پرش به محتوای اصلی

قاتل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: جانی
هم‌معنی چهارحرفی و رایجِ «قاتل» در جدول است.

برای سرنخ کوتاه «قاتل»، واژهٔ جانی انتخاب دقیق و شناخته‌شده‌ای است؛ هم از نظر شمار حروف با پاسخ چهارخانه‌ای جور درمی‌آید و هم در فارسی برای شخص تبهکار و مرتکب جنایت به کار می‌رود. در کاربرد روزمره، وقتی کسی را «جانی» می‌نامیم، معمولاً جنایتی سنگین و به‌ویژه قتل در ذهن تداعی می‌شود. به همین دلیل سازندگان جدول از این هم‌نشینی معنایی بسیار استفاده می‌کنند.

چیدمان پاسخ در چهار خانه

جانی

املای پاسخ پیوسته و بدون نیم‌فاصله است: «جانی». حرف دوم آن «الف» و حرف پایانی «ی» است؛ پس با «جنی» یا صورت‌های شنیداری مشابه اشتباه نمی‌شود.

چرا «جانی» برابر مناسبی برای قاتل است؟

«قاتل» نام کسی است که انسانی را کشته است. «جانی» در معنای عام‌تر به فردی گفته می‌شود که مرتکب جنایت شده؛ بنابراین دامنهٔ آن می‌تواند از قاتل گسترده‌تر باشد. با این حال در زبان عمومی، ادبیات داستانی و خبرهای جنایی، این کلمه بارها برای قاتل خطرناک به کار می‌رود. جدول کلمات متقاطع نیز بر همین بخش مشترک معنا تکیه دارد: شخصی که دست به جنایتی سخت زده و جان دیگری را گرفته است.

این رابطه را می‌توان چنین دید: هرگاه متن دربارهٔ قتل باشد، «جانی» می‌تواند وصف قاتل باشد؛ اما بیرون از آن بافت، ممکن است به جنایتکاری اشاره کند که الزاماً قتل مرتکب نشده است. پس پاسخ جدولی درست است، هرچند دو واژه در همهٔ جمله‌های تخصصی جانشین کامل یکدیگر نیستند.

رابطه معنایی جانی و قاتلجانی واژه‌ای گسترده‌تر است و در بافت قتل بر قاتل منطبق می‌شود؛ سفاک شدت خشونت را نشان می‌دهد و مهلک صفت چیز کشنده است. قاتلدر بافتِ قتل جانی سفاکتأکید بر بی‌رحمی مهلکصفتِ عامل کشنده هم‌پوشانی معنایی، نه برابری کامل در همهٔ بافت‌ها

معنی دقیق و ساختمان واژه

«جانی» در فارسی به معنای جنایتکار، بزهکار خطرناک یا کسی است که جنایتی انجام داده است. این واژه از «جانی» عربی، یعنی انجام‌دهندهٔ جنایت، وارد فارسی شده و در جمله نقش اسم یا صفت می‌گیرد. در «جانی دستگیر شد» اسم است و خودِ شخص را نام می‌برد؛ در ترکیب «مرد جانی» حالت وصفی دارد و ویژگی آن مرد را بیان می‌کند.

پیوند آن با «جنایت» از نظر معنا نیز روشن است: جنایت عملی سنگین علیه جان یا تمامیت جسمانی انسان است و انجام‌دهندهٔ آن «جانی» خوانده می‌شود. در گفتار غیرحقوقی، شدت منفی این واژه زیاد است؛ بنابراین برای یک خطاکار ساده یا کسی که تخلف کوچکی کرده به کار نمی‌رود. همین بار شدید، آن را به «قاتل» نزدیک می‌کند.

چهار حرفاسم شخصدارای بار منفی شدیدهم‌خانواده با جنایترایج در متن جنایی

مرز میان جانی و پاسخ‌های نزدیک

جانی

پاسخ اصلی این سرنخ است. چهار حرف دارد و شخصِ مرتکب جنایت را می‌رساند. در بافت جدول، کوتاهی و رواج آن برتری مهمی است.

آدم‌کش

از لحاظ معنای مستقیم، نزدیک‌ترین برابر فارسی برای قاتل است، زیرا عمل کشتن انسان را صریح بیان می‌کند؛ اما از «جانی» بلندتر است و برای تعداد خانه‌های متفاوت مناسب خواهد بود.

سفاک

بیش از آنکه صرفاً انجام قتل را گزارش کند، بر خون‌ریزی، قساوت و بی‌رحمی تأکید می‌گذارد. هر سفاک ممکن است قاتل باشد، ولی سرنخ باید نشانه‌ای از خشونت شدید هم داشته باشد.

