پرش به محتوای اصلی

واقف در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: داننده
در این سرنخ، «واقف» به معنی آگاه و باخبر است.

برای سرنخ کوتاه «واقف»، پاسخ ثبت‌شده و دقیق داننده است. پیوند این دو واژه مستقیم است: وقتی می‌گوییم کسی بر موضوعی واقف است، یعنی آن موضوع را می‌داند و از آن آگاهی دارد. «داننده» همین شخصِ صاحب آگاهی را نام می‌برد.

این انتخاب فقط یک تداعی دور نیست؛ «داننده» از برابرهای صریح «واقف» در فارسی است. بنابراین اگر حروف متقاطع با این واژه سازگار باشند، لازم نیست معنای «ایستاده» یا بحثِ وقف اموال را وارد پاسخ کنیم.

داننده

«داننده» شش حرف دارد و با دو «ن» نوشته می‌شود.

چرا «داننده» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

هسته معنایی «واقف» در زبان رسمی، داشتن اطلاع و شناخت است. در جمله «او بر جزئیات قرارداد واقف بود»، منظور این نیست که شخص جایی ایستاده بود؛ منظور آن است که جزئیات را می‌دانست. اگر همین مفهوم را از حالت جمله به نامِ شخص تبدیل کنیم، به «داننده» می‌رسیم: کسی که می‌داند.

ساخت واژه نیز روشن است. «داننده» از بنِ «دان» و پسوند «ـنده» ساخته شده و فاعلِ دانستن را نشان می‌دهد. در سوی دیگر، «واقف» واژه‌ای عربی و در فارسی یک صفت یا اسم فاعل است. هر دو، با وجود تفاوت در خاستگاه، در این کاربرد به یک نقش اشاره می‌کنند: شخصی که نسبت به چیزی بی‌خبر نیست.

دو معنای «واقف» را از هم جدا کنیم

ابهام اصلی این سرنخ از آنجا می‌آید که «واقف» در فارسی دو کاربرد شناخته‌شده دارد. کاربرد نخست درباره آگاهی است و معمولاً با حرف اضافه می‌آید: «واقف بر ماجرا»، «واقف به دشواری‌ها» یا «از راز واقف بودن». در همه این نمونه‌ها، واژه‌هایی چون داننده، آگاه، باخبر و مطلع در همان میدان معنایی قرار دارند.

کاربرد دوم به «وقف» مربوط است. در زبان حقوقی و فقهی، واقف کسی است که مالی را وقف می‌کند. مثلاً در عبارت «شرطِ واقف در وقف‌نامه»، منظور صاحب آگاهی نیست، بلکه شخصی است که مال را برای مصرف معینی اختصاص داده است. عنوان کوتاهِ حاضر و پاسخ ذخیره‌شده، معنای نخست را هدف گرفته‌اند؛ پس «داننده» باید در جایگاه جواب مستقیم بماند.

داننده — پاسخ اصلیشش حرف؛ برابر روشن برای کسی که می‌داند و بر موضوع واقف است. این همان پاسخ مورد نظر این مدخل است.
آگاه — جایگزین معناییچهار حرف؛ از نزدیک‌ترین مترادف‌هاست، اما تنها وقتی می‌تواند جواب خانه‌ها باشد که طول و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.
مطلع — جایگزین رسمیچهار حرف؛ بر دریافت خبر یا اطلاع تأکید دارد. تعبیر «مطلع از موضوع» در نثر رسمی بسیار طبیعی است.
وقف‌کننده — معنایی دیگرپاسخ این عنوان نیست. فقط اگر سرنخ به وقف‌نامه، موقوفه، مال یا نیت خیر اشاره کند، این معنای حقوقی محتمل می‌شود.

املای جواب و نکته‌ای که ممکن است گمراه‌کننده باشد

املای درست جواب «داننده» است: د، ا، ن، ن، د، ه. وجود دو حرف «ن» پشت سر هم حاصل پیوستن بن مضارع «دان» به پسوند «نده» است. بنابراین نوشتن «دانده» نادرست است. همچنین این کلمه شش حرف نوشتاری دارد؛ در شمارش خانه‌های معمول جدول، هر حرف یک خانه می‌گیرد.

تفاوت ظریف: «دانا» بیشتر یک ویژگی پایدار را می‌رساند؛ کسی که خرد یا دانش دارد. «داننده» می‌تواند به دانستنِ یک امر مشخص اشاره کند و از این جهت با ساخت «واقف بر چیزی» هماهنگی نزدیکی دارد. به همین دلیل، حتی اگر «دانا» مترادف دورتر به نظر برسد، جای پاسخ ثبت‌شده را در این سرنخ نمی‌گیرد.

