پرش به محتوای اصلی

نزار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: لاغر
«نزار» صفتی برای فرد یا پیکری کم‌گوشت، نحیف و تحلیل‌رفته است.

در این سرنخ، «نزار» نقش صفت دارد و نزدیک‌ترین برابر ساده و رایج آن لاغر است. این پاسخ چهار حرف دارد و دقیقاً همان معنایی را منتقل می‌کند که در فرهنگ‌های فارسی برای نزار آمده است: کم‌گوشت، باریک‌اندام و در برابرِ فربه یا تنومند. بنابراین اگر چهار خانه پیش رو دارید، «لاغر» انتخاب مستقیم و بی‌ابهام است.

چرا «لاغر» جواب اصلی است؟

واژه نزار معمولاً فقط درباره شکل ظاهریِ باریک به کار نمی‌رود؛ در آن اغلب نشانه‌ای از ضعف، رنج یا کاسته‌شدن توان بدن هم احساس می‌شود. «لاغر» گسترده‌ترین معادل آن است و می‌تواند هسته این مفهوم را بدون افزودن علت خاصی بیان کند. در یک سرنخ کوتاه جدولی، همین برابری روشن بر مترادف‌های ادبی‌تر یا شدیدتر اولویت دارد.

لاغر

بار معنایی «نزار» فراتر از باریکی ساده

ممکن است کسی ذاتاً اندامی باریک داشته باشد و سالم و نیرومند باشد؛ در چنین حالتی صفت «لاغر» خنثی‌تر است. اما وقتی گوینده از «چهره‌ای نزار»، «تنی نزار» یا «پیکری نزار» سخن می‌گوید، تصویر ذهنی معمولاً به سوی کم‌توانی، رنگ‌پریدگی یا اثرِ رنج و بیماری می‌رود. به همین دلیل این کلمه در نثر و شعر، از «باریک» عاطفی‌تر است و گاه حس دلسوزی ایجاد می‌کند.

از نظر دستوری، نزار صفت است و پس از اسم یا همراه فعل‌های اسنادی می‌آید: «بدن نزار»، «کودک نزار بود» یا «او نزار به نظر می‌رسید». برابر آن نیز در پاسخ جدول یک صفت است؛ «لاغر» را می‌توان در همان جایگاه نشاند، بی‌آنکه ساختمان جمله عوض شود. همین هم‌نقشیِ دستوری یکی دیگر از دلایل دقت پاسخ است.

طیف معنایی واژه نزار و مترادف‌های آننموداری که لاغر را برابر مستقیم نزار و نحیف، تکیده و ضعیف را واژه‌هایی با تأکیدهای متفاوت نشان می‌دهد. نزارصفتِ پیکر لاغرپاسخ مستقیم نحیفادبی و نزدیک تکیدهاثر رنج و تحلیل ضعیفتأکید بر کم‌توانی هم‌معناها نزدیک‌اند، اما هر کدام بر بخشی از تصویر تأکید می‌کنند.

مترادف‌هایی که ممکن است در خانه‌ها دیده شوند

پاسخ قطعی این سرنخ

لاغر

معادل عمومی، روان و بی‌واسطه نزار است. چهار حرفی بودنش نیز با صورت رایج این پرسش هماهنگ است. «لاغر» می‌تواند درباره انسان، حیوان یا اندام به کار رود و لزوماً علت لاغری را مشخص نمی‌کند.

جایگزین ادبی

نحیف

نحیف نیز چهار حرف دارد و از نظر معنا بسیار نزدیک است، ولی لحنی ادبی‌تر دارد و بیش از لاغر، ظرافت و ضعفِ جثه را القا می‌کند. تنها وقتی تقاطع‌ها با «ن» آغاز شوند یا طراح چنین لحنی بخواهد، این گزینه مطرح می‌شود.

شدتِ فرسودگی

تکیده

تکیده معمولاً چهره یا بدنی را وصف می‌کند که بر اثر غم، کار سخت، بیماری یا گذر زمان تحلیل رفته است. این واژه شش حرفی است و معنای فرایندِ کاسته‌شدن را پررنگ‌تر از لاغر نشان می‌دهد.

تأکید بر نیرو

ضعیف

ضعیف به کمبود توان اشاره دارد، نه الزاماً شکل بدن. فردی ممکن است لاغر باشد اما ضعیف نباشد، یا جثه‌ای درشت داشته باشد و پس از بیماری احساس ضعف کند. پس این کلمه مترادفی وابسته به بافت است، نه بهترین جواب این عنوان.

واژه‌های «رنجور»، «ناتوان»، «کاهیده» و «هَزیل» هم در متن‌های گوناگون نزدیک این حوزه معنایی قرار می‌گیرند. رنجور علت یا حالت بیماری را برجسته می‌کند؛ ناتوان درباره قدرت عمل است؛ کاهیده نتیجه کم‌شدن و فرسایش را می‌رساند؛ و هزیل واژه‌ای ادبی‌تر برای بسیار لاغر بودن است. هیچ‌یک در این پرسش جای پاسخ ثبت‌شده «لاغر» را نمی‌گیرد.

املای درست: نزار با «ز»

نزار در معنای لاغر با حرف «ز» نوشته می‌شود. شباهت آوایی یا تایپی آن با چند واژه دیگر می‌تواند باعث خطا شود، در حالی که معنای این صورت‌ها کاملاً متفاوت است.

