پرش به محتوای اصلی

مرکز در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کانون
معادل پنج‌حرفی و رایج «مرکز» در جدول، کانون است.

«کانون» وقتی به جای مرکز می‌نشیند، فقط یک جای میانی را نشان نمی‌دهد؛ معنای آن نقطه‌ای است که نیرو، توجه، فعالیت یا گروهی از آدم‌ها در آن جمع می‌شوند. همین ویژگی باعث می‌شود این واژه برای سرنخ کوتاه «مرکز» پاسخی دقیق و خوش‌ساخت باشد.

چرا پاسخ «کانون» است؟

در فارسی امروز، کانون به محل تمرکز یا نقطه اصلی یک پدیده گفته می‌شود. «کانون توجه»، «کانون بحران» و «کانون فرهنگی» هر سه یک تصویر مشترک دارند: چیزی در یک نقطه جمع شده یا از آن نقطه اثر می‌پذیرد. بنابراین رابطه کانون و مرکز، رابطه دو واژه نزدیک و در بسیاری از جمله‌ها جانشین‌پذیر است.

۵ حرفاسماملای پیوستهک ا ن و ن
کانوننقطه گردآمدن، تمرکز یا اثرگذاری

یک واژه با چند چهره مرتبط

معنای قدیمی کانون با آتشدان و اجاق پیوند دارد؛ جایی که گرما در آن متمرکز است و افراد پیرامونش جمع می‌شوند. از همین تصویر ملموس، کاربردهای گسترده‌تری شکل گرفته است. امروز کانون می‌تواند یک نقطه واقعی، یک مرکز سازمانی یا حتی سرچشمه یک وضعیت غیرملموس باشد. در همه این کاربردها، مفهوم «تمرکز» حفظ می‌شود.

کانون به معنای محل گردهمایی

در ترکیب‌هایی مانند «کانون نویسندگان» یا «کانون دانش‌آموزی»، منظور مجموعه یا مرکزی است که اعضا را برای فعالیتی مشترک کنار هم می‌آورد.

کانون به معنای نقطه اصلی

وقتی می‌گوییم «کانون رویداد»، به نقطه‌ای اشاره داریم که رخداد در آن شکل گرفته یا شدت و اهمیت بیشتری دارد.

کانون در نورشناسی

در بحث عدسی و آینه، کانون نقطه‌ای تعریف‌شده است که پرتوهای نور در آن همگرا می‌شوند یا امتدادشان از آن می‌گذرد؛ این کاربرد، مفهوم تمرکز را بسیار روشن نشان می‌دهد.

کانون در زبان روزمره

«کانون گرم خانواده» مرکز عاطفی خانه را تداعی می‌کند؛ نه لزوماً وسط هندسی ساختمان، بلکه جایی که پیوند و صمیمیت در آن شکل می‌گیرد.

نمایش مفهوم کانون به صورت نقطه تمرکزچند مسیر از فعالیت، توجه، نور و رویداد به نقطه مرکزی کانون می‌رسند. توجهفعالیتپرتوهارویدادها کانون وجه مشترک همه کاربردها: رسیدن یا گردآمدن در یک نقطه اصلی

تفاوت کانون با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ «مرکز» به تنهایی می‌تواند چند هم‌معنی داشته باشد، اما این واژه‌ها در همه موقعیت‌ها یکسان نیستند. طول پاسخ و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام گزینه در خانه‌ها می‌نشیند. برای پاسخ پنج‌حرفیِ ذخیره‌شده این عنوان، «کانون» انتخاب اصلی است؛ گزینه‌های زیر بیشتر برای شناخت مرزهای معنایی مفیدند.

وسطبیشتر جایگاه میان دو انتها یا بخش میانی یک سطح را بیان می‌کند. «وسط اتاق» الزاماً محل تمرکز فعالیت نیست، در حالی که «کانون فعالیت» بر اهمیت و تجمع تأکید دارد.
میانههم معنای مکانی دارد و هم در زمان، اندازه و اعتدال به کار می‌رود؛ مانند میانه راه یا حد میانه. پس دامنه آن از مفهوم کانون متفاوت است.
هستهجزء درونی و بنیادین یک چیز است؛ مثل هسته میوه یا هسته یک گروه. هسته گاهی معنای مجازی مرکز می‌دهد، اما بر بخش اصلی و سازنده تأکید می‌کند.
قطبمرکز قدرت، جاذبه یا فعالیت در یک حوزه را می‌رساند؛ برای نمونه قطب صنعتی. این واژه بارِ برجستگی و اثرگذاری منطقه‌ای بیشتری دارد.
مقرمحل استقرار یک سازمان، فرماندهی یا گروه است. اگر سرنخ بر ساختمان یا جای ثابت اداری تکیه کند، مقر مناسب‌تر از کانون خواهد بود.
نکته املایی: صورت درست پاسخ «کانون» است؛ یک واژه پیوسته با پنج حرف «ک، ا، ن، و، ن». «کانونی» صفتِ ساخته‌شده از آن است و پاسخ همین سرنخ محسوب نمی‌شود.

