پرش به محتوای اصلی

مژده رسان در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: بشیر

یعنی کسی که خبر خوش و مژده می‌آورد.

چرا «بشیر» پاسخ دقیق است؟

سرنخ از یک شخص یا نقش انسانی سخن می‌گوید: کسی که مژده را به دیگران می‌رساند. «بشیر» درست همین معنا را در یک واژه فشرده بیان می‌کند؛ یعنی بشارت‌دهنده، مژده‌آور و آورنده خبر خوش. به همین دلیل، میان معادل‌های ممکن، برای خانه‌های کوتاه جدول پاسخی مستقیم و شناخته‌شده است.

این کلمه در فارسی رسمی و ادبی جا افتاده، هرچند اصل آن عربی است. پس در این سرنخ، «بشیر» نام یک فرد مشخص نیست؛ معنای وصفی آن مورد نظر است.

بَشیرچهار حرف: ب · ش · ی · ر

معنای واژه، بدون ابهام

«بشیر» به کسی گفته می‌شود که بشارت می‌دهد. بشارت معمولاً خبری است که شنیدن آن شادی، امید یا آسودگی می‌آورد؛ بنابراین بشیر فقط یک پیام‌رسان معمولی نیست، بلکه محتوای پیام او خوشایند است. همین بخشِ «خوش بودن خبر» تفاوت اصلی این واژه با کلمه‌های عمومی‌تری مانند «قاصد»، «پیک» و «پیام‌آور» است. یک پیک می‌تواند هر نوع خبری بیاورد، اما بشیر بنا بر معنای اصلی خود حامل مژده است.

مژده‌آوربشارت‌دهندهخوش‌خبرنویدرسان

از نظر دستوری، این واژه می‌تواند نقش اسم یا صفت داشته باشد. وقتی می‌گوییم «بشیر از راه رسید»، به شخص مژده‌آور اشاره می‌کنیم؛ در ترکیبی مانند «قاصدِ بشیر»، معنای وصفی آن برجسته‌تر می‌شود. «بشیر» همچنین نام مردانه‌ای رایج است، اما حضور آن در نام‌گذاری نیز از همان مفهوم خوش و امیدبخش سرچشمه می‌گیرد.

دو سوی یک پیام: بشیر و نذیر

برای به خاطر سپردن معنای پاسخ، بهترین قرینه «نذیر» است. در زبان دینی و ادبی، این دو واژه بارها کنار هم قرار می‌گیرند: بشیر خبرِ امیدبخش می‌دهد و نذیر نسبت به خطر یا پیامد ناخوشایند هشدار می‌دهد. هر دو پیام‌رسان‌اند، اما جهت عاطفی و کارکرد پیامشان یکسان نیست.

این تقابل کمک می‌کند که پاسخ با «مبهم‌ترین معنای پیام‌رسان» اشتباه نشود. اگر سرنخ «بیم‌دهنده» یا «هشداردهنده» بود، «نذیر» پاسخ محتمل به شمار می‌آمد؛ اما برای «مژده‌رسان»، سوی روشن این جفت یعنی «بشیر» لازم است.

املای پاسخ و تعداد حروف

املای معیار پاسخ بشیر است و از چهار حرف تشکیل می‌شود. حرف سوم «ی» است؛ بنابراین صورت‌هایی که در تلفظ عامیانه کشیدگی واکه را نشان نمی‌دهند، نباید وارد خانه‌های جدول شوند. چینش حروف از راست به چپ چنین است:

بشیر

خودِ عبارت فارسی «مژده‌رسان» در نگارش معیار با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، زیرا از «مژده» و جزء فعلی «رسان» ساخته شده است. در عنوان جدول ممکن است به علت شیوه ثبت سرنخ، فاصله کامل دیده شود؛ این تفاوت ظاهری هیچ اثری بر پاسخ چهارحرفی ندارد.

هم‌ریشه‌ها چه چیزی را روشن می‌کنند؟

رابطه میان «بشیر»، «بشارت» و «تبشیر» تصادفی نیست. همه این واژه‌ها به حوزه خبر دادن و نمایان شدن اثر خبر مربوط‌اند. در فارسی، «بشارت» خودِ مژده یا عمل مژده دادن است؛ «تبشیر» بیشتر به عمل بشارت دادن اشاره دارد؛ و «بشیر» شخصی است که آن کار را انجام می‌دهد. شناخت همین خانواده واژگانی باعث می‌شود پاسخ جدول نه فقط حفظ شود، بلکه از راه معنا نیز قابل بازیابی باشد.

پیوند معنایی: بشارت، محتوای خوشایند یا مژده است؛ بشیر، آورنده آن مژده است. سرنخ درباره آورنده سخن می‌گوید، پس پاسخ باید نامِ شخص یا صفت او باشد.

