پرش به محتوای اصلی

قادر در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: توانا
«توانا» معادل مستقیم و پنج‌حرفیِ «قادر» است.

در این سرنخ، «قادر» نه نام شخص است و نه اشاره‌ای به لقب یا عنوان تاریخی دارد؛ واژه در نقش صفت آمده و از کسی یا چیزی سخن می‌گوید که توان انجام کاری را دارد. برابر روشن و طبیعی آن در فارسی «توانا» است. این پاسخ از نظر معنا دقیق است و با ساخت پنج‌حرفی خود نیز برای بسیاری از جدول‌های کلاسیک انتخاب مناسبی به شمار می‌آید.

واژهٔ سرنخقادر؛ صفتی برای دارندهٔ توان و قدرت
پاسخ اصلیتوانا؛ برابر فارسی و هم‌معنای مستقیم
تعداد حروفپنج حرف: ت، و، ا، ن، ا

چرا «توانا» دقیقاً با سرنخ جور است؟

هستهٔ معنایی «قادر» توانایی داشتن است. وقتی می‌گوییم کسی بر کاری قادر است، منظور این است که امکان، مهارت یا نیروی لازم برای انجام آن کار را دارد. «توانا» نیز همین ویژگی را به صورت یک صفت بیان می‌کند. بنابراین رابطهٔ این دو واژه توضیحی و دورادور نیست؛ یکی می‌تواند بی‌واسطه جای دیگری بنشیند: «فردی قادر» همان «فردی توانا» است.

این هم‌معنایی را می‌توان از جهت جمله‌سازی نیز دید. عبارت «او قادر به مدیریت کار بود» را می‌توان به صورت روان‌تر «او در مدیریت کار توانا بود» نوشت. اگر جمله فعلی باشد، «او توانست کار را مدیریت کند» همان مفهوم را با ساختی ساده‌تر می‌رساند. پس پاسخ جدول تنها یک تداعی نزدیک نیست، بلکه به ریشهٔ معنای سرنخ وصل می‌شود.

نکتهٔ زبانی: «قادر» در فارسی معمولاً با «به» می‌آید؛ مانند «قادر به حرکت». در مقابل، «توانا» گاهی با «در» یا به تنهایی به کار می‌رود؛ مانند «توانا در سخنوری» و «مدیری توانا». این تفاوت دستوری، هم‌معنا بودن آن‌ها را از بین نمی‌برد.

نقشهٔ معنایی واژه

رابطه معنایی قادر و توانا با واژه‌های نزدیکتوانا پاسخ مستقیم است؛ نیرومند بر نیروی زیاد، مقتدر بر اقتدار و کارآمد بر نتیجه‌بخشی تأکید دارند. قادرتوانا نیرومندتأکید بر نیروی زیاد مقتدرتأکید بر اقتدار کارآمدتأکید بر نتیجه و عملکرد

نمودار نشان می‌دهد که واژه‌های نزدیک، همیشه قابل تعویض کامل نیستند. «توانا» بدون افزودن بار معنایی خاص، خودِ توانایی را می‌رساند و به همین دلیل پاسخ نخست است. سه واژهٔ پایین هر کدام زاویه‌ای افزوده دارند و تنها در سرنخ‌های متفاوت یا با تعداد خانه‌های دیگر مناسب می‌شوند.

تفاوت پاسخ با گزینه‌های نزدیک

نیرومند؛ وقتی سخن از شدت نیروست

«نیرومند» معمولاً کسی یا چیزی را وصف می‌کند که نیروی جسمی، نفوذ یا قدرت زیادی دارد. هر نیرومندی قادر به برخی کارهاست، اما «قادر» لزوماً از شدت و بزرگی نیرو خبر نمی‌دهد. ممکن است کسی با دانشی محدود اما کافی، قادر به حل یک مسئله باشد؛ در این جمله «توانا» طبیعی است، ولی «نیرومند» ذهن را به قدرتی پررنگ‌تر می‌برد. این گزینه هفت حرف دارد و برای سرنخ‌هایی مانند «پرقدرت» یا «دارای نیروی بسیار» دقیق‌تر است.

