پرش به محتوای اصلی

متاسف شدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: دریغخوردن
در نوشتار معمول: «دریغ خوردن».

سرنخ «متاسف شدن» به یک مصدر مرکب فارسی اشاره می‌کند: دریغ خوردن. در خانه‌های جدول فاصله نوشته نمی‌شود، بنابراین صورت پاسخ به شکل پیوستهٔ «دریغخوردن» وارد می‌شود. این ترکیب بیانگر افسوس و اندوهی است که در پی رخدادی ناخوشایند، فرصتی ازدست‌رفته یا کاری انجام‌نشده پدید می‌آید.

پاسخ چند حرف دارد؟

اگر فاصله را کنار بگذاریم، جواب نه حرف دارد. جدا کردن دقیق حروف از اشتباه در خانه‌های میانی جلوگیری می‌کند:

دریغخوردن

نکتهٔ شمارشی: «دریغ» چهار حرف و «خوردن» پنج حرف دارد؛ پس مجموع آن‌ها بدون فاصله ۹ حرف است. شکل پیوسته نیز همین ۹ خانه را پر می‌کند.

اصلاح یک برداشت رایج: ظاهر کشیدهٔ کلمه ممکن است باعث شود تعداد آن بیشتر به نظر برسد، اما «خو» دو حرف و کل «دریغخوردن» ۹ حرف است. در جدول، فاصله نه خانه می‌گیرد و نه جزو پاسخ شمرده می‌شود.

«دریغ خوردن» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

از آگاهی به اندوه

در این ترکیب، شخص به چیزی نگاه می‌کند که می‌توانست بهتر باشد یا دیگر امکان بازگرداندنش نیست و از آن اندوهگین می‌شود. بنابراین «دریغ خوردن» فقط گفتن واژه‌ای مانند «متأسفم» نیست؛ می‌تواند احساس درونیِ افسوس، حسرت یا تأسف را نیز برساند.

واژهٔ «دریغ» به‌تنهایی در جایگاه بانگ افسوس هم شنیده می‌شود؛ مانند «دریغ که فرصت از دست رفت». وقتی «خوردن» به آن افزوده می‌شود، یک مصدر مرکب ساخته می‌شود. «خوردن» در اینجا معنای معمولِ غذا خوردن ندارد؛ همان نقشی را دارد که در ترکیب‌هایی چون «غم خوردن»، «غصه خوردن» و «افسوس خوردن» می‌بینیم: تجربه کردن و در دل داشتن یک حالت.

ساخت معنایی دریغ خوردندریغ به معنای افسوس با خوردن به معنای تجربه حالت ترکیب می‌شود و مفهوم متأسف شدن را می‌سازد.دریغافسوس و حسرت+خوردنتجربهٔ حالتدریغ خوردن = افسوس و تأسف را در دل تجربه کردن

دو کاربرد «دریغ» که نباید جابه‌جا شوند

دریغ خوردن

یعنی افسوس خوردن و اندوهگین شدن. این همان معنایی است که با سرنخ حاضر هماهنگ است.

نمونه: او از اینکه دیر رسیده بود، دریغ خورد.

دریغ کردن یا دریغ داشتن

اغلب یعنی مضایقه کردن، ندادن یا بازداشتن چیزی. این کاربرد جواب مستقیم «متاسف شدن» نیست.

نمونه: او کمکش را از دوست خود دریغ نکرد.

تفاوت از فعل همراهِ «دریغ» پیدا می‌شود. «خوردن» حالت عاطفی می‌سازد، اما «کردن» و «داشتن» در بسیاری از جمله‌ها به خودداری و مضایقه مربوط‌اند. عبارت آشنای «از هیچ کوششی دریغ نکرد» یعنی هرچه می‌توانست انجام داد، نه اینکه از هیچ کوششی متأسف نشد.

املای جدولی و املای متن

پاسخ ثبت‌شده برای جدول دریغخوردن است و باید در خانه‌ها پیوسته قرار گیرد. بیرون از جدول، شیوهٔ خواناتر و معیار این است که دو جزء مصدر با فاصله نوشته شوند: دریغ خوردن. چسباندن دو بخش در جدول صرفاً نتیجهٔ حذف فاصله‌هاست؛ معنای واژه یا تلفظ آن تغییر نمی‌کند.

