پرش به محتوای اصلی

هم پیمان در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: متحد
واژه‌ای چهارحرفی برای کسی یا گروهی که با دیگری پیمان و همراهی دارد.

در این سرنخ، «هم‌پیمان» نقش صفت یا اسم را دارد و نزدیک‌ترین برابر کوتاه آن متحد است. این انتخاب فقط از نظر معنایی درست نیست؛ از نظر قالب رایج جدول نیز مناسب است، زیرا «متحد» از چهار حرفِ م، ت، ح و د ساخته می‌شود. واژه می‌تواند درباره یک فرد، گروه، کشور یا سازمانی به کار رود که در هدف یا تعهدی مشترک با طرف دیگر پیوند دارد.

هسته معنایی پاسخ

«متحد» به کسی یا چیزی گفته می‌شود که با دیگری یکی شده، هماهنگ شده یا برای مقصدی مشترک به او پیوسته است. وقتی سرنخ بر «پیمان» تأکید دارد، معنای همراهِ متعهد و پشتیبان برجسته‌تر از معنای صرفاً هم‌نظر بودن است.

نمونه روشن: «دو کشور متحد» یعنی دو کشوری که رابطه‌شان بر همکاری و تعهد مشترک استوار است.

چرا «متحد» دقیقاً با سرنخ جور است؟

پیمان، نوعی قول یا تعهد میان دو یا چند طرف است. کسی که در چنین پیوندی قرار می‌گیرد «هم‌پیمان» خوانده می‌شود؛ واژه «متحد» همین رابطه را در صورتی فشرده بیان می‌کند. در کاربرد روزمره، اتحاد گاهی از یک قرارداد رسمی پدید می‌آید و گاهی نتیجه هم‌جهتی پایدار است. بنابراین اگر در جدول تنها همین عبارت و چهار خانه دیده شود، «متحد» پاسخ مستقیم و بی‌واسطه است.

این واژه در جمله می‌تواند صفت باشد: «نیروهای متحد پیش رفتند.» همچنین ممکن است مانند اسم به کار رود: «او متحد قابل اعتمادی بود.» در حالت دوم، خود واژه به شخص یا طرفِ هم‌پیمان اشاره می‌کند. همین انعطاف دستوری سبب شده است که «متحد» در تعریف‌های کوتاه فرهنگ‌ها و سرنخ‌های جدولی بسیار طبیعی باشد.

نقشه معنایی واژه متحدپیمان و هدف مشترک به همکاری می‌رسند و مفهوم متحد را می‌سازند؛ هم‌عهد، متفق و مؤتلف واژه‌های نزدیک آن هستند. پیمانتعهد میان طرف‌ها هدف مشترکزمینه همکاری متحدپاسخ اصلی هم‌عهدمتفقمؤتلف

مرز میان پاسخ و واژه‌های نزدیک

چند واژه در پیرامون این معنا قرار دارند، اما همه در هر سرنخی قابل جایگزینی نیستند. تفاوت ظریف آن‌ها به نوع رابطه، بافت جمله و شمار خانه‌ها مربوط می‌شود:

متفق

بیشتر بر توافق، هم‌رأیی و سازگاری در نظر یا تصمیم تکیه دارد. «همه متفق بودند» لزوماً وجود پیمانی رسمی را نشان نمی‌دهد. این واژه نیز چهارحرفی است و اگر حروف تقاطعی با «متحد» نسازند، می‌تواند احتمال بعدی باشد.

هم‌عهد

از نظر مفهوم پیمان بسیار نزدیک است و تعهد میان طرف‌ها را آشکار بیان می‌کند. با حذف نیم‌فاصله برای خانه‌های جدول، پنج حرف دارد؛ بنابراین برای سرنخی با پنج خانه مناسب‌تر است.

مؤتلف

به عضو یا طرفِ یک ائتلاف اشاره می‌کند و در زبان رسمی و سیاسی شنیده می‌شود. این واژه پنج‌حرفی است و دامنه کاربردش از «متحد» محدودتر و رسمی‌تر به نظر می‌رسد.

