پرش به محتوای اصلی

متولی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: قیم
«قیم» واژه‌ای سه‌حرفی به معنی سرپرست و عهده‌دار امور است.

در این سرنخ، «متولی» به معنای کسی است که اداره یا نگهداری کاری به او سپرده شده است. نزدیک‌ترین جواب کوتاه برای چنین معنایی قیم است؛ واژه‌ای که هم در فرهنگ‌های فارسی در کنار «سرپرست» و «عهده‌دار» می‌آید و هم از نظر طول، پاسخ رایج سه‌خانه‌ای به شمار می‌رود. این هم‌معنایی برای فضای واژگانی جدول کاملاً درست است، هرچند در زبان تخصصی حقوق، قلمرو این دو عنوان دقیقاً یکسان نیست.

قیم
سه حرف، بدون فاصله و با «ی» فارسی

هسته معنایی جواب

قیم کسی است که بر کار یا امور دیگری قیام می‌کند؛ یعنی مسئولیت نگهداری، تدبیر و سرپرستی را بر عهده می‌گیرد. به همین دلیل، وقتی «متولی» نه به نام یک سمت اداری خاص، بلکه به معنای عمومیِ عهده‌دار و سرپرست به کار رفته باشد، «قیم» جانشین کوتاه و روشنی برای آن است.

سرپرستعهده‌دارنگهدارندهاداره‌کننده امور

چرا «قیم» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ است؟

واژه «متولی» در کاربرد عمومی بر شخصی دلالت دارد که مسئول انجام و سامان‌دادن یک امر است. «قیم» نیز در معنای لغوی برای شخصی به کار می‌رود که نگهداری و سرپرستی کسی یا چیزی را عهده‌دار است. محل تلاقی دو واژه، همان مفهوم مسئولیت همراه با مراقبت و اداره است. بنابراین تبدیل «متولی» به «قیم» صرفاً یک شباهت دور نیست؛ هر دو به کسی اشاره دارند که کار به او واگذار شده و نسبت به آن بی‌طرف یا بی‌مسئولیت نیست.

کوتاهی جواب نیز با صورت رایج سرنخ سازگار است. «قیم» سه نویسه دارد: ق، ی و م. اگر خانه‌های در دسترس سه عدد باشند، پاسخ بدون نیاز به شکل جمع، پسوند یا ترکیب اضافی جای می‌گیرد. شکل املایی درست همین «قیم» است و نباید آن را با «قیمت» یا ترکیباتی مانند «قیم‌مآب» اشتباه گرفت.

هم‌معنی در جدول، دو نقش متفاوت در حقوق

زبان جدول معمولاً معنای عمومی و فرهنگ‌نامه‌ای واژه‌ها را هدف می‌گیرد. از این منظر، «قیم» و «متولی» می‌توانند هم‌معنی باشند. اما اگر همین دو کلمه در وقف‌نامه، رأی دادگاه یا نوشته تخصصی حقوقی دیده شوند، تفاوتشان مهم می‌شود. یکی بیشتر با سرپرستی شخص محجور پیوند دارد و دیگری با اداره موقوفه.

قیم

در اصطلاح حقوقی، نماینده و سرپرستی است که برای اداره امور شخص محجور تعیین می‌شود؛ برای نمونه، جایی که فرد به سبب صغر یا وضعیت قانونی دیگر امکان اداره مستقل برخی امور خود را ندارد. محور این عنوان، حمایت از شخص و حفظ مصلحت اوست.

متولی

در ادبیات وقف، شخصی است که اداره امور موقوفه را مطابق شرایط وقف بر عهده دارد. محور این عنوان، اجرای جهت وقف و نگهداری و مدیریت مال موقوفه است. «متولی یک امامزاده» نیز در زبان روزمره به مسئول اداره آن مکان گفته می‌شود.

