی

لبه نزد جنب بغل طرف جفت

لبه مرز بیرونی، نزد نزدیکی، جنب مجاورت، بغل کنار دست و طرف سمت را می‌رساند. «جفت» وقتی پذیرفتنی است که مقصود همراه و کنار هم قرارگرفته باشد، نه هر نوع کناره.

چهار حرفی رسمی یا توصیفی

پهلو جانب جوار کران ساحل گوشه

پهلو عمومی‌ترین گزینه است. «جانب» و «جوار» رسمی‌ترند؛ «کران» و «ساحل» برای کنار آب، دشت یا گستره‌ها مناسب‌ترند؛ «گوشه» نیز فقط وقتی درست است که سرنخ به کنج یا بخش دورافتادهٔ کنار اشاره کند.

پنج حرفی و بیشتر برای سرنخ‌های روشن‌تر

کناره کرانه حاشیه مجاور حوالی همجوار پیرامون

«کناره»، «کرانه»، «حاشیه»، «مجاور» و «حوالی» پنج حرف دارند. «همجوار» شش حرف و «پیرامون» هفت حرف است. این واژه‌ها مترادف مطلق یکدیگر نیستند: «مجاور» و «همجوار» صفت‌اند، «حوالی» ناحیهٔ اطراف را می‌رساند و «پیرامون» بیشتر معنی دوروبر و اطراف دارد.

تصحیح مهم شمارش: «کناره»، «کرانه» و «حاشیه» چهارحرفی نیستند؛ هر سه پنج حرف دارند. همچنین «پیرامون» هفت حرف و «امتداد» شش حرف است. «امتداد» معمولاً هم‌معنی مستقیم کنار نیست و فقط در عبارت‌هایی مانند «در امتداد جاده» رابطه‌ای نزدیک با حرکت در طول یک کناره پیدا می‌کند.

تفاوت پاسخ‌های نزدیک به هم

حروف متقاطع زمانی مفیدند که میان چند جواب هم‌طول مردد باشیم؛ اما معنای دقیق سرنخ نیز باید با پاسخ جور دربیاید. تفاوت‌های زیر انتخاب را سریع‌تر می‌کند.

لب / لبه

هر دو به مرز بیرونی اشاره دارند. «لب» کوتاه‌تر و در ترکیب‌هایی مثل لب آب، لب بام و لب جوی طبیعی است؛ «لبه» برای میز، تیغه، دیوار، پرتگاه و اشیای دارای مرز مشخص دقیق‌تر به نظر می‌رسد.

نزد / جنب

«نزد» معمولاً حضور یا فاصلهٔ کم نسبت به شخص یا مکان را می‌رساند و می‌تواند بار معنایی «پیشِ» نیز داشته باشد. «جنب» بر مجاورت مکانی و کنار هم بودن تأکید دارد و در نشانی‌ها رایج‌تر است.

پهلو / بغل

هر دو برای کنار دست مناسب‌اند. «پهلو» خنثی‌تر و معیارتر است؛ «بغل» گفتاری‌تر است و علاوه بر کنار، معنی آغوش هم دارد. سرنخ رسمی معمولاً به «پهلو» متمایل است و سرنخ محاوره‌ای می‌تواند «بغل» باشد.

ور / سو

هر دو دوحرفی و مربوط به طرف و جهت‌اند. «ور» در «این‌ور و آن‌ور» بسیار آشناست؛ «سو» در «این سو و آن سو» کمی ادبی‌تر به گوش می‌رسد. حرف متقاطع نخست معمولاً انتخاب را قطعی می‌کند.

کناره / حاشیه

«کناره» خود بخش کنارین یک چیز است؛ «حاشیه» نوار پیرامونی یا بخش فرعی و بیرون از متن اصلی را نیز می‌رساند. برای کنار صفحه، کتاب یا متن، «حاشیه» طبیعی‌تر است؛ برای کنارهٔ راه یا رود، «کناره» مناسب‌تر است.

