پرش به محتوای اصلی

کاردان در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: متبحر، مدبر
هر دو واژه برای «کاردان» به‌کار می‌روند، اما بر مهارت و تدبیر تأکیدهای متفاوتی دارند.

در سرنخ «کاردان»، دو جواب ثبت‌شده و مستقیم متبحر و مدبر هستند. انتخاب میان آن‌ها فقط به معنای کلی وابسته نیست؛ تعداد خانه‌ها و حروفی که از تقاطع واژه‌های دیگر به دست آمده‌اند مشخص می‌کنند کدام پاسخ در جای خالی می‌نشیند. از نظر معنایی، متبحر به کسی نزدیک‌تر است که در یک دانش یا فن مهارت عمیق دارد، در حالی که مدبر کسی است که امور را با دوراندیشی و تدبیر اداره می‌کند.

متبحر

صفتی برای فرد ماهر، چیره‌دست و دارای آگاهی فراوان در یک رشته است. اگر سرنخ به استادی در فن، دانش تخصصی یا تسلط بر کاری اشاره کند، این گزینه پیوند معنایی بسیار روشنی با «کاردان» دارد.

متبحر
مدبر

صفت کسی است که با اندیشه، عاقبت‌نگری و برنامه‌ریزی کارها را پیش می‌برد. هنگامی که کاردانی در قالب مدیریت درست، تصمیم سنجیده یا سامان‌دادن امور مطرح باشد، «مدبر» جواب مناسب‌تری است.

مدبر
نکتهٔ تعیین‌کننده: در شمارش خانه‌های جدول، «متبحر» پنج حرف و «مدبر» چهار حرف دارد. حرکت راست‌به‌چپِ نوشتار فارسی ترتیب حروف را عوض نمی‌کند؛ هر حرف یک خانه را پر می‌کند.

چرا «متبحر» معادل دقیق کاردان است؟

کاردان از دو جزء «کار» و «دان» ساخته شده و در کاربرد معمول به فردی گفته می‌شود که کار را می‌شناسد و از عهدهٔ انجام درست آن برمی‌آید. در «متبحر» نیز مفهوم سطح بالای شناخت و توانایی وجود دارد. این واژه از نظر کاربرد اغلب کنار نام یک علم، هنر یا حرفه می‌آید: پزشک متبحر، مترجم متبحر، استاد متبحر یا صنعتگر متبحر. در همهٔ این نمونه‌ها، صرف دانستن کافی نیست؛ تجربه، تسلط و قدرت اجرای درست هم در معنای واژه حضور دارد.

بنابراین اگر چند حرف جدول با الگوی «م ـ ب ح ر» هماهنگ شده یا پاسخ پنج‌خانه‌ای خواسته شده باشد، متبحر انتخابی قوی است. تلفظ معیار آن «مُتَبَحِّر» است و در نوشتن، حرف «ح» فقط یک بار دیده می‌شود؛ تشدید در خط عادی فارسی به صورت حرف جداگانه و خانهٔ اضافی محاسبه نمی‌شود. شکل درست پاسخ همان «متبحر» است، نه صورت‌های شنیداری یا املای دوحرفیِ نادرست.

نمونهٔ کاربرد: «برای مرمت این نسخهٔ قدیمی از یک کارشناس متبحر کمک گرفتند.» در این جمله، متبحر یعنی کسی که دانش و مهارت کافی و آزموده‌شده دارد.

«مدبر» کدام سوی کاردانی را نشان می‌دهد؟

مدبر از خانوادهٔ «تدبیر» است و معنای آن به سنجیدن پیامد کار، برنامه‌ریزی و ادارهٔ خردمندانه نزدیک می‌شود. هر فرد مدبری باید بتواند شرایط را بفهمد و تصمیم کارآمد بگیرد؛ از همین رو در بسیاری از بافت‌ها کاردان هم به شمار می‌آید. با این حال، مدبر الزاماً استاد یک مهارت فنی نیست. برجسته‌ترین ویژگی او شیوهٔ سامان‌دادن، آینده‌نگری و انتخاب راه مناسب است.

