پرش به محتوای اصلی

قدر و قیمت در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ارزش
«ارزش» هم قدر و منزلت و هم بهای یک چیز را می‌رساند.

در این سرنخ، دو واژهٔ «قدر» و «قیمت» کنار هم آمده‌اند تا معنایی فراگیر بسازند. «قدر» می‌تواند از جایگاه، اهمیت یا شایستگی سخن بگوید و «قیمت» معمولاً ذهن را به بها و سنجش مالی می‌برد. واژه‌ای که هر دو سوی معنایی را یکجا پوشش می‌دهد، ارزش است؛ به همین دلیل پاسخ ذخیره‌شده و دقیق این مدخل چهارحرفی همین واژه است.

هستهٔ معنایی پاسخ

ارزش یعنی میزان بها، اهمیت، اعتبار یا شایستگیِ چیزی. گاهی قابل اندازه‌گیری با پول است، مانند ارزش یک خانه؛ گاهی هیچ برچسب قیمتی ندارد، مانند ارزش دوستی، دانش یا اعتماد. همین انعطاف معنایی سبب می‌شود «ارزش» از مترادف‌های محدودتر برای عبارت «قدر و قیمت» مناسب‌تر باشد.

اَرزش
املای درست: ارزش · چهار حرف

واژه یکپارچه نوشته می‌شود. «اَرزِش» تلفظ رایج آن است و نباید با «اَرز» به معنی پول رایج کشورها اشتباه شود.

چرا «ارزش» دقیقاً با سرنخ جور است؟

ترکیب «قدر و قیمت» در فارسی فقط جمع سادهٔ دو کلمه نیست. وقتی می‌گوییم چیزی «قدر و قیمت دارد»، ممکن است هم ارزش مادی آن را در نظر داشته باشیم و هم اعتباری را که نزد مردم دارد. برای نمونه، یک یادگار خانوادگی شاید قیمت بازار بالایی نداشته باشد، اما به سبب خاطره و پیوند عاطفی، ارزش فراوانی برای صاحبش دارد. از سوی دیگر، دربارهٔ یک کالا نیز «ارزش» می‌تواند مستقیماً به بهای آن اشاره کند.

فرهنگ‌های فارسی برای «قدر و قیمت» معانی‌ای مانند مقدار، ارزش و اعتبار ثبت کرده‌اند و برای خود «ارزش» نیز بها، قیمت، اهمیت، شایستگی و مرتبه آورده‌اند. این هم‌پوشانی کامل، انتخاب پاسخ را روشن می‌کند: سرنخ دو قلمرو مادی و معنوی را نشان می‌دهد و «ارزش» پل میان آن دو است.

پیوند قدر و قیمت با واژه ارزشقدر به منزلت و اهمیت، قیمت به بها و سنجش مالی، و هر دو به مفهوم جامع ارزش می‌رسند. قدرمنزلت · اهمیت قیمتبها · سنجش مالی ارزشمفهوم جامع هر دو سوی سرنخ مادی یا معنوی، بسته به بافت جمله

دو چهرهٔ یک واژه در جمله

کاربرد مادی و اقتصادی«ارزش این سکه پس از کارشناسی مشخص شد.» در این جمله، ارزش به بهای قابل سنجش و نزدیک به «قیمت» اشاره دارد.
کاربرد معنوی و انسانی«ارزش راستگویی به سود کوتاه‌مدت محدود نیست.» اینجا واژه از اهمیت و شایستگی سخن می‌گوید و به «قدر» نزدیک‌تر است.
کاربرد مربوط به جایگاه«این نسخه برای پژوهشگران ارزش تاریخی دارد.» مقصود تنها قیمت نسخه نیست، بلکه اعتبار و اهمیت آن به عنوان سند است.
کاربرد در سنجش«ارزش واقعی خدمت او سال‌ها بعد شناخته شد.» در این کاربرد، ارزیابیِ قدر و اثر کار یک شخص در مرکز معنا قرار دارد.

پس «ارزش» با تغییر بافت، معنای اصلی خود را از دست نمی‌دهد؛ فقط یکی از جنبه‌های آن برجسته‌تر می‌شود. چنین گستره‌ای برای پاسخ این سرنخ مهم است، زیرا طراح عمداً هم «قدر» را آورده و هم «قیمت» را تا واژه‌ای بخواهد که میان منزلت و بها مشترک باشد.

املاء، ساخت و خانوادهٔ واژه

«ارزش» از خانوادهٔ فعل «ارزیدن» است؛ یعنی شایسته یا دارای بها بودن. در فارسی امروز، از همین پایه واژه‌های پرکاربردی ساخته می‌شود: «ارزشمند» برای چیزی که ارزش دارد، «بی‌ارزش» برای چیزی فاقد قدر یا بها، «ارزش‌گذاری» برای تعیین یا سنجیدن ارزش، و «ارزشیابی» برای بررسی و داوری بر پایهٔ معیارها. شناخت این خانواده نشان می‌دهد که پاسخ تنها یک مترادف اتفاقی نیست، بلکه دقیقاً بر مفهوم ارزیدن و شایستگی استوار است.

