پرش به محتوای اصلی

نامدار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «بنام» یا «شهره»
هر دو پاسخ چهار حرف دارند و مترادف مستقیم «نامدار» هستند.

برای سرنخ «نامدار»، دو واژهٔ ثبت‌شده و اصلی بنام و شهره هستند. انتخاب میان آن‌ها به حروفی بستگی دارد که از جواب‌های عمودی یا افقی به دست آمده‌اند: اگر حرف نخست «ب» باشد، «بنام» می‌نشیند و اگر با «ش» آغاز شود، «شهره» پاسخ مناسب است. از نظر شمارش خانه‌ها تفاوتی ندارند؛ در جدول، هر دو به صورت چهار حرف نوشته می‌شوند.

دو پاسخ اصلی چه تفاوتی دارند؟

بنام۴ حرف

یعنی شناخته‌شده، صاحب‌نام و دارای آوازه. این شکل فشرده در جدول‌ها بسیار رایج است، چون فاصله و نیم‌فاصله خانهٔ جداگانه‌ای نمی‌گیرند. «پزشک بنام» یعنی پزشکی که شهرت و اعتبار دارد.

شهره۴ حرف

یعنی مشهور و معروف. این واژه اغلب هنگامی خوش‌تر می‌نشیند که شخص به یک ویژگی مشخص آوازه یافته باشد؛ مانند کسی که به دقت، سخاوت یا خوش‌قولی شهره است.

«نامدار» در ساخت خود تصویری روشن دارد: کسی که نام دارد؛ نه صرفاً به معنای داشتن اسم، بلکه به معنای آن‌که نامش میان مردم شناخته شده است. پس هستهٔ معنایی سرنخ، آوازه و شناخته‌بودن است. «بنام» همین مفهوم را در قالب صفتی کوتاه بیان می‌کند و «شهره» بر شهرت‌یافتگی تأکید دارد.

املای «بنام»؛ نکته‌ای مهم بیرون از خانه‌های جدول

در صفحهٔ جدول، پاسخ‌ها بدون فاصله وارد می‌شوند و به همین دلیل صورت بنام کاملاً قابل انتظار است. اما در نثر پیوسته باید میان سه صورت ظاهراً مشابه تمایز گذاشت. این تمایز کمک می‌کند هم جواب جدول را درست تشخیص دهیم و هم همان واژه را در جمله دقیق بنویسیم.

بنامصورت یکپارچه و متداول در خانه‌های جدول؛ دقیقاً همان پاسخی که برای این سرنخ ثبت شده است.
به‌نامصورت صفت به معنی نامدار و مشهور در نگارش پیوسته؛ مانند «استادی به‌نام».
به نامترکیب حرف اضافه و اسم، با معنایی دیگر؛ مانند «کتاب به نام او ثبت شد» یا «به نام خدا».
مرز معنایی: در «نویسنده‌ای به‌نام»، دربارهٔ شهرت نویسنده سخن می‌گوییم؛ در «کتابی به نام نویسنده»، از انتساب یا ثبت کتاب به اسم او حرف می‌زنیم. صورت دوم پاسخ معناییِ سرنخ «نامدار» نیست.

«شهره» چگونه به کار می‌رود؟

«شهره» تنها یک جایگزین مکانیکی برای «نامدار» نیست و در جمله آهنگ ویژه‌ای دارد. این صفت می‌تواند بی‌واسطه کنار اسم بیاید، اما کاربرد شناخته‌شده‌تر آن همراه با «به» است: کسی به چیزی شهره است. در این ساخت، دلیل شهرت نیز روشن می‌شود.

آن هنرمند به ظرافت نقش‌هایش شهره بود.
بازار قدیمی شهر به حجره‌های چوبی خود شهره است.
پهلوان شهره، میان مردم جایگاهی شناخته‌شده داشت.

در دو نمونهٔ نخست، «شهره» ویژگی یا زمینهٔ شهرت را برجسته می‌کند؛ در نمونهٔ سوم، خود واژه نقش صفت برای شخص را دارد و تقریباً همان معنای «نامدار» را منتقل می‌کند. همین نزدیکی مستقیم سبب شده است که «شهره» یکی از جواب‌های طبیعی و پرکاربرد این سرنخ باشد.

نقشهٔ معنایی پاسخ

رابطه نامدار با بنام و شهرهنامدار در مرکز قرار دارد و از راه مفهوم شناخته شدن به بنام و از راه آوازه یافتن در یک ویژگی به شهره پیوند می‌خورد. نامداردارای نام و آوازه بنامصاحب‌نام و معروف شهرهآوازه‌یافته و مشهور

این نقشه نشان می‌دهد که هر دو جواب به یک مرکز معنایی می‌رسند، اما مسیر بیانشان اندکی متفاوت است. «بنام» شخص یا چیزی را صاحب نام و اعتبار معرفی می‌کند؛ «شهره» نتیجهٔ پخش‌شدن آوازه را به ذهن می‌آورد. در یک جدول معمولی این ظرافت مانع هم‌معنایی نیست و حروف متقاطع انتخاب نهایی را تعیین می‌کنند.

اگر تعداد خانه‌ها چهار نبود

پاسخ ثبت‌شده برای این عنوان همان «بنام، شهره» است؛ بااین‌حال ممکن است سرنخ «نامدار» در جدولی دیگر تعداد خانه‌های متفاوتی داشته باشد. در آن حالت، چند مترادف واقعی وجود دارد که باید فقط با توجه به طول پاسخ و حروف قطعی بررسی شوند.

