پرش به محتوای اصلی

فرصت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مجال، مهلت
هر دو واژه چهارحرفی‌اند؛ انتخاب نهایی به تقاطع حروف و مقصود سرنخ بستگی دارد.

سرنخ کوتاه «فرصت» بیش از یک هم‌معنای درست دارد، اما دو پاسخ جاافتاده و دقیق آن مجال و مهلت هستند. این دو در گفت‌وگوی روزمره گاهی به جای یکدیگر می‌نشینند، ولی یکسان نیستند: مجال بیشتر به امکان، گنجایش یا موقعیت انجام کار اشاره می‌کند و مهلت یک بازه زمانیِ داده‌شده برای به پایان رساندن کار است. همین تفاوت ظریف روشن می‌کند که چرا طراح می‌تواند با یک سرنخ، یکی از این دو واژه را در نظر داشته باشد.

چرا «مجال» پاسخ طبیعی‌تری است؟

وقتی فرصت به معنای امکان و موقعیت مساعد باشد، «مجال» نزدیک‌ترین جانشین است. در جمله «فرصت حرف زدن پیدا نکرد»، می‌توان بدون برهم خوردن مفهوم گفت «مجال حرف زدن پیدا نکرد». واژه در این کاربرد فقط چند دقیقه زمان را نشان نمی‌دهد؛ نبودن شرایط یا امکان سخن گفتن را هم می‌رساند. ترکیب‌های آشنایی مانند «مجال اندیشیدن»، «مجال بروز» و «مجال نفس کشیدن» نیز همین معنای گشایش و امکان را برجسته می‌کنند.

نمونه کاربرد: ازدحام برنامه‌ها مجال استراحت نداد؛ یعنی امکان و فضای مناسبی برای استراحت فراهم نشد.

مجال چهار حرف دارد: «م، ج، ا، ل». بنابراین اگر خانه اول با «م»، خانه دوم با «ج» یا خانه پایانی با «ل» قطع شده باشد، این پاسخ با اطمینان بیشتری انتخاب می‌شود. تلفظ آن نیز «مَجال» است و نباید با «مُحال» به معنای ناممکن اشتباه شود؛ تفاوت فقط یک خانه نیست، بلکه معنی دو واژه کاملاً جداست.

«مهلت» کدام وجه فرصت را نشان می‌دهد؟

مهلت زمانی مطرح می‌شود که برای انجام کاری مدت معینی در اختیار کسی قرار گرفته باشد. «فرصت تحویل مدارک تا شنبه است» در اصل از یک مهلت سخن می‌گوید؛ آغاز و پایان بازه اهمیت دارد و پس از پایان آن ممکن است امکان اقدام از دست برود. به همین علت «مهلت پرداخت»، «مهلت ثبت‌نام»، «مهلت قانونی» و «تمدید مهلت» ترکیب‌هایی دقیق و رایج‌اند.

نمونه کاربرد: برای تحویل گزارش یک هفته مهلت دادند؛ یعنی مدت مشخصی برای تکمیل و تحویل کار تعیین شد.

مهلت هم چهارحرفی است: «م، ه، ل، ت». حرف پایانی «ت» و حضور «ه» در خانه دوم آن را به‌سرعت از مجال جدا می‌کند. اگر صورت سرنخ به «زمان داده‌شده»، «مدت مقرر» یا «فرصت پرداخت» نزدیک باشد، مهلت معمولاً از مجال دقیق‌تر است.

مجال

محورِ امکان

پرسش پنهان این است: آیا زمینه و امکان اقدام وجود داشت؟ این واژه در کنار سخن گفتن، اندیشیدن، ظهور و استراحت طبیعی است.

مهلت

محورِ زمان

پرسش پنهان این است: چه مدت برای اقدام باقی مانده بود؟ این واژه با موعد، تمدید، تحویل و پرداخت پیوند روشن دارد.

فرصت مجال امکان و فضای اقدام مهلت مدت تعیین‌شده برای اقدام
یک مفهوم مرکزی با دو جهت: «مجال» به فراهم بودن امکان و «مهلت» به در اختیار بودن زمان نگاه می‌کند.

انتخاب میان دو پاسخ چهارحرفی

تعداد حروف در این مورد به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست، زیرا هر دو پاسخ چهار خانه را پر می‌کنند. الگوی حروف حاصل از واژه‌های عمودی یا افقی نقش اصلی را دارد. الگوی «م‌ج‌ا‌ل» بی‌درنگ به مجال می‌رسد و الگوی «م‌ه‌ل‌ت» مهلت را قطعی می‌کند. اگر فقط حرف نخست معلوم باشد، هنوز نمی‌توان تصمیم گرفت، چون هر دو با «م» آغاز می‌شوند.