در متون مذهبی، «بشیر» صفتی برای پیامبران و به‌ویژه برای پیامبر اسلام است؛ یعنی فرستاده‌ای که مؤمنان و نیکوکاران را به پاداش و رحمت مژده می‌دهد. در همان بافت، آمدن «نذیر» در کنار آن توازن میان امید دادن و هشدار دادن را نشان می‌دهد. با این حال، معنای لغوی بشیر محدود به بافت دینی نیست و برای هر مژده‌آوری قابل فهم است.

آیا «مبشر» هم می‌تواند جواب باشد؟

«مبشر» نیز از نظر لغوی بشارت‌دهنده است و در بعضی جدول‌ها ممکن است برای سرنخی نزدیک به همین معنا مطرح شود. با وجود این، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق این سرنخ «بشیر» است. افزون بر آن، «مبشر» پنج حرف دارد و در فارسی امروز گاهی معنای تخصصی‌تری پیدا می‌کند؛ برای نمونه به فردی گفته می‌شود که آموزه یا آیینی را تبلیغ می‌کند. بنابراین این دو را نباید در همه بافت‌ها بدون توجه به تعداد خانه‌ها جای یکدیگر گذاشت.

بشیرچهارحرفی، خودِ مژده‌آور؛ دقیق‌ترین تطبیق با سرنخ حاضر.
مبشرپنج‌حرفی، بشارت‌دهنده؛ گاه دارای کاربرد تبلیغی یا دینی مشخص‌تر.
نویدبخشبیشتر صفتِ چیزی امیدآفرین است؛ مثلاً «نشانه‌ای نویدبخش».
پیکحامل هر نوع پیام است و خوش بودن خبر در معنای آن الزامی نیست.

«مژده‌آور»، «مژده‌دهنده»، «خوش‌خبر» و «نویدرسان» هم از لحاظ مفهوم نزدیک‌اند، اما طول و ساخت آنها با پاسخ این جدول فرق دارد. «چاوش» نیز در برخی بافت‌های تاریخی یا آیینی پیشروِ کاروان و بانگ‌زن بوده است؛ این واژه بدون قرینه کافی معادل دقیق بشیر محسوب نمی‌شود. پس وجود یک شباهت دور معنایی، دلیل مناسبی برای جایگزین کردن پاسخ قطعی نیست.

کاربرد «بشیر» در جمله

جمله‌های زیر نشان می‌دهند که این واژه چگونه نقش آورنده خبر خوش را می‌گیرد و چرا با سرنخ هماهنگ است:

«قاصد، بشیرِ پیروزی بود و با رسیدنش شهر غرق شادی شد.»

«پس از ماه‌ها انتظار، نامه برای خانواده حکمِ بشیر را داشت.»

«پرستو در تصویر شاعرانه، بشیرِ بهار و پایان سرمای زمستان است.»

در نمونه نخست، بشیر مستقیماً یک انسان است. در دو نمونه بعد، کاربرد استعاری دیده می‌شود: نامه یا پرستو چون نشانه و حامل خبر خوش است، به مژده‌رسان تشبیه می‌شود. بنابراین هسته معنا در همه کاربردها ثابت می‌ماند، حتی اگر آورنده مژده انسان نباشد.

ظرافت معناییِ «مژده»

در کاربرد غالب، بشارت خبری خوش است. گاهی در زبان ادبی یا دینی، فعلِ بشارت دادن به‌صورت کنایی و طعنه‌آمیز همراه با خبری ناخوش می‌آید؛ در چنین ساختی خوشیِ ظاهری واژه عمداً وارونه شده است. این کاربرد بلاغی معنای پایه «بشیر» را تغییر نمی‌دهد. وقتی جدول بدون قرینه کنایی تنها «مژده‌رسان» را می‌آورد، همان معنای روشنِ آورنده خبر خوش منظور است.

همچنین «نویدبخش» الزاماً شخص نیست. ممکن است یک آمار، نشانه یا آغاز تازه نویدبخش باشد، بی‌آنکه پیامی را از جایی به جای دیگر ببرد. ولی «بشیر» معمولاً چهره یا عاملی را پیش چشم می‌آورد که خبر خوش را به مخاطب می‌رساند؛ همین ویژگی عامل‌بودن، آن را به ساخت «مژده‌رسان» نزدیک‌تر می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: سرنخ یک واژه چهارحرفی برای «آورنده خبر خوش» می‌خواهد. «بشیر» هم از نظر معنی، هم از نظر کاربرد ادبی و هم از نظر تعداد حروف با آن تطابق کامل دارد. «مبشر» و «مژده‌آور» هم‌معناهای قابل توجه‌اند، اما پاسخ اصلی این جدول نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.