پرش به محتوای اصلی

فصلی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: موسمی
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی وابسته به فصل یا زمان معین.

سرنخ کوتاه «فصلی» در جدول، یک صفت هم‌معنی می‌خواهد و «موسمی» دقیق‌ترین جایگزین آن است. این پاسخ از پنج حرف «م، و، س، م، ی» ساخته می‌شود و بدون فاصله در خانه‌های جدول قرار می‌گیرد. پیوند معنایی آن نیز مستقیم است: هر اتفاق، فعالیت یا پدیده‌ای که به موسم مشخصی وابسته باشد، موسمی خوانده می‌شود.

از «موسم» تا «موسمی»

پایهٔ این پاسخ، اسم «موسم» است؛ یعنی هنگام، فصل یا موعدی شناخته‌شده برای یک رویداد. افزوده‌شدن «ی» نسبی، آن را به صفت تبدیل می‌کند: «موسمی» یعنی منسوب به موسم یا محدود به دوره‌ای معین. همین ساخت روشن سبب شده است که طراح جدول بتواند تنها با واژهٔ «فصلی» به آن اشاره کند.

نقش دستوری«موسمی» بیشتر صفت است و ویژگی یک اسم را بیان می‌کند؛ مانند کار موسمی، میوهٔ موسمی یا بارندگی موسمی.
هستهٔ معنارخداد یا وضعیتی که در تمام سال یکسان نیست و به زمان، فصل یا دوره‌ای ویژه وابستگی دارد.

در خواندن معمول فارسی، واژه را «موسِمی» تلفظ می‌کنیم. املای معیار آن با «و» و بدون همزه است. شکل «مؤسمی» نادرست است، زیرا واژه از «موسم» می‌آید و با خانوادهٔ واژه‌هایی مانند «مؤثر» یا «مؤسس» ارتباطی ندارد.

املا: موسمیتعداد حروف: ۵نوع واژه: صفتبن واژه: موسم

«موسمی» در جمله چه چیزی را می‌رساند؟

این صفت همیشه فقط نام یکی از چهار فصل را تداعی نمی‌کند. گاهی «موسم» دوره‌ای است که با طبیعت تعریف می‌شود، مثل فصل بارش؛ گاهی با کشاورزی، مثل هنگام برداشت؛ و گاهی با رفت‌وآمد یا بازار، مثل اوج سفر. نقطهٔ مشترک همهٔ این کاربردها، وابستگی به یک بازهٔ تکرارشونده و محدود است.

کارگر موسمی در روزهای برداشت محصول به باغ می‌آید.
در این جمله، استخدام دائمی نیست و با موعد برداشت آغاز و پایان می‌یابد.
رودخانهٔ موسمی در بخشی از سال آب فراوان‌تری دارد.
اینجا واژه از تغییر وضعیت طبیعی رود در دوره‌های مختلف سال خبر می‌دهد.
تقاضای موسمی برای سفر در تعطیلات افزایش پیدا می‌کند.
در این کاربرد، منظور فصل اقلیمی نیست؛ یک بازهٔ زمانی پرتکرار در رفتار اجتماعی است.

نقشهٔ معنایی پاسخ

رابطهٔ واژهٔ موسمی با کاربردهای آنموسمی در مرکز قرار دارد و به طبیعت، کشاورزی، کار و سفر مرتبط می‌شود؛ همهٔ این موارد به زمان معین وابسته‌اند. موسمیوابسته به زمان معین طبیعتباران و رودکشاورزیکشت و برداشتاشتغالنیروی کار موقترفت‌وآمدسفر در دورهٔ اوج

این نمودار نشان می‌دهد چرا «موسمی» دامنه‌ای وسیع‌تر از یک اصطلاح هواشناسی دارد. عامل پیونددهنده نه نوع رویداد، بلکه زمان‌بندی آن است. بارش، برداشت، اشتغال و سفر موضوعاتی متفاوت‌اند، اما وقتی وقوع یا شدت آن‌ها به دوره‌ای خاص گره بخورد، همگی می‌توانند با این صفت توصیف شوند.

مرز پاسخ با واژه‌های نزدیک

موسمی پاسخ اصلی

هم‌معنی مستقیم «فصلی» و مناسب سرنخ حاضر است. پنج حرف دارد و بر وابستگی به فصل یا موعد خاص تأکید می‌کند.

ادواری

بر تکرار در دوره‌های منظم تکیه دارد، اما آن دوره‌ها لزوماً فصل‌های سال نیستند. گزارش ادواری ممکن است ماهانه یا چندساله باشد.

سالانه

دقیقاً به رخداد هر سال اشاره می‌کند. چیزی می‌تواند سالانه باشد اما به فصل مشخصی وابسته نباشد؛ پس جانشین همیشگی موسمی نیست.

