پرش به محتوای اصلی

قلاب کمربند در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: سگک
سگک همان قطعه‌ای است که بند کمربند با آن بسته و محکم می‌شود.
سگکواژه‌ای سه‌حرفی: س + گ + ک

صورت دقیق و رایج این پاسخ «سگک» است. در فارسی به حلقه، قاب یا قلاب کوچکی گفته می‌شود که برای بستن کمربند و انواع بند به کار می‌رود. بنابراین واژه هم از نظر معنای لغوی و هم از نظر کاربرد روزمره، بی‌واسطه با سرنخ ارتباط دارد.

در یک کمربند معمولی، سگک تنها یک قطعهٔ تزئینی نیست؛ بخش نگه‌دارندهٔ اتصال است. بند از قاب آن می‌گذرد و زبانه، پین یا سازوکار فشاریِ سگک مانع شل‌شدن کمربند می‌شود.

چرا «سگک» دقیقاً با قلاب کمربند جور است؟

واژهٔ «قلاب» در این سرنخ به شکل ظاهری یا نقش اتصال‌دهندهٔ قطعه اشاره می‌کند، نه لزوماً به یک قلاب مستقل و خمیده. سگک می‌تواند قاب فلزی داشته باشد و زبانهٔ آن در یکی از سوراخ‌های بند فرو برود؛ همین زبانه عملکردی قلاب‌مانند دارد. در نمونه‌های دیگر، دو نیمهٔ سگک با فشار در هم چفت می‌شوند یا بند به کمک اصطکاک در قاب ثابت می‌ماند. وجه مشترک همهٔ این شکل‌ها، بستن و نگه‌داشتن دو بخش کمربند است.

تعریف فرهنگ‌های فارسی نیز بر همین پیوند تأکید دارد: سگک حلقه یا قلاب کوچکی است که برای بستن کمربند، کفش و وسایل بندی به کار می‌رود. به همین دلیل، وقتی سرنخ بدون توضیح اضافه تنها «قلاب کمربند» را می‌خواهد، پاسخ کوتاه و شناخته‌شدهٔ آن «سگک» است.

قاببدنهٔ اصلی سگک است و بند از درون یا کنار آن عبور می‌کند.
زبانهدر سگک کلاسیک داخل سوراخ بند می‌نشیند و اتصال را ثابت می‌کند.
بند و سوراخ‌هامحل انتخاب اندازه‌اند و میزان سفتی کمربند را تعیین می‌کنند.

املای پاسخ و یک اشتباه چشم‌گیر

«سگک» با سه حرف نوشته می‌شود: س، گ، ک. وجود دو حرف «گ» و «ک» در کنار هم ممکن است هنگام خواندن سریع، واژه را نامأنوس نشان دهد، اما همین املا درست است. تلفظ رایج آن «سَگَک» است. نباید حرف «ن» میان واژه گذاشت؛ «سنگک» نام نوعی نان است و هیچ ارتباطی با یراق کمربند ندارد.

دو معنای جدا را با هم نیامیزیم: «سگک» در این سرنخ نام یک قطعهٔ کاربردی است. این صورت را نباید صرفاً به معنای «سگ کوچک» تفسیر کرد. بافت جمله تعیین می‌کند که منظور، یراقِ بند و کمربند است؛ درست همان‌گونه که ترکیب‌های «سگک کفش»، «سگک کیف» و «سگک ساعت» نیز به قطعهٔ بست اشاره دارند.

سگک کجاهای دیگری دیده می‌شود؟

کاربرد این واژه از کمربند فراتر می‌رود. هر جا بندی لازم باشد تنظیم، متصل یا قفل شود، احتمال حضور گونه‌ای سگک وجود دارد. به همین سبب، شنیدن نام سگک فقط تصویر کمربند چرمی رسمی را تداعی نمی‌کند؛ بند صندل، کیف، کوله‌پشتی، ساعت، زین و تجهیزات ایمنی نیز ممکن است سگک داشته باشند.

سگک کمربندسگک کفشسگک کیفسگک ساعتسگک کوله

جنس سگک هم الزاماً فلز نیست. سگک‌های کلاسیک کمربند بیشتر از فلز ساخته می‌شوند، چون باید فشار بند را تحمل کنند و ظاهرشان نیز بخشی از طراحی پوشاک است. در کوله یا تجهیزات سبک، نمونه‌های پلاستیکیِ دو تکه رایج‌اند. تفاوت جنس و شکل، نام عمومی قطعه را عوض نمی‌کند: تا وقتی نقش اصلی آن بستن یا تنظیم بند باشد، «سگک» واژه‌ای طبیعی است.

