پرش به محتوای اصلی

لنگه در در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «لت»
«لت» همان یک لنگه یا بخش متحرکِ در است.

سرنخ، یک نام کوتاه و قدیمی برای جزء سازندهٔ در می‌خواهد، نه نام خودِ در را. در فارسی، به هر یک از بخش‌هایی که در یک ورودی باز و بسته می‌شوند «لَت» می‌گویند. به همین علت، جواب دوحرفیِ ذخیره‌شده کاملاً با صورت پرسش سازگار است.

لت
خوانش درست: لَت

واژه‌ای کوچک برای یک جزء مشخص

وقتی دری از دو بخش کنار هم ساخته شده باشد، هر بخش یک «لت» است؛ بنابراین می‌توان گفت «درِ دولَت» یا «دو لتِ در». این واژه در متن‌های فنیِ ساختمان، نجاری و توصیف درهای قدیمی نیز دیده می‌شود. کوتاهی واژه سبب شده است که برای خانه‌های دوحرفی جدول انتخابی بسیار مناسب باشد.

چرا «لت» دقیقاً به سرنخ می‌خورد؟

«لنگه» در این پرسش به معنای یکی از اجزای یک جفت است. همان‌طور که هر کفش یک لنگه از جفت کفش به شمار می‌آید، هر بخش بازشوندهٔ یک درِ چندبخشی نیز لنگهٔ آن است. واژهٔ تخصصی‌تر و فشرده‌تر برای این بخش در زبان فارسی «لت» است. رابطهٔ سرنخ و جواب، رابطهٔ تعریف و نام است: سرنخ شکل رایج‌تر را می‌دهد و جدول‌ساز صورت کوتاه‌تر را انتظار دارد.

نوع واژهاسم برای یک بخش یا قطعه
حوزهٔ کاربرددر، پنجره، نجاری و ساختمان
طول پاسخدو حرف: ل + ت
نمای دو لت یک دردو بخش متحرک کنار هم که هر کدام یک لت و مجموع آن‌ها یک در دولنگه است یک لتیک لت دو لت کنار هم = درِ دولنگه

در تصویر، خط میانی مرز دو بخش را نشان می‌دهد. هر مستطیل متحرک یک «لت» است و کنار هم قرار گرفتن آن‌ها درِ دولنگه را می‌سازد. اگر در فقط یک بخش بازشونده داشته باشد، همان یک بخش نیز یک لت نامیده می‌شود.

فرق «لت»، «لنگه» و «در»

لت

نام موجزِ هر صفحه یا بخش بازشونده است. این همان گزینه‌ای است که با پاسخ دوحرفی جدول هماهنگ می‌شود: «یک لت را باز کرد».

لنگه

واژه‌ای عمومی‌تر برای یکی از دو جزء همتاست. لنگه می‌تواند دربارهٔ در، کفش یا چیزهای جفت به کار رود؛ پس معنایش از حوزهٔ در گسترده‌تر است.

در

نام کل سازه‌ای است که دهانهٔ ورود و خروج را می‌بندد یا باز می‌کند. چهارچوب، یراق و یک یا چند لت می‌توانند اجزای این مجموعه باشند.

لَخت

صورت قدیمی‌تر و کم‌کاربردتری است که در ترکیب‌هایی مانند «درِ دولختی» دیده می‌شود. از نظر معنایی نزدیک است، اما برای سرنخ حاضر «لت» پاسخ مستقیم‌تر و کوتاه‌تر است.

نکتهٔ خوانش: حرکت‌ها معمولاً در جدول نوشته نمی‌شوند، اما این واژه در این معنا «لَت» با فتحهٔ لام خوانده می‌شود. شکل بی‌حرکتِ آن همان «لت» است و باید همین دو حرف را در خانه‌ها نوشت.