این تفاوت ظریف توضیح می‌دهد که چرا «مدبر» هم پاسخ پذیرفته‌شدهٔ سرنخ است، ولی در جمله‌های مدیریتی طبیعی‌تر جلوه می‌کند: مدیر مدبر، فرمانروای مدبر، مسئول مدبر یا سرپرست مدبر. پاسخ چهارحرفیِ جدول بدون تشدید و حرکت نوشته می‌شود: م، د، ب، ر.

نمونهٔ کاربرد: «سرپرست مدبر، منابع محدود گروه را به‌درستی تقسیم کرد.» اینجا کاردانی بیش از مهارت دستی، در تصمیم و اداره نمایان است.

نقشهٔ معنایی دو پاسخ

رابطهٔ کاردان با متبحر و مدبرکاردان مفهوم مرکزی است؛ شاخهٔ مهارت و دانش به متبحر و شاخهٔ تدبیر و مدیریت به مدبر می‌رسد.کاردانمتبحرمدبرتسلط در علم یا فنماهر • چیره‌دستتوان اداره و تدبیردوراندیش • باکیاستنقطهٔ مشترک: شناخت کار و توان پیش‌بردن درست آن

این نمودار نشان می‌دهد که پاسخ‌ها مترادف مطلق در همهٔ جمله‌ها نیستند. آن‌ها در هستهٔ معناییِ «توانایی انجام درست امور» به هم می‌رسند، اما هر یک بخشی از آن هسته را برجسته‌تر می‌کند. همین هم‌پوشانی برای یک سرنخ کوتاه جدولی کافی است، در حالی که در نگارش دقیق باید بافت جمله را نیز در نظر گرفت.

جواب‌های هم‌معنی در اندازه‌های دیگر

اگر حروف تقاطعی با دو جواب اصلی سازگار نبودند، ممکن است طراح از مترادف دیگری استفاده کرده باشد. گزینه‌های زیر همگی در حوزهٔ معنایی کاردان‌اند، ولی بار معنایی و طول یکسان ندارند؛ پس نباید بدون توجه به خانه‌ها جایگزین شوند.

ماهربر توانایی خوب در انجام کار تأکید دارد و از نزدیک‌ترین واژه‌ها به متبحر است.
خبرهفردی آزموده و آگاه در یک موضوع است؛ تجربه در این واژه برجسته‌تر شنیده می‌شود.
حاذقبه معنای ماهر و چیره‌دست است و در وصف پزشک یا اهل فن کاربرد ادبی و رسمی دارد.
مجربکسی است که بر اثر تجربه توانمند شده؛ ریشهٔ کاردانی او آزمودگی عملی است.
کارآزمودهمستقیماً از تجربه و آزمون‌های کاری خبر می‌دهد و برای پاسخ‌های بلندتر مناسب است.
کاربلدبرابر گفتاری و صمیمیِ کاردان است و در جدول‌هایی با زبان محاوره ممکن است دیده شود.
متخصصزبردستچیره‌دستکاردیدهآزمودهباکفایت

«متخصص» معمولاً بر دانش یا صلاحیت رسمی در یک حوزه تکیه دارد؛ «زبردست» و «چیره‌دست» مهارت اجرایی را برجسته می‌کنند؛ «کاردیده» و «آزموده» حاصل تجربه‌اند؛ و «باکفایت» توان و شایستگی لازم برای مسئولیت را می‌رساند. این ظرافت‌ها سبب می‌شوند همهٔ آن‌ها در بعضی جمله‌ها معادل کاردان باشند، ولی در هر بافتی به جای یکدیگر ننشینند.