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

بهترین راه فهم ظرافت کانون، دیدن آن در ترکیب‌های طبیعی فارسی است. در هر نمونه، می‌توان «مرکز» را نزدیک به آن دانست، اما کانون معمولاً حس تجمع، تمرکز یا منشأ اثر را پررنگ‌تر می‌کند.

کانون توجه

اثر تازه هنرمند به کانون توجه نمایشگاه تبدیل شد.

یعنی بیشترین نگاه‌ها و گفت‌وگوها پیرامون آن شکل گرفت.

کانون فرهنگی

کانون فرهنگی محله میزبان نشست کتاب‌خوانی بود.

در اینجا واژه به مرکزی سازمان‌یافته برای فعالیت مشترک اشاره دارد.

کانون زمین‌لرزه

گزارش علمی، موقعیت کانون زمین‌لرزه را مشخص کرد.

کاربرد تخصصی به نقطه آغاز آزاد شدن انرژی در درون زمین مربوط است؛ با «مرکز سطحی» یکی نیست.

کانون بحران

نیروهای امدادی به سوی کانون بحران حرکت کردند.

منظور نقطه یا ناحیه‌ای است که شدت مسئله در آن بیشتر و اثر آن از همان‌جا گسترده شده است.

از اجاق تا مفهوم تمرکز

معنای آتشدان یا اجاق برای «کانون» نکته‌ای فرعی اما روشنگر است. آتش در یک جای مشخص افروخته می‌شود، گرما از آن پخش می‌شود و جمع نیز پیرامون آن شکل می‌گیرد. این تصویر، پلی طبیعی میان معنای کهن و کاربرد امروزی واژه می‌سازد: کانون جایی است که چیزی در آن گرد می‌آید یا از آن گسترش پیدا می‌کند.

به همین سبب، کاربرد کانون فقط مکانی نیست. یک موضوع می‌تواند کانون بحث باشد، یک شهر کانون تجارت شود، یک انجمن کانون فعالیت‌های ادبی باشد و نقطه‌ای در یک دستگاه نوری کانون پرتوها نام بگیرد. آنچه ثابت می‌ماند «اصلی بودن نقطه» و «تمرکز پیرامون آن» است.

چه زمانی «کانون» دقیق‌تر از «مرکز» است؟

«مرکز» واژه‌ای عمومی‌تر است و گاه صرفاً یک جایگاه اداری یا هندسی را معرفی می‌کند: مرکز استان، مرکز دایره یا مرکز خرید. «کانون» هنگامی انتخاب رساتری است که جمله بر گردآمدن، شدت، منشأ یا جهت‌گیری به سوی یک نقطه تأکید داشته باشد. به همین دلیل «کانون توجه» طبیعی است، اما «وسط توجه» معنای مطلوب را منتقل نمی‌کند.

در سوی دیگر، نمی‌توان هر «مرکز» را بی‌درنگ با «کانون» عوض کرد. «مرکز دایره» اصطلاح دقیق هندسی است، در حالی که کانون در هندسه تعریف‌های ویژه خود را دارد؛ برای نمونه در بیضی یا سهمی. همچنین «مرکز شهر» به بخش اصلی شهر اشاره می‌کند و «کانون شهر» تنها در بافتی استعاری یا درباره تمرکز یک فعالیت قابل فهم است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد پاسخ جدول بر پایه هم‌معنایی معتبر است، نه یکسان بودن کامل تمام کاربردها.

جمع‌بندی واژه: برای سرنخ «مرکز» با پاسخ پنج‌خانه‌ای، «کانون» همان جواب مورد انتظار است. این واژه در کاربرد عمومی به نقطه اصلیِ تجمع، توجه یا اثرگذاری اشاره دارد و با همین مؤلفه از «وسط» مکانی، «هسته» درونی، «قطب» اثرگذار و «مقر» سازمانی متمایز می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.