نامور — ۵ حرف
هم‌خانواده و بسیار نزدیک به نامدار؛ لحنی ادبی، تاریخی یا حماسی دارد و برای پهلوان، فرمانروا یا دانشمند خوش‌نشین است.
مشهور — ۵ حرف
معادل عمومی و روشن نامدار در زبان امروز است. این واژه می‌تواند برای شخص، مکان، اثر یا رویداد به کار رود.
نامی — ۴ حرف
صفتی کوتاه به معنای معروف و صاحب‌نام است. با آن‌که از نظر معنا درست است، برای این عنوان پاسخ ذخیره‌شده «بنام، شهره» است.
سرشناس — ۶ حرف
در زبان خبری و اجتماعی رایج‌تر است؛ معمولاً دربارهٔ فردی شناخته‌شده در یک حرفه یا جمع گفته می‌شود.
پرآوازه — ۷ حرف
شدت و گستردگی شهرت را برجسته می‌کند و از «معروف» توصیفی‌تر است.
نام‌آور — ۶ حرف
بر کسی دلالت دارد که آوازه و افتخار به دست آورده است. نیم‌فاصله در شمار خانه‌های جدول اثری ندارد.

تعداد حروف در این محاسبه بر پایهٔ نویسه‌هایی است که داخل خانه‌ها قرار می‌گیرند؛ فاصله و نیم‌فاصله خانه محسوب نمی‌شوند. برای نمونه «نام‌آور» در جدول با حروف ن، ا، م، آ، و، ر پر می‌شود. چنین شمارشی از انتخاب اشتباه میان «نامور» و «نام‌آور» جلوگیری می‌کند.

مرز «نامدار» با واژه‌های نزدیک

هر فرد نامدار لزوماً «محبوب» نیست. نامداری به شناخته‌شدن اشاره دارد، حال آن‌که محبوبیت از دوست داشته شدن خبر می‌دهد. همچنین «معتبر» بیش از شهرت، بر قابل اعتماد یا دارای اعتبار بودن تکیه می‌کند. ممکن است پژوهشگری در رشتهٔ خود معتبر باشد، بی‌آن‌که نزد عموم نامدار باشد؛ یا چهره‌ای بسیار نامدار باشد، اما اعتبار حرفه‌ای یکسانی در همهٔ محافل نداشته باشد.

«نامدار» با «نامدارای» یا صرفاً «نام‌داشتن» نیز یکی نیست. همهٔ آدم‌ها نام دارند، اما تنها کسی نامدار خوانده می‌شود که نام او از دایرهٔ آشنایان نزدیک فراتر رفته باشد. جزء «دار» در این ترکیب، داشتن آوازه و جایگاه شناخته‌شده را می‌رساند؛ همان الگویی که در صفت‌هایی مانند «اعتباردار» یا «آوازه‌دار» دیده می‌شود.

کاربرد دقیق‌تر: «شهره» معمولاً با زمینهٔ شهرت همراه می‌شود، «سرشناس» بر شناخته‌شدن در یک گروه یا جامعه تأکید می‌کند، «نامور» رنگ ادبی بیشتری دارد و «بنام» صفتی موجز برای صاحب‌نام بودن است.

تشخیص پاسخ از روی حروف موجود

چون دو جواب اصلی هم‌اندازه‌اند، تعداد خانه‌ها به تنهایی انتخاب را قطعی نمی‌کند. الگوی حروف راهگشاست: «بنام» با ترتیب ب ـ ن ـ ا ـ م و «شهره» با ترتیب ش ـ ه ـ ر ـ ه نوشته می‌شود. حتی یک حرف تقاطعی معمولاً ابهام را از بین می‌برد. وجود «ا» در خانهٔ سوم به «بنام» اشاره دارد؛ وجود «ر» در خانهٔ سوم یا تکرار «ه» در خانه‌های دوم و چهارم، «شهره» را قطعی می‌کند.

اگر الگو با «ن» شروع شود و پنج خانه داشته باشد، «نامور» گزینه‌ای طبیعی است. اگر پاسخ پنج‌حرفی با «م» آغاز شود، «مشهور» از نظر معنا و طول سازگار خواهد بود. این مقایسه برای روشن‌کردن تفاوت جواب‌هاست؛ در همین سرنخ مشخص، اولویت با دو پاسخ ثبت‌شدهٔ چهارحرفی است.

چند کاربرد طبیعی برای تثبیت معنا

در جملهٔ «دانشمندی بنام در آن مرکز تدریس می‌کرد»، صفت بر جایگاه شناخته‌شدهٔ دانشمند دلالت دارد. در «آن شهر به باغ‌های تاریخی‌اش شهره است»، شهرت به یک ویژگی معین پیوند می‌خورد. جملهٔ «پهلوانان نامور در روایت حضور دارند» لحنی حماسی دارد، و «چهره‌های سرشناس فرهنگی گرد هم آمدند» به زبان گزارش‌های معاصر نزدیک‌تر است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند مترادف‌ها همیشه از نظر لحن کاملاً قابل جایگزینی نیستند، هرچند برای یک سرنخ کوتاه ممکن است همگی از نظر معنایی پذیرفتنی باشند. طراح با طول خانه‌ها و تقاطع‌ها دامنه را محدود می‌کند. صورت کوتاه و چهارحرفی «بنام» یا «شهره» دقیقاً به همین علت پاسخ مؤثر این عنوان است.

جمع‌بندی واژگانی: برای «نامدار» در چهار خانه، ابتدا «بنام» و «شهره» را در نظر بگیرید. هر دو به معنی مشهور و صاحب‌آوازه‌اند؛ حروف تقاطعی مشخص می‌کنند کدام‌یک در چینش مورد نظر جا می‌گیرد. صورت «به نام» با فاصله، معنای انتساب دارد و نباید با صفت «بنام/به‌نام» اشتباه شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.