پرش به محتوای اصلی

مغلوب شدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: شکست، باختن
هر دو واژه به قرار گرفتن در سویِ بازنده اشاره دارند.

در این سرنخ، عبارت «مغلوب شدن» نتیجه‌ای را بیان می‌کند که پس از ناتوانی در غلبه بر حریف رخ می‌دهد. پاسخ ذخیره‌شده دو صورت رایج همین معنا را کنار هم آورده است: شکست صورت کوتاه و اسمی، و باختن صورت فعلی. انتخاب میان آن‌ها در یک جدول مشخص معمولاً به تعداد خانه‌ها و ساخت دستوری پاسخ وابسته است.

شکست

نامِ نتیجه‌ای است که در آن برتری به طرف مقابل می‌رسد. این واژه چهار حرف دارد و در جدول‌ها به سبب کوتاهی و فشردگی بسیار مناسب است.

نمونه: شکستِ تیم در دیدار پایانی
باختن

مصدر و فعلِ لازم است؛ یعنی خودِ بازنده فاعل جمله است و عمل بر مفعولی انجام نمی‌شود. این پاسخ شش حرف دارد.

نمونه: باختن در مسابقه با وجود بازی خوب

چرا هر دو پاسخ درست‌اند؟

«مغلوب شدن» را می‌توان از دو زاویه دید. اگر سرنخ نامِ رخداد را بخواهد، «شکست» طبیعی است: مغلوب شدن یک نفر یا گروه، شکست اوست. اگر سرنخ به دنبال مصدر هم‌معنا باشد، «باختن» دقیق‌تر می‌نشیند: کسی که می‌بازد، مغلوب می‌شود. بنابراین این دو پاسخ رقیب یکدیگر نیستند؛ یکی نتیجه را نام‌گذاری می‌کند و دیگری رخ‌دادن آن را.

یک تبدیل ساده: «سپاه در نبرد مغلوب شد» ← «سپاه شکست خورد» ← «سپاه نبرد را باخت». در هر سه جمله نتیجه یکسان است، اما ساختمان جمله تغییر می‌کند.
نقشه معنایی مغلوب شدنارتباط مغلوب شدن با شکست، باختن و پاسخ‌های نزدیک را نشان می‌دهد. مغلوب شدن شکست باختن شکست خوردن تسلیم شدن ≠ دقیقاً

تفاوت مهمِ «شدن» و «کردن»

جهت فعل در این سرنخ تعیین‌کننده است. «مغلوب شدن» درباره کسی است که بر او غلبه شده؛ اما «مغلوب کردن» درباره کسی است که بر دیگری غلبه می‌کند. جابه‌جایی همین یک جزء، پاسخ را از سوی بازنده به سوی برنده می‌برد.

مغلوب شدن

شکست خوردن، باختن

کشتی‌گیر در دور آخر مغلوب شد؛ یعنی مسابقه را باخت.

مغلوب کردن

شکست دادن، چیره شدن بر

کشتی‌گیر حریف را مغلوب کرد؛ یعنی او را شکست داد.

پس «بردن»، «غلبه کردن» و «شکست دادن» برای این سرنخ پاسخ نیستند؛ این واژه‌ها کنشِ طرف پیروز را بیان می‌کنند. همین تمایز مانع یکی از رایج‌ترین لغزش‌های معنایی در خواندن این عبارت می‌شود.

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

در فرهنگ‌ها و کاربردهای فارسی، چند ترکیب دیگر نیز کنار «مغلوب شدن» دیده می‌شود. با این حال، همه آن‌ها در هر بافتی جای «شکست» یا «باختن» را نمی‌گیرند:

۱

شکست خوردن

روشن‌ترین عبارت توضیحی است و در جنگ، ورزش، رقابت انتخاباتی یا کوشش فردی کاربرد دارد. چون یک ترکیب دوکلمه‌ای و بلندتر است، تنها وقتی تعداد خانه‌ها اجازه دهد انتخاب مناسبی خواهد بود.

۲

منهزم شدن

بیشتر رنگ نظامی و تاریخی دارد و معمولاً شکست همراه با ازهم‌پاشیدگی یا عقب‌نشینی نیروها را تداعی می‌کند. برای یک بازی عادی یا مسابقه دوستانه، رسمی‌تر و سنگین‌تر از «باختن» است.

۳

مقهور شدن

بر چیرگی و قدرتِ غالب تأکید می‌کند. انسان ممکن است در برابر حریف، ترس، فشار یا نیرویی بزرگ مقهور شود. این واژه به معنای اصلی نزدیک است، ولی دامنه کاربردش از نتیجه یک مسابقه فراتر می‌رود.

۴

تسلیم شدن

با مغلوب شدن هم‌پوشانی دارد اما برابر کامل آن نیست. تسلیم ممکن است تصمیمی برای ادامه ندادن مقاومت باشد، حتی پیش از آنکه شکست قطعی رخ دهد؛ در مقابل، مغلوب شدن خودِ برتری یافتن طرف مقابل را گزارش می‌کند.

