پرش به محتوای اصلی

قریه در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: دهکده، روستا

اگر خانه‌ها کمتر باشند، «ده» نیز پاسخ کوتاه این سرنخ است.

واژه «قریه» در فارسی امروز نام یک سکونتگاه کوچک بیرون از محدوده شهری است؛ به همین دلیل دو معادل روشن و طبیعی آن «دهکده» و «روستا» هستند. پاسخ ذخیره‌شده نیز هر دو صورت را کنار هم آورده است تا انتخاب نهایی با شمار خانه‌های جدول هماهنگ شود. این دو واژه در معنای اصلی بسیار نزدیک‌اند، اما لحن و فضای کاربردشان کاملاً یکسان نیست.

ده۲ حرف؛ کوتاه‌ترین معادل رایج
روستا۵ حرف؛ واژه معیار و امروزی
دهکده۵ حرف؛ معادلی تصویری‌تر و ادبی‌تر

چرا هر دو پاسخ درست‌اند؟

روستا

«روستا» در زبان رسمی و گفتار امروز فراگیرترین نام برای آبادی غیرشهری است. در خبر، جغرافیا، تقسیمات کشوری و ترکیب‌هایی مانند «جامعه روستایی» یا «راه روستایی» معمولاً همین واژه به کار می‌رود. بنابراین اگر طراح جدول به دنبال معادل خنثی و معاصر قریه باشد، روستا انتخاب بسیار محکمی است.

دهکده

«دهکده» همان حوزه معنایی را دارد، ولی اغلب تصویری از مجموعه‌ای کوچک، صمیمی و دارای بافت سنتی به ذهن می‌آورد. حضور این واژه در نثر داستانی، نام مکان‌ها و توصیف منظره بیشتر به چشم می‌خورد. برای سرنخی که حال‌وهوای ادبی یا قدیمی دارد، دهکده کاملاً مناسب است.

نکته مهم این است که تعداد حروفِ «روستا» و «دهکده» در نوشتار جدولی پنج است؛ پیوسته بودن حروف فارسی بر شمار آن‌ها اثری ندارد. حروف روستا عبارت‌اند از ر، و، س، ت، ا و حروف دهکده عبارت‌اند از د، ه، ک، د، ه. حروف متقاطع مشخص می‌کنند کدام پاسخ در جای خالی می‌نشیند: آغاز با «ر» به سود روستا و آغاز با «د» به سود دهکده است.

نقشه معنایی واژه قریه و معادل‌های آنقریه در مرکز قرار دارد و به روستا، دهکده و ده متصل است؛ آبادی واژه‌ای نزدیک اما گسترده‌تر معرفی شده است. قریه روستا · ۵ حرف دهکده · ۵ حرف ده · ۲ حرف آبادی · نزدیک

قریه دقیقاً چه معنایی دارد؟

قریه واژه‌ای عربی است که به فارسی راه یافته و در کاربرد معمول فارسی به «ده» یا محل سکونت گروهی از مردم با چندین بنا گفته شده است. تصور اصلی آن فقط یک خانه دورافتاده نیست؛ عنصر گردآمدن خانه‌ها و ساکنان در یک محل در معنای واژه حضور دارد. به همین سبب «روستا» و «دهکده» از یک مزرعه منفرد یا ناحیه‌ای کاملاً بی‌سکنه دقیق‌ترند.

در نوشته‌های ادبی، تاریخی، وقف‌نامه‌ها و اسناد قدیمی، عبارت‌هایی مانند «قریه مذکور»، «اهالی قریه» و «اراضی قریه» دیده می‌شود. در فارسی معاصر، همان جمله‌ها معمولاً با «روستای یادشده»، «ساکنان روستا» و «زمین‌های روستا» بیان می‌شوند. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که تفاوت اصلی بیشتر به دوره و سبک بیان مربوط است، نه به دو نوع کاملاً جدا از سکونتگاه.

ظرافت معنایی: در برخی متون عربی و کهن، «قریه» ممکن است بر هر محل مسکونیِ گردآمده، حتی مکانی بزرگ‌تر از روستای امروزی، دلالت کند. اما در یک جدول فارسی معمول، انتظار طراح همان معنای جاافتاده «دهکده، روستا» است.

