پرش به محتوای اصلی

نکوهیدن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ذم، توبیخ
«ذم» جواب کوتاه‌تر و «توبیخ» پاسخ صریح‌تر برای سرزنش مستقیم است.

برای سرنخ «نکوهیدن»، دو پاسخ ثبت‌شده و اصلی ذم و توبیخ هستند. هر دو به حوزهٔ سرزنش و ناپسند شمردن تعلق دارند، اما دقیقاً یک تصویر نمی‌سازند: ذم بیشتر نامِ بد گفتن و مقابلِ مدح است، در حالی که توبیخ معمولاً برخوردی مستقیم با شخصِ خطاکار را به ذهن می‌آورد. همین تفاوت ظریف کمک می‌کند پاسخ با طول خانه‌ها و لحن سرنخ هماهنگ شود.

دو پاسخ اصلی چه می‌گویند؟

ذمپاسخ دوحرفی

«ذم» یعنی بد گفتن از کسی یا چیزی، عیب آن را برشمردن و ناستوده دانستن آن. این واژه در برابر «مدح» قرار می‌گیرد؛ پس اگر ستودن را مدح بدانیم، نکوهیدن را می‌توان ذم نامید.

در نوشته‌های ادبی، اخلاقی و قدیمی، ترکیب‌های «ذم کردن» و «در ذمِ چیزی سخن گفتن» رایج‌اند.

توبیخپاسخ پنج‌حرفی

«توبیخ» سرزنش کردن و بازخواستن به سبب خطا یا کوتاهی است. در این واژه، مخاطب و عملی که از او سر زده برجسته‌ترند؛ برای نمونه، مدیر ممکن است فردی را به دلیل بی‌نظمی توبیخ کند.

توبیخ می‌تواند شفاهی باشد و در بافت اداری، شکل رسمی یا کتبی هم پیدا کند.

نکتهٔ زبانی: در نوشتار معمولاً «ذم» با یک «م» نوشته می‌شود؛ صورت عربی آن ممکن است با تشدید، یعنی «ذمّ»، ضبط شود. تشدید حرف جداگانه‌ای برای خانه‌های جدول به شمار نمی‌آید. «توبیخ» نیز با «ط» یا «ظ» نوشته نمی‌شود و شکل درستش با «ت» در آغاز و «خ» در پایان است.

چرا هر دو واژه با سرنخ جور درمی‌آیند؟

فعل «نکوهیدن» یعنی کسی، رفتار یا اندیشه‌ای را ناپسند شمردن، از آن بد گفتن یا بابت آن سرزنش کردن. «ذم» بخشِ ارزش‌داورانهٔ این معنا را نشان می‌دهد: گوینده موضوعی را بد و سزاوار نکوهش معرفی می‌کند. «توبیخ» بخشِ کنشی معنا را پررنگ می‌کند: سرزنش رو به مخاطب بیان می‌شود و اغلب انتظار اصلاح رفتار نیز در پس آن وجود دارد.

بنابراین، در سرنخی که تنها یک مصدر مانند «نکوهیدن» آمده، پاسخ کوتاه و فرهنگ‌نامه‌ای «ذم» بسیار طبیعی است. اگر تعداد خانه‌ها بیشتر باشد یا حروف متقاطع به «ت…خ» برسند، «توبیخ» انتخاب روشن‌تری خواهد بود. ویرگول در عبارت پاسخ به معنی آن است که با دو جواب معتبر روبه‌رو هستیم، نه اینکه باید هر دو را پشت سر هم در یک ردیف نوشت.

نقشه معنایی نکوهیدن، ذم و توبیخذم بر ناستوده دانستن و توبیخ بر سرزنش مستقیم و بازخواست تأکید دارد و هر دو زیر معنای نکوهیدن قرار می‌گیرند.نکوهیدنذمناستوده دانستن؛ مقابل مدحتوبیخسرزنش مستقیم؛ گاه رسمی

مرز معنایی با جواب‌های نزدیک

چند واژهٔ دیگر نیز در خانوادهٔ معنایی نکوهش قرار دارند، اما جایگزینی آن‌ها به تعداد خانه‌ها و ظرافت عبارت بستگی دارد. این واژه‌ها را می‌توان پاسخ‌های نزدیک دانست، نه دلیلی برای کنار گذاشتن جواب ثبت‌شده.

ملامتسرزنشمذمتشماتتعتابنکوهش
ملامت

به سرزنش کردن نزدیک است و گاهی لحنی اخلاقی یا عاطفی دارد؛ مانند ملامت کردن کسی بابت تصمیمی نادرست. این واژه شش حرف دارد و از نظر معنا عمومی‌تر از توبیخ رسمی است.

سرزنش

فارسیِ رایج و روشن این خانواده است. هم برای خطاب مستقیم و هم برای داوری منفی به کار می‌رود، ولی در جدول با شش خانه جا می‌گیرد.

مذمت

از همان ریشهٔ «ذم» است و معنای بدگویی، نکوهش و ناپسند شمردن دارد. «ذم» صورت فشرده‌تر و مناسب خانه‌های کمتر است؛ «مذمت» پنج حرف دارد.

شماتت

ممکن است سرزنش را با خوشحالی از گرفتاری یا یادآوری گزندهٔ شکست همراه کند. به همین دلیل همیشه معادل خنثی و کامل نکوهیدن نیست.

عتاب

سرزنشی خطاب‌گونه و غالباً ادبی است و می‌تواند با گله و درشتی همراه باشد. چهار حرفی بودن آن در بعضی جدول‌ها مفید است، اما پاسخ اولیهٔ این سرنخ همچنان ذم و توبیخ است.

