پرش به محتوای اصلی

همتا در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: جفت
در این سرنخ، «جفت» به معنی همتا، لنگه و نظیر است.

واژهٔ کوتاه و دقیق جفت پاسخ ثبت‌شده برای این سرنخ است. پیوند معنایی دو واژه روشن است: وقتی چیزی در کنار نمونه‌ای همسان، متناسب یا مکمل قرار می‌گیرد، هر یک را می‌توان جفت یا همتای دیگری دانست. این همان معنایی است که در عبارت‌هایی مانند «جفتِ آن کفش» و «برای این قطعه جفتی پیدا نشد» دیده می‌شود.

جفتج ـ ف ـ ت

چرا این پاسخ دقیق است؟

«جفت» فقط نام مجموعه‌ای دوتایی نیست؛ برای هر یک از دو چیزِ متناظر نیز به کار می‌رود. از همین کاربرد، معنای «همتا، همانند و لنگه» پدید می‌آید. بنابراین اگر سرنخ تنها «همتا» باشد و سه خانه در اختیار داشته باشیم، این واژه از نظر معنا و اندازه کاملاً می‌نشیند.

همتالنگههمانندزوجمکمل

سه لایهٔ معنایی «جفت»

این کلمه در جمله‌های مختلف یک تصویر واحد را از زاویه‌های متفاوت نشان می‌دهد: دو واحد که میانشان رابطه‌ای برقرار است. گاهی آن رابطه شباهت است، گاهی مکمل‌بودن و گاهی صرفاً کنار هم قرار گرفتن در یک مجموعهٔ دوتایی.

نقشه معنایی واژه جفتجفت در مرکز و سه مفهوم همتا، لنگه مکمل و دو عضو یک مجموعه در اطراف آن قرار دارند. جفت همتا و همانندبرابری یا شباهت لنگه و مکملدو جزء متناظر دو عضوِ یک مجموعه

در سرنخ «همتا»، شاخهٔ همسانی و تناظر مورد نظر است، نه صرفاً عددِ دو.

نخست، معنای همتایی: در جملهٔ «این جام جفتِ آن یکی است»، جفت یعنی نمونه‌ای همسان یا متناظر. این نزدیک‌ترین لایه به سرنخ حاضر است. دوم، معنای لنگه: دو کفش ممکن است کاملاً یکسان نباشند، اما چون برای هم ساخته شده‌اند جفت‌اند. سوم، معنای زوج: وقتی از «یک جفت پرنده» سخن می‌گوییم، توجه بر دو عضو بودن مجموعه است.

«همتا» دقیقاً چه چیزی را توصیف می‌کند؟

همتا می‌تواند اسم یا صفت باشد. در مقام اسم، به شخص یا چیزی اشاره می‌کند که از نظر رتبه، توان، کیفیت یا شکل در برابر دیگری قرار می‌گیرد: «او در این رشته همتایی ندارد.» در مقام وصف نیز برابری و همانندی را می‌رساند: «دو نیروی همتا». پس هستهٔ معنای آن تناظر همراه با برابری یا شباهت است.

ترکیب «بی‌همتا» جهت معنا را آشکارتر می‌کند. چیزی که بی‌همتاست، نظیر و جفتی ندارد. به همین قیاس، «همتای کسی بودن» لزوماً به معنی همراه یا دوست او بودن نیست؛ ممکن است دو رقیب از نظر مهارت همتا باشند، حتی اگر هیچ همراهی و موافقتی میانشان وجود نداشته باشد.

کاربردهایی که معنای پاسخ را روشن می‌کنند

  • «این گوشواره جفت خود را گم کرده است»؛ یعنی لنگهٔ متناظر آن پیدا نیست.
  • «برای این قهرمان، همتایی در میدان نبود»؛ یعنی کسی هم‌سطح و هم‌توان او نبود.
  • «دو قطعهٔ جفت باید اندازه‌ای سازگار داشته باشند»؛ در اینجا مکمل‌بودن برجسته است.
  • «نمونه‌ای همتا با نسخهٔ اصلی یافت شد»؛ یعنی نمونه‌ای نظیر و قابل مقایسه پیدا شد.

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

اگر چیدمان حروف یا شمار خانه‌ها با «جفت» سازگار نباشد، چند واژهٔ معتبر می‌توانند در جدول‌های دیگر نقش پاسخ را داشته باشند. این گزینه‌ها هم‌معنای مطلق نیستند؛ هر کدام رنگ و کاربرد ویژه‌ای دارند.

نظیر

بر همانندی و مشابه‌بودن تأکید دارد. در «اثری بی‌نظیر»، مقصود اثری است که مانند ندارد. برای بافت رسمی و توصیف کیفیت، از «جفت» رسمی‌تر است.

قرین

افزون بر همتا، معنای همراه و نزدیک‌شده نیز دارد. در نثر ادبی ممکن است کسی قرینِ دیگری باشد، اما این همراهی همیشه برابری کامل را تضمین نمی‌کند.