هم‌قسم

بر سوگند مشترک یا قولی بسیار مؤکد دلالت دارد. هر هم‌قسمی می‌تواند هم‌پیمان باشد، اما سرنخ «هم‌پیمان» به‌تنهایی الزاماً معنای سوگند خوردن ندارد؛ پس این گزینه تنها با قرینه‌های دیگر قوت می‌گیرد.

نکته املایی: در نثر معیار، شکل «هم‌پیمان» با نیم‌فاصله خواناتر است. عنوان سرنخ ممکن است آن را جدا بنویسد، اما این تفاوت ظاهری معنای عبارت را عوض نمی‌کند. «متحد» نیز بدون همزه و تشدید نوشته می‌شود و در خانه‌ها همان چهار حرف اصلی جای می‌گیرد.

ریشه و خانواده واژه «متحد»

«متحد» از خانواده «وحدت» و «اتحاد» است؛ خانواده‌ای که مفهوم یک‌شدن و پیوند یافتن را منتقل می‌کند. در فارسی امروز، «اتحاد» نامِ حالت یا فرایند است، «متحد شدن» وقوع آن را بیان می‌کند و «متحد» وصف طرفی است که در این پیوند قرار گرفته است. این نسبت را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:

اتحادحالت یا پیوندمتحد شدنفرایندمتحدشخص یا طرفِ پیوسته

از همین خانواده ترکیب‌هایی مانند «کشورهای متحد»، «گروه متحد»، «جبهه متحد» و «نیروهای متحد» ساخته می‌شود. نکته مشترک در همه این نمونه‌ها آن است که چند طرف، با حفظ هویت خود، در موضوعی اساسی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. پس «متحد» همیشه به معنای تبدیل شدن کامل چند چیز به یک چیز واحد نیست؛ گاهی تنها بر پیوند و همکاری منظم دلالت دارد.

کاربرد در بافت‌های گوناگون

اتحاد سیاسیهمکاری اجتماعیپشتیبانی نظامیائتلاف گروهیهمراهی فردی

در زبان سیاسی، متحد معمولاً کشوری است که بر پایه پیمان یا منافع مشترک با کشور دیگری همکاری می‌کند. در بافت اجتماعی، گروه‌های متحد برای رسیدن به مطالبه‌ای مشترک کنار هم می‌ایستند. در گفت‌وگوی شخصی نیز «متحد من» به کسی گفته می‌شود که در یک موقعیت دشوار همراه و پشتیبان است. بنابراین دامنه واژه از روابط رسمی بین دولت‌ها تا همراهی دو نفر گسترده است.

«دو گروه برای حفاظت از منافع مشترک متحد شدند.»

«او در این گفت‌وگو یک متحد آگاه و قابل اعتماد داشت.»

«کشورهای متحد مفاد پیمان را پذیرفتند.»

در مثال نخست، واژه نتیجه یک کنش را نشان می‌دهد؛ در مثال دوم، به شخص هم‌پیمان اشاره دارد؛ و در سومی، صفتِ کشورهاست. هر سه کاربرد با پاسخ جدول سازگارند، اما مثال سوم بیش از بقیه پیوند مستقیم «متحد» با مفهوم پیمان را آشکار می‌کند.

تشخیص پاسخ از روی تعداد حروف

اگر سرنخ تنها «هم پیمان» باشد و چهار خانه در اختیار داشته باشید، «متحد» انتخاب نخست است. چهار حرف تقاطعی احتمالی نیز باید به ترتیب م، ت، ح و د باشند. اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد، گزینه‌هایی مثل «همعهد» یا «مؤتلف» ممکن است مطرح شوند؛ البته باید با حروف حاصل از پاسخ‌های عمودی یا افقی سازگار باشند. «متفق» با وجود چهارحرفی بودن، بیشتر زمانی قوت می‌گیرد که سرنخ معنای «هم‌رأی» یا «هم‌نظر» بدهد.

در نتیجه، پاسخ ثبت‌شده و معنای فرهنگ‌نامه‌ای بر یک انتخاب واحد منطبق‌اند: متحد. این واژه هم اندازه مناسب دارد، هم در فارسی زنده و رایج است و هم بدون افزودن مفهوم فرعی، معنای هم‌پیمان را منتقل می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.