پرش به محتوای اصلی

تنگنا در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «ضیق»
واژه‌ای سه‌حرفی به معنی تنگی، فشار و نبودِ گشایش.

چرا «ضیق» پاسخ دقیق است؟

در واژه‌نامه‌های فارسی، «ضیق» درست در برابر «سعه» و گشادگی قرار می‌گیرد و معنای اصلی آن تنگی و محدودیت است. خودِ «تنگنا» نیز هم برای جای باریک و هم، به‌صورت مجازی، برای وضعیت دشوار و پرفشار به کار می‌رود. نقطهٔ مشترک این دو واژه همان کم‌شدنِ مجال و گشایش است؛ از همین رو «ضیق» معادل کوتاه و مستقیم این سرنخ به شمار می‌آید.

ویژگی مهم‌تر برای جدول، تعداد حروف است. «ضیق» فقط سه حرف دارد و به‌ترتیب با ض، ی، ق پر می‌شود. اگر پاسخ سه خانه داشته باشد، این صورت از گزینه‌هایی چون «مضیقه» یا «عسرت» دقیق‌تر است.

ضیق

معنایی که از مکان تا وضعیت امتداد پیدا می‌کند

تصویر پایهٔ این واژه ساده است: فضایی که در آن وسعت کافی وجود ندارد. زبان، همین تصویر مکانی را به زمان، پول، روحیه و شرایط زندگی می‌برد. بنابراین وقتی از «ضیق وقت» سخن می‌گوییم، زمان واقعاً دیوار و سقف ندارد؛ منظور این است که فرصت آن‌قدر کم شده که مجال عمل از میان رفته است. در «ضیق معیشت» نیز مسئله کمبود منابع و دشواری گذران زندگی است.

تنگی عینینبود وسعت در جا، راه، جامه یا فضای عبور.
فشار موقعیتکمبود فرصت یا امکانات؛ مانند ضیق وقت و ضیق مالی.
گرفتگی درونیدر ترکیب‌هایی مثل ضیق صدر، با مفهوم انقباض و دلتنگی.
نمودار معنایی واژه ضیقسه مسیر از مفهوم مرکزی نبود گشایش به تنگی مکان، کمبود زمان و فشار معیشت می‌رسد. ضیقنبودِ گشایش مکانراه یا فضای تنگ زمانفرصت اندک معیشتکمبود و تنگدستی حال درونیگرفتگی و فشار

هستهٔ مشترک کاربردها «کم‌شدن مجال» است؛ چیزی که می‌تواند مکانی، زمانی، اقتصادی یا روانی باشد.

املای درست و خواندن واژه

صورت درست پاسخ «ضیق» است: آغاز با «ضاد»، سپس «ی» و در پایان «قاف». نوشتن آن به شکل «زیق»، «ذیق» یا «دیق» پاسخ این سرنخ نیست. واژه از ریشهٔ عربیِ مرتبط با تنگ‌شدن آمده و در فارسی نیز با همین املا تثبیت شده است. در خواندن رایج فارسی، آن را نزدیک به «ضِیق» تلفظ می‌کنند؛ یک هجا دارد و نباید «ی» آن را جداگانه مانند دو هجا کشید.

نکتهٔ تقاطعی: اگر یکی از خانه‌ها از پاسخ دیگر به دست آمده باشد، الگوی «ض ـ ق» عملاً حرف میانی «ی» را روشن می‌کند. «ض» و «ظ» نیز در خط فارسی هم‌شکل نیستند و جایگزینی آن‌ها املای واژه را نادرست می‌کند.

«ضیق» در ترکیب‌های زندهٔ فارسی

این کلمه به‌تنهایی کمی رسمی و ادبی به گوش می‌رسد، اما در چند ترکیب هنوز آشنا و روشن است. دیدن این ترکیب‌ها نشان می‌دهد چرا پاسخ تنها یک معادل حفظی برای جدول نیست و چگونه معنای «تنگنا» را در جمله حمل می‌کند.

۱

ضیق وقت

یعنی فرصت کم و فشار زمانی؛ مثلاً کسی به سبب ضیق وقت ناچار است کار ضروری‌تر را زودتر انجام دهد. در اینجا تنگنا، محدودیت زمان است.

۲

ضیق معیشت یا ضیق مالی

به کمبود درآمد و دشواری تأمین هزینه‌ها اشاره دارد. این کاربرد، «تنگنا» را از فضای فیزیکی به وضعیت اقتصادی منتقل می‌کند.

۳

ضیق صدر

ترکیبی رسمی برای تنگی و گرفتگی سینه یا، در کاربرد مجازی، کم‌حوصلگی و نداشتن گشادگی خاطر است. مقابل معنایی آن «شرح صدر» و فراخی دل است.

