پرش به محتوای اصلی

طناب در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: ریسمان، رسن

«رسن» سه‌حرفی و «ریسمان» شش‌حرفی است.

برای سرنخ کوتاه «طناب»، دو معادل مستقیم و جاافتاده پیش رو داریم: رسن و ریسمان. هر دو از نظر معنایی درست‌اند؛ آنچه پاسخ نهایی را تعیین می‌کند شمار خانه‌ها و حروفی است که از واژه‌های متقاطع به دست آمده‌اند. اگر جای پاسخ سه خانه باشد «رسن» انتخاب روشن است و در جای شش‌خانه‌ای «ریسمان» می‌نشیند.

پاسخ را با تعداد خانه‌ها تطبیق دهید

رسن پاسخ سه‌حرفی

رسن

واژه‌ای کوتاه، فارسی و دقیقاً هم‌معنای طناب است. صورت آوایی آن «رَسَن» است و حضورش در زبان ادبی باعث شده برای جدول، پاسخی بسیار مناسب و فشرده باشد.

ریسمان پاسخ شش‌حرفی

ریسمان

معادل آشناتر در زبان امروز است. در شمارش خانه‌های جدول، «ی» و «ا» هر کدام یک حرف مستقل‌اند؛ بنابراین ریسمان شش حرف دارد، حتی اگر تلفظ پیوسته آن ذهن را به اشتباه بیندازد.

نکته املایی: شکل درست پاسخ بلند «ریسمان» است، نه «ریسمون». صورت دوم بازتاب تلفظ محاوره‌ای است و در جدول‌های معیار معمولاً نوشته نمی‌شود. «رسن» نیز با سین نوشته می‌شود و نباید آن را با واژه‌های مشابه شنیداری عوض کرد.

رسن و ریسمان دقیقاً چه معنایی دارند؟

طناب از چند رشته یا لیف تابیده ساخته می‌شود تا برای بستن، کشیدن، آویختن یا نگه‌داشتن چیزی استحکام کافی داشته باشد. «ریسمان» همین مفهوم عمومی را منتقل می‌کند: رشته‌ای نسبتاً بلند و تابیده که اجزای پراکنده‌اش با پیچیدن به دور هم به یک بند مقاوم تبدیل شده‌اند. در گفتار روزمره ممکن است ریسمان را برای نوع باریک‌تر نیز به کار ببریم، اما مرز اندازه و ضخامت همیشه ثابت و فنی نیست.

«رسن» از نظر هسته معنا با ریسمان تفاوتی ندارد، ولی رنگ زبانی آن کهن‌تر و ادبی‌تر است. در نثر و شعر قدیم، رسن برای چیزی به کار می‌رود که با آن بار یا حیوان را می‌بندند، چیزی را از بلندی می‌کشند یا وسیله‌ای را مهار می‌کنند. همین کوتاهی و معنای صریح، آن را به واژه‌ای محبوب در ساختار فشرده جدول تبدیل کرده است.

رابطه معنایی طناب، رسن و ریسمانالیاف جدا با تابیده شدن ریسمان یا رسن می‌سازند و برای بستن و کشیدن به کار می‌روند. رشته‌های جدا تابیدنطناب = رسن / ریسمان

چرا هر دو جواب در یک سرنخ پذیرفتنی‌اند؟

زبان امروز

ریسمان برای خواننده معاصر بی‌واسطه‌تر است. ترکیب‌هایی مانند «ریسمان را گره زد» یا «سرِ ریسمان» طبیعی و قابل فهم‌اند.

زبان ادبی

رسن لحن کهن و فشرده دارد. ترکیب‌هایی چون «رسن بستن» یا «رسن از بلندی آویختن» معنای طناب را آشکار نگه می‌دارند.

در جدول، سرنخ لزوماً تمام ویژگی‌های یک شیء را شرح نمی‌دهد؛ گاهی فقط یک مترادف می‌خواهد. به همین علت «طناب» می‌تواند به هر دو صورت برسد. اما این هم‌معنایی به معنای قابل‌تعویض بودن بی‌قیدوشرط نیست: الگوی حروف پاسخ تعیین می‌کند کدام واژه در شبکه درست است. اگر حرف نخست «ر»، حرف دوم «س» و حرف آخر «ن» باشد، الگوی سه‌خانه‌ای بی‌درنگ به «رسن» می‌رسد. اگر شش خانه و آغاز «ریـ» داشته باشیم، «ریسمان» با ساخت کاملش سازگار است.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

چند واژه دیگر نیز ممکن است در فرهنگ‌ها کنار طناب دیده شوند، ولی هر کدام قید یا حال‌وهوای خاصی دارند. پس بهتر است آن‌ها را تنها زمانی وارد شبکه کنیم که تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی یا عبارت دقیق سرنخ پشتیبانشان باشد.

