پرش به محتوای اصلی

نمناک در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مرطوب
یعنی دارای رطوبت و اندکی تر، نه لزوماً کاملاً خیس.

در این سرنخ، «مرطوب» دقیق‌ترین پاسخ است. این واژه همان کیفیتی را بیان می‌کند که «نمناک» به آن اشاره دارد: وجود مقداری تری یا رطوبت در یک سطح، ماده یا فضا. پاسخ پنج حرف دارد و در نوشتار معیار نیز معادلی روشن و شناخته‌شده برای نمناک به شمار می‌آید.

چرا «مرطوب» با سرنخ جور است؟

«نمناک» معمولاً چیزی را توصیف می‌کند که اثر آب یا بخار در آن دیده یا حس می‌شود، اما آب از آن نمی‌چکد. «مرطوب» نیز همین محدوده معنایی را پوشش می‌دهد. می‌توان از هوای مرطوب، خاک مرطوب، پارچه مرطوب یا دیوار مرطوب سخن گفت؛ در هر چهار نمونه، حضور رطوبت اصل معناست.

پس ارتباط دو واژه فقط یک شباهت دور نیست. هر دو صفت‌اند و می‌توانند مستقیماً برای یک اسم به کار روند: «زمین نمناک» و «زمین مرطوب». این جانشینی طبیعی، انتخاب پاسخ را محکم می‌کند.

جایگاه نمناک و مرطوب روی طیف تریطیفی از خشک تا خیس که نمناک و مرطوب در میانه آن قرار دارندخشکنمناک / مرطوبخیسمقداری رطوبت، بدون اشباع کامل از آب

مرز معنایی میان نمناک، تر و خیس

واژه‌های مربوط به آب و تری همیشه شدت یکسانی ندارند. «نمناک» اغلب رطوبت کم یا ملایم را به ذهن می‌آورد. وقتی می‌گوییم «خاک باغچه نمناک است»، معمولاً منظور خاکی است که آب را در خود دارد و با لمس آن رطوبت احساس می‌شود، نه خاکی که روی آن آب ایستاده باشد. همین نکته درباره «مرطوب» هم صدق می‌کند.

خشکبدون نم یا رطوبت محسوس؛ نقطه مقابل پاسخ.
نمناک / مرطوبدارای تری محدود و قابل احساس، معمولاً بدون چکیدن آب.
ترواژه‌ای عمومی‌تر که می‌تواند رطوبت آشکارتر را هم برساند.
خیسآغشته به آب یا دارای تری زیاد؛ معمولاً شدیدتر از نمناک.

در گفت‌وگوی روزمره ممکن است این مرزها کمی جابه‌جا شوند، ولی در یک سرنخ واژگانی، درجه معنا اهمیت دارد. «خیس» پاسخ احتمالیِ ضعیف‌تری است، زیرا معمولاً از تماس بیشتر با آب حکایت می‌کند. «مرطوب» بی‌آنکه شدت را بالا ببرد، معنای سرنخ را حفظ می‌کند.

ساخت واژه «نمناک» چه چیزی را نشان می‌دهد؟

«نمناک» از «نم» و پسوند «ـناک» ساخته شده است. «نم» به رطوبت و تری اندک اشاره دارد و «ـناک» در فارسی صفتی می‌سازد که مفهومِ دارا بودن را می‌رساند. در نتیجه، نمناک یعنی «دارای نم». همین ساختمان ساده، معنای پاسخ را نیز توضیح می‌دهد: چیزی که نم دارد، مرطوب است.

نم + ناک

هسته «نم» کیفیت رطوبت را می‌آورد و پسوند «ناک» آن را به صفت تبدیل می‌کند. بنابراین این واژه برای توصیف اسم‌هایی مانند هوا، خاک، پارچه، دیوار، مو و پوست به کار می‌رود.

مرطوب در جمله

«مرطوب» نیز صفت است و از نظر دستوری همان جایگاه را می‌گیرد. به همین دلیل تبدیل «اتاق نمناک» به «اتاق مرطوب» ساخت جمله را تغییر نمی‌دهد و معنای اصلی باقی می‌ماند.

جایگزین‌هایی که ممکن است در جدول دیده شوند

پاسخ نهایی این عنوان «مرطوب» است، اما تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی گاهی سازنده جدول را به سوی مترادف دیگری می‌برد. گزینه جایگزین زمانی پذیرفتنی است که هم با معنای سرنخ سازگار باشد و هم دقیقاً در الگوی حروف بنشیند.

