پرش به محتوای اصلی

چهارپا در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: بهیره، بهیمه، ستور

«ستور» چهارحرفی و «بهیمه» پنج‌حرفی، جواب‌های روشن‌تر این سرنخ‌اند.

سرنخ کوتاه «چهارپا» یک پاسخ یگانه ندارد؛ طول جواب و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام واژه در خانه‌ها قرار می‌گیرد. در میان پاسخ‌های ثبت‌شده، ستور معادل فارسی و ادبیِ شناخته‌شده، بهیمه واژه‌ای عربی و مفرد «بهایم»، و بهیره صورتی خاص در منابع جدولی است.

ستور۴ حرف

چهارپا، به‌ویژه جانوری که برای سواری یا باربری به کار می‌رود؛ مانند اسب، خر، استر و قاطر.

بهیمه۵ حرف

در لغت، حیوان بی‌زبان یا چهارپا. جمع آن «بهایم» است و رنگ‌وبوی ادبی و کهن دارد.

بهیره۵ حرف

پاسخی که در برخی فهرست‌های حل جدول دیده می‌شود و برای پذیرش آن باید حروف متقاطع را سنجید.

کدام جواب در جدول شما می‌نشیند؟

اگر چهار خانه دارید، «ستور» از نظر تعداد حروف و معنا انتخاب مستقیم است. چینش آن س ـ ت ـ و ـ ر است و نباید «سطر» یا «سطور» نوشته شود. اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای باشد و حرف آغازین «ب» یا حروف میانی «ه، ی، م» از تقاطع‌ها معلوم شده باشد، «بهیمه» انتخاب طبیعی‌تری است: ب ـ ه ـ ی ـ م ـ ه.

«بهیره» نیز پنج حرف دارد: ب ـ ه ـ ی ـ ر ـ ه. تفاوت تنها یک خانه میان «بهیمه» و «بهیره» است؛ حرف چهارم در اولی «م» و در دومی «ر» است. همان خانهٔ مشترک با یک واژهٔ عمودی یا افقی می‌تواند پاسخ را بی‌ابهام کند. وجود هر سه در جواب ذخیره‌شده به معنای همسانی کامل دامنهٔ معنایی‌شان نیست؛ طراحان مختلف برای سرنخ کوتاه جواب‌های متفاوتی پذیرفته‌اند.

نقشه معنایی پاسخ‌های چهارپاچهارپا در مرکز و سه شاخه به ستور، بهیمه و بهیره دارد.چهارپاستوربهیمهبهیره۴ حرف؛ بارکش۵ حرف؛ مفرد بهایم۵ حرف؛ صورت جدولی

ستور؛ پاسخ کوتاه و فارسی

«ستور» در فارسی کهن و ادبی نامی عمومی برای جانور چهارپا بوده، اما در بسیاری از کاربردها بر حیوانی دلالت دارد که بار می‌کشد یا سواری می‌دهد. به همین سبب تصویر ذهنی آن بیش از هر موجود چهاراندام، به اسب، استر، خر و جانوران اهلیِ کارگر نزدیک است. صورت جمع آن ستوران یا ستورها است.

نکتهٔ کاربردی: در زبان امروز معمولاً «حیوان بارکش» یا نام خود جانور را می‌گوییم. «ستور» بیشتر در شعر، نثر تاریخی، فرهنگ‌های لغت و جدول کلمات دیده می‌شود.

تلفظ واژه «سُتور» است. شباهت نوشتاری آن با «سُطور» می‌تواند گمراه‌کننده باشد: «سطور» جمع «سطر» و به معنی خط‌های نوشته است، ولی «ستور» با «ت» نوشته می‌شود و به جانور اشاره دارد. در جدول بدون حرکت‌گذاری، توجه به همین تفاوت املایی ضروری است.

بهیمه و پیوند آن با بهایم

«بهیمه» واژه‌ای عربی است که وارد فارسی شده و در فرهنگ‌های فارسی برای چهارپا یا حیوان بی‌زبان آمده است. «بهایم» جمع شکستهٔ آن است. در متون اخلاقی و ادبی قدیم، این واژه گاهی در برابر انسانِ صاحب عقل و تشخیص قرار می‌گیرد؛ ازاین‌رو ممکن است در بعضی جمله‌ها لحنی تحقیرآمیز داشته باشد. در تعریف لغوی و جدول، مقصود اصلی همان حیوان و چهارپاست.

بهیمه؛ اسم مفرد

یک حیوان یا یک چهارپا را می‌رساند. پایان واژه «ـه» دارد و پاسخ پنج‌حرفی می‌سازد.

بهایم؛ صورت جمع

به گروهی از حیوانات اشاره می‌کند. آن هم پنج حرف دارد، اما الگویش متفاوت است: ب ـ ه ـ ا ـ ی ـ م.