نکته درباره «شکست»: این واژه تنها معنای باخت ندارد. در جمله‌هایی مانند «شکست استخوان»، «شکست نور» یا «شکست دیوار»، معنا به‌ترتیب شکستگی، انکسار یا ترک‌خوردگی است. حضور عبارت «مغلوب شدن» در سرنخ، معنای مورد نظر را به حوزه پیروزی و باخت محدود می‌کند.

کاربرد پاسخ در موقعیت‌های گوناگون

در زبان ورزش، «باختن» بی‌واسطه و طبیعی است: «تیم میزبان بازی را باخت.» همان رویداد را با اسم می‌توان چنین بیان کرد: «این نخستین شکست تیم میزبان بود.» در روایت تاریخی، «شکست خوردن» معمولاً روان‌تر از «باختن» است، زیرا نبرد صرفاً یک بازی یا مسابقه نیست: «نیروهای مهاجم شکست خوردند.»

در کاربرد مجازی نیز «مغلوب شدن» همیشه حریف انسانی نمی‌خواهد. می‌گوییم «در برابر خستگی مغلوب شد» یا «بر اثر فشار حوادث شکست خورد». در چنین جمله‌هایی «شکست» همچنان مفهوم ناکامی و از دست رفتن توان مقابله را نگه می‌دارد، اما «باختن» ممکن است محاوره‌ای‌تر شنیده شود. عبارت «او در برابر خواب باخت» قابل فهم است، ولی «مغلوب خواب شد» تصویر ادبی‌تری می‌سازد.

از نظر دستوری نیز تفاوت ظریفی وجود دارد. «باختن» می‌تواند با مفعول بیاید: «او مسابقه را باخت»؛ و می‌تواند بدون ذکر مفعول به کار رود: «او باخت». «شکست» اسم است و معمولاً با فعل‌هایی چون خوردن، پذیرفتن، تجربه کردن یا متحمل شدن همراه می‌شود. در جواب کوتاه جدول، همین اجزای همراه حذف می‌شوند و هسته معنایی باقی می‌ماند.

صورت‌های واژه و نشانه‌های املایی

شکست: ۴ حرفباختن: ۶ حرفشکست‌خوردن: ترکیب فعلیمغلوبیت: اسم حالت

املای «شکست» و «باختن» ابهام ویژه‌ای ندارد. در نوشتار پیوسته، «شکست خوردن» به صورت دو جزء نوشته می‌شود و در شکل اسمی یا صفتیِ وابسته، نیم‌فاصله می‌تواند خوانایی را بهتر کند؛ مانند «شکست‌خورده». «مغلوبیت» نیز اسمِ حالتِ مغلوب بودن است، نه خودِ فعل، و نسبت به دو جواب اصلی لحنی رسمی‌تر دارد.

اگر الگوی خانه‌ها چهار جای خالی نشان دهد، «شکست» دقیقاً با آن سازگار است. اگر شش جای خالی و یک مصدر خواسته شده باشد، «باختن» انتخاب روشن‌تری است. پاسخ ذخیره‌شده هر دو احتمال متداول را پوشش می‌دهد و بدون دانستن تقاطع حروف، حذف یکی از آن‌ها ضرورتی ندارد.

هم‌خانواده‌ها و واژه‌های مقابل

«بازنده» کسی است که باخته و «باخت» اسمِ حاصل از باختن است. در سوی دیگر، «برنده»، «پیروزی»، «غلبه» و «فتح» به نتیجه مخالف اشاره می‌کنند. برای «شکست» نیز ترکیب‌های «شکست‌خورده» و «شکست‌ناپذیر» ساخته می‌شود؛ اولی وصف فرد یا گروه مغلوب است و دومی کسی یا چیزی را توصیف می‌کند که شکست دادن او دشوار یا ناممکن پنداشته می‌شود.

رابطه متضادها به روشن شدن سرنخ کمک می‌کند: مغلوب شدن در برابر غالب شدن قرار می‌گیرد، باختن مقابل بردن است و شکست در برابر پیروزی می‌نشیند. این تقارن نشان می‌دهد چرا «شکست، باختن» از نظر معنا و نقش واژگانی پاسخ منسجمی است.

جمع‌بندی معنایی

برای عبارت «مغلوب شدن»، پاسخ اصلی همان شکست، باختن است. «شکست» نتیجه را کوتاه و اسمی بیان می‌کند و «باختن» مصدرِ مستقیم آن است. «شکست خوردن» نزدیک‌ترین توضیح کامل، «منهزم شدن» گزینه‌ای نظامی‌تر و «مقهور شدن» ناظر به چیرگی نیروی غالب است؛ اما «شکست دادن» و «غلبه کردن» به طرف پیروز مربوط‌اند و نباید با این سرنخ اشتباه شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.