ارزیدن: داشتن بها یا شایستگیارزشمند: دارای قدرارزش‌گذاری: تعیین ارزشبی‌ارزش: فاقد اهمیت یا بها

در نوشتن پاسخ، چهار حرف «ا، ر، ز، ش» پشت سر هم قرار می‌گیرند. شکل «ارزش» با «ارج» تفاوت املایی و آوایی دارد. همچنین «ارز» اگرچه در برخی متون کهن می‌تواند با مفهوم بها پیوند داشته باشد، در زبان امروز بیشتر نام پول کشورهای دیگر است؛ افزودن «ش» در پایان، واژهٔ مستقل و رایج «ارزش» را می‌سازد.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

چند واژه در همسایگی معنایی این پاسخ قرار دارند، اما همگی در هر بافتی جای «ارزش» نمی‌نشینند. دانستن تفاوت آن‌ها هم پاسخ را قطعی‌تر می‌کند و هم در مواجهه با صورت‌های دیگر سرنخ سودمند است.

بها

بیشتر بر قیمت یا عوض مالی تکیه دارد، هرچند در تعبیرهایی مانند «بها دادن» معنای اهمیت نیز پیدا می‌کند. این پاسخ سه‌حرفی است و برای سرنخ «قیمت» به تنهایی بسیار محتمل‌تر است.

ارج

معمولاً به قدر، حرمت و منزلت نزدیک است؛ مانند «ارج نهادن». جنبهٔ معنوی آن قوی‌تر از سنجش مالی است و سه حرف دارد.

اعتبار

بر آبرو، پذیرفتگی، پشتوانه یا قابل اعتماد بودن دلالت می‌کند. می‌تواند بخشی از مفهوم قدر باشد، اما همیشه معنی قیمت نمی‌دهد و شش حرف است.

مقدار

اندازه یا کمیت را بیان می‌کند. در متون قدیمی ممکن است کنار قدر و ارزش دیده شود، ولی در فارسی امروز لزوماً حاوی معنای اهمیت یا بها نیست.

عیار

در اصل معیار سنجش خلوص فلز و مجازاً میزان کیفیت است. تنها وقتی سرنخ به سنجش کیفیت، طلا یا خلوص اشاره کند انتخاب طبیعی‌تری خواهد بود.

قیمت

خود یکی از اجزای سرنخ است و عمدتاً بهای مبادله را می‌رساند. چون «قدر» نیز در عبارت آمده، پاسخ جامع‌تر «ارزش» بر آن برتری دارد.

نکتهٔ تشخیصی: اگر تعداد خانه‌ها چهار باشد، «ارزش» از نظر شمار حروف و معنی دقیقاً منطبق است. «بها» و «ارج» سه‌حرفی‌اند و هر کدام فقط یکی از سایه‌های اصلی عبارت را برجسته می‌کنند؛ بنابراین در این مدخل جایگزین پاسخ نهایی نیستند.

فرق ظریف «قیمت داشتن» و «ارزش داشتن»

هر چیزی که در بازار معامله می‌شود قیمت دارد، اما ارزش آن ممکن است فراتر یا حتی متفاوت از قیمت روز باشد. قیمت معمولاً عددی است که برای خرید و فروش اعلام می‌شود؛ ارزش حاصل داوری دربارهٔ سودمندی، کمیابی، کیفیت، اهمیت یا شایستگی است. به همین علت می‌توان گفت یک شیء «قیمت کمی اما ارزش عاطفی زیادی» دارد. این جمله اگر ارزش و قیمت کاملاً هم‌معنا بودند، بی‌معنا می‌شد.

از سوی دیگر، «قدر» اغلب به شناختن جایگاه واقعی مربوط است. در عبارت «قدر فرصت را بدان»، سخن از پول نیست؛ مقصود درک اهمیت فرصت است. وقتی طراح «قدر» را با «قیمت» جفت می‌کند، پاسخ باید هم قابلیت اشاره به اهمیت فرصت را داشته باشد و هم قابلیت اشاره به بهای کالا را. «ارزش فرصت» و «ارزش کالا» هر دو ترکیب‌هایی طبیعی‌اند و همین آزمون ساده تناسب پاسخ را نشان می‌دهد.

کاربردهای رایج که معنی را روشن می‌کنند

ترکیب «ارزش مادی» ناظر به دارایی، هزینه، بهای بازار یا امکان مبادله است. «ارزش معنوی» به جایگاه اخلاقی، عاطفی یا فرهنگی اشاره دارد. «ارزش تاریخی» اهمیت یک رویداد، بنا یا سند را برای شناخت گذشته بیان می‌کند. «ارزش هنری» نیز داوری دربارهٔ کیفیت، خلاقیت و اثرگذاری یک اثر است و لزوماً با قیمت فروش آن برابر نیست.

در زبان روزمره، «برای کسی ارزش قائل شدن» یعنی او یا کارش را مهم و شایستهٔ احترام دانستن. «از ارزش افتادن» می‌تواند کاهش بها یا کاهش اعتبار را برساند و معنای دقیق آن از جمله معلوم می‌شود. این دوگانگی حساب‌شده همان ویژگی‌ای است که واژه را برای سرنخ «قدر و قیمت» ایده‌آل می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: پاسخ این مدخل ارزش است؛ واژه‌ای چهارحرفی که در یک سوی خود «بها و قیمت» و در سوی دیگر «قدر، اهمیت و شایستگی» را جای می‌دهد. گزینه‌هایی چون بها، ارج و اعتبار نزدیک‌اند، اما هیچ‌یک به اندازهٔ ارزش هر دو جزء سرنخ را هم‌زمان و در فارسی امروز پوشش نمی‌دهند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.