پس جمله «قیم، مترادف متولی است» در پاسخ‌گویی واژگانی درست است، ولی از آن نباید نتیجه گرفت که این دو سمت قانونی همیشه قابل جایگزینی‌اند. قیم ممکن است امور یک انسانِ تحت سرپرستی را اداره کند؛ متولی ممکن است مسئول یک موقوفه باشد. دانستن این مرز، هم معنای جواب را روشن‌تر می‌کند و هم مانع کاربرد نادقیق واژه‌ها در متن رسمی می‌شود.

رابطه معنایی قیم و متولینموداری که معنای مشترک سرپرستی را نشان می‌دهد و کاربرد حقوقی قیم برای شخص و متولی برای موقوفه را جدا می‌کند. معنای مشترکسرپرستی قیمسرپرستی امور شخص محجور متولیاداره امور موقوفه

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی هر کدام

برای «متولی» چند واژه نزدیک وجود دارد، اما آن‌ها پاسخ اصلی این عنوان نیستند. هر گزینه زمانی مناسب می‌شود که تعداد خانه‌ها یا فضای جمله، معنای خاص‌تری را طلب کند. تفاوت این واژه‌ها بیشتر در منشأ اختیار و نوع مسئولیتی است که بر دوش شخص قرار می‌گیرد.

ولی — سه حرف

به معنی سرپرست و صاحب اختیار است و از نظر طول با «قیم» برابر است. با این حال، «ولی» بار معنایی گسترده‌تری دارد و در حقوق می‌تواند به ولی قهری اشاره کند؛ یعنی جایگاهی که با قیمِ منصوب یکسان نیست. این جواب وقتی محتمل‌تر است که حرف آغازین «و» از پاسخ‌های متقاطع به دست آمده باشد.

متصدی — پنج حرف

کسی است که انجام یک کار یا اداره بخشی را بر عهده دارد. این گزینه در بافت شغلی و اداری، مانند متصدی باجه یا متصدی دستگاه، طبیعی‌تر از «قیم» است. اگر سرنخ بر مسئول اجرایی دلالت کند و پنج خانه موجود باشد، «متصدی» انتخاب قابل بررسی است.

سرپرست — هفت حرف

روشن‌ترین معادل توضیحی در زبان امروز است و هم برای شخص، هم برای گروه و هم برای واحد سازمانی استفاده می‌شود. به علت طول بیشتر، معمولاً پاسخ سه‌حرفی این سرنخ نیست؛ ولی معنای «قیم» را برای خواننده معاصر به‌خوبی باز می‌کند.

کارگزار — هفت حرف

بر اجرا و انجام کار از سوی دیگری تأکید دارد. کارگزار لزوماً وظیفه حمایتی یا نگهداری ندارد، در حالی که در «قیم» عنصر مراقبت و رعایت مصلحت پررنگ‌تر است. بنابراین تنها در سرنخی با رنگ اجرایی، این جایگزین مناسب می‌شود.

امین — چهار حرف

فرد مورد اعتماد برای نگهداری مال یا انجام مأموریتی معین است. اعتماد، بخش اصلی معنای امین است؛ اما قیم یک عنوان سرپرستی نیز دارد. نزدیکی این دو نباید سبب شود هر جا «متولی» آمده، امین را بی‌قید پاسخ بدانیم.

وصی — سه حرف

کسی است که اجرای وصیت یا کاری را بر پایه وصیت بر عهده می‌گیرد. منشأ این مسئولیت با قیم متفاوت است؛ از همین رو «وصی» فقط وقتی با متن سرنخ سازگار است که اشاره‌ای به وصیت یا مأموریت پس از مرگ وجود داشته باشد.

