پرش به محتوای اصلی

نسل در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: سلاله

«سلاله» در این سرنخ به معنای نسل و فرزندانِ پیوسته به یک اصل است.

وقتی سرنخ تنها واژهٔ «نسل» است، پاسخ ثبت‌شده و مناسب آن سلاله است. این کلمه فقط یک مترادف مکانیکی نیست؛ در فارسی معمولاً رشته‌ای از فرزندان، بازماندگان یا کسانی را به ذهن می‌آورد که از یک خاندان و ریشه برخاسته‌اند. همین نزدیکی معنایی، آن را به پاسخی دقیق برای سرنخ کوتاه جدول تبدیل می‌کند.

سُلالهاسم؛ نسل، فرزند، دودمان

تصویر معنایی واژه

«سلاله» بر امتداد یک ریشه در فرزندان تأکید دارد. اگر چند نسل از خانواده‌ای را همچون شاخه‌هایی پیوسته به یک تنه تصور کنیم، مجموعهٔ آن پیوند خاندانی همان مفهومی است که این واژه منتقل می‌کند.

این کلمه در نثر تاریخی، ادبی و رسمی طبیعی‌تر از گفت‌وگوی روزمره است؛ به همین دلیل نیز در جدول، واژه‌ای شناخته‌شده و خوش‌ساخت به شمار می‌آید.

املا، تلفظ و شمارش خانه‌ها

املای معیار پاسخ سلاله و تلفظ رایج آن «سُلاله» است. واژه با «س» آغاز می‌شود و در نوشتن آن دو «ل» دیده می‌شود. شکل درست را نباید با «سلسله» اشتباه کرد: سلسله می‌تواند به معنی زنجیره یا دودمان پادشاهی باشد، اما واژهٔ خواسته‌شده در اینجا سلاله است.

سلاله

با شیوهٔ معمول شمردن حروف فارسی، «سلاله» پنج حرف و پنج خانه می‌گیرد: س، ل، ا، ل، ه. حرکت کوتاهِ «ـُ» در تلفظ نوشته نمی‌شود و خانه‌ای هم به آن اختصاص نمی‌یابد. بنابراین اگر الگوی خانه‌ها پنج‌حرفی است و حرف آغازین «س» یا حرف پایانی «ه» از تقاطع‌ها به دست آمده، انطباق پاسخ بسیار روشن‌تر می‌شود.

نکتهٔ دقیق: «سلیله» واژه‌ای نزدیک و کم‌کاربردتر است، اما املای جایگزینِ آزاد برای «سلاله» محسوب نمی‌شود. در سرنخی که پاسخ مشخص آن «سلاله» است، جایگزین کردن «ی» به جای «ا» درست نیست.

چرا «سلاله» با مفهوم نسل جور درمی‌آید؟

«نسل» در فارسی چند قلمرو معنایی دارد. گاهی به فرزندان و بازماندگان یک شخص اشاره می‌کند، گاهی گروهی هم‌دوره را می‌رساند—مانند نسل جوان—و گاهی در فناوری برای مرحله‌ای تازه از یک محصول به کار می‌رود. «سلاله» با معنای نخست هماهنگ است: پیوند فرزندی و خاندانی که از اصلی مشترک ادامه پیدا می‌کند.

پس نمی‌توان این دو واژه را در هر جمله‌ای بی‌تغییر جانشین کرد. عبارت «نسل تازهٔ تلفن همراه» طبیعی است، اما «سلالهٔ تازهٔ تلفن همراه» طبیعی نیست؛ زیرا سلاله بارِ انسانی، خونی یا خاندانی دارد. در مقابل، ترکیب‌هایی مانند «سلاله‌ای از یک خاندان کهن» یا «آخرین بازماندهٔ آن سلاله» دقیقاً در حوزهٔ کاربرد آن قرار می‌گیرند.

نمایش پیوند ریشه، نسل‌ها و سلالهیک ریشه مشترک به سه نسل پیاپی متصل شده و امتداد کامل با عنوان سلاله مشخص است. ریشهٔمشترکنسل اولنسل دومنسل سوم پیوند خاندانیادامهٔ فرزندانامتداد تبار این امتداد پیوسته: سلاله

در این نمودار، «نسل» می‌تواند هر ردیف از فرزندان را جداگانه بنامد؛ اما «سلاله» نگاه گسترده‌تری دارد و امتداد آن ردیف‌ها از ریشه‌ای مشترک را برجسته می‌کند. این تفاوت ظریف، بار تاریخی و خاندانی واژه را توضیح می‌دهد.

مرز پاسخ با واژه‌های نزدیک

کوتاهی سرنخ باعث می‌شود چند مترادف در نگاه اول ممکن به نظر برسند. تفاوت معنایی و تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند کدام یک در یک جدول خاص جا می‌گیرد. برای این عنوان، پاسخ اصلی همان «سلاله» است؛ موارد زیر تنها زمانی مطرح می‌شوند که ساختار یا حروف تقاطعی جدول دیگری آن‌ها را بخواهد.

