پرش به محتوای اصلی

نفرت انگیز در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: منفور
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی مورد نفرت و ناپسند.

در این سرنخ، کوتاه‌ترین و متداول‌ترین پاسخ «منفور» است. این کلمه دقیقاً درباره شخص، رفتار یا چیزی به کار می‌رود که دیگران از آن نفرت دارند. از نظر کاربرد جدولی نیز پنج حرفِ «م، ن، ف، و، ر» هر کدام در یک خانه قرار می‌گیرند. شکل درست واژه بدون فاصله و به صورت «منفور» نوشته می‌شود.

هسته معنایی پاسخ

«منفور» یعنی کسی یا چیزی که موضوعِ نفرت قرار گرفته است؛ مانند چهره منفور، کردار منفور یا تصمیم منفور. این صفت معمولاً داوری منفیِ شدیدتری از «نامطلوب» و «ناپسند» دارد و فقط به دوست نداشتن ساده اشاره نمی‌کند.

چینش واژه

منفور

چرا «منفور» با این سرنخ جور درمی‌آید؟

ساخت معنایی سرنخ و جواب از دو زاویه به یک مفهوم نگاه می‌کند. «نفرت‌انگیز» ویژگیِ چیزی است که نفرت ایجاد می‌کند، ولی «منفور» وصفِ چیزی است که مورد نفرت واقع شده است. برای نمونه، می‌توان گفت «رفتارش نفرت‌انگیز بود» و در نتیجه «او نزد مردم منفور شد». در نثر دقیق، اولی بر علت و دومی بر نتیجه تکیه دارد؛ با این حال، در زبان عمومی و به‌ویژه در فرهنگ مترادف‌های جدولی، این دو آن‌قدر نزدیک‌اند که پاسخ مستقیم یکدیگر محسوب می‌شوند.

واژه «منفور» از خانواده واژه‌هایی است که مفهوم دوری و رمیدن را در خود دارند. در فارسی امروز، معنای رایج آن «مورد نفرت» است. بنابراین وقتی طراح به جای جمله‌ای بلند مانند «کسی که همه از او بیزارند» تنها صفت «نفرت انگیز» را می‌آورد، منفور انتخابی فشرده، شناخته‌شده و مناسب برای خانه‌های محدود جدول است.

نکته املایی: خود پاسخ پیوسته نوشته می‌شود: «منفور». عبارتِ سرنخ در نوشتار معیار بهتر است با نیم‌فاصله به صورت «نفرت‌انگیز» بیاید، زیرا «انگیز» جزء دوم یک صفت مرکب است.

شدت نهفته در واژه

هر چیز ناخوشایندی الزاماً منفور نیست. ممکن است صدایی «نامطبوع» باشد یا تصمیمی «نامناسب» تلقی شود، بی‌آنکه نفرت شدیدی برانگیزد. «منفور» زمانی مناسب‌تر است که واکنش عاطفی و اجتماعیِ تندی وجود داشته باشد: مردم از یک رفتار روی می‌گردانند، شخصی را به سبب کردار او طرد می‌کنند، یا پدیده‌ای را به‌شدت نکوهش می‌کنند.

از نپسندیدن تا نفرت

نامطلوبناپسندمنفور

جای «منفور» در انتهای پررنگ‌تر این طیف است؛ یعنی بار عاطفی آن از یک نارضایتی ساده بیشتر است.

واژه‌های نزدیک، اما نه کاملاً همسان

تعداد خانه‌ها یا حروفِ تقاطعی ممکن است ذهن را به پاسخ‌های دیگری ببرد. چند واژه زیر از نظر معنا به سرنخ نزدیک‌اند، ولی هر کدام رنگ خاصی دارند و نباید بی‌دلیل جای پاسخ ذخیره‌شده را بگیرند.

مکروه

ناپسند و ناخوشایند

«مکروه» در کاربرد عمومی می‌تواند معنای ناپسند و ناخوش داشته باشد، اما در بافت دینی اصطلاحی مشخص برای عملی است که ترک آن ترجیح دارد. به همین علت، اگر سرنخ حال‌وهوای فقهی داشته باشد این گزینه محتمل‌تر می‌شود.

کریه

زشت و بیزارکننده

«کریه» بیشتر بر زشتی، ناخوشایندی یا ایجاد اشمئزاز تکیه می‌کند. برای چهره، منظره، بو یا عملی بسیار زشت به کار می‌رود؛ در حالی که «منفور» بیش از ظاهر، واکنش نفرت‌آمیز مردم را نشان می‌دهد.

شنیع

بسیار زشت و رسوا

این صفت معمولاً برای کار، جرم یا رفتاری به کار می‌رود که از نظر اخلاقی زننده و رسواست. پس اگر سرنخ «بسیار زشت» یا «رسوا» باشد، شنیع دقیق‌تر از منفور خواهد بود.