«واقف» در جمله چگونه به کار می‌رود؟

در معنای مورد نظر، «واقف» اغلب همراه متممی می‌آید که موضوع آگاهی را مشخص می‌کند. چند نمونه ساخته‌شده، مرز معنایی واژه را بهتر نشان می‌دهند:

«مدیر تازه بر حساسیت این تصمیم واقف بود.» یعنی مدیر حساسیت تصمیم را می‌دانست و نسبت به آن آگاهی داشت.
«کسی جز او از جزئیات گفت‌وگو واقف نبود.» یعنی دیگران از جزئیات باخبر نبودند.
«پژوهشگر به محدودیت‌های داده‌ها واقف است.» یعنی پژوهشگر محدودیت‌ها را می‌شناسد و نادیده نمی‌گیرد.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «واقف بودن» صرفاً شنیدن یک خبر نیست؛ گاهی شناخت، احاطه یا توجه آگاهانه را هم در خود دارد. «داننده» جواب موجز سرنخ است، در حالی که جمله کامل می‌تواند درجه و موضوع این دانایی را روشن کند.

خانواده‌ای از واژه‌های نزدیک، نه کاملاً یکسان

دانندهآگاهباخبرمطلعخبردارداناشناسامستحضر

این واژه‌ها در بسیاری از جمله‌ها به یکدیگر نزدیک‌اند، اما رنگ کاربردشان تفاوت دارد. «باخبر» معمولاً به رسیدن خبر اشاره می‌کند؛ «مطلع» رسمی‌تر است؛ «مستحضر» بیشتر در گفتار و مکاتبه مؤدبانه دیده می‌شود؛ «شناسا» بر شناختن تأکید دارد؛ و «دانا» می‌تواند مفهوم خردمندی و دانش گسترده را القا کند. «داننده» بی‌واسطه‌ترین تبدیلِ «واقف» به نامِ صاحب دانایی است.

از میان این گزینه‌ها نباید فقط بر پایه هم‌معنی بودن یکی را تصادفی برگزید. پاسخ این مدخل از پیش «داننده» ثبت شده و شواهد لغوی نیز آن را تأیید می‌کنند. گزینه‌های دیگر صرفاً برای فهم دامنه معنی مفیدند و ممکن است در جدولی دیگر، با شمار خانه‌ها و حروف متفاوت، جواب شوند.

سه نشانه برای تشخیص معنای درست در متن

موضوعِ آگاهیاگر پس از واژه عبارتی مانند «بر اوضاع»، «به مسئله» یا «از ماجرا» بیاید، معنای داننده و آگاه برجسته است.
واژگان پیرامونیحضور «وقف‌نامه»، «موقوفه»، «مال» و «متولی» معمولاً ما را به معنای وقف‌کننده می‌برد.
نقش در جمله«واقف بودن» حالتِ آگاهی را می‌سازد، اما «واقف شرط کرد» در متن حقوقی به شخصِ وقف‌کننده اشاره دارد.

ریشه مشترک، مسیرهای معنایی متفاوت

«واقف» در اصل اسم فاعل عربی است و در فارسی جا افتاده است. ارتباط آن با ریشه «وقف» سبب شده دو تصویر در زبان باقی بماند: یکی کسی که بر امر یا حقیقتی آگاهی یافته و نسبت به آن بی‌اطلاع نیست؛ دیگری کسی که مالش را وقف کرده است. فارسی‌زبانان معنای دقیق را از ترکیب جمله تشخیص می‌دهند، اما یک سرنخ بسیار کوتاه این زمینه را حذف می‌کند و همین، امکان چند جواب ظاهراً مناسب را پدید می‌آورد.

در اینجا خودِ پاسخ ذخیره‌شده آن ابهام را حل می‌کند. «داننده» نه به عمل خیرخواهانه و نه به مالکیت مال مربوط است؛ تمام تمرکز آن بر معرفت و آگاهی است. به بیان ساده، نسبت میان دو کلمه چنین است: واقف کسی است که می‌داند؛ چنین کسی داننده است.

جمع‌بندی واژگانی: جواب نهایی «داننده» است؛ واژه‌ای شش‌حرفی با دو «ن». «آگاه»، «مطلع» و «باخبر» مترادف‌های نزدیک‌اند، ولی پاسخ اصلی این عنوان را تغییر نمی‌دهند. معنای «وقف‌کننده» نیز واقعی است، اما به بافت حقوقی و اوقافی تعلق دارد، نه به معنایی که این پاسخ بر آن بنا شده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.