۴

ضیق نفس

در متون قدیمی‌تر برای دشواری و تنگی تنفس دیده می‌شود. امروزه در گفتار عمومی «تنگی نفس» طبیعی‌تر است، اما ترکیب قدیمی پیوند روشن واژه با مفهوم تنگی را حفظ کرده است.

گزینه‌های نزدیک، اما نه هم‌اندازه

سرنخ کوتاه «تنگنا» می‌تواند بسته به شمار خانه‌ها پاسخ‌های دیگری هم داشته باشد. با این حال، آن‌ها را نباید بی‌دلیل جای «ضیق» نشاند. هرکدام طول و سایهٔ معنایی خود را دارد:

۳ حرف

ضیق

مستقیم‌ترین پاسخ برای این عنوان؛ تنگی، محدودیت و نبود وسعت. هم با پاسخ ذخیره‌شده سازگار است و هم در فرهنگ‌ها معادل تنگنا آمده است.

۵ حرف

مضیقه

بیشتر وضع دشوار، فشار و کمبود را می‌رساند؛ «در مضیقه بودن» معمولاً دربارهٔ پول یا امکانات شنیده می‌شود. برای پنج خانه می‌تواند گزینه‌ای جدی باشد.

۴ حرف

عسرت

بر سختی، تنگدستی و دشواری زندگی تأکید دارد. اگر سرنخ رنگ اقتصادی یا عبارت «سختی و تنگنا» داشته باشد، احتمال آن بیشتر می‌شود.

۳ حرف

حرج

معنای تنگی و دشواری دارد، ولی در فارسی امروز اغلب در ترکیب «عسر و حرج» شناخته می‌شود. فقط با تأیید حروف متقاطع باید آن را برگزید.

مرز میان تنگنای مجازی و گذرگاه باریک

«تنگنا» دو تصویر نزدیک می‌سازد: یکی وضعیت دشواری که راه انتخاب را محدود می‌کند و دیگری مکان یا راه باریکی که عبور از آن سخت است. «ضیق» می‌تواند مفهوم کلی تنگی را پوشش دهد، اما برای سرنخی که آشکارا جغرافیایی است، پاسخ‌هایی مانند «تنگه»، «مضیق» یا «گذرگاه باریک» مناسب‌تر می‌شوند. همچنین در زبان مدیریت و مهندسی، برای نقطه‌ای که ظرفیت کل سامانه را محدود می‌کند معمولاً «گلوگاه» به کار می‌رود.

این تفاوت در جمله روشن‌تر است: «شرکت در تنگنای مالی قرار گرفت» با ضیق و مضیقه هم‌خانوادهٔ معنایی است؛ ولی «کشتی از تنگنای میان دو خشکی گذشت» تصویری جغرافیایی دارد و «تنگه» انتخاب طبیعی‌تری خواهد بود. پس معنی کلی سرنخ، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی باید هم‌زمان با هم سازگار باشند.

ریشه‌ای که خانوادهٔ واژه را توضیح می‌دهد

«ضیق» با واژه‌هایی ساخته‌شده از ریشهٔ «ض‌ی‌ق» پیوند دارد. «مضیق» در اصل جای تنگ یا گذرگاه باریک را می‌رساند و «مضیقه» در فارسی بیشتر نامِ وضعیت دشوار و کمبود شده است. فعل و ساخت‌های عربی این خانواده در فارسی روزمره کمتر دیده می‌شوند، اما همین دو هم‌خانواده کمک می‌کنند رابطهٔ میان تنگیِ مکان و فشارِ شرایط بهتر فهمیده شود.

در سوی مقابل، «سعه» به معنی وسعت و گشایش قرار دارد. جفتِ «ضیق و سعه» دو سر یک طیف را نشان می‌دهد: هرچه مجال، ظرفیت یا فضا کمتر شود به ضیق نزدیک می‌شویم و هرچه گشایش بیشتر باشد به سعه. همین تقابل، تعریف پاسخ را دقیق‌تر از مترادف‌های کلی‌ای مانند «مشکل» یا «بحران» می‌کند؛ هر مشکلی الزاماً تنگنا نیست، اما تنگنا همیشه نوعی محدودشدن راه یا امکان را در خود دارد.

جمع‌بندی پاسخ

برای سرنخ «تنگنا» با پاسخ سه‌خانه‌ای، انتخاب نهایی ضیق است: ضاد، ی، قاف. «مضیقه» بر وضعیت کمبود، «عسرت» بر دشواری و تنگدستی، «حرج» بر مشقت و گرفتاری، و «تنگه» بر مکان باریک تأکید می‌کنند. بنابراین تا وقتی طول یا حروف متقاطع جهت دیگری نشان نداده‌اند، «ضیق» دقیق‌ترین پاسخ کوتاه این جدول است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.