بهاره یا پاییزه

هرکدام فصل را صریح تعیین می‌کنند. تنها وقتی سرنخ یا حروف متقاطع فصل معینی را نشان دهد، چنین پاسخ‌هایی مطرح می‌شوند.

«نوبتی» نیز گاهی در فهرست مترادف‌های دور دیده می‌شود، ولی معنای اصلی آن انجام کار به تناوب یا بر اساس نوبت است. برای سرنخ بی‌قید «فصلی»، این واژه به اندازهٔ «موسمی» دقیق نیست. «دوره‌ای» هم مفهومی عام‌تر دارد و می‌تواند هر فاصلهٔ زمانی تکرارشونده‌ای را پوشش دهد.

آیا موسمی همان مونسون است؟

نه کاملاً. «موسمی» یک صفت عمومی فارسی است، در حالی که «مونسون» نام یک سامانهٔ اقلیمی شناخته‌شده است. بادهای مونسونی در مقیاس بزرگ و هم‌زمان با جابه‌جایی فصل‌ها الگوی خود را تغییر می‌دهند و می‌توانند دوره‌های پربارش و کم‌بارش پدید آورند. به همین دلیل در فارسی ترکیب «بادهای موسمی» برای مونسون به کار می‌رود، اما هر چیز موسمی الزاماً مونسونی نیست.

نکتهٔ معنایی: در «فروش موسمی» یا «کار موسمی»، واژه هیچ ارتباط مستقیمی با باد و باران ندارد. تنها می‌گوید فروش یا کار در زمان خاصی رونق می‌گیرد. پس نباید معنای گستردهٔ صفت را به اصطلاح تخصصی هواشناسی محدود کرد.

چرا این جواب با صورت سرنخ جور است؟

سرنخ به شکل صفت آمده است: «فصلی». پاسخ هم باید تا حد ممکن همان نقش را حفظ کند. «موسم» اگرچه از نظر ریشه‌ای نزدیک است، اسم و چهارحرفی است و معنای «فصل یا هنگام» می‌دهد؛ اما «موسمی» مثل خود سرنخ صفت است. این هماهنگی دستوری، همراه با هم‌معنایی و تعداد پنج حرف، انتخاب پاسخ را محکم می‌کند.

  • فصلی ← موسمی: تبدیل یک صفت به صفت هم‌معنی، بدون تغییر نقش.
  • فصل ← موسم: رابطهٔ دو اسم؛ برای سرنخی که «فصل» باشد مناسب‌تر است.
  • وابسته به فصل ← موسمی: تعریف گسترده‌تر همان پاسخ در فرهنگ‌های واژگان.

اگر حرف‌های تقاطعی در اختیار باشد، الگوی «م ـ و ـ س ـ م ـ ی» به‌سرعت پاسخ را تأیید می‌کند. دو بار آمدن حرف «م» نیز نکته‌ای است که در انتقال جواب به خانه‌ها باید به آن توجه کرد. «و» پس از حرف نخست نوشته می‌شود و هیچ همزه یا فاصله‌ای در ساخت واژه وجود ندارد.

چند ترکیب که معنی را روشن‌تر می‌کنند

میوهٔ موسمی محصولی است که در فصل طبیعی خودش فراوان‌تر یا تازه‌تر عرضه می‌شود. کوچ موسمی جابه‌جایی در زمان‌های معین سال، معمولاً متناسب با آب‌وهوا و دسترسی به مرتع، است. کسب‌وکار موسمی در بخشی از سال مشتری یا درآمد بیشتری دارد. بیماری موسمی نیز در دوره‌ای خاص شیوع یا شدت بیشتری نشان می‌دهد. این ترکیب‌ها یک مؤلفهٔ ثابت دارند: تغییر با گردش زمان.

در مقابل، «همیشگی» و «دائمی» در سوی دیگر این طیف معنایی قرار می‌گیرند. شغل دائمی به پایان یک فصل وابسته نیست، رود دائمی در سراسر سال جریان دارد و تقاضای همیشگی فقط به یک موعد محدود نمی‌شود. شناخت این تقابل کمک می‌کند بار معنایی «موسمی» را دقیق‌تر ببینیم: وجود در زمانی ویژه، نه الزاماً وجود پیوسته.

جمع‌بندی واژه: برای سرنخ «فصلی»، پاسخ تثبیت‌شده «موسمی» است؛ صفتی پنج‌حرفی، ساخته‌شده از «موسم + ی»، با معنای وابسته به فصل، هنگام یا دوره‌ای مشخص. واژه‌های «ادواری» و «سالانه» در بعضی جمله‌ها نزدیک‌اند، اما دامنه و تأکید متفاوتی دارند و جای پاسخ اصلی را در این سرنخ نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.