یک ظرافت مهم در خواندن سرنخ

«متولی» ممکن است در یک متن به مدیر موقوفه، مسئول یک مکان مذهبی، عهده‌دار یک حوزه عمومی یا به‌طور کلی سرپرست اشاره کند. سرنخ کوتاه و بی‌قید، معمولاً همان معنای عمومی را می‌خواهد و جواب «قیم» را توجیه می‌کند. اگر کنار واژه قیدی مانند «موقوفه» یا «باجه» بیاید، دامنه گزینه‌ها تغییر می‌کند و باید میان عنوان حقوقی و شغلی فرق گذاشت.

واژه در جمله چگونه شنیده می‌شود؟

کاربردهای زیر نشان می‌دهند چرا «قیم» و «متولی» در یک نقطه به هم می‌رسند، اما همیشه جای یکدیگر نمی‌نشینند:

  • در عبارت «قیمِ کودک مسئول حفظ منافع اوست»، واژه بر سرپرستی و حمایت از یک شخص تأکید دارد.
  • در جمله «متولی موقوفه باید مطابق وقف‌نامه عمل کند»، موضوع اصلی اداره مال وقف‌شده و اجرای خواست واقف است.
  • در تعبیر عمومی «چه کسی متولی این کار است؟»، منظور همان مسئول یا عهده‌دار است؛ اینجا معنای فرهنگ‌نامه‌ای به «قیم» نزدیک می‌شود.
  • در عبارت «برای او قیم تعیین شد»، کلمه معمولاً معنای حقوقی دارد و نمی‌توان آن را بی‌دقت با مدیر یا کارگزار عوض کرد.

ریشه معنایی «متولی» و پیوند آن با مسئولیت

«متولی» واژه‌ای عربی از خانواده «ولی» است. در فارسی، این کلمه برای کسی جا افتاده که انجام کاری را پذیرفته یا اختیار اداره آن به او سپرده شده است. همین پیوند با «ولایت» و عهده‌داری سبب شده واژه‌هایی مانند ولی، قیم و سرپرست در پیرامون معنایی آن قرار گیرند. در ترکیب‌های امروزی مانند «نهاد متولی سلامت» یا «دستگاه متولی حمل‌ونقل»، حتی ممکن است موضوع یک شخص نباشد و یک سازمان، مسئول اصلی یک حوزه معرفی شود.

«قیم» نیز ریشه عربی دارد و معنای آن با قیام به امر، پابرجا داشتن و عهده گرفتن کار ارتباط پیدا می‌کند. در فارسی امروز، شناخته‌شده‌ترین کاربردش سرپرست قانونی است. با این حال فرهنگ‌های لغت، معانی عام‌تری مانند سرپرست، نگهدار و متولی را نیز برای آن ثبت می‌کنند. سرنخ حاضر دقیقاً از همین لایه عمومی بهره می‌برد، نه از تمام جزئیات یک نهاد حقوقی.

متولی با متوالی یکی نیست. «متولی» یعنی عهده‌دار و سرپرست؛ «متوالی» یعنی پی‌درپی و پشت سر هم. وجود حرف «ا» پس از «و» در واژه دوم، هم املا و هم معنا را تغییر می‌دهد. جواب «قیم» تنها با «متولی» ارتباط دارد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

اگر «متولی» را به معنای عامِ کسی بگیریم که کاری یا امور دیگری به او سپرده شده، «قیم» پاسخی دقیق، کوتاه و سه‌حرفی است. این واژه بر سرپرستی، مراقبت و اداره امور دلالت می‌کند. گزینه‌هایی چون ولی، وصی، امین و متصدی از جهتی نزدیک‌اند، اما هر یک قید معنایی ویژه‌ای دارند: ولی با ولایت، وصی با وصیت، امین با اعتماد و متصدی با اجرای شغل یا وظیفه پیوند خورده است.

صورت نهایی برای درج در خانه‌ها: قیم — ترتیب حروف از راست به چپ «ق، ی، م» است. تفاوت حقوقی قیم و متولی، صحت این هم‌معنایی فرهنگ‌نامه‌ای را برای سرنخ کوتاه از بین نمی‌برد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.