پرش به محتوای اصلی

نزدیک در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مقارن، قریب
«قریب» معادل عمومی نزدیک است و «مقارن» بیشتر بر نزدیکی یا هم‌زمانی دو رویداد دلالت دارد.

برای سرنخ کوتاه «نزدیک»، هر دو واژهٔ ثبت‌شده پاسخ معتبرند، اما انتخاب میان آن‌ها به تعداد خانه‌ها و سایهٔ معنایی سرنخ بستگی دارد. قریب چهار حرف دارد و مستقیم‌ترین برابر ادبیِ «نزدیک» است؛ مقارن پنج حرف دارد و هنگامی دقیق‌تر می‌شود که دو زمان، رخداد یا موقعیت در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند.

دو پاسخ، دو نوع نزدیکی

قریب۴ حرف

واژه‌ای عربی و جاافتاده در فارسی به معنی نزدیک است. این نزدیکی می‌تواند مکانی، زمانی یا تقریبی باشد. «موعد قریب است» از نزدیک بودن زمان خبر می‌دهد و «قریب به صد نفر» عددی نزدیک به صد را بیان می‌کند.

نمونهٔ روشن: «آیندهٔ قریب» یعنی آینده‌ای که دور نیست.

مقارن۵ حرف

در فارسی امروز بیشتر برای همراهی زمانی به کار می‌رود: یک اتفاق مقارن با اتفاق دیگر رخ می‌دهد. در ریشهٔ معنایی آن، کنار هم قرار گرفتن و قرین بودن نیز حضور دارد؛ بنابراین نوعی نزدیکی همراه با نسبت میان دو چیز را می‌رساند.

نمونهٔ روشن: «ورود او مقارن با غروب بود» یعنی این دو زمان با هم یا بسیار نزدیک به هم بودند.
قریب: نزدیک در فاصلهقریب: نزدیک در زمانمقارن: هم‌زمان یا هم‌جوار

چرا «قریب» پاسخ سرراست‌تری است؟

اگر صورت سؤال فقط یک واژه باشد و هیچ قید دیگری نداشته باشد، «قریب» رابطهٔ مترادفی مستقیم‌تری با «نزدیک» دارد. در ترکیب‌های فارسی نیز این هم‌معنایی آشکار است: «زمان قریب»، «فاصلهٔ قریب» و «قریب‌الوقوع». جزء «قریب» در ترکیب اخیر چیزی را وصف می‌کند که وقوعش نزدیک است. متضاد شناخته‌شدهٔ آن «بعید» است؛ همان تقابل روشنی که میان نزدیک و دور وجود دارد.

قریب گاهی نقش تقریبی هم پیدا می‌کند. وقتی می‌گوییم «قریب به یک ساعت»، الزاماً منظور یک ساعت کامل نیست؛ مقدار یا مدتی نزدیک به آن را در نظر داریم. همین انعطاف باعث می‌شود طراح بتواند «نزدیک»، «حدود» یا «تقریباً» را با توجه به ساختار جدول به این پاسخ پیوند دهد.

نقشهٔ معنایی قریب و مقارنقریب به مفهوم مرکزی نزدیک متصل است و مقارن نزدیکی دو رویداد در محور زمان را نشان می‌دهد. نزدیکمفهوم مرکزی قریب مقارن دو رخداد نزدیک روی محور زمان: مقارن

«مقارن» دقیقاً چه چیزی به معنی می‌افزاید؟

مقارن تنها فاصلهٔ کم را توصیف نمی‌کند؛ معمولاً وجود دو طرف را هم پیش‌فرض می‌گیرد. یک رویداد با رویداد دیگر مقارن می‌شود. برای نمونه، «بارش مقارن با کاهش دما شد» از همراهی زمانی بارش و کاهش دما سخن می‌گوید. بنابراین اگر در خانه‌های متقاطع پنج جای خالی وجود دارد، یا حروف به الگوی «م‌ق‌ا‌ر‌ن» می‌رسند، این پاسخ از نظر تعداد و مفهوم کاملاً مناسب است.

کاربرد مقارن همیشه به معنای هم‌زمانی ثانیه‌به‌ثانیه نیست. در بسیاری از جمله‌ها کافی است دو پدیده در یک دوره یا حوالی یک زمان قرار بگیرند. به همین دلیل می‌توان آن را حلقه‌ای میان «نزدیک» و «هم‌زمان» دانست: بافت جمله مشخص می‌کند کدام بخش پررنگ‌تر است.