عدیل

واژه‌ای ادبی برای هم‌قدر، برابر و نظیر است. در گفت‌وگوی روزانه کم‌کاربردتر است، ولی در سرنخ‌هایی با لحن کهن یا رسمی انتخاب مناسبی به شمار می‌آید.

کفو

بیشتر بر هم‌شأن و هم‌مرتبه بودن دلالت می‌کند و در بافت‌های حقوقی، دینی یا مربوط به تناسب جایگاه دیده می‌شود. دامنه‌اش از «همتا» تخصصی‌تر است.

مانند

شباهت عمومی را می‌رساند و هم به شکل صفت و هم برای مقایسه به کار می‌رود. الزاماً رابطهٔ دوتایی یا مکمل‌بودنِ موجود در «جفت» را ندارد.

همسنگ

وقتی معیار، ارزش، وزنِ مجازی، اهمیت یا توان باشد مناسب است؛ مانند دو دستاورد همسنگ. برای دو شیء که فقط شکل مشابه دارند همیشه بهترین جانشین نیست.

تفاوت مهم: «لنگه» نیز گاهی همتا معنی می‌دهد، اما می‌تواند به یک عضو از جفت یا نمونه‌ای مشابه اشاره کند. در مقابل، «جفت» هم خودِ رابطهٔ دوتایی را نشان می‌دهد و هم طرفِ متناظر را؛ به همین دلیل برای این سرنخ پاسخ مستقیم‌تری است.

خانوادهٔ مفهومی پاسخ

جفت ↔ طاقتقابل در شمار زوج و فرد
همتا ↔ بی‌همتاداشتن یا نداشتن نظیر
برابر ↔ نابرابرسنجش اندازه، ارزش یا جایگاه

تقابل «جفت و طاق» بیشتر عددی است، ولی تقابل «همتا و بی‌همتا» معنایی و کیفی است. بنابراین نباید هر جا «جفت» دیده شد آن را صرفاً برابر با «زوج» گرفت. در سرنخ حاضر، معنای لغویِ همتا و لنگه فعال است؛ همان معنایی که دربارهٔ دو شیء متناظر یا دو فرد هم‌سطح به کار می‌رود.

املاء، تلفظ و صورت نوشتاری

پاسخ با سه حرف ج، ف، ت و به صورت پیوسته «جفت» نوشته می‌شود. تلفظ معیار آن یک هجای بسته دارد و هیچ نیم‌فاصله یا نشانهٔ اضافی در نوشتن لازم نیست. نباید آن را با «جُفت» به معنای اندام دوران بارداری خلط کرد؛ صورت نوشتاری هر دو یکی است، اما تلفظ و بافت جمله معنای مورد نظر را مشخص می‌کند. در پاسخ این سرنخ، خوانش رایجِ مربوط به زوج و همتا منظور است.

خودِ «همتا» نیز یکپارچه نوشته می‌شود. در ترکیب «بی‌همتا»، جزء «بی» با نیم‌فاصله از واژه جدا می‌شود. واژه‌هایی مانند «هم‌پایه» و «هم‌ارز» معمولاً نیم‌فاصله می‌گیرند، اما این نکته تغییری در نوشتن پاسخ اصلی ایجاد نمی‌کند.

چرا «جفت» از «زوج» مناسب‌تر است؟

«زوج» بیش از همه بر دو عدد بودن یا تشکیل یک واحد دوتایی تکیه دارد: زوج کفش، زوج جوان یا عدد زوج. «جفت» در فارسی روزمره انعطاف بیشتری دارد و می‌تواند خودِ لنگه یا همتای چیزی را نیز نام‌گذاری کند. اگر بگوییم «این دستکش جفت ندارد»، مقصود این نیست که مفهوم عدد دو وجود ندارد؛ یعنی لنگهٔ متناظر آن گم شده است. همین قابلیتِ اشاره به طرف متناظر، «جفت» را به معنی سرنخ نزدیک می‌کند.

از سوی دیگر، «برابر» معمولاً نتیجهٔ سنجش را بیان می‌کند: دو مقدار، دو رتبه یا دو توان برابرند. همتا می‌تواند برابر باشد، اما ممکن است رابطه‌اش با دیگری از جنس شباهت یا تناسب باشد. «جفت» این گستره را در یک واژهٔ کوتاه جمع می‌کند: دو چیز ممکن است همسان، مکمل یا متناسب باشند و همچنان جفت یکدیگر خوانده شوند.

در نتیجه، برای عبارت خواسته‌شده پاسخ نهایی جفت است. «نظیر» و «مانند» بر شباهت، «همسنگ» بر برابری ارزش، «قرین» بر همراهی و «کفو» بر هم‌شأنی تأکید دارند؛ اما جفت کوتاه‌ترین واژه‌ای است که معنای همتا و لنگهٔ متناظر را بی‌واسطه منتقل می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.