واژه‌های نزدیک، اما نه هم‌ارزِ کامل

گیره: نامی بسیار عمومی برای وسیله‌ای است که چیزی را می‌گیرد یا ثابت نگه می‌دارد؛ از گیرهٔ مو تا گیرهٔ کاغذ. سگک از نظر کارکرد می‌تواند نوعی گیره یا بست باشد، اما برای قلاب مشخصِ کمربند، «سگک» دقیق‌تر و اختصاصی‌تر است.
چنگک یا قلاب: معمولاً قطعه‌ای خمیده برای آویختن، گرفتن یا کشیدن است. زبانهٔ بعضی سگک‌ها حالت قلاب‌مانند دارد، ولی نام کل مجموعهٔ بست کمربند «چنگک» نیست. پس این واژه‌ها تنها در سرنخی با تعریف متفاوت می‌توانند پاسخ باشند.
گل‌کمر: بیشتر بر قطعه یا آرایهٔ زینتیِ قرارگرفته بر کمربند دلالت دارد و حال‌وهوای تاریخی یا ادبی دارد. گاهی یک سگک آراسته ممکن است گل‌کمر خوانده شود، اما این واژه الزاماً سازوکار بستن بند را نمی‌رساند.
زبانهٔ کمربند: تنها بخش باریک و متحرکِ برخی سگک‌هاست که در سوراخ بند قرار می‌گیرد. بنابراین زبانه جزء سگک است، نه نام کامل آن. در کمربند ایمنی خودرو نیز «زبانه» داخل محفظهٔ سگک فرو می‌رود و این تمایز فنی روشن‌تر دیده می‌شود.

از قاب کلاسیک تا بست فشاری

سگک قاب‌دار آشناترین نمونه است: یک قاب، یک میلهٔ میانی و زبانه‌ای دارد که سوراخ مناسب را می‌گیرد. نوع دیگری با اصطکاک کار می‌کند؛ بند در مسیری خمیده از قاب می‌گذرد و فشار واردشده اجازه نمی‌دهد آزادانه عقب برگردد. در نوع فشاری، دو قطعهٔ نر و ماده با صدای کوتاه «کلیک» در هم قفل می‌شوند و با فشردن دو طرف باز می‌شوند.

این تنوع توضیح می‌دهد چرا تعریف سگک را نباید فقط به «حلقه‌ای با یک میخ» محدود کرد. شکل‌ها تغییر می‌کنند، اما سه وظیفه ثابت می‌ماند: اتصال، تنظیم و جلوگیری از بازشدن ناخواسته. سرنخ «قلاب کمربند» روی نخستین وظیفه، یعنی اتصال دو سوی بند، تمرکز دارد.

کاربرد توصیفی
«زبانهٔ سگک در سوراخ سوم کمربند قرار گرفت.» در این جمله، اجزای یک سگک قاب‌دار به‌روشنی مشخص‌اند.
کاربرد تزئینی
«سگک نقره‌ای، بخش برجستهٔ کمربند بود.» اینجا قطعه هم بست است و هم نقش زیبایی‌شناختی دارد.
کاربرد در کیف
«سگک بند کیف را کوتاه‌تر کرد.» نقش تنظیم طول، در کنار بستن، برجسته شده است.
کاربرد ایمنی
«زبانهٔ کمربند ایمنی داخل سگک قفل شد.» سگک در این نمونه محفظهٔ پذیرنده و قفل‌کننده است.

معادل انگلیسی و کاربرد واژه در ترکیب

معادل رایج سگک در انگلیسی buckle است و ترکیب belt buckle دقیقاً به سگک کمربند اشاره می‌کند. این معادل نیز هم برای قطعهٔ قاب‌دار و هم برای بسیاری از بست‌های بند به کار می‌رود. دانستن آن کمک می‌کند تفاوت «سگک» با hook روشن شود: دومی قلاب به معنای عام است، در حالی که اولی نام بست ویژهٔ بند یا کمربند است.

در فارسی نیز ترکیب اسم با وابسته، نوع کاربرد را مشخص می‌کند: «سگک فلزی» جنس را می‌گوید، «سگک تزئینی» بر ظاهر تأکید دارد، «سگک دوشاخه» ساختمان قطعه را توصیف می‌کند و «سگک کمربند» محل استفاده را نشان می‌دهد. خود واژهٔ «سگک» در همهٔ این ترکیب‌ها ثابت می‌ماند و به صورت یک‌کلمه‌ای نوشته می‌شود.

جمع‌بندی معنایی: قلابِ مورد نظر، وسیله‌ای برای آویختن نیست؛ بستِ مخصوصی است که کمربند را متصل و اندازهٔ آن را ثابت می‌کند. نام دقیق این قطعه در فارسی «سگک» است. سه‌حرفی بودن، املای روشن و انطباق مستقیم تعریف لغوی با سرنخ، این پاسخ را از گزینه‌های عمومی‌تر مانند گیره و چنگک متمایز می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.