کاربرد درست در جمله

دیدن واژه‌ها در بافت، تفاوت آن‌ها را ملموس‌تر می‌کند. در جملهٔ «نویسنده در این رساله آزمندی را ذم می‌کند»، موضوعِ سخن یک خصلت است و نویسنده آن را ناپسند می‌شمارد. در جملهٔ «مسئول گروه، عضو بی‌انضباط را توبیخ کرد»، سرزنش مستقیماً متوجه یک فرد است. پس «ذمِ یک رفتار» و «توبیخِ یک شخص به سبب رفتار» دو الگوی شاخص‌اند، هرچند مرز کاربرد در همهٔ جمله‌ها سخت و مطلق نیست.

ذم: شاعر خودپسندی را ذم و فروتنی را مدح کرده است.

توبیخ: آموزگار شاگرد را برای بی‌احترامی توبیخ کرد.

نکوهیدن: متن، بی‌وفایی را می‌نکوهد و بر درست‌پیمانی تأکید می‌کند.

نکوهیده: بدعهدی در این روایت رفتاری نکوهیده شمرده شده است.

از نظر ساخت دستوری نیز تفاوت کوچکی دیده می‌شود. «نکوهیدن» مصدر سادهٔ فارسی است و بن مضارع آن در صورت‌هایی مانند «می‌نکوهد» دیده می‌شود. «ذم» و «توبیخ» واژه‌های عربیِ پذیرفته‌شده در فارسی‌اند که با «کردن» فعل مرکب می‌سازند: «ذم کردن» و «توبیخ کردن». خودِ اسم‌ها نیز مستقل می‌آیند؛ مانند «ذمِ ریا» یا «توبیخِ متخلف».

تقابل روشن با ستایش

راه دقیق فهمیدن «ذم» توجه به جفتِ متضاد آن است: ذم و مدح. مدح یعنی ستایش و بیان خوبی‌ها؛ ذم یعنی نکوهش و بیان بدی‌ها. این تقابل در نقد ادبی، نوشته‌های اخلاقی و توصیف موضع یک نویسنده کاربرد فراوان دارد. «توبیخ» چنین جفت اصطلاحیِ ثابتی با مدح ندارد، زیرا بیش از آنکه نام یک داوری باشد، نوعی برخورد یا بازخواست است. در برابر توبیخ، بسته به جمله، تشویق یا تقدیر قرار می‌گیرد.

همین نکته نشان می‌دهد چرا «ذم» برای یک سرنخ کوتاه بسیار قوی است. طراح جدول معمولاً از پیوندهای جاافتاده و متضادها بهره می‌برد: «ستودن» به «مدح» و «نکوهیدن» به «ذم» می‌رسد. وقتی جواب پنج‌حرفی لازم باشد، «توبیخ» همان مفهوم را با تأکیدی متفاوت کامل می‌کند.

شکل‌های هم‌خانواده را اشتباه نگیریم

«نکوهش» نامِ عمل است، «نکوهیدن» خودِ مصدر و «نکوهیده» صفت چیزی است که سزاوار سرزنش دانسته می‌شود. برای مثال، در «نکوهشِ دروغ»، از عمل یا سخنِ سرزنش‌آمیز حرف می‌زنیم؛ در «دروغ را نکوهیدن»، عمل به صورت مصدر آمده؛ و در «رفتار نکوهیده»، صفت بر ناپسند بودن رفتار دلالت دارد. «نکوهش‌آمیز» نیز بیشتر کیفیتِ لحن، نگاه یا سخنی را بیان می‌کند که در آن سرزنش احساس می‌شود.

در سوی دیگر، «مذموم» یعنی نکوهیده و ناپسند؛ بنابراین پاسخِ سرنخ «نکوهیده» می‌تواند مذموم باشد، اما برای سرنخِ مصدری «نکوهیدن»، اسم‌مصدر «ذم» مناسب‌تر است. این تمایز میان عمل و صفت، از انتخاب پاسخ هم‌معنی اما از نظر دستوری نامتناسب جلوگیری می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: اگر مفهوم «بد دانستن و در نکوهش چیزی سخن گفتن» برجسته باشد، «ذم» دقیق است. اگر «بازخواست و سرزنش مستقیم به علت خطا» منظور باشد، «توبیخ» دقیق‌تر است. پاسخ‌های ملامت، مذمت، سرزنش و عتاب تنها وقتی انتخاب می‌شوند که تعداد حروف و حروف تقاطعی آن‌ها را تأیید کند.

خوانش و نوشتن پاسخ‌ها

«ذم» با صدای کوتاهِ آغازین خوانده می‌شود و در خط فارسی سه نشانهٔ نوشتاری دارد، اما برای جدول دو حرف محسوب می‌شود: ذ و م. تشدید احتمالی روی م، خانهٔ تازه‌ای نمی‌سازد. «توبیخ» پنج حرف دارد: ت، و، ب، ی، خ. پیوستگی ظاهری بعضی حروف در خط فارسی نیز تعداد خانه‌ها را تغییر نمی‌دهد؛ هر حرف یک خانه می‌گیرد.

صورت «توبيخ» با ی عربی ممکن است در متن‌های عربی یا صفحه‌کلیدهای متفاوت دیده شود، ولی در فارسی معیار «توبیخ» با ی فارسی نوشته می‌شود. همچنین «ذَم» یا «ذمّ» فقط نمایش حرکت و تشدیدند و پاسخ معمول جدول بدون اعراب، همان «ذم» است.

پس برای این مدخل، پاسخ مستقیم و قابل اتکا «ذم، توبیخ» است: اولی کوتاه، ادبی و در تقابل با مدح؛ دومی روشن، رایج و ناظر به سرزنش یا بازخواست مستقیم. پاسخ نهایی را باید بر پایهٔ دو یا پنج خانه و حروف به‌دست‌آمده از تقاطع‌ها انتخاب کرد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.