پرش به محتوای اصلی

وابسته در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: منوط
یعنی وابسته و مشروط به چیزی دیگر.
منوط

چرا «منوط» پاسخ دقیق است؟

در این سرنخ، «وابسته» نه به معنای خویشاوند، زیرمجموعهٔ یک اداره یا فرد دلبسته، بلکه به معنای مشروط بودن یک امر به امر دیگر است. «منوط» همین رابطه را کوتاه و روشن بیان می‌کند: چیزی تنها در صورت تحقق شرط یا عامل دیگری امکان‌پذیر می‌شود. این واژه چهار حرف دارد و ترتیب خانه‌های آن م، ن، و، ط است.

کاربرد طبیعی این پاسخ تقریباً همیشه در ترکیب «منوط به» دیده می‌شود. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود «اجرای طرح منوط به تأمین بودجه است»، اجرای طرح مستقل و قطعی نیست؛ رخ دادن آن به فراهم شدن بودجه بستگی دارد. بنابراین واژه افزون بر وابستگی، سایه‌ای از شرط، تعلیق و انتظار را نیز با خود حمل می‌کند.

تصویر معنایی واژه

«منوط» از خانواده‌ای واژگانی می‌آید که در اصل با مفهوم آویختن و پیوند دادن چیزی به چیز دیگر ارتباط دارد. همین تصویر، معنای امروزی آن را قابل‌فهم می‌کند: نتیجه گویی به یک شرط آویخته است و تا آن شرط برقرار نشود، نتیجه نیز استقرار پیدا نمی‌کند. در فارسی امروز این تصویر ریشه‌ای مستقیم به ذهن نمی‌آید، اما ساخت «الف منوط به ب است» همان پیوند جهت‌دار را حفظ کرده است.

نمایش رابطهٔ معنایی منوطتحقق نتیجه با یک پیکان به برقرار شدن شرط وابسته است. برقرار شدن شرط منوط به امکان تحقق نتیجهنتیجه تا تحقق شرط، قطعی و مستقل نیست

«منوط به» در جمله چه می‌گوید؟

«ثبت‌نام نهایی منوط به ارائهٔ مدرک است.»ارائهٔ مدرک، شرط کامل شدن ثبت‌نام است.
«ادامهٔ مسابقه منوط به مساعد بودن هواست.»وضع هوا تعیین می‌کند مسابقه ادامه پیدا کند یا نه.
«پرداخت وام منوط به تأیید درخواست شد.»بدون تأیید، پرداخت انجام نمی‌شود.
«نتیجهٔ این تصمیم منوط به همکاری دو طرف است.»همکاری، عامل لازم برای رسیدن به نتیجه است.

در همهٔ این نمونه‌ها می‌توان «منوط به» را با «وابسته به» یا در بسیاری از موارد با «مشروط به» جایگزین کرد، بی‌آنکه هستهٔ پیام تغییر کند. بااین‌حال «منوط» لحنی رسمی‌تر و فشرده‌تر دارد؛ به همین علت در نوشته‌های اداری، آیین‌نامه‌ها، قراردادها و خبرهای رسمی فراوان دیده می‌شود.

نکتهٔ املایی: حرف پایانی پاسخ «ط» است، نه «ت». شکل درست منوط است. تلفظ نزدیکِ دو حرف در فارسی ممکن است باعث خطای «منوت» شود، اما آن صورت از نظر املایی درست نیست.

مرز «منوط» با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «وابسته» می‌تواند، بسته به تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی، چند هم‌معنی داشته باشد. با وجود این، همهٔ آنها دقیقاً یک نوع وابستگی را نشان نمی‌دهند. پاسخ ثبت‌شدهٔ این جدول «منوط» است؛ گزینه‌های زیر زمانی مطرح می‌شوند که ساخت خانه‌ها پاسخ دیگری بخواهد.

متکی

بر تکیه و اتکا دلالت دارد: «اقتصاد متکی به نفت». در آن، یک چیز پشتوانه یا پایهٔ چیز دیگر است؛ الزاماً شرط وقوع یک رویداد مطرح نیست.

تابع

بیشتر فرمان‌بری، پیروی یا تغییر بر اثر عامل دیگر را می‌رساند: «تابع قانون» یا «قیمت تابع تقاضاست». این واژه نیز چهار حرف دارد، اما حروف تقاطعی آن با «منوط» متفاوت‌اند.