خود سرنخ نیز در نگارش رسمی معمولاً «متأسف شدن» نوشته می‌شود؛ یعنی همزه روی الف قرار می‌گیرد. بااین‌حال عنوان همین صفحه مطابق عبارت ثبت‌شدهٔ جدول حفظ شده و این تفاوت املایی هیچ اثری بر جواب ندارد.

کاربرد در جمله و بافت

  • مسافر پس از بسته شدن درها، بر فرصت ازدست‌رفته دریغ خورد.
  • سال‌ها بعد، برای سخنی که گفته بود دریغ می‌خورد.
  • دیدن باغ خشکیده سبب شد پیرمرد بر روزهای آباد آن دریغ بخورد.
  • او به‌جای دریغ خوردن، تصمیم گرفت اشتباه خود را جبران کند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ترکیب می‌تواند دربارهٔ فرصت، رفتار، فقدان یا وضعیتی ناخوشایند به کار رود. «بر چیزی دریغ خوردن» ساختی ادبی‌تر است؛ در گفتار امروز احتمال دارد همان مفهوم با «افسوس خوردن» یا «متأسف شدن» بیان شود.

پاسخ‌های نزدیک و مرز میان آن‌ها

افسوس خوردننزدیک‌ترین هم‌معنا و در زبان امروز روان‌تر است. اگر سرنخ همین معنا را بخواهد اما تعداد خانه‌ها با ۹ حرف پاسخ اصلی سازگار نباشد، این ترکیب می‌تواند نامزد دیگری باشد.
حسرت خوردنبیشتر بر آرزوی برآورده‌نشده یا چیزی ازدست‌رفته تأکید دارد. حسرت معمولاً میل و فقدان را پررنگ‌تر از یک تأسف ساده نشان می‌دهد.
غم خوردندامنه‌ای عمومی‌تر دارد و به اندوهگین بودن اشاره می‌کند؛ لزوماً پای اشتباه، فرصت ازدست‌رفته یا افسوس در میان نیست.
پشیمان شدنزمانی دقیق‌تر است که شخص از تصمیم یا رفتار خود برگشته باشد. ممکن است کسی از یک حادثه متأسف شود، بی‌آنکه مسئول آن بوده یا پشیمان شده باشد.

پس این گزینه‌ها مترادف مطلق در همهٔ جمله‌ها نیستند. برای سرنخ حاضر، پاسخ ذخیره‌شده و هم‌معنایی فرهنگ‌نامه‌ای هر دو به «دریغخوردن» می‌رسند. گزینه‌های دیگر فقط وقتی مطرح می‌شوند که حروف متقاطع یا شمار خانه‌های یک جدول متفاوت، صورت دیگری را الزام کند.

چرا «خوردن» در این ترکیب طبیعی است؟

فارسی از فعل «خوردن» برای ساختن گروهی از افعال مرکب بهره می‌برد که ارتباطی با خوراک ندارند. در «اندوه خوردن»، «غصه خوردن»، «حسرت خوردن» و «دریغ خوردن»، این فعل دریافت و تحمل یک حالت را می‌رساند. همین الگو سبب می‌شود فارسی‌زبان از مجموع دو جزء، معنایی عاطفی برداشت کند نه عملی جسمانی.

با صرف فعل نیز جزء اسمی ثابت می‌ماند: «دریغ خوردم»، «دریغ می‌خورد» و «دریغ خواهند خورد». در جدول‌ها معمولاً صورت مصدری یعنی «دریغ خوردن» خواسته می‌شود، زیرا خود سرنخ هم با «شدن» در قالب مصدر آمده است. اگر سرنخ «متأسف شد» بود، صورت صرف‌شده‌ای مانند «دریغ خورد» از نظر دستوری هم‌ترازتر می‌شد.

جمع‌بندی معنایی در یک نگاه

مصدر مرکب۹ حرف بدون فاصلهلحن ادبیهم‌معنای افسوس خوردن

«دریغخوردن» در جدول همان «دریغ خوردن» در متن عادی است: اندوهگین و متأسف شدن برای رخداد، فرصت یا چیزی که از دست رفته است.

بنابراین پاسخ نهایی خانه‌های جدول را به ترتیب د، ر، ی، غ، خ، و، ر، د، ن پر می‌کند. وجود «غ» در پایان جزء نخست و ترتیب «خوردن» در جزء دوم، دو نقطه‌ای هستند که هنگام انتقال جواب به خانه‌ها باید دقیق حفظ شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.