قریبنزدیکیِ یک چیز به مکان، زمان یا مقدار
یا
مقارننزدیکی و همراهیِ دو زمان یا دو رخداد

دام املایی مهم: قریب یا غریب؟

پاسخ «نزدیک» با قاف نوشته می‌شود: قریب. «غریب» با غین معنای دیگری دارد و معمولاً به بیگانه، ناآشنا، دور از وطن یا شگفت اشاره می‌کند.

این دو واژه در تلفظ معیار بسیار شبیه‌اند، اما جایگزین یکدیگر نیستند. «آیندهٔ قریب» یعنی آیندهٔ نزدیک؛ در مقابل، «مهمان غریب» یعنی مهمانی ناآشنا یا دور از دیار. پس حروف متقاطع باید با ق آغاز شوند. همین تمایز در ترکیب «قریب به اتفاق» هم دیده می‌شود: عبارت به معنی نزدیک به همه یا تقریباً همگی است، نه «غریب به اتفاق».

ردیابی پاسخ از روی تعداد خانه‌ها

  • چهار خانه: «قریب» گزینهٔ اصلی است. در شمارش رایج جدول، هر حرف یک خانه می‌گیرد: ق، ر، ی، ب.
  • پنج خانه: «مقارن» با حروف م، ق، ا، ر، ن جا می‌گیرد و به‌ویژه برای نزدیکی زمانی مناسب است.
  • حرف آغازین قاف: هر دو پاسخ قاف دارند، اما «قریب» با قاف آغاز می‌شود و قاف در «مقارن» حرف دوم است.
  • حرف پایانی: پایان «ب» پاسخ را به قریب می‌رساند؛ پایان «ن» نشانهٔ مقارن است.

وجود ویرگول در پاسخ ثبت‌شده به این معنی نیست که باید هر دو کلمه را پشت سر هم در خانه‌ها نوشت. این شیوه، دو جواب پذیرفتنی برای یک سرنخ را فهرست می‌کند. اندازهٔ ردیف و حروفی که از واژه‌های عمودی به دست آمده‌اند تعیین می‌کنند کدام‌یک در همان جدول منظور بوده است.

خانواده‌های معنایی که تفاوت را روشن می‌کنند

«قرب»، «قرابت»، «تقریب» و «قریب» همگی پیرامون نزدیک شدن یا نزدیکی شکل گرفته‌اند، هرچند کاربردشان یکسان نیست. قرب بیشتر نامِ حالت نزدیکی است؛ قرابت می‌تواند پیوند و نزدیکی، از جمله خویشاوندی یا شباهت معنایی، را برساند؛ تقریب نیز نزدیک کردن یا برآورد غیر دقیق را تداعی می‌کند. حضور «قریب» در این خانواده، معنی پاسخ را به‌خوبی تثبیت می‌کند.

در سوی دیگر، «اقتران» و «مقارن» بر با هم آمدن و همراه شدن تکیه دارند. از همین رو «تاریخ مقارن» دربارهٔ رویدادهایی در دوره‌های هم‌زمان بحث می‌کند و عبارت «مقارن ظهر» لحظه‌ای هم‌زمان یا بسیار نزدیک به ظهر را نشان می‌دهد. این پیوند واژگانی توضیح می‌دهد که چرا مقارن در بعضی جدول‌ها برابر نزدیک می‌نشیند، ولی در بعضی دیگر پاسخ سرنخ «هم‌زمان» است.

نمونه‌های کوتاه برای تثبیت معنی

  • «دیدار در آیندهٔ قریب انجام می‌شود»: زمان دیدار نزدیک است.
  • «جمعیت قریب به هزار نفر بود»: شمار افراد تقریباً هزار نفر بود.
  • «آغاز برنامه مقارن با طلوع شد»: آغاز و طلوع هم‌زمان یا بسیار نزدیک بودند.
  • «دو تحول مقارن یکدیگر رخ دادند»: میان زمان وقوع آن‌ها فاصلهٔ محسوسی نبود.

در دو نمونهٔ نخست، یک موعد یا مقدار با نقطه‌ای مرجع سنجیده می‌شود؛ در دو نمونهٔ بعد، دو رخداد نسبت زمانی پیدا می‌کنند. این تفاوت کوچک، راه مطمئنی برای درک پاسخ است و نشان می‌دهد چرا هر دو واژه زیر یک سرنخ آمده‌اند.

جمع‌بندی معنایی: برای «نزدیک» بدون توضیح اضافی، «قریب» برابر مستقیم و چهارحرفی است. «مقارن» پاسخ پنج‌حرفیِ مناسب برای نزدیکی همراه با هم‌زمانی یا مجاورت دو پدیده است. املای قریب با «ق» و تفاوت آن با غریب نیز مهم‌ترین نکته‌ای است که از خطای نوشتاری جلوگیری می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.