«بهیمه» را نباید با «بیمه» اشتباه گرفت. بیمه واژه‌ای مربوط به جبران خطر و خسارت است و «ه» پس از حرف نخست ندارد؛ در حالی که بهیمه با «بهـ» آغاز می‌شود. همچنین «بهیم» در ترکیب «شب بهیم» معنای تیره و بسیار تاریک می‌دهد و از نظر معنا پاسخ این سرنخ نیست.

چرا دربارهٔ «بهیره» باید دقیق بود؟

«بهیره» در پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ و برخی مجموعه‌های جدولی آمده است؛ پس برای بازیکنی که الگوی حروف ب؟یر؟ دارد، گزینه‌ای عملی است. با این حال، در منابع تاریخی و دینی واژهٔ شناخته‌شده‌تر بحیره با حرف «ح» است. بحیره نام هر چهارپایی نیست، بلکه در سنت عرب پیش از اسلام به ماده‌شتری با وضعیت آیینی خاص گفته می‌شد که آن را آزاد می‌گذاشتند و از بهره‌برداری معمول معاف می‌کردند.

مرز املایی: برای حل همین مدخل، «بهیره» را مطابق جواب ثبت‌شده حفظ کنید. اگر پرسش به رسم جاهلی، شتر آزادشده یا اصطلاح تاریخی اشاره داشت، صورت «بحیره» را نیز بررسی کنید. جای حرف دوم ـ «ه» یا «ح» ـ تعیین‌کننده است.

این تمایز نشان می‌دهد یک واژه ممکن است در بانک‌های جواب جدول صورتی متفاوت از املای معیارِ اصطلاحی تاریخی پیدا کند. بهتر است «بهیره» را هم‌معنای عمومی و بی‌قیدِ تمام چهارپایان ندانیم. حضور آن کنار ستور و بهیمه بیشتر محصول سنت پاسخ‌نامه‌های جدولی است؛ در نثر دقیق، باید معنای خاص و صورت املایی روشن باشد.

دامنهٔ معنایی چهارپا در زبان

خود «چهارپا» از «چهار» و «پا» ساخته شده و در کاربرد عمومی به جانوری گفته می‌شود که بر چهار اندام حرکت می‌کند. بااین‌همه، کاربرد روزمره و ادبی عین دسته‌بندی علمی نیست. «ستور» معمولاً حیوان اهلیِ سواری یا بارکش را به ذهن می‌آورد، «بهیمه» دامنه‌ای عام‌تر و ادبی دارد و «دام» اغلب جانور اهلیِ پرورشی است.

پس واژه‌های نزدیک در همهٔ جمله‌ها جای هم نمی‌نشینند. می‌توان از «ستور بارکش» سخن گفت، اما «چهارپای بارکش» خنثی‌تر و امروزی‌تر است. «دام» ممکن است گاو و گوسفند پرورشی را دربرگیرد، در حالی که «مرکب» بر وسیلهٔ سواری بودن جانور تأکید دارد. طراح جدول گاهی تنها وجه مشترکِ حیوان چهارپا را مبنا قرار می‌دهد.

ستور: چهارپای کارگربهیمه: مفرد بهایمدام: حیوان پرورشیمرکب: وسیلهٔ سواریچارپا: صورت کوتاه‌تر

نمونه‌هایی برای تثبیت تفاوت‌ها

«ستوران کاروان»
ترکیبی ادبی برای اسب‌ها، استرها یا چهارپایانی که بار و مسافر را همراه کاروان می‌بردند.
«خوراک بهیمه»
کاربردی که در آن بهیمه به صورت مفرد و در معنای حیوان بی‌زبان آمده است.
«دام‌های روستا»
تأکید بر حیوانات اهلیِ نگهداری‌شده برای پرورش، شیر، پشم یا دیگر بهره‌هاست.
«مرکب سوار»
نقش جانور به عنوان وسیلهٔ جابه‌جایی برجسته می‌شود، نه صرفاً چهارپا بودن آن.

این نمونه‌ها کمک می‌کنند پاسخ جدول فقط رشته‌ای از حروف نباشد. وقتی «ستور» را در بافت کاروان و باربری، و «بهیمه» را به عنوان مفرد بهایم ببینیم، انتخاب میان آن‌ها بر پایهٔ معنا هم آسان‌تر می‌شود.

نتیجه بر پایهٔ تعداد حروف

برای این سرنخ نخست طول خانه‌ها را بسنجید: ستور چهار حرف دارد و از نظر معنای چهارپای بارکش دقیق است. بهیمه پنج حرف دارد و معادل ادبیِ حیوان یا چهارپاست. بهیره نیز پنج حرف است، اما پاسخی خاص در سنت جدول محسوب می‌شود و باید با تقاطع‌ها سنجیده شود؛ به‌ویژه چون «بحیره» با املایی دیگر معنای تاریخی مشخصی دارد.

انتخاب سریع: الگوی «س ت و ر» به ستور می‌رسد؛ الگوی «ب ه ی م ه» به بهیمه؛ و اگر خانهٔ چهارم «ر» باشد، پاسخ ثبت‌شدهٔ بهیره با جدول سازگار است. تعداد حروف و یک تقاطع مطمئن، ابهام را برطرف می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.