املای قریه و شکل جمع آن

صورت معیار در خط فارسی «قریه» است. نوشتن «قریة» با تای گرد و نشانه عربی ممکن است در نقل دقیق متن عربی دیده شود، ولی برای نثر فارسی و پاسخ جدول، همان «قریه» درست و متعارف است. این واژه چهار حرف جدولی دارد: ق، ر، ی، ه. نباید آن را با «قاری» به معنی قرآن‌خوان یا «قرینه» به معنی همتا و نشانه اشتباه گرفت؛ شباهت ظاهری این واژه‌ها، معنای مشترکی میانشان ایجاد نمی‌کند.

جمع روان و فارسی آن «قریه‌ها» است. صورت عربیِ جمع، یعنی «قُری»، بیشتر در ترکیب‌های قدیمی، نام‌های خاص یا نوشته‌های تخصصی دیده می‌شود. اگر خود واژه «قریه» سرنخ باشد، البته شکل جمع در پاسخ دخالتی ندارد؛ با این حال شناخت آن کمک می‌کند سرنخ‌های «قریه‌ها» یا «جمع قریه» با سرنخ مفرد اشتباه نشوند.

قریه: مفردقریه‌ها: جمع فارسیقُری: جمع عربیروستایی: صفت نسبی

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌یک واقعاً در خانه‌ها می‌گنجد؟

ده

معادل مستقیم، بسیار کوتاه و دوحرفی قریه است. اگر فضای پاسخ فقط دو خانه داشته باشد، «ده» از دو جواب اصلی کاربردی‌تر خواهد بود. این واژه را نباید با عدد ۱۰ اشتباه گرفت؛ معنای آن را سرنخ و حروف پیرامونی تعیین می‌کنند.

آبادی

واژه‌ای نزدیک است که بر مکان آباد و دارای بنا یا سکنه دلالت دارد. آبادی می‌تواند روستا باشد، اما تأکید آن بر آبادبودن مکان است؛ از این رو برای هر سرنخ «قریه» الزاماً نخستین پاسخ نیست و باید با پنج حرف و تقاطع‌ها تأیید شود.

دیه

یک معادل کهن برای ده و قریه است. امروزه «دیه» پیش از هر چیز مبلغ جبران صدمه یا خون‌بها را به ذهن می‌آورد؛ بنابراین تنها وقتی حروف جدول و لحن قدیمی سرنخ آن را پشتیبانی کنند، انتخاب مناسبی است.

رستاق

در فرهنگ‌ها به ده و روستا نزدیک شده، ولی در کاربرد تاریخی گاهی بر ناحیه یا مجموعه‌ای از چند آبادی نیز اطلاق شده است. پس از نظر گستره همیشه معادل بی‌کم‌وکاست یک قریه منفرد نیست.

قصبه

به سکونتگاهی نسبتاً بزرگ و دارای اهمیت محلی گفته شده و ممکن است میان ده و شهر تصور شود. اندازه و جایگاه اداریِ القاشده توسط قصبه باعث می‌شود پاسخ ثانویه باشد، نه جایگزین خودکار روستا.

کاربرد واژه در جمله، برای روشن‌شدن لحن

«راه باریک به قریه‌ای در دامنه کوه می‌رسید.» در این جمله، قریه لحنی داستانی و قدیمی دارد.

«جمعیت روستا در سرشماری ثبت شد.» این صورت برای گزارش امروزی و رسمی طبیعی‌تر است.

«دهکده با خانه‌های گِلی در کنار چشمه شکل گرفته بود.» دهکده بر تصویر کوچک و یکپارچه مکان تأکید می‌کند.

«برای خرید آذوقه به ده رفت.» ده کوتاه، ساده و در گفتار فارسی آشناست.

مقایسه این جمله‌ها نشان می‌دهد که پاسخ‌ها از نظر هسته معنا مشترک‌اند، اما رنگ زبانی متفاوتی دارند. «قریه» رسمی‌تر یا کهن‌تر به گوش می‌رسد، «روستا» واژه معیار امروز است، «دهکده» حس توصیفی و تصویری بیشتری دارد و «ده» کوتاه‌ترین صورت آشناست.

جمع‌بندی انتخاب برای همین سرنخ

برای سرنخ مفرد «قریه»، پاسخ اصلی و مورد انتظار دهکده، روستا است. هر دو پنج حرف دارند؛ بنابراین حرف نخست و سایر تقاطع‌ها داور نهایی‌اند. اگر پاسخ دو خانه‌ای باشد، «ده» را وارد کنید. گزینه‌هایی چون آبادی، دیه، رستاق یا قصبه تنها در چینش‌های خاص و با تأیید تعداد حروف مناسب‌اند، زیرا هرکدام بار معنایی یا تاریخی جداگانه‌ای دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.