مقتدر؛ توانایی همراه با اقتدار

«مقتدر» افزون بر توانایی، احساس فرمانروایی، نفوذ یا قدرت تثبیت‌شده را منتقل می‌کند. ترکیب‌هایی مانند «دولت مقتدر» یا «مدیر مقتدر» نشان می‌دهند که موضوع فقط توان انجام کار نیست، بلکه اعمال قدرت و تسلط نیز مطرح است. از این رو، با وجود نزدیکی معنایی، پاسخ شش‌حرفی «مقتدر» زمانی برتری دارد که سرنخ به «صاحب اقتدار» یا «پرنفوذ» اشاره کند.

قدیر؛ واژه‌ای نزدیک با کاربرد ویژه

«قدیر» با «قادر» هم‌خانواده و از نظر معنا بسیار نزدیک است. این واژه در زبان دینی و ادبی حضوری برجسته دارد و اغلب برای بیان توانایی فراوان یا قدرت مطلق به کار می‌رود. پس اگر سرنخ «بسیار توانا»، «از صفات خداوند» یا واژه‌ای چهارحرفی بخواهد، «قدیر» می‌تواند مطرح شود؛ اما برای سرنخ سادهٔ حاضر، «توانا» صریح‌تر و مطابق پاسخ ثبت‌شده است.

قوی و زورمند؛ دو انتخاب وابسته به بافت

«قوی» کوتاه‌تر است و دامنه‌ای گسترده دارد: بدن قوی، استدلال قوی یا احتمال قوی. «زورمند» بیشتر نیروی بدنی یا قدرت تحمیل را تداعی می‌کند. هیچ‌یک به اندازهٔ «توانا» ساخت «توانایی انجام دادن» را بی‌کم‌وکاست بازتاب نمی‌دهد. بنابراین وجود چند حرف مشترک در خانه‌های جدول می‌تواند این گزینه‌ها را کنار بزند یا فقط در سرنخی با بیان متفاوت وارد بررسی کند.

توانا: ۵ حرفقوی: ۳ حرفقدیر: ۴ حرفمقتدر: ۶ حرفنیرومند: ۷ حرف

ساخت و املای «توانا»

«توانا» از «توان» ساخته شده است؛ همان بن‌مایه‌ای که در واژه‌های «توانایی»، «توانمند» و فعل «توانستن» دیده می‌شود. حرف پایانی «ا» بخشی از صورت درست واژه است، بنابراین پاسخ با دو «ا» نوشته می‌شود: یکی پس از «و» و دیگری در پایان. جدا نوشتن یا افزودن نیم‌فاصله در این واژه جایی ندارد.

صورت حرف‌به‌حرف آن «ت ـ و ـ ا ـ ن ـ ا» است. در جدول، شکل نوشتاری ملاک شمارش خانه‌هاست و نه تعداد هجاها؛ «توانا» سه هجا دارد، اما پنج حرف و پنج خانه می‌گیرد. این تمایز مخصوصاً وقتی سودمند است که واژه در گفتار کوتاه‌تر از ظاهر نوشتاری‌اش به گوش برسد.

دام املایی: «توانا» را نباید با «توانا بودن» یا «توانایی» یکی گرفت. اولی پاسخ صفتی پنج‌حرفی است، در حالی که «توانایی» نامِ ویژگی و هفت‌حرفی است. صورت سرنخ که خود یک صفت است، انتخاب صفت «توانا» را تقویت می‌کند.

کاربردهای مختلف یک مفهوم

مهارت

«پزشکی توانا» یعنی پزشکی که دانش و مهارت کافی برای کار خود دارد. در این کاربرد، توانایی از تخصص می‌آید، نه الزاماً از قدرت بدنی.

