پرش به محتوای اصلی

پیشرو در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: طلایه
واژه‌ای پنج‌حرفی برای پیشرو و بخش جلوتر از سپاه.

«طلایه» در فارسی به کسی یا گروهی گفته می‌شود که پیشاپیش دیگران حرکت می‌کند. این واژه در اصل رنگ‌وبوی نظامی دارد: بخشی از نیروها جلوتر از پیکره اصلی سپاه می‌رفتند، راه را می‌پاییدند و خبر خطر یا وضعیت مسیر را به عقب می‌رساندند. همین جایگاهِ جلوتر از دیگران سبب شده است که در سرنخ کوتاه «پیشرو»، طلایه پاسخی دقیق و خوش‌نشست باشد.

تعداد حروفپنج حرف: ط، ل، ا، ی، ه
هسته معناحرکت یا حضور در جلوی گروه
فضای اصلی کاربردسپاه، دیده‌بانی و خبرگیری

تصویری که واژه می‌سازد

برای فهم روشن‌تر، سپاهی را در مسیر حرکت تصور کنید. بدنه اصلی با فاصله پیش می‌آید، اما یک گروه کوچک در نقطه‌ای جلوتر قرار دارد. کار آن گروه جنگیدنِ مستقل نیست؛ باید زودتر از دیگران نشانه‌ها را ببیند، مسیر را وارسی کند و مانع غافلگیری شود. آن گروه جلوافتاده «طلایه» است.

جایگاه طلایه در جلوی سپاهطلایه در پیشاپیش مسیر قرار دارد و دیده‌ها و خبر را به بدنه اصلی می‌رساند.بدنه اصلیطلایهدیدن زودتر، خبر دادن زودترفاصلهٔ پیشاپیش

این چینش سه جزء معنایی واژه را یکجا نشان می‌دهد: «جلو بودن»، «مراقبت کردن» و «رساندن خبر». بنابراین طلایه فقط فردی سریع یا نفر اول یک صف نیست؛ در کاربرد تاریخی، جلو بودن او وظیفه و کارکرد مشخصی داشته است.

از میدان نبرد تا زبان روزمره

معنای نخستین طلایه به پیشروان لشکر و دیده‌بانان جلو مربوط است، اما واژه در زبان ادبی دامنه‌ای گسترده‌تر پیدا کرده است. هر نشانه‌ای که پیش از وقوع یک رویداد پدیدار شود نیز می‌تواند «طلایه» نام بگیرد. برای نمونه، شکوفه‌های زودرس را می‌توان طلایه بهار دانست؛ زیرا پیش از استقرار کامل فصل، آمدن آن را خبر می‌دهند. در این کاربرد، مفهوم سپاه کنار می‌رود ولی رابطه «پیش‌آمدن و خبر دادن» همچنان باقی می‌ماند.

پیشاپیش سپاهدیده‌بان جلونخستین نشانهآگاهی زودهنگام

رابطه دقیق با «پیشرو»

پیشرو واژه‌ای عام است و درباره فرد، اندیشه، هنر، فناوری یا یک گروه به کار می‌رود. طلایه معنایی تصویری‌تر و تاریخی‌تر دارد و پیشروی را با مراقبت و خبرآوری پیوند می‌دهد. در زبان جدول، همین هم‌معناییِ فشرده کافی است تا «طلایه» روبه‌روی سرنخ پیشرو قرار گیرد.

چرا «طلایه‌دار» پاسخ اصلی نیست؟

در گفتار امروز، «طلایه‌دار» از خود «طلایه» آشناتر به گوش می‌رسد. طلایه‌دار یعنی کسی که در مقدمه حرکت می‌کند یا در معنای مجازی، آغازگر و پیشگام یک جریان است. بااین‌حال، این مشتق هشت حرف دارد و برای خانه‌ای پنج‌حرفی مناسب نیست. صورت پایه و کوتاه آن، یعنی «طلایه»، همان پاسخی است که با داده این سرنخ جور درمی‌آید.

ترکیب طلایه‌دار با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. جزء «دار» در آن مفهوم داشتن یا بر عهده داشتن را می‌افزاید؛ پس می‌توان تفاوت را چنین خلاصه کرد: طلایه نامِ بخش یا گروه پیشرو است و طلایه‌دار شخص یا نیرویی است که نقش پیشگامی را دارد.

