پرش به محتوای اصلی

چسبیده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: دج
واژه‌ای دوحرفی برای چیزی چسبنده یا آغشته به ماده‌ای چسبناک.

در این سرنخ، کوتاهی پاسخ اهمیت تعیین‌کننده دارد. «دج» واژه‌ای کم‌کاربرد در گفت‌وگوی امروز اما ثبت‌شده در واژگان فارسی است و به چیزی گفته می‌شود که بر اثر شیره، دوشاب، عسل یا ماده‌ای مانند آن حالت چسبندگی پیدا کرده باشد. به همین دلیل، وقتی جای پاسخ تنها دو خانه دارد، «دج» دقیق‌تر از مترادف‌های بلند و آشناتری چون «لزج» یا «چسبناک» می‌نشیند.

دج

یک واژه کوتاه با تصویری ملموس

تصور کنید قطره‌ای شیره روی ظرف مانده و سطح آن به انگشت می‌چسبد. صفت «دج» همین کیفیتِ چسبنده و آلوده به ماده‌ای غلیظ را بیان می‌کند؛ یعنی صرفاً مجاور یا متصل بودن دو چیز منظور نیست، بلکه نوعی گیرایی و چسبندگی سطح نیز در معنای واژه حضور دارد.

ساخت پاسخ: دو حرف، به ترتیب «د» و «ج»؛ بدون نیم‌فاصله و بدون پسوند.

«دج» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

هسته معنایی این کاربرد از «دج» به چسبنده بودن بازمی‌گردد. در شرح‌های واژه‌نامه‌ای، نمونه‌هایی مانند چیزی که شیره، دوشاب یا عسل بر آن مالیده شده و به دست یا پا می‌چسبد، برای روشن کردن معنا آمده است. بنابراین معادل امروزی آن را می‌توان «چسبناک»، «چسبنده» یا در بعضی بافت‌ها «نوچ» دانست. سرنخ جدول از صورت «چسبیده» استفاده کرده، اما مقصود طراح به احتمال زیاد همان کیفیت چسبندگی است، نه فقط قرار گرفتن دو شیء کنار یکدیگر.

عاملشیره، عسل، دوشاب یا هر ماده غلیظی که روی سطح بماند.
حالتسطح به تماس واکنش نشان می‌دهد و دست یا شیء دیگر را رها نمی‌کند.
معادل نزدیکچسبناک و نوچ؛ با این تفاوت که «دج» کوتاه، کهن و مناسب خانه‌های محدود جدول است.

چرا «چسبیده» به پاسخ «دج» می‌رسد؟

در جدول کلمات، سرنخ همیشه تعریف کامل فرهنگ‌نامه‌ای نیست. گاهی یک صفت نزدیک، یک شکل قدیمی یا مترادفی فشرده به عنوان کلید داده می‌شود. اینجا رابطه بر پایه مفهوم مشترک «چسبندگی» شکل می‌گیرد: چیزی که دج است به سبب آلودگی به ماده‌ای چسبنده، به چیز دیگر می‌گیرد و چسبیده می‌ماند. از سوی دیگر، پاسخ ذخیره‌شده دقیقاً دو حرف دارد؛ پس واژه‌های رایج‌تر از نظر تعداد حروف با جای آن سازگار نیستند.

اگر الگوی خانه‌ها «د ـ ج» باشد، پاسخ را همان «دج» بنویسید. افزودن حرکت‌های آوایی در جدول لازم نیست؛ اعراب فقط هنگام توضیح تلفظ و جداسازی معنی‌ها به کار می‌آید.

تلفظ و چندمعنایی واژه

«دج» از آن واژه‌هایی است که صورت نوشتاری ثابت آن می‌تواند با حرکت‌های متفاوت خوانده شود و در مدخل‌های لغوی معنی‌های دیگری نیز داشته باشد. در معنای مورد نظر این سرنخ، تلفظی با ضمه برای حرف نخست، یعنی «دُج»، گزارش شده است. برخی بازگویی‌های ثانویه تلفظ‌های دیگری نیز ذکر می‌کنند؛ اما برای حل جدول، املای بی‌اعراب «دج» کفایت می‌کند و چیزی در خانه‌ها تغییر نمی‌کند.

همین چندمعنایی ممکن است خواننده را به مسیر نادرست ببرد. «دج» در کاربردهای دیگر می‌تواند به مفاهیمی دور از چسبندگی اشاره کند و «زمین دج» نیز ترکیبی شناخته‌شده برای زمین سخت و متراکم است. آن معنیِ سختی و فشردگی را نباید بی‌دلیل وارد این سرنخ کرد. اینجا وجود پاسخ ذخیره‌شده و پیوند روشن واژه‌نامه‌ای با چسبناک بودن، معنای مناسب را مشخص می‌کند.