ساخت پاسخ در خانه‌های جدول

پاسخ هیچ فاصله، نیم‌فاصله یا نشانهٔ اضافی ندارد و از راست به چپ با «ل» آغاز و با «ت» تمام می‌شود:

لت

اگر حرف تقاطعیِ نخست «ل» و خانهٔ دوم «ت» باشد، تطابق کامل است. وجود تنها دو خانه نیز «لنگه» و گزینه‌های بلندتر را کنار می‌گذارد. در اینجا تعداد حروف صرفاً یک تأیید است؛ پشتوانهٔ اصلی، معنای واژه در کاربرد مربوط به در و پنجره است.

این واژه در جمله چگونه به کار می‌رود؟

«یکی از لت‌های درِ ورودی باز بود.» در این جمله، منظور یکی از دو صفحهٔ در است.

«درِ شیشه‌ای چهار لت دارد.» یعنی سازه از چهار صفحه تشکیل شده که ممکن است برخی ثابت و برخی متحرک باشند.

«نجار لتِ آسیب‌دیده را از لولا جدا کرد.» این کاربرد نشان می‌دهد که لت یک قطعهٔ مستقل و قابل اشاره است.

«دو لت چوبی در میانه به هم می‌رسند.» این نمونه مرز میان هر لنگه و کل در را روشن می‌کند.

در گفتار روزمره احتمالاً «لنگهٔ در» بیشتر شنیده می‌شود، اما در توصیف فنی، آگهی‌های در و پنجره و نوشته‌های معماری، «لت» همچنان واژه‌ای زنده و دقیق است. ترکیب‌هایی مانند «تک‌لت»، «دولت» و «چهارلت» نیز بر شمار صفحه‌ها دلالت دارند؛ البته در نوشتار روان بهتر است برای جلوگیری از اشتباه دیداری، آن‌ها را به شکل «یک لت»، «دو لت» یا «چهار لت» نوشت.

معناهای دیگر و اهمیت بافت

«لت» تنها در حوزهٔ معماری به کار نرفته و در متون یا تعبیرهای دیگر می‌تواند مفهوم پاره، تکه یا ضربه را تداعی کند. تعبیر عامیانهٔ «لت‌وپار» نمونه‌ای آشنا از خانوادهٔ معناییِ متفاوت این واژه است. با این حال، هیچ‌یک از آن معناها در پاسخ حاضر دخیل نیستند؛ چون عبارت «لنگه در» بافت را کاملاً مشخص کرده و خواننده را به جزء در هدایت می‌کند.

جزء درصفحهٔ بازشوندهلنگهدو حرفخوانش: لَت

آیا «مصراع» هم می‌تواند مطرح باشد؟

در برخی کاربردهای ادبی و فرهنگ‌نامه‌ای، «مصراع» برای یکی از دو لنگهٔ در نیز آمده است؛ همان‌گونه که هر بیت شعر دو مصراع دارد، دو بخش روبه‌روی یک در هم جفتی کامل می‌سازند. این شباهت تصویری جذاب است، ولی «مصراع» شش حرف دارد و در فارسی امروز پیش از هر چیز جزء یک بیت شعر را به ذهن می‌آورد. بنابراین فقط وقتی تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی یا بیان ادبیِ سرنخ آن را تأیید کند باید سراغش رفت. برای همین سرنخ با پاسخ ثبت‌شدهٔ دوحرفی، «لت» بی‌واسطه‌تر است.

جمع و ترکیب‌های درست

جمع طبیعی واژه «لت‌ها» است: «لت‌های در رنگ شده‌اند». همچنین می‌توان آن را پیش از یک وابسته آورد: «لتِ چوبی»، «لتِ متحرک» و «لتِ سمت راست». در عبارت «درِ دو لت»، عدد شمار اجزای در را بیان می‌کند. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که جواب جدول یک مخفف ساختگی نیست، بلکه اسمی مستقل با امکان جمع بستن و حضور در ترکیب‌های معمول فارسی است.

نتیجهٔ معنایی روشن است: سرنخ از یک بخشِ در سخن می‌گوید، پاسخ به نام دقیق همان بخش اشاره دارد و قالب دوحرفی نیز آن را تأیید می‌کند. صورت نهایی که باید در جدول قرار گیرد «لت» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.