چطور از میان جواب‌ها انتخاب کنیم؟

خانه‌ها را دقیق بشمارید. دو خانه معمولاً «لب، ور، بر یا سو» را پیش می‌کشد؛ سه خانه «لبه، نزد، جنب، بغل یا طرف» را؛ چهار خانه نیز اغلب به «پهلو، جانب، جوار یا کران» می‌رسد.
نوع «کنار» را تشخیص دهید. اگر مرز جسم است، به لب و لبه فکر کنید؛ اگر مجاورت مکانی است، نزد و جنب؛ اگر سمت و جانب است، ور، سو، طرف یا جانب؛ و اگر کنار دست یا پهلوی شخص است، پهلو و بغل.
حروف قطعی را روی الگو بگذارید. الگوی «ل ـ ه» در سه خانه به‌احتمال زیاد «لبه» است؛ «ـ ن ب» به «جنب» می‌رسد؛ «ن ـ د» با «نزد» جور است و «پ ـ ل و» پاسخ «پهلو» را تقویت می‌کند.
لحن سرنخ را بسنجید. عبارت‌های رسمی مثل «در مجاورت» به جنب و جوار نزدیک‌اند؛ عبارت‌های محاوره‌ای مثل «کنار دست» به بغل و پهلو؛ و سرنخ‌های ادبی ممکن است بر، سو یا کران را هدف گرفته باشند.

دام‌های املایی و پاسخ‌های کم‌اعتبار

«ور» را حذف نکنید: این واژه در معنی جانب، سمت و کنار کاملاً قابل قبول است. یکسان نوشته شدن آن با صورت‌های دیگری از «ور» نباید باعث شود در سرنخ «کنار» نادیده گرفته شود؛ معنی را جمله و حروف متقاطع روشن می‌کنند.
«پلو» را فقط با قرینهٔ بسیار قوی بپذیرید: در فارسی معیار، «پلو» نام غذای برنجی است و به‌عنوان کوتاه‌شدهٔ معمول و روشن «پهلو» جایگاه مطمئنی ندارد. اگر سه خانه دارید، پاسخ‌های معتبرتری مانند لبه، نزد، جنب، بغل و طرف را ابتدا بررسی کنید.
«کفت» و صورت‌های گویشی را عمومی فرض نکنید: واژه‌های محلی یا کهن ممکن است در بعضی مجموعه‌ها دیده شوند، اما برای سرنخ سادهٔ «کنار» نباید بر جواب‌های شناخته‌شده مقدم شوند؛ مگر اینکه خود جدول به گویش، زبان کهن یا منطقه‌ای خاص اشاره کرده باشد.
هر واژهٔ مرتبط، مترادف مستقیم نیست: «امتداد» رابطهٔ طولی، «اطراف» پیرامون چندسویه و «گوشه» کنج را بیان می‌کند. این‌ها فقط در سرنخ‌های دقیق‌تر می‌توانند جواب شوند و جایگزین خودکار «کنار» نیستند.

نمونهٔ تشخیص از روی صورت سرنخ

«کنار میز» — سه حرف

«لبه» محتمل‌تر است، چون مقصود مرز بیرونی میز است، نه صرفاً نزدیک بودن به آن.

«کنار مسجد» — سه حرف

«جنب» انتخاب طبیعی‌تری است؛ عبارت «جنب مسجد» در نشانی مکانی کاملاً روان است.

«کنار او» — سه حرف

«نزد» می‌تواند پاسخ باشد، به‌ویژه وقتی مفهوم «پیش او» یا «در حضور او» مدنظر است.

«کنار دست» — چهار حرف

«پهلو» معمولاً بهترین گزینه است؛ با سه خانه نیز «بغل» می‌تواند مطرح شود.

«کنار رود» — دو حرف

«لب» از بقیه دقیق‌تر است: لب رود یعنی کرانه و حاشیهٔ رود.

«کنار، طرف» — دو حرف

«ور» یا «سو» هر دو محتمل‌اند و حرف متقاطع نخست پاسخ را مشخص می‌کند.

جمع‌بندی کاربردی برای همین سرنخ

برای عنوان «کنار در جدول»، پاسخ‌های اصلی و قابل اتکا همان لبه، پهلو، نزد، لب، جنب و ور هستند. میان آن‌ها، «لب/لبه» به مرز، «نزد/جنب» به مجاورت، «پهلو» به کنار دست و «ور» به سمت و طرف اشاره می‌کند.

اگر هیچ حرف متقاطعی ندارید، از تعداد خانه‌ها شروع کنید: دو حرفی: لب یا ور، سه حرفی: لبه، نزد یا جنب، چهار حرفی: پهلو. سپس بافت سرنخ را بسنجید تا از میان جواب‌های هم‌طول، دقیق‌ترین واژه انتخاب شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.