نزارصفتی به معنای لاغر، نحیف و کم‌جان: «پیکر نزار».
نثاربا «ث»، به معنای افشاندن یا تقدیم‌کردن: «گل نثار کردن».
نذارصورت گفتاریِ «نگذار» در نوشتار محاوره‌ای است و از فعل گذاشتن می‌آید: «نذار دیر شود».
نکته ظریف: «نِزار» در این کاربرد صفت است. آن را نباید با «نَزار» به عنوان نام خاص برخی اشخاص تاریخی یا نام مردانه یکی دانست؛ صورت نوشتاری یکسان می‌تواند با تلفظ و معنای متفاوت همراه شود.

کاربرد در جمله و تصویرسازی ادبی

این صفت غالباً کنار واژه‌هایی می‌آید که به ظاهر یا نیروی جسمانی مربوط‌اند: تن نزار، اندام نزار، قامت نزار و چهره نزار. در ترکیب «نحیف و نزار» دو صفت نزدیک کنار هم قرار می‌گیرند تا شدت لاغری و ضعف را بیشتر کنند. همچنین در تعبیر «زار و نزار»، بخش دوم حالت درماندگی و فرسودگیِ بخش نخست را تقویت می‌کند.

نمونه معنایی: «پس از دوره‌ای دشوار، با چهره‌ای نزار بازگشت.» در این جمله، جایگزینی «لاغر» معنای اصلی را نگه می‌دارد، اما نزار علاوه بر ظاهر کم‌گوشت، اثرِ سختی و رنج را نیز به تصویر می‌افزاید.

در زبان ادبی، نزار گاهی برای غیرانسان نیز به صورت استعاری به کار می‌رود؛ مثلاً «درخت نزار» تصویری از درختی باریک، کم‌برگ و بی‌رمق می‌سازد. این کاربرد نشان می‌دهد که مرکز معنایی کلمه صرفاً عدد وزن یا اندازه دور کمر نیست، بلکه تصویری از کاهش بنیه و شادابی است. به همین دلیل «باریک» همیشه جانشین مناسبی برای آن نیست: یک خط یا میله می‌تواند باریک باشد، ولی معمولاً نزار خوانده نمی‌شود مگر اینکه جان‌دار یا به‌گونه‌ای جان‌دارپنداری شده باشد.

تقابل معنایی، راهی برای شناخت دقیق‌تر واژه

مقابل‌های نزار، مرز معنای آن را روشن می‌کنند. «فربه» بر پرگوشت بودن دلالت دارد، «تنومند» بزرگی و قوت جثه را می‌رساند و «پروار» بیشتر درباره جانوری به کار می‌رود که خوب پرورده و چاق شده است. «قوی» نیز از نظر توان در نقطه مقابل ضعف قرار می‌گیرد، ولی دقیقاً متضاد شکل ظاهری نیست. پس در محور اندام، لاغر در برابر چاق یا فربه قرار می‌گیرد؛ در محور نیرو، نزار به ضعیف نزدیک و از قوی دور می‌شود.

  • لاغر ↔ چاق: تقابل عمومی و روزمره درباره جثه.
  • نزار ↔ فربه: تقابلی با لحن ادبی‌تر و اشاره به کم‌گوشتی یا پرگوشتی.
  • ضعیف ↔ قوی: تقابل درباره نیرو که ممکن است با ظاهر بدن همراه باشد یا نباشد.
  • تکیده ↔ شاداب: تقابل ضمنی میان فرسودگی و سرزندگی.

چرا تعداد حروف به تنهایی کافی نیست؟

«لاغر»، «نحیف» و «ضعیف» هر سه در خط فارسی چهار حرف دارند و هر سه ممکن است در نگاه نخست با نزار ارتباط پیدا کنند. با این حال، برابری واژگانی و پاسخ ثبت‌شده تعیین‌کننده‌اند: لاغر معنای قاموسی مستقیم را می‌دهد؛ نحیف صورت ادبی و نزدیک آن است؛ ضعیف نیز فقط یکی از پیامدها یا همراهان نزار بودن را بیان می‌کند. بنابراین حروف متقاطع نقش تأیید دارند، اما نباید تفاوت معنایی را محو کنند.

برای خواندن حروف نیز باید دقت داشت که «غ» در لاغر یک حرف مستقل است. شکل حرف‌ها از راست به چپ چنین است: ل، ا، غ، ر. این پاسخ نه فاصله دارد و نه نیم‌فاصله و به صورت یک واژه پیوسته نوشته می‌شود. اگر صورت سؤال دقیقاً همین عنوان باشد، افزودن پسوندی مانند «لاغری» یا انتخاب ترکیبی مانند «لاغراندام» ضرورتی ندارد.

جمع‌بندی واژه: «نزار» صفتی برای اندام لاغر و اغلب کم‌توان یا تحلیل‌رفته است؛ ازاین‌رو پاسخ روشن آن در این جدول لاغر است. «نحیف» نزدیک‌ترین جایگزین ادبی به شمار می‌رود، در حالی که «ضعیف» بر کمبود نیرو و «تکیده» بر اثر رنج و فرسایش تأکید می‌کند. املای نزار با «ز» نیز آن را از «نثار» و «نذار» جدا می‌سازد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.