پاسخ اصلی

سلاله

نسل و رشتهٔ فرزندانِ برخاسته از یک خاندان. پنج حرف دارد و لحنی ادبی، تاریخی یا رسمی به جمله می‌دهد.

ریشه و اصل

تبار

بیشتر بر اصل، نسب و پیشینهٔ خانوادگی تأکید می‌کند. چهار حرف است و در ترکیب «ایرانی‌تبار» نیز معنای منشأ را می‌رساند.

فرزندان

ذریه

به فرزندان و اولاد گفته می‌شود و در متن‌های دینی یا رسمی بسامد بیشتری دارد. این واژه نیز پنج حرف دارد، اما حروف آغاز و پایانش متفاوت است.

خاندان تاریخی

دودمان

یک خاندانِ پیوسته، به‌ویژه خاندان فرمانروا یا تاریخی را تداعی می‌کند. شش حرف دارد و از سلاله مصداقی‌تر است.

زاد و حاصل

نتاج

معنای زادگان، حاصل یا نتیجه را دارد و در بعضی متن‌ها به حاصلِ تولیدمثل نزدیک می‌شود. چهارحرفی و کم‌کاربردتر از پاسخ اصلی است.

گروه زیستی یا قومی

نژاد

بر منشأ قومی یا ویژگی‌های موروثی یک گروه دلالت می‌کند. همیشه هم‌معنای سلاله نیست و در بسیاری جمله‌ها جای آن نمی‌نشیند.

کاربرد سلاله در جمله

برای درک دقیق یک واژه، دیدن آن در بافت از فهرست مترادف‌ها سودمندتر است. «سلاله» اغلب با صفت‌هایی مانند «کهن»، «نامدار» یا «هنری» می‌آید و از استمرار ویژگی یا وابستگی در چند نسل سخن می‌گوید.

او از سلاله‌ای بود که چند نسل به خوشنویسی شهرت داشتند.

در این نمونه، منظور فقط یک گروه هم‌سن نیست؛ رشته‌ای از اعضای یک خانواده در دوره‌های پیاپی مدنظر است.

با رفتن آخرین بازمانده، آن سلالهٔ محلی نیز پایان یافت.

اینجا سلاله به ادامهٔ یک خط خانوادگی اشاره دارد. همین جمله اگر با «نسل» نوشته شود، برای رساندن معنای دقیق به توضیح بیشتری نیاز پیدا می‌کند.

پژوهشگر، پیوند افراد این سلاله را در اسناد خانوادگی دنبال کرد.

این کاربرد نشان می‌دهد که واژه در بحث نسب‌نامه، تاریخ خاندان و شناخت بازماندگان مناسب است. در گفتار روزانه احتمالاً «خاندان» یا «نسل» شنیده می‌شود، ولی سلاله لحن فشرده‌تر و ادبی‌تری دارد.

دو اشتباه رایج درباره این پاسخ

یکی گرفتن سلاله و سلسله: شباهت ظاهری این دو ممکن است لغزش ایجاد کند. «سلسله» شش حرف دارد و می‌تواند زنجیر، رشتهٔ پیوسته، یا یک دودمان حکومتی باشد؛ مانند سلسلهٔ صفوی. «سلاله» پنج حرف دارد و مستقیماً به نسل و فرزندان منسوب به یک ریشه نزدیک است.

به‌کار بردن سلاله برای هر نوع نسل: نسل در «نسل برق»، «نسل تازهٔ نرم‌افزار» یا «نسل جدید دستگاه» معنای مرحله و دوره دارد. سلاله چنین دامنه‌ای ندارد. این پاسخ هنگامی دقیق است که «نسل» در معنای فرزند، بازمانده و امتداد خاندان خوانده شود—همان معنایی که سرنخ جدولی بر آن تکیه کرده است.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

رابطهٔ «نسل» و «سلاله» از پیوند میان یک اصل و فرزندان پس از آن می‌آید. سلاله واژه‌ای پنج‌حرفی با املای روشن، لحن ادبی و دلالت خاندانی است. تبار بیشتر به ریشه نگاه می‌کند، ذریه بر فرزندان تأکید دارد، دودمان یک خاندان تاریخی را برجسته می‌سازد و نتاج به زادگان یا حاصل نزدیک‌تر است. از میان این گزینه‌ها، مطابق پاسخ ثبت‌شده برای این عنوان، انتخاب مستقیم و نهایی سلاله است.

الگوی نهایی خانه‌ها: س ـ ل ـ ا ـ ل ـ ه؛ پنج حرف، با «س» در آغاز و «ه» در پایان.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.