پرش به محتوای اصلی

پند دادن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «وعظ»
واژه‌ای سه‌حرفی به معنی پند دادن و نصیحت کردن.

در این سرنخ، «پند دادن» نه یک عبارت بلند، بلکه تعریفِ مصدر عربیِ رایجی است که در فارسی نیز به کار می‌رود: وعظ. کوتاهی واژه، رابطه مستقیم آن با مفهوم پند و کاربرد آشنایش در ترکیب‌هایی مانند «وعظ کردن» باعث می‌شود دقیق‌ترین پاسخ برای خانه‌های جدول باشد.

صورت درست پاسخ

این کلمه با سه حرف نوشته می‌شود و حرف پایانی آن «ظ» است، نه «ز» و نه «ض». شکل حرکت‌گذاری‌شده آن «وَعْظ» است؛ در نوشتار معمول فارسی حرکت‌ها درج نمی‌شوند.

وعظ

ترتیب حروف در جدول راست‌به‌چپ: و ← ع ← ظ

نقشه معنایی واژه وعظوعظ در مرکز و پیوند آن با پند، خیرخواهی و بازداشتن از کار نادرستوعظپندنصیحتیادآوری خیربازداشتن

«وعظ» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

وعظ سخنی پندآموز است که مخاطب را به کار پسندیده فرا می‌خواند یا از رفتاری نادرست بازمی‌دارد. در تعریف‌های لغوی، عنصرِ اثر گذاشتن بر دل و نرم کردن مخاطب نیز در این واژه دیده می‌شود. بنابراین وعظ صرفاً انتقال یک اطلاع خنثی نیست؛ گوینده قصد راهنمایی اخلاقی، هشدار یا اصلاح دارد.

کنشپند گفتن و راه درست را یادآوری کردن
محتواسخن اخلاقی، خیرخواهانه یا بازدارنده
فضای کاربرداغلب رسمی، ادبی، دینی یا خطابی

در فارسی امروز ممکن است خودِ اسم «وعظ» به سخن یا گفتار پندآمیز هم اشاره کند؛ برای نمونه «ساعتی به وعظ او گوش دادند». وقتی با فعل کمکی می‌آید، «وعظ کردن» همان مفهوم پند دادن را می‌رساند. همین دو نقش نزدیک سبب شده است طراح جدول بتواند سرنخ را به صورت فعل بنویسد و پاسخ را در قالب مصدر کوتاه «وعظ» بخواهد.

چرا پاسخ سه‌حرفی است؟

سرنخ «پند دادن» چند معادل دارد، اما بیشتر آن‌ها از سه حرف بلندترند. «اندرز دادن»، «نصیحت کردن» و «موعظه کردن» همگی از نظر معنا به سرنخ نزدیک‌اند، ولی تنها «وعظ» هم تعریف مستقیم را حفظ می‌کند و هم در سه خانه جای می‌گیرد. اگر تعداد خانه‌های پاسخ سه باشد، این ویژگی عملاً انتخاب را روشن می‌کند.

نکته املایی: «وعظ» را نباید با «وضع» جابه‌جا کرد. «وضع» با صاد در پایان، معنای حالت، موقعیت یا قرار دادن دارد؛ اما «وعظ» با ظاء، به پند و اندرز مربوط است. تفاوت جای دو حرف آخر، معنای واژه را کاملاً تغییر می‌دهد.

فرق وعظ با پاسخ‌های نزدیک

وعظ پاسخ اصلی

سه حرف دارد و هم‌ارز مستقیم پند دادن است. لحن آن معمولاً رسمی‌تر و اخلاقی‌تر است و گاه فضای خطابه یا سخن دینی را تداعی می‌کند.

اندرز

واژه‌ای فارسی و پنج‌حرفی با حال‌وهوای ادبی و حکیمانه است. اگر سرنخ «پند» باشد و پنج خانه در اختیار باشد، اندرز می‌تواند مناسب شود؛ برای این پاسخ سه‌خانه‌ای جایگزین اصلی نیست.

نصیحت

شش حرف دارد و در گفت‌وگوی روزمره بسیار رایج است. نصیحت می‌تواند شخصی و دوستانه باشد، در حالی که وعظ بیشتر رنگ گفتار رسمی یا اخلاقی به خود می‌گیرد.