حبلبندکمندطنبرشته

حبل

«حبل» واژه‌ای عربی و سه‌حرفی به معنای طناب است. از نظر تعداد خانه با «رسن» رقابت می‌کند، اما در فارسی امروز بیشتر در ترکیب‌ها و بافت‌های عربی، دینی یا ادبی شناخته می‌شود. اگر تقاطع‌ها به ح، ب و ل برسند یا سرنخ بر «طناب به عربی» تأکید کند، حبل مناسب است؛ برای سرنخ ساده حاضر، پاسخ ذخیره‌شده و طبیعی‌تر همان رسن است.

بند

«بند» دامنه معنایی وسیعی دارد: وسیله بستن، پیوند، قسمت یا قطعه، مانع، قید و حتی بخش شعر. طناب می‌تواند نوعی بند باشد، اما هر بند الزاماً طناب نیست. پس «بند» پاسخ نزدیک و گاه ممکن است، نه دقیق‌ترین جایگزین برای هر کاربرد طناب.

کمند

کمند طناب معمولی نیست؛ طنابی است که معمولاً حلقه‌ای در سر آن دارد و برای گرفتار کردن، گرفتن یا از فاصله انداختن به کار می‌رود. در روایت‌های پهلوانی و شکار، این ویژگی برجسته است. بنابراین سرنخ‌هایی مانند «طناب حلقه‌دار»، «ابزار صید» یا «طناب پهلوان» بهتر به کمند اشاره می‌کنند.

طنب و رشته

«طَنَب» بیشتر با طناب خیمه و آنچه چادر را نگه می‌دارد پیوند دارد و در کاربرد روزانه کم‌شنیده‌تر است. «رشته» نیز از نخ‌ها یا اجزای پیوسته حکایت می‌کند و می‌تواند در بعضی بافت‌ها به ریسمان نزدیک شود، ولی معانی فراوان دیگری چون رشته تحصیلی، رشته کوه یا دنباله پیوسته دارد. نبود این قیدهای خاص، کفه را به سود رسن و ریسمان سنگین می‌کند.

ساخت واژه و تصویری که منتقل می‌کند

در مفهوم ریسمان، «تابیده شدن» اهمیت دارد. یک لیف نازک به‌تنهایی توان طناب را ندارد؛ چند رشته با نظم و فشار به هم می‌پیچند و نیروی کشش میان آن‌ها پخش می‌شود. به همین دلیل ریسمان در زبان مجازی نیز می‌تواند تصویر اتصال و پیوستگی بسازد. با این حال، در پاسخ جدول باید از گسترش‌های استعاری دور شویم و همان معنای عینیِ وسیله بستن و کشیدن را مبنا قرار دهیم.

واژه رسن نیز پایه ترکیب‌های روشن‌تری می‌شود. «رسن‌باف» کسی است که رسن یا طناب می‌بافد و «رسن‌تاب» به تابنده ریسمان گفته می‌شود. این خانواده واژگانی نشان می‌دهد رسن صرفاً یک معادل کتابی تصادفی نیست؛ نامی ریشه‌دار برای محصول رشته‌های تابیده است. از سوی دیگر، عبارت «ریسمان پوسیده» طنابی را مجسم می‌کند که رشته‌هایش سست شده و دیگر قابل اعتماد نیست.

کاربرد پاسخ در جمله

برای سنجیدن طبیعی بودن یک مترادف، می‌توان آن را در جمله جای طناب نشاند. «ملوان رسن را محکم کرد» جمله‌ای ادبی‌تر است، ولی معنا را بی‌کم‌وکاست می‌رساند. «بسته را با ریسمان بستند» در زبان امروز روان‌تر شنیده می‌شود. در هر دو جمله، شیئی بلند و انعطاف‌پذیر برای بستن مطرح است؛ همین اشتراک معنایی دلیل درستی دو جواب اصلی است.

اکنون اگر در شبکه سه مربع خالی دارید، حروف ر ـ س ـ ن را به ترتیب وارد کنید. اگر شش مربع دارید، توالی ر ـ ی ـ س ـ م ـ ا ـ ن پاسخ کامل است. ویرگول میان «ریسمان، رسن» در پاسخ بالای صفحه به معنای آن نیست که هر دو در یک ردیف نوشته شوند؛ این نشانه فقط دو پاسخ ممکن برای دو طول متفاوت را جدا می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: «رسن» کوتاه‌تر و ادبی‌تر، «ریسمان» رایج‌تر و بلندتر است. «حبل» معادل عربی، «کمند» طناب حلقه‌دار و «بند» مفهومی عام‌تر دارد. برای همین سرنخ، پاسخ اصلی همان ریسمان، رسن باقی می‌ماند.

در شمارش حروف فارسی، فاصله و نشانه‌گذاری خانه‌ای نمی‌گیرند؛ خودِ حروف نوشته‌شده ملاک‌اند. ریسمان بدون فاصله نوشته می‌شود و رسن نیز سه حرف پیوسته دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.