امکان انجام

«دستگاه توانا به پردازش داده‌های سنگین» از ظرفیت فنی خبر می‌دهد. در نثر روان‌تر می‌توان گفت دستگاه «می‌تواند» آن داده‌ها را پردازش کند.

قدرت ذهنی

«ذهن توانا» ذهنی است که از عهدهٔ فهم، تحلیل یا آفرینش برمی‌آید. اینجا «زورمند» جایگزین مناسبی نیست، چون موضوع نیروی جسمانی نیست.

ویژگی عمومی

«انسان توانا» بسته به ادامهٔ جمله می‌تواند بر مهارت، اراده یا قدرت عمل دلالت کند. همین انعطاف، واژه را به معادل جامعی برای «قادر» تبدیل می‌کند.

از صفت تا فعل: «قادر است» و «می‌تواند»

در بسیاری از جمله‌ها، فارسی میان بیان صفتی و فعلی انتخاب دارد. «او قادر است متن را بخواند» و «او می‌تواند متن را بخواند» یک پیام اصلی دارند. شکل دوم معمولاً کوتاه‌تر و گفتاری‌تر است. در مقابل، وقتی قرار است خود شخص توصیف شود، «او فردی تواناست» ساختی طبیعی و موجز است. سرنخ جدول به جای یک عبارت فعلی، یک واژهٔ صفتی می‌خواهد؛ به همین علت «توانا» از «می‌تواند» مناسب‌تر است.

در کاربرد منفی نیز پیوند واژه‌ها آشکار می‌شود: نقطهٔ مقابل «قادر»، «ناتوان» یا «عاجز» است و نقطهٔ مقابل «توانا» نیز «ناتوان» به شمار می‌آید. این تقابل مشترک شاهد دیگری است که دو صفت در محور معنایی یکسان قرار دارند. البته «عاجز» گاهی درماندگی را نیز القا می‌کند، در حالی که «ناتوان» صرفاً نبود توان کافی را بیان می‌کند.

آیا «قادر» ممکن است اسم باشد؟

بله، «قادر» نام مردانه نیز هست و در برخی متن‌ها می‌تواند به یک شخص اشاره کند. همچنین در بافت دینی، «القادر» از نام‌ها و صفات الهی است. با این حال، جدول‌نویس وقتی فقط واژهٔ «قادر» را به عنوان شرح می‌آورد، معمولاً معنای لغوی آن را طلب می‌کند. پاسخ ثبت‌شدهٔ «توانا» نیز نشان می‌دهد که در این مورد باید سراغ صفت رفت، نه نام خاص.

تشخیص نقش واژه مانع یک خطای رایج می‌شود: اگر سرنخ شامل عبارتی مانند «نامی مردانه» یا «نام بازیگر...» بود، پاسخ می‌توانست یک اسم خاص باشد؛ اما سرنخ کوتاه و فرهنگ‌نامه‌ای حاضر، رابطهٔ مترادفی می‌سازد. در چنین رابطه‌ای، «قادر ← توانا» خوانش کامل و بی‌ابهام است.

جمع‌بندی معنایی در یک نگاه

«توانا» کسی یا چیزی است که توان لازم را دارد؛ «نیرومند» از نیروی زیاد خبر می‌دهد؛ «مقتدر» اقتدار و نفوذ را برجسته می‌کند؛ «قدیر» لحنی ادبی یا دینی و گاه معنای مبالغه دارد؛ و «کارآمد» بر عملکرد نتیجه‌بخش تمرکز می‌کند. این مرزبندی نشان می‌دهد چرا نزدیک بودن چند واژه به معنای قابل‌تعویض بودن آن‌ها در هر سرنخ نیست.

نتیجه: برای سرنخ «قادر» پاسخ اصلی و دقیق «توانا» است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی، با املای «ت و ا ن ا»، که بدون افزودن معنای اقتدار، زور یا شدت، همان مفهوم داشتن توان را منتقل می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.