پرش به محتوای اصلی

مقبره در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: مزار
معادل چهارحرفی و رایجِ «مقبره» در جدول است.

«مزار» کوتاه‌ترین پاسخ دقیق برای سرنخ حاضر نیست، اما از پاسخ‌های بسیار شناخته‌شده و خوش‌نشستِ جدول است: چهار حرف دارد، از نظر معنایی مستقیماً به محل دفن اشاره می‌کند و در فارسی معمولاً درباره قبری به کار می‌رود که مردم آن را می‌شناسند، حرمت می‌گذارند یا به دیدارش می‌روند. به همین دلیل، وقتی سرنخ فقط «مقبره» است و چهار خانه پیش رو داریم، انتخاب مزار از نظر معنی و ساختار کاملاً استوار است.

مزار دقیقاً چه معنایی دارد؟

مزار در کاربرد اصلی یعنی جای زیارت و محل دفن. این واژه هم می‌تواند خود قبر را نشان دهد و هم مکانی را که پیرامون قبر شخصی محترم یا شناخته‌شده شکل گرفته است. در عبارت‌هایی مانند «مزار شاعر»، «مزار شهید» یا «بر سر مزار رفتن»، توجه تنها به خاک‌سپاری نیست؛ یادکرد، حضور و ادای احترام نیز در معنی واژه احساس می‌شود.

پس پیوند مزار با مقبره فقط یک شباهت لغت‌نامه‌ای نیست؛ هر دو مکان دفن را نام می‌برند، با این تفاوت که مزار اغلب رنگِ زیارت و احترام بیشتری دارد.

چیدمان پاسخ در چهار خانه

مزار

املای معیار: م + ز + ا + ر
بدون نیم‌فاصله، همزه یا نشانهٔ اضافی

چرا «مزار» با سرنخ «مقبره» جور درمی‌آید؟

مقبره معمولاً محل یا بنایی است که برای دفن یک یا چند تن در نظر گرفته شده است. مزار نیز به همان هستهٔ معنایی، یعنی جای دفن، اشاره می‌کند. در یک متن معماری ممکن است «مقبره» بیشتر خود ساختمان را به ذهن بیاورد، اما در زبان عمومی و ادبی، «مزار» می‌تواند جای آن را بگیرد. سازندهٔ جدول معمولاً همین بخش مشترک معنا را در نظر دارد و پاسخ کوتاه‌تر را انتخاب می‌کند.

نمونهٔ معنایی: در جملهٔ «مزار او در شهر زادگاهش قرار دارد»، واژهٔ مزار را می‌توان با «مقبره» یا «آرامگاه» جایگزین کرد، بی‌آنکه اصل خبر ــ محل دفن بودن ــ تغییر کند.
نمونهٔ کاربردی: ترکیب «سنگ مزار» به سنگی اشاره دارد که بر قبر قرار می‌گیرد؛ بنابراین خود واژه به‌روشنی با حوزهٔ قبر، دفن و آرامگاه پیوند دارد.
ظرافت معنایی: هر مزاری محل دفن است، اما در کاربرد روزمره هر محل دفنی را لزوماً «مزار» نمی‌نامیم. این واژه اغلب وقتی طبیعی‌تر است که پای شناخته‌شدن، زیارت یا گرامی‌داشت فرد در میان باشد.
رابطه معنایی مزار با مقبره و واژه‌های نزدیکمزار در مرکز قرار دارد و از یک سو با محل دفن و از سوی دیگر با زیارت و احترام پیوند می‌خورد. مزارجای دفن با مفهوم دیدار و حرمت مقبرهمحل یا بنا زیارتدیدار محترمانه محل دفن یاد و احترام

واژه‌های نزدیک؛ هم‌معنا اما نه همیشه هم‌اندازه

سرنخ «مقبره» می‌تواند در جدول‌های مختلف پاسخ‌های دیگری هم داشته باشد. تفاوت اصلی در تعداد حروف و حال‌وهوای معنایی است. اگر پاسخ چهارخانه‌ای باشد، مزار با پاسخ ثبت‌شده و معنی سرنخ منطبق است؛ گزینه‌های زیر زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که شمار خانه‌ها یا حروف تقاطعی چیز دیگری نشان دهد.

قبر۳ حرف

مستقیم‌ترین نام برای محل دفن یک فرد است. «قبر» لزوماً وجود بنا، گنبد یا جایگاه زیارتی را نمی‌رساند و از مزار خنثی‌تر و عمومی‌تر است.

مرقد۴ حرف

واژه‌ای ادبی و احترام‌آمیز برای آرامگاه است و در بافت‌های مذهبی بسیار طبیعی می‌نشیند. اگر یکی از حروف تقاطعی با مزار ناسازگار باشد، مرقد مهم‌ترین رقیب چهارحرفی است.

مدفن۴ حرف

بر «جایی که کسی در آن دفن شده» تأکید دارد. این واژه از ریشهٔ دفن است و الزاماً معنای زیارتگاه یا بنای یادمانی را با خود نمی‌آورد.

آرامگاه۷ حرف

برابر فارسیِ روشن و رایجی است که اغلب برای محل دفن اشخاص نامدار یا بنای ساخته‌شده بر آن به کار می‌رود. طول بیشتر آن را از پاسخ اصلی جدا می‌کند.

گور۳ حرف

واژه‌ای فارسی و کهن برای قبر است. در قیاس با مزار، معنای زیارت و تکریم در آن برجسته نیست و ممکن است در بعضی بافت‌ها لحن ساده‌تر یا خشن‌تری داشته باشد.