موعظه

این واژه نیز از خانواده «وعظ» و به معنی پند و سخن پندآموز است، اما پنج حرف دارد. «موعظه کردن» از لحاظ مفهوم بسیار نزدیک است، ولی طول آن با پاسخ سه‌حرفی سازگار نیست.

«توصیه» نیز گاهی در زبان آزاد به جای پند به کار می‌رود، اما دامنه معنایی آن گسترده‌تر است: توصیه ممکن است صرفاً پیشنهاد انجام کاری مفید باشد و الزاماً لحن اخلاقی یا بازدارنده نداشته باشد. «تذکر» هم بیشتر بر یادآوری یا هشدار تمرکز می‌کند. در نتیجه این دو واژه، با وجود نزدیکی معنایی، تطابق لغویِ «وعظ» با سرنخ را ندارند.

خانواده واژه و سرنخ‌های همسایه

شناخت واژه‌های هم‌خانواده کمک می‌کند تفاوت نقش‌ها روشن شود. «واعظ» کسی است که وعظ می‌کند؛ «موعظه» سخن پندآموز یا عمل پند دادن است؛ «اتعاظ» به معنی پند گرفتن و پذیرفتن عبرت می‌آید؛ و «متعظ» به کسی گفته می‌شود که پند پذیرفته است. همه این صورت‌ها با مفهوم هدایت و پند پیوند دارند، اما طول و نقش دستوری آن‌ها یکسان نیست.

واعظ: پنددهندهموعظه: پند و اندرزاتعاظ: پند گرفتنمتعظ: پندپذیرفته

این تمایز در جدول اهمیت دارد: برای سرنخ «پنددهنده» احتمالاً باید به «واعظ» فکر کرد، نه «وعظ». برای «پند گرفتن» نیز «اتعاظ» از نظر ساخت و معنا دقیق‌تر است. اما در عنوان حاضر، خودِ عمل پند دادن خواسته شده و پاسخ همان مصدر کوتاه «وعظ» است.

کاربرد واژه در جمله

«سخن او لحنی از وعظ و اندرز داشت.» در این جمله، وعظ نامِ گفتار پندآمیز است.

«پیر دانا جوان را وعظ کرد.» اینجا ترکیب «وعظ کرد» به معنی پند داد به کار رفته است.

«اگر کردار گوینده با وعظ او هماهنگ باشد، سخنش پذیرفتنی‌تر می‌شود.» در این نمونه، تقابل گفتار اخلاقی و رفتار برجسته شده است.

ترکیب‌های «وعظ و اندرز»، «مجلس وعظ» و «وعظ کردن» در فارسی شناخته‌شده‌اند. واژه «واعظ» نیز در شعر و نثر کلاسیک فراوان دیده می‌شود و معمولاً گوینده‌ای را تصویر می‌کند که دیگران را به پرهیزکاری یا رفتار درست دعوت می‌کند. از همین پیشینه است که «وعظ» نسبت به «توصیه» رسمی‌تر و نسبت به «اندرز» عربی‌تر به گوش می‌رسد.

تلفظ و نوشتن بدون اشتباه

در تلفظ معیار، واژه یک هجا دارد و «ع» و «ظ» هر دو جزو ساخت اصلی آن‌اند. در نوشتار روزمره کافی است شکل ساده «وعظ» نوشته شود. افزودن حروفی مانند الف یا ه، آن را به واژه دیگری تبدیل می‌کند؛ مثلاً «واعظ» چهار حرف دارد و نامِ انجام‌دهنده کار است، نه خودِ پند دادن.

اشتباه دیگری که ممکن است رخ دهد نوشتن «وعض» است. ریشه این خانواده با «ظ» حفظ می‌شود: وعظ، واعظ، موعظه و اتعاظ. کنار هم گذاشتن این چهار شکل، املای حرف پایانی را آسان‌تر به خاطر می‌سپارد. همچنین «موعظه» در پایان ه دارد، اما «وعظ» بدون ه پایان می‌یابد.

جمع‌بندی انطباق با سرنخ

  • تعریف لغویِ «وعظ» مستقیماً پند دادن و نصیحت کردن است.
  • پاسخ دقیقاً سه حرف دارد: و، ع، ظ.
  • صورت‌های «واعظ» و «موعظه» هم‌خانواده‌اند، اما نقش و تعداد حروف متفاوتی دارند.
  • برای خانه‌های بیشتر، اندرز یا موعظه ممکن است در سرنخ‌های مشابه مطرح شوند؛ با این حال پاسخ اصلی این عنوان «وعظ» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.