این جواب هفتحرفی، معادل مستقیم صفت «مهم» است.
سرنخ کوتاه «مهم» یک صفت میخواهد؛ بنابراین «بااهمیت» از نظر نقش دستوری و معنا درست بر جای آن مینشیند. این واژه درباره شخص، موضوع، رویداد یا تصمیمی به کار میرود که ارزش، اثر یا جایگاه قابل توجهی دارد و نمیتوان بهآسانی از کنار آن گذشت. پاسخ ذخیرهشده همین صورت است و برای وارد کردن در خانههای جدول باید آن را پیوسته و بدون فاصله نوشت.
چرا «بااهمیت» پاسخ دقیق است؟
ساخت «با + اهمیت» معنای «دارای اهمیت» میدهد. «با» در این ترکیب، داشتن و برخورداری را میرساند؛ همان الگویی که در صفتهایی مانند «باارزش»، «بااستعداد» و «بامعنی» دیده میشود. پس وقتی طراح بهجای یک عبارت بلند، تنها صفت «مهم» را میآورد، «بااهمیت» هممعنایی روشن و بیواسطه با آن دارد.
این پاسخ شدت یا نوع خاصی از اهمیت را تحمیل نمیکند. برخلاف «فوری» که زمان را برجسته میکند یا «خطرناک» که احتمال آسیب را میرساند، «بااهمیت» فقط ارزش و اعتنای شایسته به موضوع را بیان میکند. همین خنثیبودن معنایی آن را برای یک سرنخ عمومی مناسبتر میسازد.
در شمارش جدولی، هر نویسه یک خانه را پر میکند:
دو «ا» در میانه پاسخ پشت سر هم میآیند: یکی از «با» و دیگری آغاز «اهمیت» است. حذف یکی از آنها املای پاسخ را نادرست میکند.
معنی واژه، از ساخت تا کاربرد
هسته این صفت، اسم «اهمیت» است؛ یعنی مهمبودن، ارزش داشتن یا برخورداری از درجهای از تأثیر. افزودن «با» آن اسم را به صفتی تبدیل میکند که میتواند ویژگی یک اسم دیگر باشد: «موضوع بااهمیت»، «خبر بااهمیت» یا «تصمیم بااهمیت». در جمله «این نکته بااهمیت است»، واژه نقش مسند دارد و درباره نکته داوری میکند.
اهمیت همیشه از یک جنس نیست. گاهی چیزی به سبب پیامدهای گستردهاش بااهمیت است؛ مانند تصمیمی که بر زندگی افراد بسیاری اثر میگذارد. گاهی ارزش آن از جایگاه نمادین یا تاریخی میآید؛ مانند یک سند قدیمی. در موقعیتی دیگر، موضوع به دلیل ارتباط مستقیم با هدف گفتگو بااهمیت تلقی میشود. پاسخ جدول همه این کاربردها را در معنای کلی «شایسته توجه» پوشش میدهد.
تصویر معنایی پاسخ
چه وقت پاسخهای نزدیک جای «بااهمیت» میآیند؟
هممعناها همیشه کاملاً قابل جایگزینی نیستند. اگر تعداد خانهها یا قید دیگری در سرنخ وجود داشته باشد، طراح ممکن است واژهای دقیقتر بخواهد. اما برای سرنخ مجرد «مهم» و پاسخ هفتحرفی، «بااهمیت» انتخاب اصلی است. تفاوت گزینههای نزدیک چنین است:
«خطیر» معمولاً مهمبودن همراه با حساسیت، دشواری یا پیامد جدی را میرساند؛ مثل «مسئولیت خطیر». برای هر چیز ارزشمند نمیتوان بیقید از آن استفاده کرد. اگر سرنخ «مهم و حساس» یا «امر دشوار و مهم» باشد، این جواب پنجحرفی محتملتر میشود.
«مبرم» بر ضرورت شدید و اغلب فوریت تأکید دارد؛ مانند «نیاز مبرم». چیزی میتواند بااهمیت باشد ولی فوری نباشد، در حالی که مبرم معمولاً تعویقناپذیری را نیز القا میکند. این گزینه چهارحرفی با سرنخهایی مانند «ضروری و فوری» سازگارتر است.