فرصت بیان
مجال مناسب‌تر است، چون امکان سخن گفتن مورد نظر است.
فرصت پرداخت
مهلت دقیق‌تر است، چون مدت مقرر تا سررسید اهمیت دارد.
فرصت بروز
مجال با معنای زمینه ظهور و آشکار شدن سازگارتر است.
فرصت ثبت‌نام
مهلت بر بازه باقی‌مانده تا بسته شدن ثبت‌نام دلالت دارد.

گاهی خود سرنخ فقط یک کلمه است و هیچ نشانه معنایی اضافه‌ای نمی‌دهد. در چنین وضعی حروف تقاطعی معیار نهایی‌اند، نه ترجیح شخصی میان مترادف‌ها. پاسخ ذخیره‌شده نیز هر دو صورت معتبر را کنار هم آورده تا این ابهام طبیعی پوشش داده شود.

واژه‌های نزدیک؛ درست اما وابسته به تعداد خانه

برای «فرصت» چند واژه نزدیک دیگر هم ممکن است در فرهنگ‌ها یا جدول‌ها دیده شود، ولی هرکدام دامنه کاربرد خود را دارد. این گزینه‌ها نباید بی‌دلیل جای دو جواب اصلی را بگیرند؛ تنها وقتی تعداد خانه و حروف تقاطعی سازگار است می‌توان آن‌ها را جدی دانست.

وقت — ۳ حرف امان — ۴ حرف فرجه — ۴ حرف فراغت — ۵ حرف

وقت معنایی عمومی‌تر دارد و صرفاً زمان را نام می‌برد؛ هر وقتی الزاماً فرصت مساعد نیست. امان در تعبیرهایی مانند «امان ندادن» به فرصت یا مجال نزدیک می‌شود، اما معنی اصلی آن آسودگی و ایمنی از آسیب نیز هست. فرجه بیشتر برای فاصله یا مهلت کوتاهی به کار می‌رود که پیش از یک موعد داده شده است. فراغت به آسودگی از کار و وقت آزاد اشاره می‌کند و برای سرنخی که بر «فرصت آزاد» تأکید دارد محتمل‌تر است.

نکته معنایی: «فرصت دادن» یک ساخت فعلی است. اگر سرنخ دقیقاً همین عبارت باشد، پاسخ‌هایی از جنس «مهلت دادن» یا «مجال دادن» مطرح می‌شوند و نباید آن را با سرنخ اسمی و تک‌واژه‌ای «فرصت» کاملاً یکسان گرفت.

خانواده کاربردی این واژه‌ها

شناخت هم‌نشینی‌ها کمک می‌کند مقصود طراح روشن‌تر شود. درباره مجال، فعل‌های «یافتن»، «دادن»، «داشتن» و «نیافتن» بسیار طبیعی‌اند: مجال یافتن برای مطالعه، مجال دادن به دیگری و مجال نداشتن برای توضیح. درباره مهلت، فعل‌های «دادن»، «خواستن»، «گرفتن»، «تمدید کردن» و «تمام شدن» رایج‌اند: مهلت گرفتن برای بازپرداخت یا تمام شدن مهلت ارسال.

تفاوت در جمع بستن نیز دیدنی است. «فرصت‌ها» در زبان امروز بسیار رایج است؛ «مهلت‌ها» برای چند بازه مقرر به کار می‌رود و «مجال‌ها» کمتر در گفتار روزمره شنیده می‌شود، هرچند از نظر دستوری درست است. در تعبیر ادبی «مجال سخن نیست»، مجال به صورت مفرد و کلی می‌آید و به نبودن امکان ادامه گفتار اشاره دارد.

از نظر نوشتاری، «مجال» با جیم و «مهلت» با ه نوشته می‌شود. شکل‌هایی مانند «محلت» برای مهلت یا «مژال» برای مجال نادرست‌اند. خود کلمه «فرصت» نیز با حرف «ص» نوشته می‌شود. دقت به این تمایزها به‌ویژه جایی مهم است که پاسخ از روی شنیدن حدس زده شده باشد.

جمع‌بندی معنای سرنخ

اگر فرصت در جمله به معنی فراهم بودن زمینه، آزادی عمل یا امکان انجام کاری باشد، «مجال» انتخاب روشن‌تری است. اگر مقصود مدت زمانی باشد که تا یک موعد در اختیار فرد قرار دارد، «مهلت» دقیق‌تر خواهد بود. در یک جدول بدون توضیح اضافه، هر دو پاسخ معتبرند و چینش تقاطع‌ها مشخص می‌کند کدام‌یک در خانه‌ها می‌نشیند.

نتیجه نهایی: برای سرنخ «فرصت» ابتدا دو پاسخ چهارحرفی مجال و مهلت را در نظر بگیرید؛ «ج» در خانه دوم یا «ل» در خانه پایانی نشانه مجال است، و «ه» در خانه دوم یا «ت» در پایان به مهلت می‌رسد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.