مهلک

به معنی کشنده و نابودکننده است و معمولاً صفتِ چیزهایی مانند سم، بیماری، ضربه یا حادثه می‌شود. اگر سرنخ از «عامل کشنده» سخن بگوید مناسب است، نه وقتی مشخصاً نام یک شخص خواسته شده است.

خون‌ریز

شخصی را تصویر می‌کند که به کشتن و ریختن خون گرایش دارد. این واژه از یک قتل منفرد فراتر می‌رود و حالت یا سابقهٔ خشونت را برجسته می‌کند.

قتّال

صورت ادبی‌تر و کم‌کاربردتری است که مفهوم بسیار کشنده یا بسیار کُشنده دارد. تشدید در تلفظ آن مهم است و نباید تنها به دلیل نزدیکی ظاهری، جای پاسخ چهارحرفی «جانی» نشانده شود.

جمع‌بندی انتخاب واژه: اگر چهار خانه در اختیار است و سرنخ فقط «قاتل» نوشته شده، «جانی» بر گزینه‌های دیگر مقدم است. تغییر پاسخ زمانی منطقی می‌شود که شمار خانه‌ها یا حروف تقاطعی صریحاً صورت بلندتری مانند «آدم‌کش» را لازم کنند.

کاربرد «جانی» در جمله چگونه است؟

شناخت کاربرد طبیعی کلمه، تناسب آن با سرنخ را بهتر نشان می‌دهد. «پلیس جانی را شناسایی کرد» به شخصی اشاره دارد که جنایت به او نسبت داده شده است. در جملهٔ «شخصیت جانیِ داستان تا پایان ناشناس ماند»، کلمه وصفی است و فضای روایت قتل را می‌سازد. همچنین عبارت «یک جانی خطرناک» فقط وقوع عمل را نمی‌رساند، بلکه تهدید و سنگینی جرم را نیز به ذهن می‌آورد.

کاربرد اسمیجانی پس از بررسی شواهد شناخته شد.
کاربرد وصفیمأموران در پیِ مجرم جانی بودند.
بافت داستانیهویت جانی، گره اصلی روایت بود.

در نوشته‌های دقیق قضایی بهتر است میان «متهم»، «مرتکب»، «محکوم» و «قاتل» فرق گذاشته شود؛ کسی پیش از اثبات جرم صرفاً متهم است. اما سرنخ جدول یک تعریف لغوی کوتاه است و قصد صدور حکم دربارهٔ فرد واقعی ندارد. بنابراین کاربرد فرهنگ‌نامه‌ای «جانی = قاتل یا جنایتکار» برای آن کفایت می‌کند.

دو خوانش ظاهراً مشابه را اشتباه نگیریم

ترکیب حروف «جانی» گاهی ممکن است در ساخت‌هایی ادبی، چیزی منسوب به «جان» را به ذهن بیاورد؛ مانند تعبیری که دربارهٔ نیروی جانی یا امر مربوط به جان ساخته شود. این خوانش در فارسی امروز نادر است و با بافت مشخص می‌شود. در سرنخی که خودِ «قاتل» است، هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند و تلفظ و منظور همان «جنایتکار» است.

از سوی دیگر «جانی» را نباید «جِنّی» خواند. «جنی» با کسره و تشدیدِ نون، به موجودی منسوب به جن اشاره می‌کند و در نوشتار معیار نیز شکل و ریشهٔ دیگری دارد. حضور الف در «جانی» یکی از نشانه‌های روشن تفاوت املایی این دو واژه است.

از سرنخ تا پاسخ نهایی

سرنخ یک اسمِ شخص می‌خواهد، پاسخ ذخیره‌شده چهار حرف دارد و معنای رایج آن جنایتکار است. «جانی» هر سه ویژگی را یکجا فراهم می‌کند. «مهلک» با اینکه چهارحرفی است بیشتر برای شیء یا پدیده می‌آید؛ «سفاک» پنج حرف دارد و بار بی‌رحمی را می‌افزاید؛ «آدم‌کش» نیز صریح‌تر اما بلندتر است. در نتیجه نه فقط شباهت لغوی، بلکه نقش دستوری و طول پاسخ نیز انتخاب «جانی» را تأیید می‌کنند.

صورت آماده برای ثبت: جانی — با ترتیب حروف «ج، ا، ن، ی». این پاسخ نام شخص است و در این سرنخ به معنای قاتل یا جنایتکار به کار می‌رود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.