نمدار؛ ۵ حرفنمور؛ ۴ حرفتر؛ ۲ حرفخیس؛ ۳ حرف

نمدار نزدیک‌ترین جایگزین فارسی است و معنای «دارای نم» را بی‌واسطه منتقل می‌کند. «نمور» نیز برای مکان یا چیزی که رطوبت گرفته به کار می‌رود و گاهی حال‌وهوای محاوره‌ای یا توصیفی بیشتری دارد. «تر» کوتاه و عمومی است و الزاماً اندازه رطوبت را دقیق نمی‌کند. «خیس» از همه شدیدتر است و تنها هنگامی مناسب می‌شود که تعریف آزادتر باشد یا حروف جدول آن را قطعی کنند.

برخی واژه‌های کم‌کاربردتر ممکن است در فهرست مترادف‌ها دیده شوند، اما صرفِ ثبت شدن یک واژه در فهرست، آن را به بهترین جواب تبدیل نمی‌کند. برای سرنخ ساده و بی‌قرینه «نمناک»، شکل رایج و معیار «مرطوب» خواناتر و قابل‌اعتمادتر است.

کاربرد پاسخ در بافت‌های گوناگون

معنای «مرطوب» با اسم همراهش دقیق‌تر می‌شود. در «هوای مرطوب»، رطوبت به بخار آب موجود در هوا مربوط است. در «دستمال مرطوب»، ماده‌ای لمس‌شدنی مقداری آب یا مایع در خود دارد. «خاک مرطوب» برای رشد گیاه مناسب توصیف می‌شود، در حالی که «دیوار مرطوب» ممکن است نشانه نفوذ آب یا ماندن نم باشد. این گستردگی کاربرد یکی از دلایل مناسب بودن پاسخ برای یک سرنخ عمومی است.

  • نسیم صبحگاهی، هوا را خنک و مرطوب کرده بود.
  • بذر را در خاک مرطوب گذاشتند، نه در خاک غرقاب.
  • ردی از رطوبت روی دیوار مرطوب زیر پنجره دیده می‌شد.
  • برای پاک کردن گردوغبار، پارچه‌ای مرطوب کافی بود.

در همه این جمله‌ها می‌توان «نمناک» را جایگزین کرد، هرچند لحن عوض می‌شود. «مرطوب» در بیان رسمی و توضیحی رایج‌تر است؛ «نمناک» اغلب تصویر حسی روشن‌تری می‌سازد و در توصیف ادبی خوش‌آهنگ‌تر به نظر می‌رسد. این تفاوت سبکی، تضاد معنایی نیست.

یک نکته املایی و شمارش حروف

پاسخ به صورت پیوسته «مرطوب» نوشته می‌شود: م، ر، ط، و، ب. در شمارش رایج خانه‌های جدول، این واژه پنج حرف دارد، هرچند صدای کشیده و شکل نوشتاری واژه ممکن است در خواندن، طولانی‌تر به گوش برسد. خود «نمناک» نیز پیوسته نوشته می‌شود و جدا کردن اجزای سازنده آن در متن عادی درست نیست.

حرف «ط» در میانه «مرطوب» اهمیت دارد. نوشتن آن با «ت» غلط املایی است، حتی اگر در تلفظ فارسی تفاوت شنیداری آشکاری میان این دو حرف وجود نداشته باشد. اگر از تقاطع واژه‌ها حرف سوم «ط» به دست آمده باشد، پاسخ عملاً تأیید می‌شود.

از حس لامسه تا فضای یک توصیف

نمناک و مرطوب فقط درباره مقدار آب خبر نمی‌دهند؛ گاهی یک فضا را نیز مجسم می‌کنند. بوی خاک پس از باران، سردی دیوار زیرزمین، مه نشسته بر برگ یا حوله‌ای که هنوز کاملاً خشک نشده، همگی نمونه‌هایی از رطوبت ملایم‌اند. وجه مشترک آن‌ها حضور آب بدون حالت غوطه‌وری یا چکیدن فراوان است.

به همین دلیل، عبارت «شب نمناک» می‌تواند حسی شاعرانه‌تر از «شب مرطوب» داشته باشد، ولی وقتی هدف تعریف واژه است، هر دو بر کیفیت مشترکی تکیه دارند. جدول کلمات معمولاً همین هسته مشترک را می‌خواهد، نه الزاماً بار ادبی یا علمی هر کاربرد را.

جمع‌بندی معنایی: برای سرنخ «نمناک»، پاسخ اصلی و معیار مرطوب است. اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد یا حروف «م، ر، ط، و، ب» از تقاطع‌ها پدیدار شوند، انتخاب قطعی است. «نمدار» و «نمور» گزینه‌های نزدیک برای الگوهای کوتاه‌ترند؛ «تر» عمومی‌تر و «خیس» از نظر شدت رطوبت قوی‌تر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.