مربوط

رابطه و ارتباط موضوعی را نشان می‌دهد: «مدارک مربوط به پرونده». هر چیز مربوطی لزوماً برای تحقق چیز دیگری شرط نیست، ضمن اینکه «مربوط» پنج حرف دارد.

مشروط

از نظر معنای شرطی، نزدیک‌ترین جایگزین است: «پذیرش مشروط به قبولی». این پاسخ پنج حرف دارد و از «منوط» صریح‌تر بر وجود شرط تأکید می‌کند.

متعلق

معمولاً مالکیت، انتساب یا تعلق را بیان می‌کند: «این کتاب متعلق به اوست». بنابراین برای معنای «از آنِ کسی بودن» مناسب‌تر است تا وابستگی یک نتیجه به شرط.

موقوف

در ساخت «موقوف به» می‌تواند معنای وابسته و متوقف بر را بدهد، اما در فارسی امروز ممکن است معنای وقف‌شده یا متوقف‌شده را نیز به ذهن بیاورد و پنج حرف دارد.

چهار حرفی بودن پاسخ

«منوط» در نوشتار پیوسته چهار حرف دارد. حرف سوم آن «و» هم در املا حضور دارد و هم در تلفظِ واژه نقش دارد. اگر از برخورد پاسخ‌های دیگر به الگویی مانند «م ـ ن ـ و ـ ط» رسیده‌اید، جواب بدون ابهام کامل می‌شود. از سوی دیگر، اگر خانهٔ نخست «ت» باشد، احتمال «تابع» بالا می‌رود؛ چنین تفاوتی نشان می‌دهد چرا شمارش و حروف مشترک برای تمایز هم‌معنی‌ها مهم‌اند، نه اینکه خود معنای «منوط» نامطمئن باشد.

۴ حرفپایان با «ط»همراه با «به»معنای شرطیکاربرد رسمی

وابستگی ساده یا وابستگی شرطی؟

وجه تمایز اصلی در نوع رابطه است. یک «سازمان وابسته» ممکن است زیر نظر سازمانی بزرگ‌تر باشد؛ برای این معنا «تابع» یا «زیرمجموعه» طبیعی‌تر است. یک «کودک وابسته» ممکن است از نظر عاطفی یا مالی به دیگری نیاز داشته باشد؛ در آن بافت «متکی» یا «نیازمند» بهتر می‌نشیند. اما اگر انجام کار، صدور اجازه، رسیدن به نتیجه یا اعتبار یک تصمیم به تحقق شرطی بسته باشد، «منوط» انتخاب دقیق است.

به همین سبب نمی‌گوییم «او فردی منوط است»، زیرا «منوط» معمولاً صفتِ شخص با ویژگی روانی نیست. در عوض می‌گوییم «حضور او منوط به دعوت است». آنچه منوط می‌شود یک رویداد، نتیجه، اجازه، تصمیم یا اقدام است و پس از «به» شرط یا عامل تعیین‌کننده می‌آید. این الگوی دستوری، معنای واژه را بسیار روشن‌تر از یک هم‌معنیِ تنها نشان می‌دهد.

بازنویسی به زبان روزمره

اگر جملهٔ رسمی «تحویل کالا منوط به تسویه‌حساب است» را به زبان محاوره برگردانیم، می‌گوییم «کالا را وقتی تحویل می‌دهند که حساب تسویه شود» یا «تحویل کالا به تسویه‌حساب بستگی دارد». پس «منوط» یک کلمهٔ دشوار برای مفهومی دور از ذهن نیست؛ صورت موجز و رسمی همان «بستگی داشتن» است. این تبدیل به زبان ساده کمک می‌کند سرنخ «وابسته» و جواب «منوط» دقیقاً روی هم قرار گیرند.

جمع‌بندی معنایی: «منوط» پاسخ چهارحرفی این سرنخ است و رابطه‌ای را بیان می‌کند که در آن تحقق یک امر به شرط یا عامل دیگری وابسته است. املای درست آن با «ط» پایان می‌یابد و کاربرد شناخته‌شده‌اش در قالب «منوط به» است؛ مانند «صدور مجوز منوط به تکمیل مدارک است».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.