مبغوض

مورد بغض

«مبغوض» از لحاظ ساخت به «منفور» نزدیک است و چیزی را وصف می‌کند که مورد خشم یا دشمنی قرار گرفته؛ با این همه در فارسی امروز رسمی‌تر و کم‌کاربردتر است و برای این سرنخ پاسخ نخست نیست.

گزینه‌هایی مانند «ناپسند» و «بیزارکننده» نیز از نظر کلی به مفهوم نزدیک‌اند، اما اولی شدت کمتری دارد و دومی طولانی‌تر است. «مشمئزکننده» بیشتر ایجاد چندش و اشمئزاز را می‌رساند و لزوماً همان نفرت اخلاقی یا اجتماعیِ موجود در «منفور» نیست.

نقشه معنایی واژه منفوررابطه میان نفرت انگیز، ایجاد نفرت و منفور شدن را نشان می‌دهد. منفورموردِ نفرت رفتار نفرت‌انگیز واکنشِ بیزاری نتیجه اجتماعیطرد و روی‌گردانی

کاربرد «منفور» در جمله

دیدن واژه در جمله، مرز معنایی آن را روشن‌تر می‌کند. «شخصیت منفور داستان سرانجام با پیامد کارهایش روبه‌رو شد» یعنی مخاطبان یا شخصیت‌های دیگر از او نفرت دارند. در جمله «این شیوه فریبکارانه نزد مردم منفور است»، صفت نشان می‌دهد که آن روش با طرد و بیزاری عمومی مواجه شده است. همچنین «نماد منفور یک دوره» بر نفرت جمعی و ماندگار دلالت می‌کند.

نفرت‌انگیز: آن رفتار، در بیننده نفرت ایجاد می‌کند.

منفور: صاحب آن رفتار، مورد نفرت قرار گرفته است.

نامحبوب: دوست‌داشتنی نیست، اما شاید از او نفرتی هم وجود نداشته باشد.

تفاوت «منفور» و «نامحبوب» مهم است. یک تصمیم کم‌طرفدار ممکن است نامحبوب باشد، ولی تنها وقتی واکنش منفی بسیار شدید پدید می‌آورد می‌توان آن را منفور دانست. متضاد طبیعی «منفور» نیز «محبوب» است: محبوب مورد محبت و پسند است، منفور مورد نفرت و طرد.

صورت واژه و خوانش درست

«منفور» در فارسی با تکیه طبیعی بر بخش پایانی خوانده می‌شود و نباید با «منور» اشتباه شود. تفاوت یک حرف، معنا را کاملاً عوض می‌کند: «منوّر» یعنی روشن یا نورانی‌شده، اما «منفور» یعنی مورد نفرت. وجود حرف «ف» در تقاطع جدول نشانه‌ای تعیین‌کننده برای پاسخ حاضر است.

  • املای پاسخ: منفور؛ بدون فاصله یا نیم‌فاصله.
  • نقش دستوری: صفت؛ و در جمله گاهی به صورت اسمی نیز می‌آید، مانند «منفورِ مردم».
  • متضاد روشن: محبوب؛ یعنی مورد مهر و پسند.
  • ترکیب‌های طبیعی: چهره منفور، شخصیت منفور، رفتار منفور و حاکم منفور.

انتخاب میان پاسخ اصلی و جایگزین‌ها

اگر خانه‌های تقاطعی با «م، ن، ف، و، ر» سازگارند، پاسخ را با اطمینان «منفور» وارد کنید. اگر طول جواب یا حروف قطعی ناسازگار بود، ابتدا خود سرنخ و تعداد خانه‌ها را دوباره بسنجید؛ سپس بر پایه بافت به سراغ واژه نزدیک بروید. برای «مورد بغض» احتمال «مبغوض»، برای «زشت و بدمنظر» احتمال «کریه»، و برای «کار بسیار زشت» احتمال «شنیع» بیشتر است. این تفاوت‌ها از حدس تصادفی جلوگیری می‌کنند، زیرا هر جایگزین حوزه کاربرد مخصوص خود را دارد.

پاسخ ذخیره‌شده برای این عنوان «منفور» است و بررسی معنایی نیز آن را تأیید می‌کند. جایگزین‌ها فقط زمانی مطرح می‌شوند که صورت متفاوتی از سرنخ، تعداد دیگری از خانه‌ها یا حروف تقاطعی مشخص در جدول وجود داشته باشد؛ وگرنه برای همین عبارت، منفور هم رایج‌تر است و هم پیوند مستقیم‌تری با مفهوم نفرت دارد.

جمع‌بندی معنایی: «نفرت‌انگیز» چیزی است که نفرت می‌آفریند و «منفور» چیزی یا کسی است که نفرت متوجه او شده است. همین رابطه علت و نتیجه، پاسخ منفور را برای این سرنخ روشن و قابل دفاع می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.