واژه‌های نزدیک، اما نه هم‌اندازه و نه هم‌کارکرد

طلیعه ۵ حرف

طلیعه بیشتر به معنای آغاز، سرآغاز و نخستین نمود یک پدیده دیده می‌شود؛ مانند طلیعه صبح یا طلیعه یک دوران. از نظر ریشه و معنا به طلایه نزدیک است، اما اگر سرنخ بر «پیشرو لشکر» تکیه داشته باشد، طلایه صریح‌تر است. وجود حرف «ع» نیز آن را از پاسخ ثبت‌شده جدا می‌کند.

پیش‌قراول بلندتر

پیش‌قراول نیز نیرویی است که جلوتر از قوای اصلی حرکت می‌کند و از نظر نظامی قرابت زیادی با طلایه دارد. طول بیشتر و ساخت متفاوتش باعث می‌شود تنها زمانی مناسب باشد که شمار خانه‌ها و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.

یزک ۳ حرف

یزک واژه‌ای کهن برای دیده‌بان و پاسبانِ سپاه است. محور آن بیشتر نگهبانی و پاییدن است، هرچند دیده‌بان ممکن است در جلو قرار گیرد. اگر پاسخ سه‌خانه‌ای و سرنخ بر دیده‌بانی نظامی متمرکز باشد، یزک می‌تواند مطرح شود؛ برای این عنوان جای طلایه را نمی‌گیرد.

پیشاهنگ ۸ حرف

پیشاهنگ در کاربرد عمومی به فرد یا گروهی گفته می‌شود که راه را برای دیگران باز می‌کند و در تحول فکری یا هنری نیز پیشگام است. معنای آن امروزی‌تر و عام‌تر است و با تعداد حروف پاسخ حاضر سازگار نیست.

املای پاسخ و خواندن درست آن

صورت معیار پاسخ «طلایه» است؛ نه «طلایه‌دار» و نه «طلیعه». در نوشتن آن، پس از «ط» حرف «ل» می‌آید، سپس «ا»، «ی» و «ه». «ی» در میانه واژه بخشی از ساختمان خود کلمه است و نیم‌فاصله‌ای در طلایه وجود ندارد. شباهت دیداری «طلایه» با صفت «طلایی» نیز نباید موجب اشتباه شود: طلایی به رنگ یا جنس طلا مربوط است، اما طلایه نام پیشرو و نخستین نشانه است.

طلایه

پنج خانه، بدون فاصله و نیم‌فاصله

سه کاربرد که مرز معنا را روشن می‌کند

کاربرد تاریخی: طلایه پیش از سپاه حرکت کرد و خبر مسیر را بازگرداند. در این جمله، واژه به نیروی پیشرو و دیده‌بان اشاره دارد.

کاربرد طبیعی و ادبی: جوانه‌های نخستین، طلایه بهار بودند. در اینجا طلایه یعنی نشانه‌ای که آمدن پدیده‌ای بزرگ‌تر را زودتر آشکار می‌کند.

کاربرد درباره جریان‌ها: آن گروه طلایه تحول تازه‌ای در هنر شد. این جمله بر پیشگامی و نوید دادنِ یک تغییر تأکید دارد، نه بر حرکت نظامی.

ساخت معنایی خانواده واژه

«طلایه» در فارسی هم می‌تواند به مجموعه پیشرو اشاره کند و هم به نخستین نشانه. با افزوده شدن «دار»، تأکید از خودِ مقدمه به دارنده نقش منتقل می‌شود: طلایه‌دار. «طلایه‌داری» نیز نامِ عمل یا موقعیت پیشگامی است. این خانواده واژگانی نشان می‌دهد چگونه یک تصویر کهنِ نظامی وارد زبان عمومی شده و برای افراد نوآور، حرکت‌های اجتماعی و نشانه‌های آغازین به کار رفته است.

نکته ظریف این است که هر چیزِ اولی الزاماً طلایه نیست. واژه معمولاً هنگامی طبیعی‌تر است که آن عنصر نخستین، از آمدن گروه یا رویدادی پس از خود خبر بدهد. نخستین قطره‌های یک بارش می‌توانند طلایه باران باشند؛ چون نشانه بارش گسترده‌ترند. همین بارِ خبرآورانه، طلایه را از «اول» یا «نفر نخست» متمایز می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: در این سرنخ، پاسخ ثبت‌شده «طلایه» است. اگر حروف متقاطع صورت «ط ل ا ی ه» را می‌سازند، واژه هم از نظر شمار حروف و هم از نظر معنای تاریخیِ پیشرو کاملاً منطبق است. گزینه‌های نزدیک تنها با سرنخ دقیق‌تر یا تعداد خانه‌های متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.