تمایزهایی که جلوی انتخاب اشتباه را می‌گیرند

  • دانا به آگاهی اشاره دارد، اما لزوماً مهارت انجام یک کار را ثابت نمی‌کند. کاردان علاوه بر دانستن، توان به‌کاربستن دانسته را نیز القا می‌کند.
  • کارآمد بیشتر وصف فرد یا سامانه‌ای است که نتیجهٔ مطلوب می‌دهد. ممکن است کسی کاردان باشد، اما در شرایط خاص کارآمدی لازم را نشان ندهد.
  • کارشناس می‌تواند عنوان شغلی یا جایگاه سازمانی باشد؛ کاردان صفتی ارزشی دربارهٔ میزان توانایی اوست.
  • مدیر نام یک نقش است، نه مترادف قطعی کاردان. تنها مدیری که امور را سنجیده پیش می‌برد «مدبر» و مدیری که توان لازم دارد «کاردان» خوانده می‌شود.
  • باهوش ظرفیت ذهنی را بیان می‌کند، در حالی که کاردانی معمولاً با شناخت حوزه، تمرین و تجربه همراه است.

ساخت واژه و املای درست

«کاردان» یک واژهٔ مرکب فارسی از «کار» و «دان» است. جزء «دان» از بن مضارع فعل «دانستن» می‌آید و در واژه‌هایی مانند زبان‌دان، نکته‌دان و قدردان نیز دیده می‌شود. معنای ترکیب را می‌توان به صورت «دانندهٔ کار» باز کرد، اما کاربرد امروزی آن گسترده‌تر است و کسی را وصف می‌کند که هم شناخت دارد و هم در عمل شایسته است.

این واژه پیوسته نوشته می‌شود: «کاردان». فاصله‌گذاری به شکل «کار دان» ساخت تثبیت‌شدهٔ آن را از بین می‌برد. جمع رایج آن «کاردانان» است؛ در زبان روزمره «افراد کاردان» نیز طبیعی‌تر و روان‌تر به گوش می‌رسد. واژهٔ «کاردانی» بسته به جمله می‌تواند نام ویژگیِ کاردان‌بودن باشد، مانند «کاردانی او آشکار شد»، یا به یک مقطع تحصیلی اشاره کند؛ معنای دوم نباید با صفت مورد نظر این سرنخ آمیخته شود.

در عبارت «مدیر کاردان و مدبر»، دو صفت تکراری و بی‌فایده نیستند: «کاردان» صلاحیت و شناخت کار را می‌رساند و «مدبر» بر شیوهٔ سنجیدهٔ تصمیم‌گیری تأکید می‌کند. در مقابل، کنار هم آوردن چند مترادف بسیار نزدیک بدون نیاز جمله می‌تواند نثر را سنگین کند.

از روی حروف موجود کدام پاسخ روشن‌تر می‌شود؟

برای پاسخ پنج‌خانه‌ای، آغاز با «م»، وجود «ت» در خانهٔ دوم یا «ح» در خانهٔ چهارم به سوی «متبحر» راهنمایی می‌کند. برای چهار خانه، الگوی «م د ب ر» مستقیماً «مدبر» را می‌سازد. اگر پاسخ با «خ» آغاز شود و پنج خانه داشته باشد، «خبره» محتمل است؛ اگر پنج خانه و آغاز «م» باشد ولی حرف دوم «ا» از تقاطع درآمده باشد، «ماهر» می‌تواند مطرح شود. این بررسی بر پایهٔ خود واژه‌هاست و زمانی ارزش دارد که تعداد خانه و حروف قطعی در اختیار باشد.

وجود پاسخ‌های متعدد به معنای مبهم‌بودن سرنخ نیست. جدول کلمات متقاطع عمداً از شبکه برای رفع چندمعنایی استفاده می‌کند: سرنخ حوزهٔ معنا را می‌دهد و تقاطع‌ها صورت دقیق واژه را تعیین می‌کنند. در این مورد، پاسخ مرجع صفحه همان دو صورت «متبحر، مدبر» است؛ مترادف‌های دیگر تنها برای شناخت بهتر دامنهٔ واژه و سازگاری با نسخه‌های متفاوت جدول آورده شده‌اند.

جمع‌بندی معنایی

اگر «کاردان» به استادبودن در حرفه، دانش یا فن اشاره دارد، متبحر دقیق‌ترین خوانش است. اگر منظور توان اداره، دوراندیشی و تصمیم سنجیده باشد، مدبر بهتر می‌نشیند. متبحر پنج حرف و مدبر چهار حرف دارد؛ بنابراین شبکهٔ جدول به‌سادگی میان این دو پاسخ اصلی داوری می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.