«اساسی» به بنیاد، پایه یا نقش تعیینکننده اشاره میکند. «تغییر اساسی» فقط تغییری مهم نیست، بلکه ریشهای است. اگر طراح «مهم و بنیادی» یا «اصولی» نوشته باشد، این پاسخ پنجحرفی قوت میگیرد.
«کلیدی» در کاربرد مجازی برای عامل یا نقشی به کار میرود که راه رسیدن به نتیجه را باز میکند؛ مانند «نقش کلیدی». هر عامل کلیدی بااهمیت است، اما هر موضوع بااهمیتی الزاماً کلید حل یا موفقیت نیست.
گزینههای دیگری که باید با احتیاط سنجید
«ارزشمند» بیشتر داشتن ارزش را نشان میدهد و ممکن است درباره شیء، تجربه یا اندیشهای سودمند به کار رود. «عمده» معنای اصلی یا بخش بزرگ را هم دارد و همیشه مترادف مستقیم مهم نیست. «حیاتی» شدیدتر است و پیوندی با بقا یا ضرورت بسیار بالا دارد. «تعیینکننده» نیز چیزی را وصف میکند که نتیجه را عوض میکند. بنابراین این واژهها تنها وقتی جواباند که تعداد خانهها و عبارت دقیق سرنخ از آنها پشتیبانی کند.
کاربرد طبیعی «بااهمیت» در جمله
«این سند برای شناخت دوره قاجار بااهمیت است.» در این جمله، اهمیت از ارزش تاریخی سند میآید.
«جزئیات بااهمیت گزارش را جدا کردیم.» اینجا واژه، اطلاعاتی را مشخص میکند که بر برداشت یا تصمیم اثر میگذارند.
«نقش او در پایان پروژه بااهمیت بود.» منظور این است که حضور یا عملکرد او وزن قابل توجهی داشته است، بدون آنکه لزوماً فوری یا خطرناک باشد.
این مثالها نشان میدهند «بااهمیت» هم پیش از اسم در گروه وصفی میآید و هم پس از فعل ربطی بهصورت مسند. به همین دلیل، پاسخ از نظر دستوری همان انعطافی را دارد که صفت «مهم» دارد: «موضوع مهم / موضوع بااهمیت» و «موضوع مهم است / موضوع بااهمیت است».
مرز «اهمیت»، «بااهمیت» و «اهمیت داشتن»
- اهمیت اسم است: «اهمیت این موضوع روشن است.»
- بااهمیت صفت است: «این موضوع بااهمیت است.»
- اهمیت داشتن گروه فعلی است: «این موضوع اهمیت دارد.»
سرنخ «مهم» از نظر دستوری صفت است؛ از میان این سه صورت، «بااهمیت» تطابق مستقیم دارد. اگر سرنخ «مهم بودن» بود، «اهمیت» میتوانست جواب مناسبی باشد، زیرا نامِ مفهوم مهمبودن است. اگر عبارت «مهم است» یا «ارزش دارد» داده میشد، احتمال پاسخ فعلی یا عبارتی مطرح بود. توجه به همین تفاوت کوچک، ابهام میان واژههای همخانواده را برطرف میکند.
دو «ا»ی پیاپی از کجا آمدهاند؟
ظاهر «بااهمیت» ممکن است در نگاه نخست عجیب باشد، چون دو حرف «ا» کنار هم قرار گرفتهاند. این همنشینی کاملاً طبیعی است: جزء نخست «با» با الف پایان میگیرد و جزء دوم «اهمیت» با الف آغاز میشود. هنگام ترکیب، هیچیک حذف نمیشود. همین وضعیت در «باارزش» نیز دیده میشود. در تلفظ، مرز دو جزء قابل تشخیص است، هرچند واژه روان و پیوسته ادا میشود.
در خانههای جدول نه فاصله کامل و نه نیمفاصله خانه جداگانهای نمیگیرد. پس شکل عملی پاسخ همان توالی هفت حرف «ب، ا، ا، ه، م، ی، ت» است. اگر تقاطعها حرف دوم یا سوم را «ا» نشان دهند، این تکرار نشانه خطا نیست؛ برعکس، ساخت درست واژه را تأیید میکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!