بقعه۴ حرف

بیشتر به ساختمان یا مکان مشخصی گفته می‌شود که می‌تواند آرامگاه را در خود جای دهد. بنابراین بقعه همیشه مترادف کامل خودِ قبر نیست و جنبهٔ مکانی و معماری آن پررنگ‌تر است.

فرق «مزار» با ساختمان مقبره

در گفتار، مرز میان این دو واژه گاهی محو می‌شود، ولی یک تفاوت مفید وجود دارد: «مقبره» می‌تواند نام یک سازهٔ معماری باشد؛ یعنی اتاق، گنبد، برج یا مجموعه‌ای که محل دفن در آن قرار گرفته است. «مزار» بیشتر نقطه‌ای را برجسته می‌کند که شخص در آن آرمیده و برای دیدار یا ادای احترام به آن مراجعه می‌شود. برای نمونه، ممکن است دربارهٔ معماری یک مقبره سخن بگوییم، اما گل را بر مزار بگذاریم.

این تمایز مطلق نیست. در نوشته‌های فارسی، «مزار فلان شخصیت» گاهی به تمام مجموعهٔ آرامگاهی نیز گفته می‌شود و «مقبره» هم می‌تواند خود محل دفن را برساند. همین هم‌پوشانی است که مزار را به پاسخ درست جدول تبدیل می‌کند، بی‌آنکه ظرافت کاربردی دو واژه نادیده گرفته شود.

ریشه و خانوادهٔ معنایی «مزار»

مزار واژه‌ای عربی‌اصل و وابسته به مفهوم «زیارت کردن» است. در فارسی، این پیوند در ترکیب‌هایی چون «زیارت مزار»، «مزار متبرک» و «زائران مزار» آشکار می‌شود. بنابراین معنی آن تنها «جایی زیر خاک» نیست؛ حرکتِ دیدارکننده به سوی آن مکان نیز در پیشینه و کاربرد واژه حضور دارد. این نکته توضیح می‌دهد چرا برای محل دفن بزرگان، شاعران، عارفان یا شهیدان، «مزار» طبیعی‌تر از یک واژهٔ کاملاً خنثی به گوش می‌رسد.

جمع فارسی آن «مزارها» است و صورت عربیِ جمع، یعنی «مزارات»، نیز در بعضی نوشته‌های رسمی یا تاریخی دیده می‌شود. برای پاسخ جدول حاضر فقط صورت مفرد و معیارِ «مزار» لازم است. نوشتن «مذ‌ار» یا حذف الف نادرست است؛ حرف دوم این واژه «ز» و ترتیب دقیق حروف آن م، ز، ا، ر است.

مزار در ترکیب‌های فارسی

هم‌نشینی‌های یک واژه، محدودهٔ معنای آن را بهتر از یک تعریف کوتاه نشان می‌دهند. «سنگ مزار» بر نشانه و سنگِ روی قبر دلالت دارد؛ «بر سر مزار» حضور در کنار محل دفن را می‌رساند؛ «مزار خانوادگی» محل دفن وابستگان یک خاندان است؛ و «مزار ناشناخته» می‌گوید محل دفن وجود دارد، هرچند هویت مدفون یا جایگاه عمومی آن روشن نباشد.

در تعبیر «گل بر مزار گذاشتن»، جنبهٔ یادبود و احترام برجسته است. در «ساخت بنایی بر مزار»، خود مزار از بنایی که بعداً پیرامونش ساخته می‌شود جدا دانسته شده است. این دو نمونه کمک می‌کنند بفهمیم چرا مزار گاهی دقیقاً قبر است و گاهی در کاربرد گسترده‌تر، تمام آرامگاه را در بر می‌گیرد.

نکتهٔ املایی برای خانه‌های متقاطع: «مزار» با «مزارات» و «زیارتگاه» یکی نیست. اولی مفردِ چهارحرفی است؛ مزارات صورت جمع است و زیارتگاه دامنه‌ای وسیع‌تر دارد، زیرا هر زیارتگاهی الزاماً مقبره نیست.

چه زمانی پاسخ دیگری محتمل‌تر می‌شود؟

اگر سرنخ همراه با قیدی مانند «بنای مقبره»، «مقبرهٔ مقدس» یا «محل دفن» آمده باشد، دامنهٔ پاسخ تغییر می‌کند. برای «بنای مقبره» واژه‌هایی مانند بقعه یا آرامگاه ممکن است مناسب‌تر باشند؛ برای «محل دفن» مدفن بسیار دقیق است؛ و برای تعبیر مذهبی و ادبی، مرقد قوت بیشتری پیدا می‌کند. اما در صورت سادهٔ همین عنوان، پاسخ ذخیره‌شده یعنی «مزار» نه‌فقط از نظر تعداد حروف، بلکه از نظر کاربرد رایج فارسی نیز انتخاب اصلی است.

حروف متقاطع همیشه می‌توانند میان چند مترادف داوری کنند. اگر چهار خانه وجود دارد و حرف دوم «ز» یا حرف سوم «ا» به دست آمده، الگوی «مزار» تقریباً روشن است. اگر حرف دوم «ر» باشد، احتمال «مرقد» بالا می‌رود؛ و اگر حروف به م، د، ف، ن برسند، پاسخ «مدفن» است. این مقایسه برای تشخیص تفاوت واقعی گزینه‌هاست، نه افزودن پاسخ‌های بی‌ارتباط.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای «مقبره» در یک پاسخ چهارحرفی، مزار انتخاب مستقیم و معتبر است. این واژه محل دفن را می‌رساند و معمولاً حسِ زیارت، یادبود یا احترام نیز با آن همراه است. «مرقد» و «مدفن» جایگزین‌های چهارحرفیِ ممکن‌اند، اما هر کدام رنگ معنایی جداگانه‌ای دارند؛ پاسخ اصلی این سرنخ همان مزار است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.