نمودار معنایی واژه دجماده غلیظ روی سطح می‌ماند، سطح چسبنده می‌شود و واژه دج این حالت را توصیف می‌کند.شیره یا عسلسطح چسبندهدجصفتِ حالتمادهٔ غلیظ ← ایجاد چسبندگی ← نامیدن کیفیت با واژهٔ «دج»

مرز «دج» با پاسخ‌های نزدیک

پاسخ اصلی

دج

دوحرفی و واژه‌نامه‌ای است. برای چیزی که در اثر ماده‌ای چون شیره حالت چسبنده دارد به کار می‌رود و دقیقاً با پاسخ ذخیره‌شده این سرنخ سازگار است.

سه حرف

لزج

بر غلظت و کش‌آمدن یا چسبندگی یک ماده تأکید دارد؛ مانند مایعی که روانی معمول را ندارد. اگر سه خانه و الگوی «ل ـ ز ـ ج» باشد، این گزینه محتمل‌تر می‌شود.

سه حرف

نوچ

واژه‌ای رایج‌تر در زبان روزمره برای سطحی است که کمی چسبناک یا ناخوشایند شده؛ مثلاً دست پس از تماس با میوه شیرین. لحن آن محاوره‌ای‌تر از «دج» است.

هفت حرف

چسبناک

معادل شفاف و عمومی است، اما پاسخ کوتاه جدول نیست. معمولاً وقتی تعداد خانه‌ها بیشتر باشد یا خود تعریف بر خاصیت سطح دلالت کند، انتخاب مناسبی است.

«چسبان» و «چسبنده» نیز از نظر معنایی نزدیک‌اند، ولی نقش و طول متفاوتی دارند. «چسبان» گاهی چیزی را وصف می‌کند که می‌چسباند یا محکم می‌گیرد؛ «چسبنده» صفت عمومی خاصیت اتصال است. هیچ‌یک جای پاسخ دوحرفی این سرنخ را نمی‌گیرد.

کاربرد معنایی در یک موقعیت واقعی

نمونه توصیفی: اگر دوشاب روی لبه ظرف خشک نشده باشد، لبه حالتی دج پیدا می‌کند و با تماس، انگشت را به خود می‌گیرد.

نمونه امروزی‌تر: در گفتار معمول احتمالاً می‌گوییم «سطح ظرف نوچ یا چسبناک شده است». در یک متن واژه‌شناختی یا جدول، همان کیفیت می‌تواند با «دج» بیان شود.

نکته معنایی: در این کاربرد، واژه بیشتر کیفیت سطح را توصیف می‌کند؛ پس آن را نباید مترادف مطلق «وصل‌شده» در هر جمله دانست. دو قطعه فلز ممکن است به هم جوش خورده و چسبیده باشند، بی‌آنکه دج باشند.

دو حرفی که نباید با «دژ» اشتباه شود

پاسخ با حرف «ج» پایان می‌یابد: «دج». نوشتن «دژ» پاسخ را به واژه‌ای دیگر تبدیل می‌کند که در فارسی امروز بیش از همه معنای قلعه و استحکامات دارد. شباهت آوایی یا اشاره بعضی مدخل‌های قدیمی به صورت‌های هم‌خانواده، مجوز جایگزینی «ژ» به جای «ج» در این جدول نیست. اگر حرف دوم از پاسخ متقاطع به دست آمده باشد نیز باید «ج» باشد.

این تمایز املایی به‌خصوص برای واژه‌های کوتاه مهم است، زیرا تغییر تنها یک حرف کل پاسخ را عوض می‌کند. «دج» همچنین نباید با آغاز کلمه «دجال» یکی پنداشته شود؛ شباهت نوشتاری هیچ ارتباط معنایی با سرنخ چسبندگی ایجاد نمی‌کند.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای خواندن درست این مدخل، سه نکته را کنار هم نگه دارید: پاسخ دو خانه دارد؛ صورت آن «دج» است؛ و معنای منظور، چیز چسبنده یا آغشته به شیره و ماده‌ای همانند آن است. کاربرد واژه در زبان روزانه کم شده، اما همین فشردگی و قدمت، آن را به گزینه‌ای مناسب برای جدول کلمات بدل کرده است.

نتیجه نهایی: در این عنوان، پاسخ اصلی و قطعی «دج» است. «لزج»، «نوچ» و «چسبناک» فقط مترادف‌های توضیحی‌اند و زمانی پاسخ جدول می‌شوند که تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع با آن‌ها هماهنگ باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.